محاکمه دختری که در ۱۶سالگی پدرش را کشت

فروغ طباطبایی: اشک‌های دختر جوان که ۶ سال قبل در ۱۶سالگی پدرش را کشته بود نتوانست دل دو برادرش را برای اعلام گذشت نرم کند و آنها به قصاص خواهرشان اصرار کردند.

  • ۱۳۹۶-۰۳-۰۷ - ۲۰:۳۴
  • 00
محاکمه دختری که در ۱۶سالگی پدرش را کشت

چشم امید به قانون نجات‌بخش

چشم امید به قانون نجات‌بخش

این دختر که حالا چشم  امید به قانون جدید دارد  دیروز  در راستای اعمال ماده نجات‌بخش 91 قانون مجازات اسلامی جدید پای میز محاکمه ایستاد. این درحالی است که حکم قصاص مادر وی   به جرم مشارکت در جنایت در دیوان عالی کشور مهر تایید خورده است.
بامداد بیست‌وهشتم خرداد 90 جنازه خونین یک مرد میانسال به نام حسن در یکی از  خیابان‌های لواسان  پیدا شد. همسایه‌ها به محض روبه‌رو شدن با جنازه آن را شناسایی کرده و با پلیس تماس گرفته بودند. پلیس در نخستین گام از تحقیقات به پرس‌و‌جو از همسر حسن به نام فريده و دختر 16 ساله‌اش مهسا پرداخت.

 فرش روی دیوار رازگشای جنایت
درحالی که مادر و دختر ادعا می‌کردند  حسن قربانی درگیری خیابانی شده است  فرش خیس پهن شده روی دیوار خانه حسن شک پلیس را برانگیخت و فرضیه جنایت خانوادگی قوت گرفت.
سرانجام فریده 45 ساله و دختر نوجوانش  لب به اعتراف گشودند و به قتل اعتراف کردند.
فریده گفت: «مهسا می‌خواست با پسر مورد علاقه‌اش ازدواج کند اما  شوهرم مخالف این ازدواج  بود. به همین خاطر دخترم نقشه قتل پدرش را کشید. شوهرم را با آبميوه مسموم،  بيهوش كرديم و بعد با چاقو به جانش افتادیم.»

 صدور حکم قصاص برای مادر و دختر
این مادر و دختر در شعبه 113 دادگاه کیفری سابق استان تهران پای میز محاکمه ایستادند و به قصاص محکوم شدند. حکم صادره در دیوان‌عالی کشور تحت بررسی موشکافانه قرار گرفت و حکم قصاص فریده تایید شد ولی حکم قصاص دختر نوجوان پس از تصویب و لازم‌الاجرا شدن قانون مجازات اسلامی جدید در راستای اعمال ماده  نجات‌بخش 91 که برای محکومان زیر 18سال امتیاز ویژه‌ای قائل شده است، در دیوان شکست و مهسا بار دیگر پای میز محاکمه ایستاد.

 اصرار برای قصاص خواهر
در جلسه رسیدگی به این پرونده که دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست محسن زالی و با حضور یک مستشار تشکیل شد، دو برادر مهسا در جایگاه ویژه ایستادند و برای خواهرشان حکم قصاص خواستند. آنها گفتند ما به هیچ قیمتی از خون پدرمان گذشت نمی‌کنیم. مهسا لیاقت داشتن پدر را نداشت و به همین خاطر دست به قتل پدرمان زد.
سپس مهسا که از کانون اصلاح و تربیت به دادگاه منتقل شده بود در حالی که اشک می‌ریخت به دفاع پرداخت. وی گفت: «بچه بودم که تصمیم به قتل پدرم گرفتم. پدرم مرد سختگیری بود و هر بار به خاطر رفتن به خانه دوستانم، آرایش کردن یا  صحبت کردن با موبایل با من درگیر می‌شد و مرا کتک می‌زد. اما در آن زمان نمی‌دانستم او به خاطر خودم چنین رفتاری با من دارد.  ترک‌تحصیل کرده بودم و دیگر به مدرسه نمی‌رفتم که با پسر همسایه‌مان به نام امین آشنا شدم. سه‌ماه رابطه دوستانه ما با هم ادامه داشت. امین به من علاقه‌مند بود و می‌خواست به خواستگاری‌ام بیاید. به همین خاطر پدرم یکی از دوستانش را برای تحقیق به محل کار امین فرستاد اما چند روز بعد به من گفت امین پسر خوبی نیست و باید رابطه‌ام را با او تمام کنم.»
 این دختر ادامه داد: «من که از شنیدن این حرف شوکه شده بودم از مادرم خواستم تا وساطت کند اما پدرم با مادرم درگیر شد و مادرم را هم  به شدت کتک زد. همان شب بود که نقشه قتل پدرم را کشیدم و ماجرا را با مادرم در میان گذاشتم. من و مادرم به پدرم آبمیوه مسموم خوراندیم و وقتی بی‌حال شد هر کدام چند ضربه چاقو به او زدیم.  برای  اینکه پلیس گمراه شود، جنازه را مقابل در خانه همسایه انداختیم.»
 مهسا گفت: «من در آن زمان نزدیک به 16 سال داشتم و بچه بودم. حتی نمی‌دانستم مجازات کسی که دست به قتل  اعضای خانواده‌اش بزند، قصاص است. در کانون با قانون آشنا شدم. در مدتی که در کانون هستم قرآن  و نماز می‌خوانم و هر روز که می‌گذرد بیشتر متوجه اشتباهی که مرتکب شده‌ام می‌شوم. من حالا دلتنگ پدرم هستم اما می‌دانم دیگر کاری از من ساخته نیست.»
در این بین بار دیگر قضات دادگاه نظر دو برادر مهسا را درباره گذشت از خون پدرشان پرسیدند اما آنها گفتند حاضر به گذشت نیستند. یکی از آنها گفت: «من رابطه خوبی با خواهرم داشتم اما او دست به اشتباهی زد که به هیچ قیمتی قابل گذشت نیست. حتی اگر دادگاه هم طبق قانون جدید او را از قصاص معاف کند من و برادرم سراغ او نمی‌رویم و نمی‌خواهیم دیگر او را ببینیم.»
مهسا که اشک می‌ریخت و  به پای دو برادرش افتاده بود به قضات دادگاه گفت: «اگر آزاد شوم کسی را ندارم تا با او زندگی کنم. حاضرم برای زندگی به بهزیستی بروم.»
 در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.

مطالب پیشنهادی
نظرات کاربران