رامین مهمانپرست، سخنگوی اسبق وزارت امور خارجه در گفتوگو با «فرهیختگان»:چارچوب اصلی را رهبر انقلاب تعیین کرده و همه در آن چارچوب فعالیت خواهند کرد. تنها راه آمریکا این است که قبل از هرگونه مذاکرهای همه تحریمها را لغو کند و به تعهدات قبلی خودش پایبند باشند. بهعنوان یک عضو برجام در همان چارچوبی که برجام تعیین کرده، مجددا راجع به بحث هستهای فعالیتش را دنبال کند.
مذاکره پیش از بازگشت آمریکا به برجام معنا ندارد
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، امسال حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل بیش از متن آن اهمیت دارد. از یک سو دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به دنبال دیدار با رئیسجمهور ایران و گرفتن یک عکس یادگاری است و از سوی دیگر، ایران هیچ گفتوگویی پیش از بازگشت آمریکا به برجام را به رسمیت نمیشناسد. امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه بیشترین تمایل را برای دیدار دو رئیسجمهور دارد. این کشور اخیرا عامل جوش دادن پیشنهاد 15 میلیارد دلاری تشکیل یک خط اعتباری برای ایران بوده است. برای بررسی پیشنهاد 15 میلیارد دلاری که گفته میشود از سوی ایران طرح آن به فرانسه داده شده و همچنین چرایی مذاکره یا عدم مذاکره با آمریکا در شرایط فعلی با رامین مهمانپرست، سخنگوی اسبق وزارت امور خارجه گفتوگو کردهایم. مهمانپرست میگوید مذاکره تا پیش از اجرای تعهدات برجامی آمریکا هیچمعنایی ندارد. متن این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
شما از معدود دیپلماتهای مخالف پیشنهاد 15 میلیارد دلاری تشکیل خط اعتباری با ایران هستید. دلیل اصلی مخالفت شما چیست؟
برجام توافق ایران و کشورهای 1+5 برای شفافسازی و راستیآزمایی فعالیتهای هستهای صلحآمیز ایران با یک محدودیت توافق شده و برای مدت زمان مشخصی بود. آژانس بینالمللی انرژی اتمی هم قرار بود بر این روند نظارت کند که مطمئن شود فعالیتهای ایران صلحآمیز است. در مقابل آنهاهم باید همه تحریمهایی که در رابطه با فعالیتهای هستهای ایران است لغو کنند و تمام امکانات لازم برای فعالیتهای اقتصادی و تجاری با کشورهای مختلف را به حالت عادی در بیاورند. قبل از خروج آمریکا از برجام، متاسفانه آثار ملموسی از اقدامات طرف مقابل مشاهده نکردیم. فعالیتهایی صورت گرفت و هیاتهایی بهخصوص از کشورهای اروپایی میآمدند ولی در عمل، گشایشی در همکاریهای بانکی برای نقل و انتقال پول و همکاری با سایر کشورها در زمینه پولی مالی صورت نگرفت. با تغییر دولت آمریکا و خروج از برجام این مساله شکل جدیدی یافت. ترامپ به شکل غیرقانونی برجام را نقض و تحریمهایی را مجددا برقرار کرد. طرفهای اروپایی، روسیه و چین اعلام کردند که تلاش میکنند برجام از بین نرود. آنان تعهد کردند که اقدامات طرف آمریکایی را خنثی کنند و اجازه ندهند تحریمهای آمریکا مشکلی برای شرکتهای خارجی طرف همکاری با ایران به وجود بیاورد و خودشان هم فعالیتهایشان را با کشور ما در زمینههای اقتصادی و تجاری ادامه بدهند. برای نتیجه تعهد اروپا مدت مدیدی مسئولان کشورمان صبر کردند و نهایتا آنها گفتند ما یک چارچوب پولی مالی به نام اینستکس طراحی میکنیم که واحد پول دلار نباشد و لازم نباشد گردش مالی در سیستم بانک مرکزی و وزارت خزانهداری آمریکا گردش داشته باشد تا آنها مزاحمت ایجاد کنند. قرار شد اینستکس دفتری در تهران داشته باشد و از محل فروش نفت ما و سایر صادرات، بتوانیم خریدهای مختلفی را که لازم داریم در اروپا انجام بدهیم. درواقع حساب مشترکی تشکیل میشد که در آن به ازای فروش نفت ما دائما مبالغی واریز میشد و میتوانستیم کار تجاری و فعالیت اقتصادی بدون مشکل داشته باشیم. این کار هم با تاخیر طولانی به عقب افتاد و تا الان سه مرحله رئیس اینستکس تغییر کرده است و عملا فعالیتی شروع نشد.
اروپاییها در بحثهای کارشناسی صحبتشان این بود که در حد ۲۰میلیون دلار در این حساب قرار بدهند. این پیشنهاد جذابی نبود چون ۳۰میلیون دلار مشکل ما را حل نمیکرد و بحث اصلی مقابله با تحریمهای آمریکا بود. برای همین مسئولان کشورمان اشاره میکردند به شرط اینکه درآمد نفتی ما در این حساب واریز شود و گردش خودش را داشته باشد، آن را میپذیریم. خواسته ما این بود که اروپاییها از ما نفت بخرند و از محل درآمدهای نفتیمان در این حساب بتوانیم فعالیت اقتصادی کنیم، هرچند این را هم انجام ندادند. پیشنهاد آخرشان این بود که به جای آنکه نفت را بخرند، یک خط اعتباری را به مبلغ 15میلیارد دلار مطرح کردند و اسم آن را پیشفروش نفت ایران یا از طرف اروپا پیشخرید نفت ایران گذاشتند. اولا تضمینی برای خرید نفت ایران وجود نداشت و وقتی خط اعتباری بین دوطرف برقرار میشود، موقعی جذابیت دارد که این خط اعتباری در بلندمدت طراحی شود و دائما شما از محل اعتبار استفاده تجاری و اقتصادی کنید و دوباره تامین اعتبار شود. محل تامین اعتبارش هم باید از فروش نفت ما باشد؛ یعنی موقعی خط اعتباری خاصیت خواهد داشت که آنها قول بدهند نفت ما را بخرند و هر بار آن را خریدند، بتوانیم هزینههای خودمان را از محل حساب برداشت کنیم و مجددا با خرید نفت پر شود. پیشنهاد فرانسه اگر میخواست خاصیت داشته باشد این بود که تضمین خرید نفت متوسط اروپاییها مشخص نبود و مدت اعتبار این خط هم تا پایان سال جاری میلادی یعنی حدود پنجماه تعریف شده بود. چه فایدهای دارد که ما یک خط اعتباری را برای مدت چهارماه داشته باشیم؟ اگر آنها نفت ما را خریدند، حسابهای ما تسویه شود و اگر نخریدند، ما ۱۵ میلیارد بدهکار میشویم! در قبال همین خط موقت، باید همه گامهای هستهای را که در کاهش محدودیتهایمان اجرا کردیم، به مرحله اول برگردانیم و برگردیم به همان نقطهای که همه آن تعهدات برجامی را همچنان ادامه دهیم. این در شرایطی است که طرف مقابل به جای اینکه تمام فعالیتهای اقتصادی ما را به حالت عادی در بیاورد و همه تحریمها را لغو کند، فقط یک وام اعتباری چند ماهه در اختیارمان بگذارد. با این فرض اگر مدت این خط اعتباری به پایان رسید، آنها نفتی نخریدند و گردش انجام نشد، دوباره تصمیم بگیریم و گامهای کاهش محدودیتهایمان را از اول برداریم. به نظر من این امر ارزش اقدامات ما را بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی کشور زیرسوال میبرد.
شما قبلا در یادداشتی نوشتید که مخالف مذاکره در شرایط فعلی هستید، زیرا برای ترامپ جنبه تبلیغاتی و فضای انتخاباتی مهم است. دلایل مخالفت شما چیست؟
من فکر میکنم چارچوبهای اصلی را مقام معظم رهبری برای دوستانی که در بخش اجرا این موضوع را دنبال میکنند، مشخص فرمودند. ایشان فرمودند این مذاکرات در هیچسطحی توسط هیچمقامی صورت نخواهد گرفت، و شرط گذاشتند که اگر آنها به همان نقطه اولیه برگردند و مجددا عضو برجام شوند، همه تحریمها را لغو کنند و آمادگی اجرای برجام را داشته باشند، قابل بررسی است. آنها یکبار با مذاکرات طولانی توافق کردند و این توافق مصوبه شورای امنیت شده است. وقتی بهراحتی زیر این تعهد میزنند، بر چه اساسی میتوانیم به آنها اعتماد کنیم که مجددا راجع به یک مساله مذاکره کنیم؟ بر فرض محال مذاکرهای صورت بگیرد و به نتایج جدید دسترسی پیدا شود؛ چه تضمینی وجود دارد که دو مرتبه آمریکا روی تعهدش بماند و زیر آن نزند؟ یا اگر دولت بعدی در آمریکا روی کار آمد، نگوید که این توافقات را آقای ترامپ انجام داده و برای ما ارزشی ندارد و آن را از بین ببرد. رویکرد مقامات آمریکایی طوری بوده است که اعتماد را در طرف مقابل از بین میبرد. من فکر میکنم تاکیداتی که مقام معظم رهبری از ابتدا داشتند و میگفتند نباید به آمریکاییها اعتماد کرد، یک بار دیگر برای افکار عمومی ثابت شد. طرف مقابل ما بر اساس صحبت و ادعاهایی که دارد، نمیتواند این اطمینان را به وجود آورد که نشستن و صحبت کردن و گفتوگو کردن، مشکل را حل میکند. تنها یک راه وجود دارد و آن این است که آمریکاییها در عمل باید نشان دهند اشتباهشان را پذیرفتهاند و توبه کردهاند؛ باید تمام اقدامات علیه ما بهویژه تحریمهای اقتصادی را لغو کنند و خسارتی را که به ما زدهاند جبران کنند. ما از مذاکره ترسی نداریم، ولی باید دید مذاکره با چه کسی و با چه هدفی انجام میشود. ما اگر با آمریکاییها الان بخواهیم مذاکره کنیم، چه چیزی عاید ما میشود؟
ما میگوییم لغو تحریمها عایدی ماست.
هر موقع آمریکا به برجام برگشت و تحریمها را برداشت، میشود دوباره راجع به موضوعات مشخص مذاکره کرد. تا قبل از آن، مذاکره هیچمعنایی ندارد، چون طرف آمریکایی ما ثابت کرده است که قابلاعتماد و به هیچ تعهدی پایبند نیست.
شما قبلا در گفتوگویی گفتید که بدون اقتدار وارد مذاکره شدن، شکست قطعی را به دنبال دارد. ما در حال حاضر در موضع قدرت هستیم که آماده مذاکره باشیم؟
اینکه ما از یک موضع اقتدار بخواهیم وارد هر تعامل و مذاکرهای شویم، بحثی اساسی است. من معتقدم باید کشور به سمتی برود که از موضع اقتدار بتواند منافع خودش را دنبال کند و از حقوق خود استفاده کند. برای اینکه بفهمیم چه زمانی به نقطه انتظار میرسیم باید بدانیم مولفههای اقتدار چیست. یکی از این شاخصها توانایی در حوزه دفاعی است که اجازه ندهیم دشمنان نظام بخواهند به حریم ما تعرض کنند. ما در بخش دفاعی به نقطه اقتدار رسیدهایم و اجازه نمیدهیم در منطقه توطئههای دشمنان ما طراحی شده و بخواهد پیاده شود، ولی همه اقتدار فقط در بخش دفاعی نیست و باید در بعد اقتصادی نیز به نقطه اقتدار برسیم. نقطه ضعف کشور ما این است که یک اقتصاد وابسته به نفت و یک ساختار اداری دولتی سنگین و دارای وزن بیش از حد نرمال داریم. بنابراین در طراحی بودجه وابستگی جداییناپذیر به نفت پیدا میکنیم و مجبوریم نفتمان را بفروشیم تا از محل درآمدهای آن، هزینه جاری را تامین کنیم. تا موقعی که طرف مقابل نقطه ضعفمان را بداند و احساس کند هرجا بخواهد به ما فشار بیاورد، میتواند ما را تحریم کند. بنابراین با این وضعیت، شما هر وقت وارد مذاکرات شوید، از موضع ضعف وارد میشوید و طرف مقابل میتواند شرایطش را به شما تحمیل کند. این یک ضعف است و تا موقعی که برطرف نشود، نمیتوانیم با اقتدار کامل در مذاکرات سربلند بیرون بیاییم.
در حال حاضر پیشنهاد تصویب پروتکل الحاقی در برابر لغو تحریمها از سوی دولت مطرح شده است. با توجه به اینکه ساختار برجام به امضای رئیسجمهور آمریکا وابسته است، چه تضمینی وجود دارد که این اتفاق بیفتد ولی رئیسجمهور بعدی آمریکا زیرتوافق بزند. در آن صورت با توجه به تصویب پروتکل در مجلس، امکانی برای لغو آن وجود ندارد.
تجربه برجام ثابت کرد که تعهدات باید دوطرفه باشد. اگر قرار باشد یک طرف نقض کند، باید امکان نقض تعهد از طرف ما هم فراهم شود. ما از نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی هم نگران نیستیم. اگر قرار باشد یکطرفه به تعهدات هستهای پایبند و تحت نظارتهای شدید و بازرسیهای شدید باشیم ولی طرف مقابل به تعهداتش عمل نکند، توافق خاصیتی نخواهد داشت. بنابراین اگر قرار است توافق کلی صورت بگیرد، همه تحریمها برداشته شود و ما هم نظارتهای ویژه آژانس را برای فعالیتهایمان بپذیریم، باید امکان کاهش و لغو آن در صورت نقض تعهدات طرف مقابل برای ما باقی بماند.
آقایان روحانی و ظریف در آمریکا هستند. ایران باید چه سیاستی را در پیش بگیرد؟ با توجه به اینکه آقای مکرون اکنون در حال تلاش برای دیدار روسای جمهور دو کشور هست.
چارچوب اصلی را رهبر انقلاب تعیین کرده و همه در آن چارچوب فعالیت خواهند کرد. تنها راه آمریکا این است که قبل از هرگونه مذاکرهای همه تحریمها را لغو کند و به تعهدات قبلی خودش پایبند باشند. بهعنوان یک عضو برجام در همان چارچوبی که برجام تعیین کرده، مجددا راجع به بحث هستهای فعالیتش را دنبال کند. آن موقع شاید بتوان برای حل موضوعات منطقه یا بحرانهای دیگری که در سایر نقاط جهان است شبیه به این مدل توافق کرد. جمهوری اسلامی ایران هم همیشه اعلام کرده است برای حل بحران منطقهای و بینالمللی آمادگی مشارکت دارد.
مطالب پیشنهادی







