گفتوگو با اسدالله امرایی درباره مایکل اونداتیه به مناسبت تجدید چاپ رمان «شبح آنیل»فرهیختگان آنلاین: مایکل اونداتیه نویسنده سری لانکایی را نخستین بار اسدالله امرایی با رمان «شبح آنیل» به مخاطبان ایرانی معرفی کرد. کتاب در سال ۱۳۸۰ منتشر شد و حالا بعد از ۲۵ سال در نشر مروارید تجدید چاپ شده است. مایکل اونداتیه با رمان «بیمار انگلیسی» که به فیلم تبدیل شد، به شهرت رسید و روزگاری هم عضو هیات داوران جشنواره کن بود. اسدالله امرایی درباره «شبح آنیل» میگوید: «روایت مصیبتی است که در واقع حاصل تفرقهافکنیهای استعمار انگلستان در مستعمرات سابق خود است.» اسدالله امرایی در کارنامه کاریاش به سراغ آثار مهمی رفته است که نشان از انتخابهای هوشمندانه او و رصدهای دقیقش در ادبیات جهان دارد. گفتوگوی او را درباره مایکل اونداتیه و رمان «شبح آنیل» بخوانید.
نویسنده راوی تاریخ نبوده است
خبر نگار ادب و هنر: مهربانو ابدیدوست
رمان «شبح آنیل» نوشته مایکل اونداتیه برای نخستینبار با ترجمه شما در ایران معرفی شد که بار اول در نشر نیلوفر و در سال 1380 منتشر شد و حالا در نشر مروارید تجدید چاپ شده است. بفرمایید آن زمان که سراغ این رمان رفتید، اهمیت آن را در چه دیدید که تصمیم گرفتید به مخاطبان فارسیزبان معرفیاش کنید؟
معمولا زمانی که اثری به دستم میرسد، درباره نویسنده و سوابق او تحقیق میکنم و سعی میکنم کارهای دیگرش را هم به دست بیاورم و بخوانم تا فضای کلی آثار او را بهتر درک کنم که در انتقال آن کمکم کند. موضوع کتاب را با جناب منوچهر بدیعی در میان گذاشتم و ایشان هم توصیه کردند که کار را ترجمه کنم. نام نویسنده هم همانروزها بر سر زبانها بود؛ هم به خاطر علایق سینمایی خودش و هم به این علت که عضو هیات داوران جشنواره کن بود. با توجه به اینکه وقایع رمان در منطقه میگذشت و شکل آن برایم جذاب بود و همینطور نویسنده چهرهای مطرح و بینالمللی بود، تصمیم گرفتم آن را معرفی کنم. دو سه کار دیگر او را هم خوانده بودم که متاسفانه امکان انتشار آنها نبود الان هم نیست البته به همین علت سراغ آنها نمیروم. دو کار دیگرش به دستم رسیده که نظرم را جلب کرده است.
شما نویسندگان خارجی زیادی را برای نخستینبار به فارسیزبانها معرفی کردهاید. گویا مایکل اونداتیه را هم شما نخستین بار به ایرانیها معرفی کردید.
بله ،مایکل اونداتیه را برای نخستینبار من معرفی کردم، البته متاسفانه در آن سالی که به فارسی منتشر شد به علت حال و هوای ملتهب جامعه چندان امکان مانور و تبلیغ نبود. کتاب به تدریج توزیع شد و همه نسخههای آن به فروش رفت. خوشبختانه نویسنده جای خود را در میان خوانندگان ایرانی باز کرد و دو رمان دیگرش هم به فارسی ترجمه شد. چاپ دوم کتاب را پس از ویرایش مجدد به انتشارات مروارید دادم و ظاهرا با استقبال خوب خوانندگان مواجه شده است.
مایکل اونداتیه را مخاطبان ایرانی با رمان «میز گربه» با ترجمه نادر قبلهای و «بیمار انگلیسی» با ترجمه زهرا طراوتی نیز میشناسند. «شبح آنیل» چه تفاوتهایی با کارهای دیگر نویسندهاش دارد؟ آیا میتوان ویژگیهای مشترکی در کارهای او برشمرد؟
جهان نویسنده در ذهن او شکل میگیرد و معمولا در همه آثارش رگه و ردی از آن جهان هست. «بیمار انگلیسی»اش شهرت بیشتری دارد، چون رسانه سینما را هم در اختیار گرفت. هر چند به نظر من رمان از فیلم قویتر بود، ولی عالم سینما هم کارکرد خود را دارد و در شهرت نویسنده و اثرش بیتاثیر نبود. جایزه کتاب سال منتقدان آمریکا و جایزه بوکر را به دست آورد. فیلمی که بر مبنای رمان ساخته شد که توانست جایزه بهترین فیلم آکادمی آمریکا را بگیرد.
مایکل اونداتیه نویسنده بزرگی است که فیلم «بیمار انگلیسی» براساس رمان او نوشته شده است. آیا او در ادبیات سریلانکا، تکچهره است یا اینکه این کشور نویسندگان بزرگی نیز دارد و ما هنوز به سراغشان برای ترجمه نرفتهایم؟ یا اینکه اصولا او را باید در زمره نویسندگان کانادایی محسوب کرد که تباری سریلانکایی دارند؟
سریلانکاییها نویسندهها و شاعران زیادی دارند؛ برخی از آنها به شهرت هم میرسند. یکی از محاسن کارهای این نویسندگان زبانشان است که معمولا وقتی گل میکنند، بیواسطه به دست جامعه هدف میرسد.
«شبح آنیل» از جنگهای داخلی سریلانکا میگوید و جامعه استبدادزده و پرآشوب این کشور را در بستر روایتی عاشقانه بازگو میکند. درباره ترفندهای نویسنده برای در هم تنیدن این دو مساله در هم بگویید.
نثر بیپیرایهای دارد و کار را در قالب گفتوگو پیش میبرد و با گفتوگوهای موازی و فصلبندی به صورت رفت و برگشت روایت را پیش میبرد. نویسنده داستان سالهای دهه80 را در به تصویر کشیدن سبعیت آدمهای دلباخته قدرت چنان استادانه نقش میزند که انگار درست مقابل چشم خواننده اتفاق افتاده است.
«شبح آنیل» تا چه حد متکی بر گزارش واقعیتهای جامعه آشوبزده سریلانکاست؟
«شبح آنیل» روایت مصیبتی است که در واقع حاصل تفرقهافکنیهای استعمار انگلستان در مستعمرات سابق خود است. زخمهایی که مردم سریلانکا در شورشهای گروههای مسلح مثل ببرهای تامیل با آن درگیر بودند، قتلهای سیاسی و زنجیرهای که شامل همه میشد؛ روشنفکران، سیاستمداران و روزنامهنگاران و حتی کارمندان معمولی، قتلهای سیاسی و حذف دشمنان ایدئولوژیک و مکانی برای گورهای دستهجمعی. رمان چنان تاثیری داشت که کوفی عنان، دبیرکل سابق سازمان ملل این رمان را ستود. سریلانکا را نسل ما به نام سیلان میشناسیم و چای معروفش. دو گروه عمده با دولت مبارزه میکردند: ببرهای تامیل و شورشیان جنوب. دولت با همه نیروهای رسمی و غیررسمی به مقابله میپردازد.
شخصیتهای رمان شاید مابهازاهای داستانی تاریخ هستند، ولی نویسنده در کار خود راوی تاریخ نبوده است. آنیل در سریلانکا بزرگ شده و در غرب درس خوانده و بعد هم در قالب ماموریتی سیاسی بهعنوان کارشناس پزشک قانونی به کشور خود بازمیگردد و متوجه میشود که ارادهای برای به سامان نرسیدن تحقیقات وجود دارد. من در ترجمه کتاب دو جلسه هم مزاحم وقت کاردار فرهنگی سفارت سریلانکا در تهران شدم که خودش جزء اقلیت تامیل بود و راهنماییهای ارزشمندی کرد.

مطالب پیشنهادی








