گزارشی از مستند «شرقی»، پرتره‌ای از توشیهیکو ایزوتسو

دیدگاه ایزوتسو درخصوص فلسفه اسلامی تحت تاثیر هانری کربن فرانسوی و قابل مناقشه است. این مهم هم سویه‌ای دیگر از میراث فکری ایزوتسو است که در نسخه منتشر شده «شرقی» تقریبا مغفول واقع می‌شود.

  • ۱۳۹۸-۰۶-۲۶ - ۱۸:۴۵
  • 00
گزارشی از مستند «شرقی»، پرتره‌ای از توشیهیکو ایزوتسو

فلسفه با طعم سیاست

فلسفه با طعم سیاست

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، پروفسور توشیهیکو ایزوتسو در روز هفتم ژانویه سال‌جاری یعنی هفدهم دی‌ماه در سن 79 سالگی در شهرک کاماکاری ژاپن دیده از جهان فروبست. با اینکه پنج کتاب یا بیشتر و تعداد زیادی مقاله از او در ایران به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده بود و چندین سال در انجمن فلسفه به تدریس «شرح فصوص‌الحکم ابن‌عربی» اشتغال داشت و دانشگاه تهران همزمان به او و پروفسور هانری کربن درجه دکتری افتخاری داده بود، مرگ او هیچ انعکاسی در جامعه علمی ایران نداشت، فقط در روزنامه همشهری خبر کوتاهی درباره درگذشت او درج شد. (محقق، مهدی، ایزوتسو هم رفت: مجله مطالعات اسلامی، شماره 1، 1371)

اینها جملاتی است که مهدی محقق، اولین ایرانی آشنا با ایزوتسو و کسی که او را با ایران و تراث اندیشه اسلامی-ایرانی آشنا کرد، در زمستان سال 71 نوشته است. جملاتی که از یک طرف نمایانگر فعالیت‌های موثر ایزوتسو در حوزه سنت اسلامی و از طرفی دیگر نشان‌دهنده ناشناخته بودن او در جامعه ایرانی است. اما پس از گذشت 30 سال از این کوچ غریبانه، به‌تازگی مستندی به کارگردانی مسعود طاهری منتشر شده و تنها مستندی است که در هر زبانی در مورد ایزوتسو و افکارش ساخته شده است.
مستندی که برای سفر در جهان ایزوتسو، سیری آفاقی در 12 کشور دور و نزدیک را طی می‌کند و با وجود اینکه در 130 دقیقه و از ورای گفت‌و‌گوهایی با افرادی چون سیدحسین نصر، هرمان لندوت، غلامرضا اعوانی، مصطفی ملکیان، مهدی محقق، داریوش شایگان، نصرالله پورجوادی، غلامعلی حدادعادل، جیمز موریس، توشیو کورودا، پیرلوری، آکیرا ماتسوموتو، کوسی موری‌موتو، نادر اردلان، نوش‌آفرین انصاری، ماساتاکه تاکه‌شیتا، علی مهرتان دوندار، رابرت ویسنوسکی، ولید صالح، عبدالرحیم گواهی، پیروز مجتهدزاده، کامادا، هاشم رجب‌زاده، اولریش برندنبورگ، کومانو، ابراهیم آرش، سیدهادی خامنه‌ای و سیدعباس عراقچی تقریبا نگاه جامعی به پرتره توشیهیکو ایزوتسو دارد، اما بیش از هر چیز، خوانش سیاسی‌ بکری که از اندیشه این فیلسوف و اسلام‌شناس ژاپنی ارائه می‌کند، جالب توجه است.

 آشنایی با اسلام به واسطه علمای تاتار

مستند با جملاتی از بهمن ذکی‌پور که نقش پررنگی هم در طول مستند دارد، از تولد و کودکی ایزوتسو آغاز می‌کند و پس از بیان ارتباط او و پدرش -به‌خصوص با پادرمیانی ذن و رویگردانی ایزوتسو از ریاضت‌های این آیین و آشنایی با تورات و گذر از مسیحیت و شروع کاوش در زبان‌های مختلف تا علاقه‌مند شدن او به زبان عربی- ادامه می‌یابد.

ایزوتسو که در جوانی و در میان جست‌وجوها و یادگرفتن زبان‌های مختلف به عربی علاقه پیدا می‌کند با «عبدالرشید ابراهیم»، عالمِ مسلمان تاتاری آشنا می‌شود. عبدالرشید ابراهیم که برای خلاصی از ظلم روس‌ها با ارتباطاتی که با ارتش و سازمان اطلاعاتی ژاپن داشته به‌سمت این کشور گرایش پیدا می‌کند و در توکیو سکنی می‌گزیند. ایزوتسو از عبدالرشید ابراهیم می‌خواهد تا به او عربی آموزش دهد و ابراهیم با این شرط که در کنار عربی از اسلام هم برای ایزوتسو بگوید، قبول می‌کند. ابراهیم پس از گذشت دو سال، موسی جارالله، عالم تاتار دیگری را به ایزوتسو معرفی می‌کند. داستان آشنایی و اولین دیدار ایزوتسو و موسی جارالله هم بسیار شنیدنی است که در مستند آمده است. اما جالب‌تر از آن، آغاز روایت طاهری از بسترهای سیاسی شکل‌گیری اندیشه ایزوتسو است. جارالله در کنار زبان عربی، ایزوتسو را با فلسفه اسلامی هم آشنا می‌کند و حتی زندگی توأم با دوره‌گردی او روی ایزوتسو اثر می‌گذارد و او به سفر ترغیب می‌شود.

 خوانش سیاسی از فلسفه شرقی

فلسفه فارغ از سیاست طعم یک غذای بی‌نمک می‌دهد. هر اندیشه‌ای در تاریخ فلسفه یا طرحی برای سیاست داشته یا می‌شود که طرحش برای سیاست را از لا‌به‌لای خطوط نوشته و نانوشته‌اش بیرون کشید. «شرقی» بیش از هر چیز، به سیاحتی از سر کنجکاوی برای به دست دادن طرحی از اندیشه سیاسی توشیهیکو ایزوتسوی ژاپنی می‌ماند. مسعود طاهری، کارگردان این اثر، به‌مثابه یک دانشجوی سربه‌هوای فلسفه سیاسی تلاش می‌کند تا از فرامتن متونی که تقریبا هیچ ردی از سیاست در آنها نیست، طرحی سیاسی از فلسفه ایزوتسو بیرون بکشد و خوانشی سیاسی از این فیلسوف به ظاهر غیرسیاسی را با زبان مستند به مخاطب تقدیم کند. او برای تبیین ماهیت سیاسی فلسفه شرقی ایزوتسو روی ارتباط او با یکی از اثرگذارترین سیاستمداران ژاپن تمرکز می‌کند.

 اوکاوا شومی و ایده آسیای واحد

اوکاوا، زبان‌شناس قهاری است که دستی هم بر مناسبات عالی سیاسی در ژاپن دارد. ژاپنی که پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، در فکر رهبری آسیاست و می‌داند که بعد از یکپارچه کردن احتمالی بخش بودایی شرق آسیا به دروازه‌های قلمرو اسلامی خواهد رسید. از طرف دیگر ژاپن برای غلبه بر چین و روسیه باید مسلمانان آن مناطق را هم با خود همراه کند و به همین خاطر شناخت اسلام برای ژاپنی‌هایی که به‌خاطر فاصله زیاد با مناطق مسلمان‌نشین از اسلام بی‌خبر بودند به‌واسطه ایده‌های اوکاوا اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند. اوکاوا در فکر این بود که از اسلام به‌مثابه نوعی آنتی‌مارکسیسم و آنتی‌کمونیسم استفاده کند، حجم زیادی از کتب اسلامی را از کشورهای اروپایی تهیه می‌کند و از ایزوتسو که -تنها ژاپنی‌ای است که با زبان عربی آشناست- می‌خواهد تا متولی این کتاب‌ها باشد و او نیز می‌پذیرد. ایزوتسو پیش از آنکه به مک‌گیل نقل مکان کند هم با بورس بنیاد راکفلر به مدت دو سال در کشورهای عربی حضور داشته است. اشارات مستند برای ترسیم خطوط سیاسی فلسفه شرقی ایزوتسو، کارگردان را به طرح اتحادیه شرق آسیا و تحلیل سیاسی و ژئوپلیتیک این ایده رهنمون می‌کند اما مستند در واسازی فلسفی عناصر سیاسی در فلسفه شرقی ایزوتسو چندان ورود جدی ندارد و صرفا به پیشینه و سویه‌های سیاسی فکر او بسنده می‌شود. «شرقی» از کنار چند مساله و پرسش مهم دیگر درباره ایزوتسو هم تقریبا با سکوت عبور می‌کند.

 مسلمان شدن یا نشدن؟

در دو قسمت از فیلم ما از قول یک ایزوتسوشناس ژاپنی و یک پژوهشگر ایرانی علوم اسلامی می‌شنویم که ایزوتسو مسلمان نشده، اما به‌نظر می‌رسد که با توجه به قرائن و شواهدی که کارگردان در اختیار دارد و به دلایلی از بیان صریح آن در مستند خودداری کرده‌، او اسلام اختیار کرده بوده و مسلمان شده است.

 تقاطع جهان‌ها

ایزوتسو به‌واسطه دانش زبانی چشمگیر و آشنایی با فرهنگ‌های مختلف، تقاطعی از جهان‌های متفاوت اندیشه‌ای است. از این جهت، رویکرد تطبیقی و مقایسه‌ای در کار او هم طبیعت و هم به‌نوعی ضرورت زیست فکری اوست. با این حال در پرتره‌ای که شرقی از او نمایش می‌دهد جز دیالوگی کوتاه از شهین اعوانی و بیان خاطره‌ای از ایزوتسو، به وجوه تطبیقی پروژه فکری او پرداخته نشده است.

 فلسفه اسلامی یا تئوسوفی؟

دیدگاه ایزوتسو درخصوص فلسفه اسلامی هم تحت تاثیر هانری کربن فرانسوی و قابل مناقشه است. این مهم هم سویه‌ای دیگر از میراث فکری ایزوتسو است که در نسخه منتشر شده «شرقی» تقریبا مغفول واقع می‌شود. ایزوتسو درباره فلسفه اسلامی معتقد بود: «حقیقت این است که می‌توان بدون اغراق گفت نوعی از فلسفه که از حیث سنخیت و خصوصیات شایسته است که اسلامی دانسته شود فقط پس از مرگ ابن‌رشد به وجود آمد و رشد کرد نه پیش از آن... این فلسفه نوعا اسلامی در دوره‌های پس از حمله مغول پدیدار شد و توسعه یافت تا اینکه در دوره صفویه به اوج خلاقیت نیرومند خود رسید. این نوع خاص از فلسفه اسلامی در ایران، میان شیعیان شکل گرفت و حکمت نامیده شد، حکمتی که ما می‌توانیم به پیروی از کربن آن را تئوسوفی بنامیم.»

مهدی حائری‌یزدی، فقیه و استاد فلسفه ایرانی که به‌واسطه آموختن فلسفه غربی در کانادا و آمریکا با میراث فکری غربی هم ناآشنا نبود درمورد این موضع‌گیری کربن و ایزوتسو می‌نویسد: «همین شهرت به‌حق را هم شرق‌شناسان ناوارد به‌خصوص امثال هانری کربن و پیروان او گرفته‌اند و به اصرار شگفت‌آوری برچسب تئوسوفی را به فلسفه اسلامی زده‌اند و دائم این عنوان را در مجامع شرق‌شناسی تکرار و به این نوآوری کربن مباهات می‌کنند. اینان فلسفه اسلامی را به کلی از درجه اعتبار حتی یک نوع تفکر انسانی ساقط کرده و در روش‌هایی همچون فن جن‌گیری و احضار ارواح قلمداد کرده‌اند.»

مطالب پیشنهادی
نظرات کاربران