

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، مجتبی اردشیری، روزنامهنگار طی یادداشتی در روزنامه «فرهیختگان» نوشت: این روزها پخش دو سریال از رسانه ملی، موجب بروز اعتراضهایی شده است. «وارش»، عنوان سریال شبکه سوم سیماست که اعتراض برخی از گیلانیها، نمایندگان این استان و حتی امامجمعه موقت رشت را بهدلیل آنچه توهین به مردم و نژاد گیلک میدانند در پی داشته و دیگری، مجموعه «زیر همکف» شبکه اول سیماست که مورد اعتراض دامپزشکان قرار گرفته است. البته این برای نخستینبار نیست که سریالها و مجموعههای رسانه ملی مورد اعتراض صنوف و مردم قرار میگیرد. هرچند تاریخ روشنی برای شروع این جریان در دست نیست، اما قدرمسلم آنکه این قبیل اعتراضها، از نیمه اول دهه 80 آغاز شد و با گسترش شبکههای اجتماعی، روند رو به رشدی را نیز تجربه کرد تا جایی که مدیران تلویزیون را که عموما حامی تولیداتشان بودند، راضی به توقیف چند اثر کرد.
گلدرشتترین اعتراضهای اولیه به یک سریال را باید به سال 84 و سریال رمضانی «او یک فرشته بود» مربوط دانست. در ابتدا برخی روحانیون نسبت به مقوله تناسخ اعتراضهایی داشتند و پس از آن برخی وکلا، از اینکه کاراکتر وکیل سریال در نقش شیطان به تصویر کشیده شده، اعتراضهایی داشتند.
در سریال «باغ مظفر» اما تنها یک دیالوگ، اعتراض جامعه پرستاران را به دنبال داشت. جایی که کاراکتر «حیف نون» رو به پارتنرش میگوید: «من ننگ پرستار بودن را نمیپذیرم.» هرچند اعتراضهای او یک فرشته بود چندان به بدنه جامعه رسوخ نکرد و محدود به روحانیون و وکلا شد، اما در این مورد، مردم عادی نیز پیگیر ماجرا شدند و حاشیه، ابعاد گستردهای پیدا کرد تا اینکه مهران مدیری در یکی از قسمتهای برنامه، شخصا نسبت به این سوءتفاهم اظهار تاسف کرده و از پرستاران دلجویی کرد.
سریال «حلقه سبز» حاتمیکیا هم با اعتراض سازمان اهدای عضو مواجه شد. اعتراضهایی که اگرچه به صحن مجلس هم کشیده شد اما با توضیحات کارگردان، غائله ختم به خیر شد. «شهریار» مورد اعتراض شدید دختر این شاعر تبریزی قرار گرفت. دختر «شهریار» در نخستین قسمتهای این سریال عنوان کرد تصویری که از پدرش در این سریال منعکس شده، غیرواقعی است و سریال حتی تصویر درستی از همسر شهریار ارائه نداده و در مقام توهین برآمده است. اینکه برای تولید این سریال حتی اجازهای از خانواده شهریار گرفته نشده نیز مزید بر علت شد تا سریال کمال تبریزی با ممیزی فراوان روی آنتن برود.
در مورد «بزنگاه» اتفاق عجیبی افتاد و اینبار از بدنه سازمان، اعتراضهایی نسبت به برخی الفاظ مطرح شد. شورای نظارت بر صداوسیما در اعتراض به آنچه فحاشی در چند سکانس این سریال بود، از مدیریت سازمان خواست تا جلوی نمایش سریال عطاران را بگیرد، اما درنهایت همه چیز با ممیزی حل شد. این قبیل اتفاقها برای سریالهای دیگر تلویزیون نیز رقم خورد، بهگونهای که «مرد هزار چهره» با اعتراض مردم فسا، «اغما» با اعتراض جامعه پزشکی، «ساختمان 85» با اعتراض پزشکان، «پایتخت» با اعتراض اهالی مازندران و محیطبانان، «چارخونه» با اعتراض افغانستانیهای مقیم ایران و مرغدارها، «سرزمین کهن» با اعتراض بختیاریها، «تا ثریا» با اعتراض جامعه پزشکی، «در مسیر زایندهرود» با اعتراض اهالی اصفهان و جامعه فوتبالی کشور، «ساختمان پزشکان» با اعتراض روانشناسان، «پژمان» با اعتراض فوتبالیستها و «در حاشیه» نیز با اعتراض جامعه پزشکی همراه بوده است. البته در فرآیند اعتراض باید به یک نکته مهم نیز اشاره کرد و آن اینکه در برخی موارد، نوع اعتراضها از مایه کافی برخوردار نیست، یعنی موارد پخششده ضرورت اعتراض را فراهم نمیآورد. بههمیندلیل این سریالها در مظان این اتهام قرار میگیرند که برای جلب توجه مخاطبان خود، دست به اعتراضسازی میزنند تا زمینههای توجه بیشتر به سریال آنها فراهم آید. هرچند رهاورد چنین کاری هم در سیما، ممیزی شدید بوده است.
دیده شده که در اعتراضهای اصناف، کار با یک عذرخواهی پایان میپذیرد، اما شدت ممیزی یا برداشتن از روی آنتن عموما متوجه اعتراضهای قومیتی است. بهجز پایتخت که اعتراض متحد مازندرانیها را بههمراه نداشت، این روزها گیلانیها، از مردم تا نماینده مجلس و حتی امامجمعه رشت دستبهدست هم دادهاند که وارش را از روی آنتن بیندازند. دلایل آنها تمسخر گیلکها و توهین به فرهنگ و قومیت آنهاست که از نخستین قسمتهای پخش سریال آغاز شد و حالا رویه شدیدتری هم به خود گرفته است. بخش عمدهای از اعتراضاتی که از سوی برخی قومیتها صورت میگیرد به بستر سیاسی آن دوره باز میگردد و دیده شده است که عموما نمایندگان مجلس به این مسائل دامن میزنند. هرچند مدیران سیما تاکنون موضعی در برابر این اعتراضها اتخاذ نکردهاند و خیلی بعید است که با توجه به اندک قسمتهای باقیمانده تا پایان این سریال، تصمیمی مبنیبر حذف یکباره این سریال اتخاذ شود.
