مسئول نهاد رهبری در دانشگاه فرهنگیان اهواز:از سال ۷۴ یا ۷۵ با مرحوم شفیعی دوست و رفیق بودم. او نمونه یک مدیر موفق متعهد و انقلابی بود. انسانی که غمخوار همه بود و در دانشگاه همگی از دانشجویان و استادان تا کارمندان با او در ارتباط بودند و بهگونهای از آنها استقبال میکرد که انگار با آنها سالها رفاقت داشته است.
تشییع پرشور پیکر مرحوم شفیعی نشانه رضایت مردم بود
عبدالباری جوانمردزاده، مسئول نهاد نمایندگی مقاممعظمرهبری در دانشگاه فرهنگیان اهواز درباره شخصیت مرحوم شفیعی گفت: «از سال 74 یا 75 با مرحوم شفیعی دوست و رفیق بودم. او نمونه یک مدیر موفق متعهد و انقلابی بود. انسانی که غمخوار همه بود و در دانشگاه همگی از دانشجویان و استادان تا کارمندان با او در ارتباط بودند و بهگونهای از آنها استقبال میکرد که انگار با آنها سالها رفاقت داشته است. به همه توجه میکرد. یکی دیگر از ویژگیهای حجتالاسلام شفیعی که باعث دوست داشته شدن او شده بود این بود که یک قدرشناس واقعی بود و کاری به خط و خطوط سیاسی نیز نداشت.»
جوانمردزاده در ادامه افزود: «ایشان درعینحال که به عقاید خود پایبند و استوار بود اما حتی از جریانات مخالف یا ناهمگون نیز قدردانی میکرد. یعنی اگر فردی زحمتی میکشید و در جریان و جهت او نبود یا به حوزه وی مربوط نمیشد، همچنان قدردان بود. زمانی که یکی از روسای دانشگاهی تغییر کرد و فرد دیگری جایگزین او شد، همگی ریاست قبلی را فراموش کرده بودند اما وی همچنان از او یاد میکرد و جویای حالش بود. این ویژگی یک انسان خدوم و متعهد است. به تعبیر مقاممعظمرهبری وی فردی موفق در عرصههای دانشگاهی بود. در فعالیتهای فرهنگی نیز فردی موفق بود.» او درباره فعالیتهای مهم رئیس فقید نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاههای استان خوزستان گفت: «یکی از کارهای مثمرثمر او مدیریت جریان کرونایی در استان خوزستان بود. زمانی که در خوزستان وضعیت کرونا بسیار وخیم بود و کنترل این ویروس کار آسانی نبود، ایشان همگرایی و همدلی و هماهنگی را در استان به وجود آورد. با وجود اینکه حوزه کاری وی نبود اما توانست تاثیرگذار باشد. از آنجا که قریب 20 سال در دفتر نهاد رهبری در دانشگاه علوم پزشکی اهواز بودند و ارتباط زیادی با آنها داشتند، توانستند همگرایی منطقی ایجاد کنند. مجموعهها را دعوت میکرد و در اقدامات و برنامهریزیهای کلان برای ستاد کرونایی خوزستان شخصیتی تاثیرگذار بود و یکی از کارهای مهم وی این مورد است.» مسئول نهاد نمایندگی مقاممعظمرهبری در دانشگاه فرهنگیان اهواز در ادامه از اقدامات شفیعی در دوران سیلزدگی خوزستان گفت: «در سیلی که دو سال پیش در خوزستان اتفاق افتاد، او لباس طلبگی را از تن درآورد و وارد کارزار شد. حضور ایشان باعث احساس تکلیف مجموعههای دیگر شد. در روزهای سیلزدگی خوزستان از صبح تا شب درگیر کمک به آنها بود. یکی از ویژگیهای بارز ایشان این بود که اگر احساس میکرد خودش را مانند فرد عادی نشان دهد باعث همگرایی میشود، دریغ نمیکرد. مدیریت شورای دفاتر کار سختی بود. وی دلسوز و غمخوار جمع بود. درواقع چیزی که در ایشان احساس میشد و متبلور بود، همین غمخوار بودن است. غم خودش را قورت میداد و غمخوار تمامی اعضا بود. اگر مشکل اجتماعی یا مالی برای فردی به وجود میآمد، برای حل آن تلاش میکرد. در کنار آن امام جماعت مسجد صاحبالزمان بود و هم دفاتر نهاد استانی و دانشگاهی را مدیریت میکرد. برنامهریزی دقیق و منسجمی داشت. او به هر وعدهای که میداد در زمان خودش عمل میکرد. اگر قول میداد، تخلفپذیر نبود. به مسجد و برنامههای آن میرسید و در کنار آن دفاتر را نیز مدیریت میکرد. به خانوادهاش نیز میرسید و همگی از او راضی بودند. اینکه تمامی نزدیکان وی از او راضی بودند و در کار خود نیز موفق بود، از نظر من چیزی جز مورد عنایت حق بودن نیست. وی مرضی حق بوده است. اگر به تشییع پیکرش نیز نگاهی بیندازیم، استقبال بینظیر مردم را میبینیم. به اندازه راهپیمایی 22بهمن مردم برای تشییع این پیکر آمده بودند. از لحاظ علمی، اجتماعی و مدیریت فرهنگی موفق بود و وجهه خوبی در انظار عمومی داشت.» وی در ادامه خاطرهای از حجتالاسلام شفیعی گفت: «یکی از همکاران ما دچار بیماری آپاندیس شد و من ساعت 11 شب چون در دانشگاه علوم پزشکی مشغول بود، برای پرسوجو درباره بیمارستان با وی تماس گرفتم. بعد از مدت کوتاهی آمد و ما را بهسمت بیمارستان برد. تا زمانی که خطر مرتفع شد نیز کنار ما ماند. همیشه تلاش میکرد به انسانها کمک کند. شرایط را برای آنها آسانتر کند. او همیشه جویای حال همسایگان بود. یکبار در نزدیکی مسجد صاحبالزمان مطبی ساخته شد و زمانی که وی متوجه شد، به مطب رفت و به خانم دکتر خیرمقدم گفت. کارهایی از ایندست به وجهه مردمی وی بسیار کمک کرد. در کنار همسایگان و هممحلهایهای خود بود و جویای حالشان میشد.»
مطالب پیشنهادی







