بررسی روابط رژیم صهیونیستی و روسیه در گفتوگوی «فرهیختگان» با شعیب بهمن، کارشناس مسائل روسیهبرای بررسی رابطه رژیم صهیونیستی و روسیه با شعیب بهمن، کارشناس مسائل روسیه به گفتوگو نشستیم. او میگوید پوتین تلاش کرده با حمایت از نتانیاهو، زمینه برای نزدیکی به آمریکا و رفع تحریمها را دنبال کند. به اعتقاد او، مسکو تلاش میکند در منازعه ایران و رژیم صهیونیستی بیطرف باشد و از کسی دفاع نکند.
ایران یکی از محورهای اختلاف مسکو و تلآویو است
روسها در معامله قرن چه وزنی دارند؟در اخبار آمده که روسها یا اعلام مخالفت کردند یا گفتهاند که منتظر انتشار کامل طرح خواهیم بود. به نظر شما موضع اصلی روسها در این زمینه چیست؟
روسیه چندین بار در این خصوص موضعگیری کرده و موضعگیری آنها مبتنیبر مخالفت با شکلگیری چنین روندی بوده است. به نظر میرسد چندین دلیل موجه برای این کار خود داشته باشند. یک دلیل این است که اساسا این طرح در داخل آمریکا طرح ریشهداری نیست. این طرح با سازوکارهایی که اکثر دولتهای آمریکا برای پیشبرد مذاکرات بین اعراب و رژیم صهیونیستی روی آن تاکید میکردند، تفاوتهایی دارد. روسیه هم میداند این طرح بیشتر از آنکه برآمده از وزارت خارجه آمریکا باشد طرحی است که توسط تیم ترامپ و بهویژه داماد او هدایت و مدیریت میشود. شاید به همین دلیل روسها تصور میکنند که اصولا طرح از طرف آمریکاییها جدی گرفته نمیشود. وزیر خارجه آمریکا پیش از نشست منامه اعلام کرده بود که این طرح خارج از وزارت خارجه آمریکا پیگیری میشود، بنابراین وقتی خود آمریکاییها بین خودشان طرح را جدی نگرفتهاند و نهادهای ریشهدار آمریکا خود را در آن دخیل نمیدانند، این طرح برای روسیه هم جدی گرفته نخواهد شد.
نکته دوم این است که روسیه از گذشته با روند نشستهای مختلفی که بین رژیم صهیونیستی با گروههای مختلف فلسطینی برگزار شده، درگیر بوده و همیشه یک پای روند صلح بوده است. این در حالی است که طرح معامله قرن آمریکا یک طرح یکجانبه است و آمریکا حاضر نیست نقشی را به کشورهای دیگر از جمله روسیه بدهد، بنابراین روسیه وقتی سهمی در این میان نداشته باشد، تمایلی ندارد از چنین روندی حمایت کند.
نکته سوم اینکه این طرح با عدم پذیرش از سوی کشورهای اسلامی و خود فلسطینیها مواجه شده است، برخلاف طرحهای گذشته که جزئیات طرح اعلام میشد و با وجود اختلاف نظرهایی که وجود داشت جنبش فتح میپذیرفت بخشی از راه را جلو بیاید و حاضر به مذاکره شود. دستکم در مورد معامله قرن ما چنین مسالهای را نمیبینیم و سازمانی مثل فتح که همیشه به سازش کاری متهم بود، این بار با طرح همکاری نکرده و در مقابل آن موضع گرفته است.
چهارمین نکته اینکه در جهان اسلام نیز با وجود اینکه برخی دولتها مانند عربستان، امارات و بحرین همراهیهایی با این معامله داشتند اما واقعیت این است که افکار عمومی در جهان اسلام هیچهمراهیای با معامله قرن ندارند. بنابراین روسها وقتی که مجموعه این نکات را کنار هم قرار میدهند هیچ تمایلی به حمایت از این طرح نشان نمیدهند. البته این موضعگیری روسیه محدود به طرح معامله قرن نیست بلکه روسیه موضع مشابهی نسبت به سایر تصمیمهای دولت ترامپ درخصوص مساله فلسطین و رژیم صهیونیستی دارد مانند بحث به رسمیت شناختن قدس بهعنوان پایتخت رژیم صهیونیستی.
همانطوری که گفتید طرح معامله قرن یک طرح ترامپی است تا طرح آمریکایی. اما طرحهای اینگونه دیگری هم بوده که محقق شده مانند خروج آمریکا از برجام. اگر بر فرض مثال معامله قرن شکل بگیرد و اجرا شود آیا روسها مبادرت به حمایت از این طرح نخواهند کرد؟
تصور روسیه این است که معامله قرن صورت نخواهد گرفت. به دلایلی که در پاسخ به سوال قبلی گفتم، ولی بر فرض که معامله قرن صورت بگیرد، برآورد روسیه این است که آمریکاییها کوچکترین سهمی به روسیه نخواهند داد، همانطوری که در روند انجام این معامله به صورت تک روی عمل میکنند. به همین دلیل هم هست که روسیه خود را بهطور کامل از این بازی بیرون میبیند. ابزارهای تاثیرگذاری آمریکا نسبت به روسیه برای اثرگذاری بر این پرونده بیشتر است و شاید روسیه توان بر هم زدن این بازی را بهتنهایی نداشته باشد ولی قطعا زمانی که کشورهای اسلامی مانند ایران و گروههای فلسطینی یکپارچه در برابر این طرح بایستند موضع روسیه نیز تغییر میکند.
اگر بخواهیم دقیقتر وارد موضع شویم باید دید که اساسا روابط روسیه و رژیم صهیونیستی چگونه تعریف میشود. از لحاظ جمعیتی 20 درصد جمعیت رژیم صهیونیستی روستبار هستند. در میان دو کشور ویزا وجود ندارد و سرمایهگذاری زیادی از جانب روسها در رژیم صهیونیستی صورت گرفته است و عملا طی دو سال گذشته به نظر میرسد که روابط بین دو کشور بهبود یافته است.
تصور میکنم روابط بین این دو کشور یک روند تقریبا طبیعی را طی کرده و اتفاق خارقالعادهای در این مدت در این روابط رخ نداده است. این روند از زمان فروپاشی شوروی تا به امروز فراز و نشیبهایی را داشته و به این شکل نبوده که این روابط همیشه در سطوح عالی باشد. روسها توافقهایی با رژیم صهیونیستی در مورد سوریه داشتهاند و این توافقها هم بیشتر شامل همکاری درخصوص تصادم هوایی بوده تا اتفاقی در این زمینه رخ ندهد. البته کارها طبق این روند پیش نرفت و رژیم صهیونیستی هواپیمایی از روسیه را بهرغم توافقهایی که بود و بهرغم همه اشتراکاتی که گفته شد، مورد هدف قرار داد. لذا واقعیت این است که سیاست رژیم صهیونیستی و روسیه در بسیاری از موارد متضاد است، نهفقط در حوزه منطقهای و حتی در منطقه اوراسیا این تضاد قابل مشاهده است. از نمونه ایران اگر بخواهیم شروع کنیم رژیم صهیونیستی همیشه مخالف روابط ایران و روسیه بوده در حالی که بهرغم این مخالفت عملا ما مشاهده میکنیم که طی سالهای اخیر روابط ایران و روسیه توسعه قابلتوجهی پیدا کرده است. دستکم در بعد نظامی و امنیتی و همکاریهای اطلاعاتی که بین دو کشور در مورد پرونده سوریه صورت گرفته است میتوان گفت این کیس یک پرونده بینظیر در تاریخ روابط میان دو کشور است.
این حرف درست اما برای مثال چندی پیش حمله هوایی توسط ارتش رژیم صهیونیستی به سوریه صورت گرفت ولی سامانه پدافند هوایی اس-300 هیچاقدامی از خود نشان نداد. ضمن اینکه در دوسال گذشته بیش از 200 عملیات نسبت به مواضع ایران و حزبالله در سوریه صورت گرفته و بازهم روسیه واکنشی از خود نشان نداده است. برخی کارشناسان غربی معتقدند که طی دوسال گذشته تحولاتی میان رژیم صهیونیستی و روسیه شکل گرفته است.
تکتک اینها قابل پاسخ است؛ اولا اینکه روسیه از همان روز اول اعلام کرد پدافند هوایی که به سوریه آورده، برای حمایت از نیروهای خودش است. حتی اعلام نشد که این پدافند برای دفاع از دولت بشار اسد وارد سوریه شده است. بعضا اینکه در ایران گفته میشود از این سامانه استفاده نمیشود یا اینکه آن را خاموش کردهاند، سنخیتی با حقیقت ندارد چراکه روسیه از این سامانه در مراکزی استفاده میکند که نیروهای خودشان در آنجا مستقرند. در مورد مناقشه ایران و رژیمصهیونیستی راهبرد روسیه این است که حتیالامکان از این درگیری و مناقشه بیرون بماند و این را هم علنا اعلام کرده است. آنها همیشه گفتهاند به این درگیری که مسالهای بین ایران و جبهه مقاومت با رژیم صهیونیستی است ورود نمیکنند ولی در عین حال تلاش خود را نیز کردهاند که این درگیریها به کمترین سطح تقلیل پیدا کند. این هم موضوع روشنی است چراکه بارها گفتهاند آماده میانجیگری میان ایران و رژیم صهیونیستی هستند. مساله مشخص این است که در درگیری میان ایران و رژیم صهیونیستی، روسها تاکنون نه به نفع ایران دخالتی داشتهاند و نه به نفع رژیم صهیونیستی. بنابراین پاسخ این سوال میتواند چنین باشد که شاید رژیم اشغالگر قدس هم از روسیه این مطالبه را دارد که چرا به نفع آنها وارد درگیری نشدهاند.
نظرتان در مورد ورود پوتین به مسائل و سیاست داخلی رژیم صهیونیستی چیست؟ گفته شده پوتین در انتخابات رژیم صهیونیستی ورود کرده و هدیه ویژهای که پوتین به نتانیاهو داده در نتیجه انتخابات قبلی موثر بوده است. علت و ریشه این هدیه انتخاباتی چه بود؟
پوتین بهعنوان یک سیاستمدار و روسیه بهعنوان یک بازیگر سیاسی به دنبال ایفای نقش موثر خود در منطقه مهمی مثل غرب آسیا هستند.
در این میان اولا از گذشته روابط قابلتوجهی میان راستگرایان در رژیم صهیونیستی با دولت روسیه بهویژه دولت ولادیمیر پوتین وجود داشته است، در حالی که چپگرایان در عرصه سیاست رژیم صهیونیستی که مخالف نتانیاهو هستند منتقد پوتین و روسیه هم به شمار میآیند. کمااینکه در همین انتخابات اخیر نیز رقیب اصلی نتانیاهو از این سخن میگفت که روسها در انتخابات دخالت و تلفن همراه او را هک کردهاند. در این میان اما به نظر من علت راهبردیتر برای پوتین این بود که با حمایت از نتانیاهو از رابطه خوب او با ترامپ استفاده کند و علاوهبر این از فرصت لابیهای صهیونیستی در آمریکا برای تامین منافع روسیه بهره ببرد. پوتین در این میان چند هدفگذاری هم داشت، یکی از آنها بحث اوکراین و به تبع آن برداشته شدن تحریمهای غرب علیه روسیه بود. دیگری مساله خروج نیروهای آمریکایی از سوریه بود، لذا مشخص است که پوتین برای رسیدن به این اهداف خود از نتانیاهو حمایت میکرد تا بتواند از این مسیر به آمریکا متصل شود و منافع خود را تامین کند.
آیا روسیه در پی این است که مجموعه اقداماتی برای محدود کردن ایران در سوریه داشته باشد؟ بالاخره جنگ رو به اتمام است یا اینکه به نوعی تمام شده و حالا دور از انتظار نیست که سهمخواهیها افزایش یافته باشد.
جنس، کمیت و کیفیت حضور ایران در روسیه اساسا قابل قیاس با نوع و کمیت و کیفیت حضور روسیه در این کشور نیست. با توجه به این مساله قدری ماجرا متفاوت میشود. اما اینکه نتیجه بگیریم رقابتی هم نیست، اشتباه است. بله، خب طبیعی است که قدری رقابت بر سر منافع اقتصادی و سودی که در بازسازی سوریه وجود دارد شکل بگیرد اما نکته مهم این است که این رقابت تاکنون درگیر رفتارهای تخریبی نشده و به نوعی رقابت سالمی بوده و طرفین تلاش نکردهاند یکدیگر را در میدان تخریب کنند.
از طرفی خود سوریها هم اولویتشان این است که در وهله اول با ایران همکاریهای خود را آغاز کنند. البته ممکن است در زمینهای ما نتوانیم حضور داشته باشیم، مثلا توانایی سرمایهگذاری یا تکنولوژی آن کار را نداشته باشیم یا مهمتر از آن تمایلش را نداشته باشیم و بخشی از دستگاههای اجرایی و دولتیمان اساسا نخواهند که به سوریه بروند و مشارکت کنند. در اینجا هم طبیعی است که سوریه از دیگرانی مثل روسها استفاده کند.
گفته میشود روسیه از حضور نظامی ایران در برخی نقاط مانند بخشیهای نزدیک به سرزمینهای اشغالی جولان ممانعت به عمل آورده است. آیا این صحت دارد؟
اساسا هیچتوافقی میان ایران و روسیه در چنین مسائلی وجود نداشته و ندارد، علیرغم اینکه ممکن است برخی ملاحظات وجود داشته باشد. در مورد منطقهای هم که یاد شد، باید گفت که امروز و با شرایط کنونی اصلا ایران نیاز به حضور مستقیم و فیزیکی در آن نقطه ندارد. بنابراین اینها بیشتر مطالبی است که در سطوح رسانهای مطرح میشود و بیشتر هم همین کارکرد را دارد و افکار عمومی را هدف قرار داده است.
نهتنها رسانههای رژیم صهیونیستی که بعضا رسانههای روسی هم این مواضع و اینگونه اخبار را منتشر میکنند. علت این اقدام چیست؟
روسیه هم ملاحظات خود را دارد. اولین ملاحظه این است که روسها با نگاه به هزینههای اقتصادی که تاکنون در سوریه داشتهاند میگویند چرا باید بعد از این همه هزینه اقتصادی با یک درگیری میان ایران و رژیم صهیونیستی همهچیز ناگهان زیر و رو شود؟ بنابراین برای روسها مهم است که بتوانند آرامش منطقه و شرایطی را که امروز به وجود آمده تثبیت کنند، از این رو در میان درگیری ایران و رژیم صهیونیستی، روسها سعی میکنند یا کنار بایستند یا حداقل در وسط باشند و طرف کسی را نگیرند.
البته همانطور که گفتم به علت تفاوت نوع حضور ایران در سوریه، اصلا روسها امکان این را ندارند که امر و نهی کنند و تصمیمگیرنده حضور یا عدم حضور نیروهای ایرانی در جایی باشند.
علت افزایش حملات به مواضع جبهه مقاومت در سوریه، لبنان و عراق چیست؟
این موضوع چندین دلیل دارد؛ یکی از آنها مسائل داخلی و انتخاباتی رژیم صهیونیستی است. همانطور که میدانید نتانیاهو پس از شکست در تشکیل دولت شرایط مساعد سیاسی در سرزمینهای اشغالی ندارد و حالا که مجبور به برگزاری مجدد انتخابات شده، باید راهی پیدا کند که سرنوشت انتخابات قبلی دوباره برای او تکرار نشود. او میخواهد از حملههای اخیر مصرف سیاسی و انتخاباتی درون سرزمینهای اشغالی داشته باشد.
علت دیگر یک استراتژی قدیمی رژیم صهیونیستی است. ارتش این رژیم در هفتههای اخیر تلاش کرده کشورهایی از محور مقاومت را هدف قرار دهد و بلافاصله هم بگوید که ما مواضع ایران در این کشورها را هدف قرار دادهایم و از این مسیر به مردم و حاکمیت این کشورها بگوید «اگر ایران در کشور شما حضور نداشته باشد ما هم کاری با شما نداریم. این حملات هم به علت حضور نیروهای ایران و رابطه خوب شما با تهران است و اگر میخواهید این حملات پایان یابد، شما هم به رابطه خود با ایران پایان دهید.» آنها از این مسیر به دنبال تحریک افکار عمومی این کشورها علیه ایران هستند. این اصلیترین و راهبردیترین هدف آنها در منطقه به شمار میآید.
سومین مساله هم هدف کلانتر رژیم صهیونیستی است؛ هدفی که در آن تحریم آمریکا برای مقابله با ایران نهفته است. دقت کنید رژیم صهیونیستی از عدم تمایل آمریکا به رویارویی با ایران هراس دارد و زمانی که میبیند پهپاد آمریکایی از سوی ایران هدف قرار میگیرد و آمریکا حاضر به واکنش هم نیست، بیشتر نگران میشود. از این رو میخواهد به آمریکاییها بگوید که ببینید من ایران را هدف قرار میدهم و آنها سریعا واکنشی ندارند، خب شما هم اگر ایران را بزنید با پاسخی مواجه نخواهید شد. از این رو آنها به دنبال این هستند که آمریکا را وارد فاز درگیری نظامی با ایران کنند.
* نویسنده : مصطفی افضلزاده روزنامهنگار
مطالب پیشنهادی










