محمود کلاری از کارگردان فقید گفتفرهیختگان آنلاین: پس از دومین برنامه از سلسلهبرنامههای بزرگداشت عباس کیارستمی در جشنواره جهانی فیلم فجر، با محمود کلاری صحبت کردیم تا برایمان توضیح دهد این احساس خوشحالی توام با ناامیدی که در این جشنواره حکمفرماست دلیلی به جز عباس کیارستمی دارد؟ کلاری به آیسینما گفت: «بیشتر مربوط به شخصیت عباس کیارستمی است.»
شخصیت عباس کیارستمی قابل شناختن نبود
محمود کلاری، روز یکشنبه در مراسم بزرگداشت عباس کیارستمی یکی از مهمانانی بود که از کارگردان بزرگ ایران گفت و شنید. نبود کلاری که به عنوان مدیر فیلمبرداری دو اثر در کنار کیارستمی حضور داشته، در صحبتهایش توضیح داد: «شاید این جمله که «او مثل هیچکس نبود» تبدیل به کلیشه شده باشد، اما این مساله درباره کیارستمی یک حقیقت کامل است و به وضوح و روشنی میتوان آن را به زبان آورد.»
مخصوصا پس از خروجش از سالن و در لحظههایی که تمام حضار با اندکی سردرگمی از سالن بیرون میآیند. البته که جوانترهایی دوروبر کلاری را گرفتهاند و میخواهند خاطرات بیشتری از زبان او بشنوند. کلاری در این لحظات و برای توضیح این سردرگمی و تلفیق خوشحالی و ناامیدی به آی سینما میگوید: «از شخصیت خود کیارستمی میآید. شخصیت کیارستمی تکبعدی و قابل شناختن نبود که در برخوردهای اول بتوان او را شناخت یا حتی در برخوردهای مکرر. ساده نبود. روح و ذهن پیچیدهای داشت و به نظرم این گیجی و سردرگمی بازتاب همان وضعیت باشد.»
بخشی از این موقعیت از آنجا میآید که تکلیف آدمها با کیارستمی مشخص نیست: «چه آنهایی که عاشقش بودند و چه آنهایی که با او تضاد داشتند و این تضاد را پنهان نمیکردند. همه آدمها نسبت به او دچار تردید بودند. مثلا دقت کردید که حتی کسانی که با او درتضاد هستند هم قاطعانه و کامل او را نفی نمیکنند؟»
مدیر فیلمبرداری «باد ما را خواهد برد» که در نشست بزرگداشت میگوید: «کیارستمی خلاف قواعد عمل میکرد. به عنوان مثال، اگرچه قواعد زیباییشناسی را پسِ ذهن خود داشت، اما هیچگاه به دنبال پیدا کردن بهترین و زیباترین تصویر نبود. در واقع کیارستمی قواعد اجرایی خود را داشت که با دیگران متفاوت بود.» همین تفاوتهاست که باعث میشود تا یک نفر تیتر «من از عباس کیارستمی متنفرم» را روی یادداشتش بنویسد و بازهم تکلیفش با کارگردان بینالمللی ایران مشخص نباشد. دستکم این مثال را کلاری به آی سینما میگوید: «در نهایت متن به این نتیجه میرسیدید که نویسنده این ادعا را دارد اما بازهم دست و پایش میلرزد و نمیتواند به روشنی این حرف را بزند. به همین خاطر است که آن گیج و منگ بودنی که میگویید به شخصیت خود کیارستمی برمیگردد. آدمها همچنان گیج هستند و باورشان نمیشود که ماجرا چیست.»
مطالب پیشنهادی







