نگاهی به فیلم سینمایی «سال دوم دانشکده من»داستان فیلم «سال دوم دانشکده من»، پیرامون دو دختر دانشجو به نامهای مهتاب و آواست که در قالب یک اردوی دانشجویی به شهر اصفهان سفر میکنند و در جریان این اردو برای آوا حادثهای رخ میدهد و درنهایت مهتاب با علی؛ نامزد آوا وارد رابطه عاطفی میشود.
روز بد صدرعاملی
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، فیلم سینمایی «سال دوم دانشکده من» به کارگردانی رسول صدرعاملی بهتازگی در شبکه نمایش خانگی پخش شده است. سیزدهمین فیلم بلند سینمایی صدرعاملی برای نخستینبار در سیوهفتمین دوره جشنواره فیلم فجر در سال 1397 در بخش سودای سیمرغ حضور داشت و بهرغم نامزدی بهترین موسیقی متن برای کریستف رضاعی، اما درنهایت موفق به دریافت جایزه نشد. داستان فیلم، پیرامون دو دختر دانشجو به نامهای مهتاب و آواست که در قالب یک اردوی دانشجویی به شهر اصفهان سفر میکنند و در جریان این اردو برای آوا حادثهای رخ میدهد و درنهایت مهتاب با علی؛ نامزد آوا وارد رابطه عاطفی میشود.
فیلمنامه این اثر -به قلم پرویز شهبازی خالق فیلمهایی چون «نفس عمیق»، «خانه دختر» و... است- فیلمنامه درخشانی است. از جهات بسیاری میتوان فیلمنامه را به فیلمنامههای وودی آلن، کارگردان و نویسنده بزرگ سینما تشبیه کرد و فارغ از جنبههای طنز آثار وودی آلن، آشفتگی روابط عاطفی در طول یک فیلم را در آثار ایندو مورد بررسی قرار داد و مشابهتهای بسیاری پیدا کرد. البته باید همه این آشفتگیها را در بستر یک فیلم ایرانی نگاه کرد و دانست که بدونشک فیلمنامهنویس و فیلمساز محدودیتهای بسیاری داشتهاند. برای مثال بازگشت آوا به زندگی و علی یعنی نامزدش و همچنین بازگشت مهتاب و نامزدش منصور بههم از مقتضیات فیلمهای ایرانی است. خصوصا اینکه این بازگشت در یک پلان کوتاه (پلان برف در فضای دانشگاه) اتفاق میافتد و فیلم به پایان میرسد. چیزی که اگر قرار بود کاملا وودی آلنی باشد، بدونشک اتفاق نمیافتاد یا با دگرگونیهای بیشتری به اینجا میرسید. (نگاه کنید به فیلمنامههای آنیهال و منتهن)
اما با وجود همه این محدودیتها یا کمکاریهای قلم نویسنده، میتوان فیملنامه را فیلمنامه پیشرو و درخشانی دانست که درعین حال استانداردهای روابط عاشقانه در فیلمنامههای جهانی را حفظ کرده و کاملا ایرانیزه شده است. این شاخصه برای فیلمنامه فارسی دستاورد بزرگی محسوب میشود که البته بحث پیرامون آن مجال بیشتری را میطلبد.
اما در مورد کارگردانی باید گفت که رسول صدرعاملی قوت فیلمنامه را تا حد زیادی گرفته و ماجرای جذاب اینچنینی را به یک درام خشک و خالی و کمجان مبدل کرده است. ریتم فیلم میتوانست بسیار تندتر از این باشد و وقایعی که در جریان علاقهمندی مهتاب و علی بههم روی میدهند، باید با وسواس بیشتری طراحی میشد. حس شک و گناهی که در چنین مواردی در فیلمهای وودی آلن بهوضوح آن را میبینیم و خود با شخصیت داستان در این حسها همراه میشویم -با وجود لائیک بودن نویسنده- در «سال دوم دانشکده من» به کلی نادیده گرفته شده یا آنقدر کمجان به آن پرداخته شده که عملا احساس نمیشود. حتی شاهد این هستیم که مهتاب که دوست صمیمی آوا و از خانوادهای سنتیتر است، در جریان بیماری آوا، خاطرات معاشرتش با علی را بهصورت روزانه در قالب ویس(voice) برای آوا نقل میکند و درنهایت حاصل این اتفاق آن میشود که در پلان پایانی میبینیم که رابطه مهتاب و آوا خراب شده است. این دیگر شاهکار کارگردان است!
مساله دیگر در مورد فیلم، بازیگرانش هستند. صدرعاملی به شهادت آثار قبلیاش ثابت کرده که علاقهمند به کشف بازیگر تازه است و در آن استعداد هم دارد. ترانه علیدوستی در «من ترانه 15 سال دارم» بهترین شاهد برای این مدعاست. در این فیلم هم او برای دو نقش مهم و تاثیرگذار فیلم یعنی آوا و مهتاب، به سراغ دو بازیگر جوان و گمنام رفته اما مهتاب که نقش اصلی و مهمتر را داراست، نتوانسته آنگونه که باید تنشها و فشارهای روانی که کاراکترش قرار است متحمل آنها باشد را به تصویر بکشد. بنابراین آشفتگیهای روحی او برای مخاطب ملموس نیست چراکه بهدرستی به او منتقل نشده است. از این منظر شاید بتوان گفت صدرعاملی در آخرین ساخته خود نتوانسته آن ویژگی «معرفی بازیگر تازه»اش را استمرار بخشد و دستکم در این یک فیلم با شکست مواجه شده است. شاید اگر این دو شخصیت را دو بازیگر مطرح و اسم و رسمدارتر بازی میکردند، فیلم از اقبال بیشتری نیز مواجه میشد و تا حدودی ضعفهای کارگردانی در آن بهچشم نمیآمد.
مطالب پیشنهادی







