رئیس دانشکده علوم پایه واحد مشهد بررسی کردشاید مهمترین هدف دشمنان نظام در ۲۰ ساله اخیر و براساس شرایط زمان خود، سیاستزده کردن دانشجویان در یک دوره (تقریبا اواخر دهه هفتاد و بیشتر دهه هشتاد) و سپس بیتفاوت و منفعل کردن آنان در دورهای دیگر (از اوایل دهه نود) بوده است.
جوانسازی دانشگاهها برای پاسخگو بودن آموزش عالی
در ماههای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی، تا اواخر فروردین 59 دانشگاهها بهویژه دانشگاههای مستقر در تهران به پایگاهی برای یارگیری و خودنمایی گروههای مخالف ازجمله سازمان چریکهای فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق (منافقین) تبدیل میشوند. سرانجام با پیشنهاد شورای انقلاب و موافقت حضرت امام خمینی(ره)، از بهار 59 انقلاب فرهنگی با تعطیلی دانشگاهها در ایران آغاز میشود و بهمنظور پاکسازی مراکز آموزش عالی از اساتید و دانشجویان معاند با آرمانهای مردم انقلابی، تا سال 62 ادامه مییابد. پس این دوران چهار، پنج ساله را باید دوران التهاب و سپس توقف فعالیتهای دانشگاهها درنظر گرفت.
پس از بازگشایی مراکز آموزش عالی، دوران بازسازی و تطبیق با اهداف انقلاب آغاز میشود. در این دوره که مصادف است با جنگ تحمیلی، تعداد زیادی از دانشجویان و استادان دانشگاهها همراه و همگام با انقلاب در دانشگاه دیگری حضور یافتند؛ دانشگاه جبههها؛ و در این دانشگاه با رشادت خود یا شهید و جانباز شدند یا به اسارت درآمدند. با پایانیافتن جنگ و ثباتی که در وضعیت اقتصادی و حتی سیاسی کشور ایجاد میشود، بازسازی زیرساختها آغاز و دوران حرکت رو به جلو و رشد چشمگیر مراکز آموزش عالی شروع میشود. این دوره به نوعی همزمان میشود با آغاز رهبری حضرت آیتالله خامنهای بر امت. ویژگیهای این دوران که تاکنون نیز ادامه یافته است، افزایش تعداد مراکز آموزش عالی، گسترش تحصیلات تکمیلی، آغاز به کار مراکز تحقیقاتی و ورود کشور به تخصصهای ویژهای همچون علوم نانومواد، هوافضا و زیست-فناوری است. به اعتقاد بسیاری، رشد خیرهکننده کشور در صنایع هستهای و همچنین موشکی محصول رشد کمی و کیفی دانشگاهها در همین دوره است و در همین زمان است که دانشجو به تدریج میشود خار چشم دشمنان.
نزدیکی و دلدادگی دانشجویان به انقلاب و رهبری آن سبب شد مخالفان داخلی و معاندان خارجی از این مسأله، عصبانی شوند و تحریک دانشجویان و خارج کردن آنها از دایره انقلاب را در برنامه خود قرار داده و بستر آن را با کژفکریهای برخی مسئولان وقت فراهم آوردند. وقوع حوادث تیرماه 78 در کوی دانشگاه تهران، نمونه شاخص این عملیات بود.
شاید مهمترین هدف دشمنان نظام در 20 ساله اخیر و براساس شرایط زمان خود، سیاستزده کردن دانشجویان در یک دوره (تقریبا اواخر دهه هفتاد و بیشتر دهه هشتاد) و سپس بیتفاوت و منفعل کردن آنان در دورهای دیگر (از اوایل دهه نود) بوده است. گرچه اردوگاه دشمن در این راه توانست به توفیقاتی نیز دست یابد اما هوشیاریهای امام جامعه و همچنین تعهد قلبی عامه دانشجویان به اسلام، کشور و انقلاب سبب شد دانشجو همچنان بخش فعالی از نظام جمهوری اسلامی مانده و بماند.
مسئولیت دانشجویان در نگاه رهبران انقلاب
شاید کمتر حکومتی را در جهان بتوان یافت که در آن به اندازه جمهوری اسلامی ایران به جایگاه دانشگاه و اهمیت و تاثیر ویژه دانشجو بر سرنوشت کشور توسط عالیترین مقام نظام توجهی ویژه شده باشد؛ چه در دوران 10ساله رهبری حضرت امام خمینی(ره) و چه دوره زعامت 30 ساله حضرت آیتالله خامنه ای(مدظله العالی). اگر در دوران تثبیت نظام، حضرت روحالله بیشتر از تاثیر دانشگاه غربزده بر وابستگی کشور به اجنبی در دوران پهلویها(1)، لزوم انقلابیشدن دانشگاهها(2)، اهمیت ایجاد دانشگاهی در تراز انقلاب(3) و مبدأ همه تحولات بودنِ دانشگاه(4) سخن میگفتند و دانشگاه خوب را مرکز سعادت و تعیین سرنوشت یک ملت میدانستند(5)، مقام معظم رهبری در دوران تحکیم نظام، از اثربخشی دانشجو و دانشگاه بر رشد و کمال و ترقی جمهوری اسلامی و رسیدن به افقهای درخشان پیشرو سخن گفته، اهمیت دانشگاه را همتراز اهمیت آینده کشور قلمداد میکنند(6) و اقتدار آینده کشور را محصول قدرت امروز دانشگاه دانسته(7)، توجه فراوان به نقش علم را برای امروز و فردای کشور حیاتی اعلام میکنند(8)؛ اما هر دو رهبر را هدفی است مشترک و آن توجهدادن همگان بر اهمیت دانش و دانشگاه.
اما دانشگاهی که برای جمهوری اسلامی ایران چنین مهم است، اسباب و لوازمی دارد و از اجزا و ابعادی شکل یافته است. کدام بعد آن اهمیتی بیشتر دارد و توجهی بیشتر را میطلبد؟ رهبر فرزانه انقلاب سالهاست دانشجو را مرکز توجه دانسته و فرمودند: «در دانشگاه، هدف دانشجو است؛ یعنی استاد و تحقیق و آزمایشگاه و همه اینها برای دانشجو است.(9)» این امر عجیبی نخواهد بود، درجایی که میدانیم محصول دانشگاه و نتیجه دانش استاد باید در وجود جوان دانشجو بروز یابد و امروزِ دانشگاه در فردای دانشجو که فردای ایران عزیز است، ظهور خواهد یافت و دانشجوی امروز، گرداننده چرخهای پیشرفت کشور در فردا خواهد بود.
بیگمان درجایی که رهبر فرزانه انقلاب حضور فیزیکی و فکری دانشجویان در مسائل عمومی کشور را حتما لازم میدانند(10)، نمیتوان دانشگاه که خانه دانشجوست را از این قاعده کلی مستثنی کرد. ایشان در یکی از دیدارهای خود با دانشجویان میفرمایند: «امروز دانشجویید و فردا گردانندگان چرخهای این کشورید. امروزِ خودتان را بسازید. دانشگاهها را بسازید. محیط دانشگاه را محیط انقلابی و اسلامی کنید.(11)»
رهبری نظام در دو، سه دهه اخیر بارها و به مناسبتهای مختلف ازجمله دیدارهایی که با دانشجویان دارند (که در سالهای اخیر بهطور منظم در ماه مبارک رمضان انجام میشود)، ورود دانشجویان به عرصههای فکری، تصمیمسازی، تصمیمگیری و مدیریتی را گوشزد فرمودهاند؛ چه دانشجو بماهو دانشجو و چه دانشجوها در قالب تشکلهای دانشجویی. (12) تا جایی که جوان دانشجو را طبقه پیشرو و پیشاهنگ(13) و از زمره خواص جامعه میدانند و تاثیرگذار بر محیط پیرامونی خود، آنگاه که در یکی از دیدارها میفرمایند: «شما جوانها مسئولیتتان را مضاعف بدانید؛ در هر دانشگاهی که هستید، هرجای کشور چه دخترها و چه پسرها، سعی کنید سازنده باشید؛ محیط پیرامون خودتان را بسازید. از هر فرصتی که دارید استفاده کنید برای اینکه در محیط تحصیلی و دانشجویی، منشأ روشنفکری برای دیگران باشید. یعنی محیط را با اشاعهافکار درست و روشنگریهای خوب بسازید. شما جزء خواص این ملت هستید.(14)» البته رهبر روشنضمیر انقلاب از این نیز فراتر رفته، ضمن دمیدن روحیه اعتمادبهنفس در جوانان دانشجو، ابتدا بر فکر کردن و همچنین مطرح کردن آن فکر و سپس بر مطالبهگری توسط دانشجو تاکید میکنند.(15)
چرا رهبری انقلاب برای جوانان بهویژه جوانان دانشجو چنین جایگاهی را ترسیم میکنند؟ اگر بتوانیم به این پرسش پاسخی درخور دهیم، آنگاه خواهیم توانست اهمیت و لزوم حضور دانشجویان در تصمیمگیریها و کمک به مدیریت دانشگاهها را بهتر موردمداقه قرار دهیم. ایشان در دیداری که با دانشجویان دانشگاه شریف داشتند، خصوصیات دانشجوها و حرکتهای دانشجویی را در 6 مورد بیان میکنند: 1- آرمانگرایی در برابر مصلحتگرایی 2- صدق و صفا و خلوص 3- آزادی و رهایی از وابستگیهای گوناگون حزبی و سیاسی 4-مبتنیبر اشخاص نبودن 5- حساسیت منفی در مقابل مظاهری که از نظر فطرت انسانی زشت است، مانند ظلم و زورگویی و تبعیض و بیعدالتی و دورویی و نفاق 6- جوان دانشجو همانگونه که تحتتاثیر احساسات خود هست، تصمیمات خود را بر مدار منطق و تفکر و بینش و میل به فهمیدن و تدقیق نیز هماهنگ میکند.(16)
حال سوال اینجاست که در کدام مسئول میانسال یا کهنسال، میتوان مجموعه این ویژگیها را مشاهده کرد؟! قطعا اگر تجربه یک مدیر میانسال با شور و نشاط و دیگر ویژگیهایی که رهبری نظام برای جوان دانشجو برشمردند، جمع شود، میتوانیم شاهد شکوفایی بیش از پیش در دانشگاههای کشور باشیم. چنانچه نسل جوان که سرچشمه فیاضِ تمامناشدنی از نیرو است و سرشار از اعتمادبهنفس(17)، در طول انقلاب بارها ثابت کرده است وقتی وارد میدان میشود میتواند به خوبی گرهگشای مشکلات کوچک و بزرگ باشد.(18) اینجاست که رهبر روشنضمیر ما به درستی میفرمایند: «ما هرچه از دانشجوها توقع داشته باشیم و کارهای سخت را از آنها بخواهیم، به نظر من پرتوقعی نیست. کارهای زیادی میتوان انجام داد.(17)» یا این گفته ایشان که «من معتقدم جوان مملکت باید در همه میدانها حضور و آمادگی داشته باشد؛ منتها با انضباط.(19)»
سخنان رهبری انقلاب براساس سنت نبوی است. گرچه نهضتی که رسول مکرم اسلام(ص) در مکه و سپس مدینه ایجاد کردند بهطور عام، همه مردم را دربر میگرفت، اما بیراه نخواهد بود اگر بگوییم دلدادگان و پیروان صدیق ایشان را بهطور خاص، جوانان تشکیل میدادند و ایشان براساس اعتمادی که به تواناییها و انگیزههای جوانان داشتند، در بسیاری مواقع مدیریتها را نیز به جوانان واگذار میکردند که امیرالمومنین علی(ع) نمونه شاخص آنهاست. در تاریخ حکومت حضرت رسول(ص) نمونه در این باب فراوان است، مانند واگذاری حکومت مکه به جوانی 23 ساله به نام عتاب بن اسید بن ابی العصیص پس از فتح مکه، انتصاب اسامه بن زید به فرماندهی سپاه اسلام در برخی نبردها با وجود سن کم او و گسیل جوانی قریشی همچون مصعب بن عمیر به یثرب (پیش از هجرت)، بهعنوان نماینده خویش و مبلغ احکام اسلام.
پس از چهارده قرن، در انقلاب بینظیر اسلامی ایران نیز جوانان نقشی بیبدیل داشتند، چه در پیروزی و چه در ادامه انقلاب. تجربه جنگ تحمیلی هشتساله نیز فرصت بینظیری بود برای ظهور مدیران و فرماندهان جوان و لایقی چون شهیدان باکری، خرازی، شوشتری، علمالهدی، کاظمی، همت و کاوه. طرفه آنکه اکثر این مدیران جوان انقلابی محصول دانشگاهها بودهاند.
جوانان در آینه بیانیه گام دوم انقلاب
انقلابی به سال 57 در ایران به تأسی از انقلاب جهانی رسول خاتم(ص) و نهضت عاشورایی حسین بن علی(ع) شکل میگیرد و با وجود توطئهها و دشمنیها و کینهها، نه افتان و خیزان، که با عزت و اقتدار به 40 سالگی میرسد. در این برهه، منشور چلهسالی آن توسط پیر فرزانهاش تدوین میشود و چراغ و نقشه راهی میشود برای ادامه مسیر؛ و میشود بیانیه گام دوم انقلاب و آنگاه که به این بیانیه نیک مینگریم، گویی اصلیترین مخاطب آن جوانان هستند، بهعنوان وارثان انقلاب خمینیکبیر و خامنهای عزیز. و چنین است که در فراز ابتدایی بیانیه، آن خردمند رهبرِ فرزانه پس از درود بر نسل آغازکننده و ادامهدهنده انقلاب، بر نسلی درود میفرستد که اینک وارد فرآیند بزرگ و جهانی چهل سال دوم میشود؛ جوانان امروز و آیندهسازان فردای ایران.
سپس، رهبری نظام در این بیانیه راهبردی ضمن مخاطب قراردادنِ مجددِ جوانان، از آنها میخواهد در خود و دیگران نهال امید و نگاه خوشبینانه به آینده را پرورش دهند و ترس و نومیدی را از خود و دیگران برانند و این را نخستین و ریشهایترین جهاد معرفی میکنند.
ایشان در ادامه با بیان اهمیت مدیریتهای جهادی که سبب عزت و پیشرفت ایران در همه عرصهها خواهد شد، این نوع مدیریت را الهامگرفته از دو رکن بیان میکند: 1- ایمان اسلامی و 2- اعتقاد به اصل ما میتوانیم. مقام معظم رهبری پس از توجه دادن به مدیریتهای جهادی، نقشه شفابخش برای مدیریت آینده کشور را چنین ارائه میکند: «راه طی شده فقط قطعهای از مسیر افتخارآمیز به سوی آرمانهای بلند نظام جمهوری اسلامی است. دنباله این مسیر باید با همت و هوشیاری و سرعت عمل و ابتکار شما جوانان طی شود. مدیران جوان، کارگزاران جوان، اندیشمندان جوان، فعالان جوان در همه میدانهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و بینالمللی و نیز در عرصههای دین و اخلاق و معنویت و عدالت، باید شانههای خود را زیربار مسئولیت دهند.» و سرانجام برای 40ساله دومِ انقلاب، یک مجموعه جوان و دانا و مومن و مسلط را قادر به دست یافتن به مقاصد و اهداف عالی نظام بیان میکنند.
جوانگرایی و تجربهگرایی؛ مکمل یا متضاد
گرچه تا این جای مقاله حاضر براساس سیره نبوی(ص) و علوی(ع) و همچنین شیوه و خواسته رهبران نظام جمهوری اسلامی ایران، به اهمیت حضور و ورود جوانان به عرصههای مدیریتی پرداختیم، اما از یاد نمیبریم آن جمله مشهور شهید چمران را که در پذیرش مسئولیت، آن شهید بزرگوار تقوا را از تخصص لازمتر بیان میکند؛ اما آن کسی که تخصص ندارد و کاری را میپذیرد بیتقوا اعلام میکند. این باور ایشان ملهم از اندیشه ناب اسلامی است و قطعا جوانانی که توسط رسول مکرم اسلام (ص) یا حضرت امیر (ع) به مسئولیتهایی گمارده میشدند، افرادی بودهاند که با وجود جوانی و البته تقوای الهی، توانسته بودند به دلیل شایستگیها و استعدادهای ذاتی، در مدتی کوتاه به شرایط لازم برای مدیریت و تجربه کافی برای آن برسند. در چنان مواقعی آن دو رهبر الهی، مدیر جوان، با انگیزه و پشتکار و متهور را بر مدیری کمانگیزه یا محافظهکار ترجیح میدادند.
حضرت آیتالله خامنهای نیز با توجه به همین نکته مهم است که میفرمایند: «محیط دانشگاه محیط بالیدن شخصیتها، جوشیدن استعدادها و بروز و ظهور نقاط درخشانِ پنهان در شخصیت انسان است.(20)» یعنی باید در دانشگاهها برای جوانان متقی با استعداد و باانگیزه، شرایط را بهگونهای فراهم کرد که بتوانند راههای رسیدن به موفقیت، ازجمله حضور در عرصههای مدیریتی را سریعتر بپیمایند. پس ممکن خواهد بود یک مدیر، با وجود جوانی، به تجربه نسبی لازم برای پذیرش یک مسئولیت رسیده باشد و همیشه جوانی مترادف با بیتجربگی نخواهد بود.
شاید بهترین نمونه از چنین مدیران جوانِ در تراز جمهوری اسلامی، شهید مصطفی احمدیروشن باشد که پس از کسب دانش و تخصص لازم و انجام مشق مدیریت در دانشگاه(21) توانست به مدیری جوان و برجسته در یکی از حساسترین مراکز کشور تبدیل شود.
جوانان و فرصتسازی برای حضور آنها در کنار مدیریت دانشگاهها
اینک که با اندیشه فکری معمار و رهبران انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در مورد جوانان و توان مسئولیتپذیری آنان آشنا شدیم، پس از گذشت چهل سال از انقلاب شکوهمند اسلامی باید وضعیت حاضر و نحوه حضور تاثیرگذار دانشجویان در دانشگاههای ایران و امکان مشارکت آنان در تصمیمگیریها و مدیریت مراکز آموزش عالی را بررسی کرده، احتمالا به چالش بکشیم که در دانشگاهها، چقدر از توان دانشجویان برای بهبود وضعیت مدیریت آن مراکز علمی-آموزشی استفاده میشود و در چه تصمیمگیریهایی جوانان دانشجو نقش و تاثیر دارند؟ و درصورتی که عمده تصمیمگیریها و تصمیمسازیها قرار است به ارتقای جایگاه دانشجو ختم شود، او خود در کجای این معرکه ایستاده است؟
متاسفانه باید گفت جز در موارد معدود و انگشتشماری مانند شوراهای فرهنگی(22) جواب درخوری به پرسش مطرحشده نمیتوان داد. این مشکل حتی در نهادها و مجموعههایی که فعالیتهایی در راستای مراکز آموزش عالی دارند نیز مشاهده میشود. برای مثال در کشور ما در زمینه حمایت از نخبگان و برگزیدههای علمی دو مجموعه معروف وجود دارند، یکی بنیاد ملی نخبگان است که زیرنظر رئیسجمهور فعالیت میکند و دیگری باشگاه پژوهشگران جوان است که حوزه فعالیت آن در مجموعه بزرگ دانشگاه آزاد اسلامی است. در مدیریت این دو مجموعه چقدر از مشاوره یا همکاری جوانان نخبه استفاده میشود؟ مگر قرار نیست برای آنها برنامهریزی کنیم و تسهیلات فراهم آوریم؟ خب، چه کسی بهتر از خود دانشجوی نخبه میداند به چه چیز و چه حمایتی نیاز دارد؟!
اگر همه به کلام متقن الهی در آیه 159 سوره آلعمران مبنیبر لزوم مشورت در کارها باور عملی داشته باشیم، برای روسای دانشگاهها و دانشکدهها و معاونان آنها قطعا دانشجویان میتوانند مشاورانی امین باشند؛ حتی اگر زبان به تعریف و تمجید آن مدیر و مسئول نگشایند. چنانچه امیرالمومنین(ع) در نامه 53 نهجالبلاغه میفرمایند: «کسی باید نزد تو مقربتر باشد که زبانش به اظهار تلخی حق گویاتر باشد.» در بسیاری مواقع این ویژگی را میتوان بین مشاورانی از دانشجوها یافت؛ نه مدیران ملاحظه و محافظهکار.
برای رسیدن به مطلوب، تشکیل شوراهای مشورتی میتواند پیشنهاد مناسبی برای مدیران دانشگاهها باشد؛ شوراهایی از جنس دانشجویان آن دانشکده یا دانشگاه. با این باور که جوانان در بسیاری از مواقع، معضلات و مشکلات مجموعه را بهتر از مدیران مشاهده و حتی پس از رصد آن مشکل، بهترین پیشنهادها را ارائه میکنند. همچنین مسئولان دانشگاه از دل شوراهای مشورتی، میتوانند جوانان خوشفکرتر و صاحب ایدهتر را برای استفاده در مراکز تصمیمگیری رده بالاتر استفاده کنند. البته تشکیل چنین شوراهایی میتواند برکات دیگری نیز به همراه داشته باشد. دانشجو هنگامی که خود را مشاور و یاور مسئولان دانشکده و دانشگاه بداند، احساس تعلقخاطر بیشتری نسبت به دانشگاه خود خواهد داشت و بیش از قبل، مشکلات محل تحصیل خود را مشکلات خود و محل تحصیل خود را نقاط قوت خود میداند. البته به غیر از حیطههای مشورتی و مشاورهای، از جوانان دانشجو میتوان در برخی حوزههای اجرایی نیز استفاده کرد. کتابخانهها، سلفها و تریاها و بخشهایی از ادارات آموزش گوشههایی مغفول از فضاهای قابل بهرهگیری از توان مدیریتی دانشجویان در مراکز آموزش عالی هستند. اینگونه است که فضا برای رشد مدیران جوان و آتیهدار برای آینده کشور فراهم میشود؛ ابتدا دانشگاهها از استعداد و پشتکار و توان مدیریتی دانشجویان مستعد بهرهمند میشوند و در ادامه بخشهای مختلف دولتی و خصوصی کشور و اینچنین میتوان دانشجوها را در سازندگی آینده و ترسیم حرکت عمومی جامعه به سمت کمال، به خوبی سهیم و دخیل کرد. البته با امید به نصرت وعده دادهشده الهی(23) و کلام گهربار رسول خاتم(ص) که «هرکس برای خدا کار کند، خداوند تمام امکاناتش را در خدمت او قرار میدهد.(24)»
منابع:
1. صحیفه امام؛ جلد 14، صفحه 359
2. صحیفه امام؛ جلد 12، صفحه 207
3. صحیفه امام؛ جلد 19، صفحه 443
4. صحیفه امام؛ جلد 8، صفحه 64
5. صحیفه امام؛ جلد 21، صفحه 96
6. دیدار با روسای دانشگاههای سراسر کشور؛ 6/12/76
7. دیدار با نخبگان جوان؛ 12/6/86
8. دیدار با روسای دانشگاههای سراسر کشور؛ 23/5/85
9. دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ 20/9/70
10. دیدار با دانشجویان؛ 16/5/91
11. دیدار با دانشجویان؛ 13/8/71
12. دیدار با دانشجویان؛ 19/5/90
13. دیدار با دانشجویان؛ 23/3/68
14. دیدار با دانشجویان؛ 20/5/77
15. دیدار با دانشجویان؛ 15/8/82
16. دیدار با اساتید و دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف؛ 1/9/87
17. دیدار با دانشجویان؛ 16/5/91
18. دیدار با جوانان؛ 7/2/77
19. دیدار با دانشجویان؛ 21/4/78
20. دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی؛ 22/2/82
21. شهید مصطفی احمدیروشن در اواخر دهه هفتاد در دوران دانشجویی، مسئول فرهنگی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف بوده است.
22. براساس آییننامه شوراهای فرهنگی دانشگاهها، در ترکیب اعضای این شوراها باید نمایندگانی از بسیج دانشجویی و همچنین بزرگترین تشکل اسلامی موجود در آن دانشگاه حضور داشته باشد.
23. سوره مبارکه حج، آیه چهل: و قطعا خداوند به کسانی که او را یاری میدهند، یاری میرساند.
24. بحارالانوار
* نویسنده : علی جاوید رئیس دانشکده علوم پایه واحد مشهد
مطالب پیشنهادی








