• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۳۹۹-۰۴-۱۷ - ۰۱:۱۲
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
گفت‌و‌گوی « فرهیختگان» با فرزانه طاهری، همسر هوشنگ گلشیری:

برای تشکیل جلسات کانون نویسندگان، از مهاجرانی مجوز گرفتیم

همسر هوشنگ گلشیری درخصوص اظهارنظری که عطاءالله مهاجرانی درباره نگارش اساسنامه کانون نویسندگان کرده و نقل‌قولش از مرحوم هوشنگ گلشیری، از طاهری پرسیدیم؛ اما او بدون رد ادعای مهاجرانی، اعلام کرد عضو هیات‌دبیران کانون نبوده است.

برای تشکیل جلسات کانون نویسندگان، از مهاجرانی  مجوز گرفتیم

به گزارش «فرهیختگان»، فرزانه طاهری، نویسنده و مترجم ایرانی و همچنین همسر هوشنگ گلشیری است که از سال ۱۳۷۹ و پس از مرگ همسرش، بنیاد هوشنگ گلشیری را تاسیس کرد. او در کانون نویسندگان هم عضویت داشت و در زمانی که عطاءالله مهاجرانی وزیر ارشاد بود، خیلی از حوادث کانون را از نزدیک مشاهده کرد. درخصوص اظهارنظری که عطاءالله مهاجرانی درباره نگارش اساسنامه کانون نویسندگان کرده و نقل‌قولش از مرحوم هوشنگ گلشیری، از طاهری پرسیدیم؛ اما او بدون رد ادعای مهاجرانی، اعلام کرد عضو هیات‌دبیران کانون نبوده  است. بدون‌شک طاهری از این حق برخوردار است که از ایجاد حاشیه برای خودش پرهیز کند و نخواهد به این سوال جواب بدهد؛ اما گفت‌وگو را با او ادامه دادیم و به چند نکته جالب رسیدیم. در صحبت‌های طاهری حتی به این هم اشاره شد که کانون نویسندگان برای برگزاری جلساتش مجوزی با دستخط وزیر ارشاد  وقت دریافت کرده بوده است.

درخصوص توئیت مهاجرانی راجع‌به اختلاف بین اعضای کانون نویسندگان ایران بر سر گذاشتن یا نگذاشتن عبارت «به نام خدا» بر صدر اساسنامه کانون، که از قول همسر‌تان بیان شد، ارزیابی شما چیست؟ اصولا کانون برای گرفتن مجوز رسمی فعالیت اقدام کرده بود؟

خیلی در جریان دقیق ماجرا نیستم ولی ایشان بعد از برخی وقایع دهه هفتاد، مجوزی برای مجمع عمومی در خانه خانم بهبهانی دادند که البته حتی در روز تعطیل هم بود، این را به خاطر دارم.

خودشان یعنی مهاجرانی؟

بله، شخص آقای مهاجرانی بودند. این جلسه را در جریان بودم ولی جزئیات درباره اساسنامه و اینکه چه مذاکراتی بین آنها شده را اطلاع ندارم.

مجوزی که اشاره می‌کنید مهاجرانی داده است برای چه  نوع فعالیتی بود؟

مجوز نوشت که اجازه دادیم این جلسه تشکیل شود. بعد از آن اتفاقات بود که قرار بود مجمع عمومی تشکیل شود و تماس گرفتند و به گلشیری گفتند این کار را انجام ندهید. گلشیری هم با مهاجرانی تماس گرفت که تعدادی از دوستان ما آسیب دیده‌اند و قرار است ما در خانه شخصی فردی جمع شویم. ایشان هم نامه‌ای نوشت و داد که این جلسه با آگاهی و اطلاع ما در آن خانه برگزار می‌شود.با مجوزی که آقای مهاجرانی روز پنجشنبه که وزارتخانه تعطیل بود صادر کرد، ما جلسه را برگزار کردیم. گلشیری این مجوز را رفت و گرفت و من هم راننده بودم. آقای کردوانی که در آلمان هستند، آن زمان در جریان گرفتن این نامه بودند ولی درباره اساسنامه واقعا نمی‌دانم آقای مهاجرانی چه دوره‌ای را بیان کردند که گلشیری گفته این بحث‌ها بوده است.

اینکه می‌خواستند اساسنامه‌ای تنظیم کنند، بعد از این داستان بود؟

خیر. این اساسنامه برای قدیم است. برای زمانی است که در هیات‌دبیران بحث‌هایی درباره ثبت‌شدن کانون بود. این مجوزی که بنده می‌گویم، بعد از دهه 70 بود یعنی اواخر زندگی گلشیری است.

غیر از آنچه بین مهاجرانی و گلشیری گذشت، بین خود اعضای انجمن این بحث بیان نشده است؟

من چنین مطلبی را به یاد ندارم چون در هیات‌دبیران نبودم و آنها در هیات‌دبیران این بحث‌ها را می‌کردند. من در جلسات عمومی بودم.

کسی را می‌شناسید که مطلع باشد تا این ماجرای اساسنامه کانون را رد یا تایید کند؟

به یاد ندارم بیانیه کانون در چه زمانی منظور بوده است. آقای مهاجرانی از اساسنامه اسم می‌برد، من درباره اساسنامه تا زمانی که خودم و گلشیری بودیم، چنین بحثی را به یاد ندارم؛ چون عضو هیات‌دبیران نبودم. هیات‌دبیران آن زمان را در اسناد کانون می‌توانید پیدا کنید. آقای درویشیان بود که فوت شدند و بقیه آقایان.

اساسا تردیدی در این مسائل وجود داشت؟ دودستگی وجود داشت؟

درباره هرکلمه‌ای ممکن بود بحث شود ولی این جزئیاتی که ایشان نوشته را در جریان نیستم.

جو کانون اقتضا می‌کرد چنین سخنی را درباره‌اش باور کنیم؟

کانون به این مسائل مربوط نبود. مساله کانون آزادی بود. آدم‌هایی با باورهای بسیار متفاوت در آنجا حول هدف مشترک جمع می‌شدند. اینها مسائل جنبی است. قرار نبود هرکسی که آنجا هست از یک نحله فکری باشد یا یک موضع سیاسی واحدی داشته باشد یا فلسفه واحدی را پیروی کند. تنها وجه‌مشترک این حرکت عمدتا صنفی است.

حول ادبیات چپ و...؟

دست‌کم در دوره‌ای که من حضور داشتم اگر بیانیه‌ها را جست‌وجو کنید، وظیفه کانون نویسندگان در مقوله آزادی بیان و قلم عنوان شده و اینکه بعد از آن چه شده، من نبودم و نمی‌توانم توضیحی دهم.

ادبیات چپ در آن زمان محور نبوده است؟

اگر منظور شما از چپ، ادبیات مارکسیستی است، خیر.

منظورم چیزهایی مثل ضدآمریکایی یا ضدسرمایه‌داری بودن است.

آن هم جزء عدالت قرار می‌گیرد.

چرا از کانون خارج شدید؟

من دلایل شخصی داشتم.

چرا کانون به رونق گذشته نیست؟

من این را نمی‌دانم. ترجیح می‌دهم در این مورد نظری ندهم.

قدیس‌پروری و برخوردهای اینچنینی، برای مثلا شاملو را چطور ارزیابی می‌کنید؟

این تنها به کانون مربوط نمی‌شود. این کل جامعه است. آن را در کل جامعه می‌بینید. آن تعداد جمعیتی که در تشییع‌جنازه شرکت کردند، جوانانی که هنوز سر خاک این افراد می‌روند و شعرهای آنها را می‌خوانند، ربطی به کانون ندارند. کانون به‌عنوان شاعر از این فرد تجلیل می‌کند. بقیه موارد، اتفاقاتی است که در سطح جامعه رخ می‌دهد.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰

یادداشتهای روزنامه فرهیختگانیادداشت

سهم طبقۀ متوسط از صنعت سریال‌سازی؛

«افعی تهران» از چه کسی انتقام گرفت؟

فرصتی برای تجدید ظهور «خوبی مردم ایران»؛

مفهوم ملت را زنده کردند

فیلم پرحاشیه «بیبدن» با قصه‌‌ای به‌اندازه از ایده‌ای مهم دفاع کرد؛

سینمای اجتماعی زنده است

درباره فیلم «بی‌بدن»؛

قصه‌گویی شرافتمندانه درباره قصاص

مصطفی قاسمیان، خبرنگار:

یک درامدی خوب و تماشاگرپسند

اهل ملت عشق باش؛

عشق و دیگر هیچ...

آقای کارگردان! چه داری می‌کنی با خودت؟!

آنتی ‌کانسپچوآل آرت ترک و کُرک و پَر ریخته حسن فتحی

مریم فضائلی، خبرنگار:

چشم‌هایمان گناه داشتند!

میلاد جلیل‌زاده، خبرنگار گروه فرهنگ:

رویاهای شخصی‌ات را نفروش!

سریال پرطرفدار «حشاشین» چه می‌گوید؛

علیه شیعه یا علیه اخوان؟

راضیه مهرابی‌کوشکی، عضو هیات‌‌علمی پژوهشکده مطالعات فناوری:

فیلم «اوپنهایمر» به مثابه یک متن سیاستی

میلاد جلیل‌زاده، خبرنگار گروه فرهنگ:

از شما بعید بود آقای جیرانی

ایمان‌ عظیمی، خبرنگار:

دیکته نانوشته غلط ندارد

درباره هزینه‌ای که می‌شد صرف «هفت سر اژدها» نشود؛

چرخ را از نو اختراع نکنیم

فرزاد حسنی بعد از سال‌ها، به قاب تلویزیون آمد؛

بازگشت امیدوارکننده

در نقد بهره کشی «علی ضیا» از شهرت؛

از موج ابتذال پیاده شو

محمد زعیم‌زاده، سردبیر فرهیختگان:

در عصر پساواقعیت به احمد خطر حرجی نیست اما...

سیامک خاجی، دبیر گروه ورزش:

برای خداحافظی زود بود آقای جملات قصار!

محمدرضا ولی‌زاده، فرهیختگان آنلاین:

عجایب آماری دیدم در این دشت!

محمدامین نوروزی، مستندساز:

از این طرف که منم راه کاروان باز است...

فاطمه دیندار، خبرنگار:

برای درخشش سیمرغ‌های بلورین

محمد زعیم‌زاده، سردبیر؛

کدام سینما؟کدام نقد؟

حامد عسکری، شاعر و نویسنده:

فیلم دیدن با چشم‌های تار...

چهل و دومین جشنواره فیلم فجر؛

چند نقد بر فیلم سینمایی «آپاراتچی»

«صبحانه با زرافه‌ها»؛

یک وس اندرسون ایرانی تمام‌عیار

ویژه‌نامه جشنواره فیلم فجر؛

«صبحانه با زرافه‌ها»؛ معنازدایی از جهان

«صبحانه با زرافه‌‌ها»؛

تهش هیچی نیست، پس لذت ببر!

درباره فیلم جدید سروش صحت؛

قرار صبحانه با خودمان

هومن جعفری، خبرنگار:

مردی که سازش نمی‌کرد

در روزگار بی‌مایگی حضور قاف غنیمتی است؛

برای «قاف» و عمو اکبر

تولد قاف به میزبانی اکبر نبوی با همکاری «فرهیختگان»؛

«قاف» نمی‌خواهد متکلم‌ وحده باشد

میلاد جلیل‌زاده، خبرنگار گروه فرهنگ؛

هنوزم نقش بازی می کنی آقای فرخ نژاد؟

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار