«فرهیختگان» گزارش می‌دهد

دولت‌های استبدادی در جوامع اسلامی بیشترین واهمه را از مساجد داشته و دارند، زیرا این اماکن می‌توانند نیروهای بالقوه‌ سیاسی را در خود متمرکز کنند.

  • ۱۳۹۸-۰۷-۲۵ - ۰۳:۰۰
  • 00
«فرهیختگان» گزارش می‌دهد

سیاست به روایت مسجد دانشگاه

سیاست به روایت مسجد دانشگاه

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، از زمان صدر اسلام تا امروز، «مسجد» همواره کانون تحولات اساسی در جوامع مسلمان بوده است. این مکان مهم و راهبردی از بدو تاسیس تا امروز مهم‌ترین جایگاه را در تمامی عرصه‌های اعتقادی، اجتماعی، فرهنگی و از همه مهم‌تر سیاسی داشته و در شکل‌گیری انقلاب اسلامی نیز نقش برجسته‌ای ایفا کرده است. مسجد جلیلی، ‌مسجد هدایت، مسجد قبا، مسجد لرزاده و بسیاری از مساجد سراسر کشور از روزهای آغازین مبارزه علیه استبداد، کانون مبارزه عناصر انقلابی علیه دستگاه پهلوی بوده و از همین سنگرها بود که با پیشگامی روحانیون، انقلاب اسلامی مردم ایران به پیروزی رسید. به‌طور کلی، مسجد نماد فعالیت فکری، ‌معنوی، مذهبی، سیاسی و عمدتا پایگاهی برای درخواست فعالیت سیاسی است. به همین دلیل دولت‌های استبدادی در جوامع اسلامی بیشترین واهمه را از مساجد داشته و دارند، زیرا این اماکن می‌توانند نیروهای بالقوه‌ سیاسی را در خود متمرکز کنند.  از مهم‌ترین مساجدی که نقش کلیدی در شکل‌گیری پیروزی انقلاب اسلامی داشت مسجد دانشگاه تهران بود. در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب به واسطه نقش محوری دانشجویان و در صدر آن فعل و انفعالات درون دانشگاه تهران مسجد این دانشگاه پایگاه ویژه فعالیت مبارزان انقلابی بود. مسجد دانشگاه تهران به وسیله عبدالعزیز فرمانفرماییان طراحی و در 22 مهر 1345 افتتاح شد و از آن زمان تاکنون به دلیل بینش دانشجویان در محیط دانشجویی و در جریانات قبل از انقلاب و مبارزات دانشجویان در زمره دانشگاه‌های فعال قرار گرفت و گروه‌های سیاسی مختلفی در طول دهه‌های گذشته در این مسجد فعالیت داشته‌اند. همان‌طور که در سال‌های ابتدایی و در بحبوحه انقلاب اسلامی این مسجد یکی از کانون‌های تحولات انقلاب بود، این مکان امروز هم در دانشگاه تهران به‌عنوان قلب تپنده جمهوری اسلامی همچنان به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهد. گزارش پیش‌رو شرح برخی از مهم‌ترین رویدادهای مسجد دانشگاه تهران است که با هم از نظر می‌گذرانیم.

پمپاژ نفاق از تریبون مسجد

30دی ماه 1357 آخرین دسته از زندانیان سیاسی از بند رژیم پهلوی آزاد شدند. در میان آزادشدگان، چهره‌های سرشناس سازمان مجاهدین خلق (منافقین) از جمله مسعود رجوی، موسی خیابانی و اشرف نیز حضور داشتند. آنها از فردای روز دستگیری دستگاه تبلیغاتی‌شان را راه انداختند و جمع‌آوری نیروهای خود را شروع کردند. در اولین اقدام، اول بهمن 1357 کادر مرکزی منافقین با انتشار اعلامیه‌ای خطاب به امام خمینی(ره) نوشت که «ما آزادی خود را مدیون مجاهدت و جانفشانی‌های خلق رزمنده و ستم‌کشیده ایران در پرتو الهامات آن زعیم استوار و سازش‌ناپذیر هستیم.» این تازه اول راه و نقطه آغاز فعالیت‌های آنها برای مصادره انقلاب دینی مردم ایران بود. 4 بهمن 1357، مسعود - که اکنون در کنار موسی خیابانی رهبری سازمان را برعهده داشت- یک برنامه سخنرانی در مسجد دانشگاه ترتیب داد. محور صحبت‌های او در این سخنرانی «آزادی» بود! مفهومی اساسی‌ که او و همسرش در سال‌های بعد به همین نام جوانان این سرزمین را به اسارت گرفتند و 12هزار کودک، زن و مرد ایرانی را در خیابان‌ها سلاخی کردند. رجوی در این سخنرانی هرچند در لفافه، مرزبندی خود را با امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی مردم ایران اعلام کرد و برای آینده انقلاب خط و نشان کشید؛ «اسلام ما اسلامی نیست که مبارزه را در انحصار یک گروه خاص بداند... حرمت کلمه آزادی و حرمت کلمه مبارزه باید حفظ شود، ما چنین اسلامی که [روحانیون می‌گویند] نداریم، مبارزه حق هر انسانی است، حق طبیعی و فطری اوست، پس باید حرمت یکدیگر را حفظ کنیم... پیروز باد انقلاب دموکراتیک مردم ایران.» این سخنان رجوی در حالی مطرح می‌شد که آن روز کسی حرف از انقلاب دموکراتیک نمی‌زد و تنها اسلام بود که در کشور کار می‌کرد و موانع انقلاب را یکی پس از دیگری از میان برمی‌داشت. درواقع این سخنرانی رجوی آغاز تقابل سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با انقلاب و با مردم ایران بود.

تحصن برای بازگشت امام

پس از فرار شاه از ایران در 26 دی ماه 1357، سقوط نظام شاهنشاهی بر همگان مسجل شد؛ هرچند وابستگان دربار و برخی چهره‌های ملی بسیار کوشیدند مانع از تحقق این موضوع شوند. در این میان امام خمینی(ره) که در نوفل‌لوشاتوی فرانسه به سر می‌بردند تصمیم قطعی خود را برای بازگشت قریب‌الوقوع به ایران اعلام کردند و جمعیت عظیمی را به سمت پایتخت گسیل داشتند. با اعلام این خبر هراس در دل شاپور بختیار افتاد و او زمانی که فهمید خواهش‌ها و تهدیدها برای عدم ورود امام به تهران کارگر نمی‌افتد و عزم ایشان برای بازگشت به کشور جرم است، ‌دستور تعطیلی فرودگاه‌ها را داد. اما این اقدام او با واکنش جدی و گسترده در سراسر کشور مواجه شد. برخی روحانیون که اوایل بهمن ماه 57 برای استقبال از امام راهی تهران شده بودند، تصمیم به تحصن در مسجد دانشگاه تهران گرفتند.

این تحصن که برنامه‌اش قبل از این در مدرسه رفاه ریخته شده بود از صبح 8 بهمن با حضور روحانیون برجسته در مسجد دانشگاه تهران آغاز شد. سیدحسن طاهری خرم‌آبادی در خاطرات خود نقل می‌کند که «بنده به اتفاق آقایان مطهری، خامنه‌ای، ربانی‌املشی، ربانی‌شیرازی و گروهی دیگر با مینی‌بوس راهی دانشگاه شدیم و اول صبح آنجا بودیم.» ظاهرا در بدو ورود عده‌ای از دانشجویان از برنامه تحصن اطلاع یافته و در آنجا حاضر شدند. پس از این بود که به‌مرور جمعیت بسیار زیادی راهی دانشگاه تهران شدند و خود را به مسجد این دانشگاه رساندند. در مدت زمان کوتاهی جمعیت متحصنان به چندهزار نفر رسید و تا روز دوازدهم بهمن یعنی روز بازگشت امام خمینی ادامه یافت. درواقع این حرکت حساب شده و فراگیر بود که منجر به تسلیم بختیار در برابر مردم شد و زمینه بازگشت امام را فراهم کرد.

مبارزه منافقین با خدا در مسجد

سازمان مجاهدین خلق قبل از ورود به فاز نظامی در خردادماه 1360، تمام برنامه‌اش جذب حداکثری نیروهای گوش به فرمان بود. به‌خصوص جوانان و در میان آنها دانشجوها بسیار تحت‌تاثیر مارکسیسم بودند و از این جهت به‌سرعت فریب تشکل‌هایی مثل منافقین را می‌خوردند. اساسا فضای دانشگاه در سال‌های منتهی به انقلاب و سال‌های ابتدایی انقلاب به‌شدت چپ زده بود و به همین خاطر میلیشیای مجاهدین خلق (منافقین) بیشتر از میان دانشجویان بودند و پایگاه اصلی این سازمان نیز دانشگاه بود. در میان دانشگاه‌های پایتخت نیز دانشگاه تهران از جایگاه ویژه‌ای تا همین امروز برخوردار است و هنوز هم مرکزیتی نسبت به سایر دانشگاه‌ها دارد. به همین خاطر اکثر تحرکات سازمان مجاهدین خلق (منافقین) تا قبل از شروع فاز مسلحانه در دانشگاه تهران انجام می‌شد و این دانشگاه میزبان میتینگ‌های اساسی این سازمان بود. این سازمان آنچنان روی دانشگاه حساب می‌کرد که اولین میتینگ مسعود رجوی به فاصله چهار روز پس از آزادی در دانشگاه تهران و در مسجد آن برگزار شد. این میتینگ‌ها ادامه پیدا کرد و در تابستان 1358 بار دیگر مسعود رجوی در مسجد دانشگاه تهران حضور یافت و مثل همیشه سخنان پرزرق‌وبرق، اما توخالی و فریبنده‌ای را از تریبون این مسجد تکرار کرد. آن روزها هنوز چهره اصلی منافقین دست‌کم برای مردم رو نشده بود و آنها حقد و کینه خود از انقلاب مردم ایران را در پس کلمات و جملات ظاهر الصلاح پنهان کرده و از مخالفت علنی با انقلاب اسلامی خودداری می‌کردند. رجوی در این میتینگ از «عدل علی» و «جامعه بی‌طبقه توحیدی» سخن گفت اما در پس این تعابیر انتقادات تندی را روانه جریان انقلاب و رهبری انقلاب کرد و تاکید داشت که «مراحلی در پیش است.» این دومین و آخرین سخنرانی رجوی در مسجد دانشگاه تهران بود.

بدرقه آیت‌الله

آیت‌الله سیدمحمود طالقانی، همواره محل رجوع نیروهای مختلف انقلابی از جبهه ملی و نهضت آزادی تا گروه‌های مسلح همچون فداییان اسلام مجاهدین خلق بود. سعه صدر و انعطاف او در عین پایبندی به اصول و مبانی اسلام سبب شد ایشان پس از پیروزی انقلاب از طرف امام خمینی(ره) به‌عنوان اولین امام‌جمعه تهران منصوب شود. ایشان در میان عامه مردم از چنان جایگاهی برخوردار بود که وقتی از امام خمینی برای آیت‌الله حکم امامت جمعه خواستند این پاسخ را شنیدند: «احتیاجی نیست، تعیین آقای طالقانی به امامت، کافی است که نمازجمعه بگیرد.» آیت‌الله طالقانی مبارزه را از زمان پهلوی اول آغاز کرد و در جریان نهضت ملی نیز از روحانیون فعال و در صحنه‌ای بود که تا آخرین لحظه از این حرکت ملی حمایت کرد.»

 ایشان بعد از کودتای 28 مرداد هم از پای ننشست و با اوج‌گیری قیام امام خمینی(ره) به جرگه مبارزان پیوست و در این راه سال‌ها زندان و شکنجه را نیز متحمل شد. در روزهای پس از انقلاب هم آیت‌الله طالقانی بعد از امام(ره) مرد شماره 2 انقلاب بود و اگر کسی شکوه و شکایتی داشت نزد ایشان می‌برد. طالقانی رئیس شورای انقلاب و عضو مجلس خبرگان قانون اساسی بود، اما مدت کوتاهی از عمر جمهوری اسلامی را تجربه کرد. ایشان حدود یک ماه پس از اقامه اولین نمازجمعه در تهران و در 19 شهریور 1358 بدرود حیات گفت و انقلاب اسلامی ایران را عزادار فقدان خود کرد. اما رحلت ایشان یک روز تاریخی را برای مسجد دانشگاه تهران رقم زد. پس از انتشار خبر وفات این عالم مجاهد، اعلام شد که مراسم تشییع جنازه ایشان در مسجد دانشگاه تهران برگزار خواهد شد که این موضوع حاکی از اهمیت فوق‌العاده دانشگاه است. صبح روز 19شهریور 1358 حضور میلیون‌ها نفر از مردم در مراسم تشییع پیکر آیت‌الله طالقانی، یکی از باشکوه‌ترین و مهم‌ترین روزهای تاریخ انقلاب و تاریخ مسجد دانشگاه تهران را رقم زد.

اعتراض در کوی و تحصن در مسجد

حوادث تیرماه 1378 همواره به‌عنوان نقطه عطف برنامه‌ریزی 10 ساله دشمن برای تلاش مستقیم جهت براندازی جمهوری اسلامی ارزیابی می‌شود. پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات با سربند «آزادی» در سال 76 فضا برای برخی هتاکی‌ها به مبانی دینی و انقلابی فراهم شد. تیرماه 1378 طرح «اصلاحیه قانون مطبوعات» در کمیسیون فرهنگی مسجد به تصویب رسید که مقدمات ممانعت از برخی حتاکی‌های روزنامه‌های زنجیره‌ای را فراهم می‌کرد. همزمان با ارسال این اصلاحیه به هیات‌رئیسه مجلس مجمع روحانیون مبارز با صدور یک بیانیه این طرح را «استبدادی» خواند و در ادامه نیز روزنامه‌های اصلاح‌طلب با جنجال و هیاهو فضای جامعه را ملتهب کردند. این حوادث مقدمات اعتراض برخی دانشجویان دانشگاه تهران را به همراه داشت که به دلیل بعضی سازماندهی‌های خارج از دانشگاه تبدیل به یک آشوب گسترده در میان دانشجویان شد. شامگاه 17 تیر و روز 18 تیرماه 1378 کوی دانشگاه تهران شاهد صحنه‌های دلخراش درگیری برخی دانشجویان رادیکال با مردم و نیروهای انتظامی بود. علی‌رغم ورود نیروهای امنیتی و انتظامی به این ماجرا، به دلیل دخالت بعضی چهره‌های سیاسی دامنه این اعتراضات به شهر نیز کشیده شد، چنانکه در این روز تعدادی از مردم عادی و زنان محجبه توسط برخی اوباش مورد هجوم قرار گرفتند. این اعتراضات تا روز 21 تیرماه ادامه یافت و در این بین مسجد دانشگاه تهران نیز شاهد برخی فعل و انفعالات بود. نیروی‌های انتظامی که در پی بازگرداندن آرامش به دانشگاه و جلوگیری از ورود اغتشاشات به شهر بودند، ‌معترضان را به درون دانشگاه هدایت کردند، اما با ورود اغتشاشگران به درون دانشگاه موج جدیدی از مخالفت در دانشجویان ایجاد شد و معترضان ضمن تحصن در مسجد دانشگاه تهران شعارهایی را علیه نیروی انتظامی و برخی مسئولان سر دادند. سرانجام این غائله با سخنرانی مقام معظم رهبری و راهپیمایی مردم در روز 23 تیرماه خاتمه یافت.

به نام دانشگاه، به کام فتنه

در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست‌جمهوری 22 خرداد 1388، کوی دانشگاه تهران بار دیگر شاهد برخی ناآرامی‌ها بود. دو روز پس از اعلام نتایج انتخابات 88 و در روز 25 خرداد، برخی دانشجویان معترض که از سوی یک تشکل دانشجویی رهبری می‌شدند، با بر هم زدن آرامش کوی دانشگاه تهران به خیابان ریختند و اقدام به تخریب اموال عمومی کردند. در این هنگام نیروی انتظامی به‌منظور کنترل اعتراضات و مقابله با تخریب اموال عمومی به میدان آمد و گفته می‌شود که در جریان مقابله آنها با معترضان چند تن زخمی شدند. طولی نکشید که با فضاسازی برخی رسانه‌ها و چهره‌های سیاسی که مترصد یک موقعیت مناسب برای ضربه زدن به کشور بودند، این حادثه تبدیل به «پیراهن عثمان» شد. فردای آن روز عده‌ای با نصب یک بنر نزدیک مسجد دانشگاه تهران اعلام کردند که در جریان درگیری نیروی انتظامی و برخی معترضان کوی دانشگاه، 20 نفر از دانشجویان کشته شدند! صبح روز 26 خرداد 1388، جمعی از استادان دانشگاه تهران همراه عده‌ای از دانشجویان به بهانه هتک‌حرمت دانشگاه و دانشجویان در مسجد دانشگاه تهران تحصن کردند. تحصنی که گردانندگان آن برخی استادان سرشناس دانشگاه بودند که سوابق سیاسی مهمی داشتند. از قضا یکی از سخنرانان این مراسم وزیر علوم دولت دوم اصلاحات بود که با بیان مطالب تند و غیرمنطقی و انتقال همان مطالبی که در کف خیابان‌ها و رسانه‌های بیگانه در مورد انتخابات زده می‌شد، بحث را به تقلب در انتخابات کشاند. در همان ساعات ابتدایی تحصن، جلسه تبدیل به محل اهانت به برخی مقامات کشور شد و طرفداران کاندیداهای شکست‌خورده با سر دادن شعارهای رادیکال آرامش فضای دانشگاه را بر هم زدند. به روایت شاهدان عینی این تحصن شاهد حضور چهره‌هایی مثل «زهرا رهنورد» نیز بود که در آن روزها شورش‌های اعتراضی کف خیابان را رهبری می‌کردند. به‌طور کلی تمامی شواهد و قرائن حاکی از آن است که تحصن 26 خرداد 88 در مسجد دانشگاه تهران نه یک مجلس سوگواری که ادای دین برخی استادان دانشگاه به فتنه بود.

 

* نویسنده : محمدحسین نظری روزنامه‌نگار
مطالب پیشنهادی
نظرات کاربران
capcha