یادداشت/ سیدعلیرضا موسوی دکتری علوم سیاسی از دانشگاه فریدریش شیلر آلمانهدف خبرسازیهای رسانههای روسی در اروپا، تحریک افکار عمومی در همه سطوح اجتماعی با توجه به خلعها و چالشهای موجود است و این رسانهها در ارتباط تنگاتنگ با اندیشکدههای روسی هستند که استراتژیهای کلانی را برای مقابله با جهان تک قطبی آمریکایی مفهومسازی میکنند.
قدرت رسانهای روسیه در اروپای امروز
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، فروپاشی دیوار برلین در نوامبر ۱۹۸۹، همزمان با آغاز فروپاشی بلوک شرق و واگذاری گام به گام حوزه مسیحیت ارتدکس شرق اروپا به جهان لیبرال ـ سرمایهداری غرب بود. با پایان جنگ سرد اگرچه پیمان نظامی ورشو منحل شد، اما سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ناتو از آغاز دهه 90 ائتلافهای نظامیاش را به سمت اروپای شرقی گسترش داده است. البته این توسعه ناتو در شرق اروپا در دهه 90 موازی با بازسازی داخلی روسیه برای تدوین یک هویت جدید بعد از دوران کمونیست بود.
بعد از عضویت مجارستان، لهستان و جمهوری چک در سال ۱۹۹۹ در ناتو، سال ۲۰۰۴، 6کشور کوچک اروپای شرقی به عضویت ناتو در میآیند. عضویت آلبانی و کرواسی در سال ۲۰۰۹ در واقع هشدار فتح کامل اروپای شرقی را به روسیه در حال احیا داد. فتح هر کشور اروپایی شرقی برای مسکو عملا به معنای نزدیک شدن پایگاههای موشکی آمریکا به مرزهای روسیه بود. اولینبار در سال ۲۰۰۷ ولادیمیر پوتین در کنفرانس امنیتی مونیخ توسعه ناتو در شرق اروپا را بهعنوان خطر امنیتی برای روسیه مطرح کرد. سال 2014 برکناری «ویکتور یانوکوویچ»، رئیسجمهور قانونی- و طرفدار روسیه- اوکراین، هشدار هم مرز شدن ناتو با روسیه را به مقامات کرملین داد. روسها برای مقابله با تهدیدات غرب، علاوهبر الحاق کریمه به خاک خود، سطوح مقابله تبلیغاتی و فرهنگیشان را بهشدت در اروپا تقویت کردند. تاسیس خبرگزاری اسپوتنیک در روسیه نیز بر همین اساس اتفاق افتاد. به معنای دقیقتر، فراتر از تقابل نظامی روسیه با اتحادیه اروپا در قالب جنگ داخلی اوکراین و رقابتهای تسلیحاتی میان روسیه و ناتو، مسکو در چند سال اخیر به فعالیتهای سیاسی و تبلیغاتیاش علیه نظامهای سیاسی غرب سرعت بخشیده است. روسیه برای به چالش کشیدن غرب در حوزه رسانه، با تکیه بر دو رسانه خبری بزرگش یعنی راشاتودی و اسپوتنیک تلاش کرده است بر معادلات سیاسی در غرب تاثیر بگذارد و روایتی دیگر از تحولات اروپا را عرضه کند. چراکه رسانههای اصلی اروپایی، روش خبرسازیشان برآمده از ارزشهای اندیشکدههای ترانسآتلانیک است که اساسا خبرنگارها و تحلیلگران اصلی آنها در همین موسسات فراملی وابسته به منافع بلوک غرب یعنی آمریکا درس خواندهاند. روایت روسی از حوادث سیاسی در اروپا روایتی خارج از ملاحظات و منافع بلوک ترنسآتلانیک است. خبرگزاری راشاتودی، با توجه به تحلیلهای سیاسی و اقتصادیاش، برای قشر تحصیلکرده و اسپوتنیک، با توجه به اخبار کوتاه و جنجالیاش برای عموم توده مردم اروپا مفهومسازی شده است.
آنچه در این باب برای ما اهمیت دارد به شناخت و رصد دقیق تحولات جدید اروپا و موجسواری رسانههای روسی بر این تحولات و استفاده از حساسیت و نارضایتی مردم غرب از تحولات اخیر اروپا برمیگردد. با به قدرت رسیدن جریانها و احزاب دست راستی در اروپا از سال ۲۰۱۵ و موج نارضایتی مردم غرب از مهاجراتهای میلیونی به اروپا، پروپاگاندای رسانهای روسی تلاش کرد بر این موج سوار شود و روسیه را بهعنوان نجاتدهنده فرهنگ مسیحی - اروپایی در برابر غرق شدن این قاره سبز در بحران فرهنگی با توجه به مهاجرتهای میلیونی از ملتهای غیراروپایی نشان دهد. خبرهای حرفهای رسانههای روسی در باب مشکلات و بزهکاریهای برآمده از مهاجرت به اروپای غربی و عدم جایگاه مستقل اروپا در تصمیمگیریهای استراتژیکش از جمله در پذیرش مهاجرت، باعث جذب مخاطب اروپایی به رسانههای روسی بهعنوان آلترناتیو رسانههای اصلی وابسته به منافع بلوک ترنس آتلانتیک در اروپا شده است. با نگاهی به تاریخ غرب اهمیت این موضوع برایمان روشنتر میشود، چراکه تاریخ غرب اساسا به روسیه و فرهنگ روسی بدبین بوده و هیچگاه روسیه را بخشی از تمدنش حساب نکرده است. این دشمنی با روسیه و بدبینی نسبت به فرهنگ روسی ریشه در سنت فرهنگ غرب دارد که در آن روسیه همواره بهعنوان دشمن امپراتوری روم و بهعنوان یک ساختار جعلی از آن شناخته شده است. روسیه از نگاه غربیها «تمدنی است که ریشه در سنت شرقی دارد و اندیشه مسیحیت غربی همواره توسط آن تهدید میشود.» این نگاه بدبینانه غربیها نسبت به روسیه از زمان کلیسای رومی در توده مردم اروپایی ریشه دوانده است. اما امروز این بدبینی تا حد زیادی کم شده و چرخش مخاطب اروپایی به رسانههای روسی در مقابل رسانههای اصلی بلوک ترانسآتلانتیک اتفاق افتاده است که حقیقتا به یک انقلاب و تحول فکری- به لطف قدرت رسانه- شبیه است.
قدرت رسانههای روسی تا جایی پیش رفت که در اواخر سال ۲۰۱۶ پارلمان اتحادیه اروپا قطعنامهای را علیه پروپاگاندای رسانههای روسی، راشاتودی، اسپوتنیک و موسسه جهان روسی « Russkiy Mir Foundation» تصویب کرد و این رسانهها را به ایجاد شکاف و دودستگی در جامعه اروپایی متهم کرد. این اتفاق واکنش پوتین را در پی داشت که به خاطر کار حرفهای رسانههای روسی در اروپا به آنها تبریک گفت و نگرانیاش را از سرکوب و نقض آزادیبیان رسانههای مستقل در غرب بیان کرد. بیشک این اتفاق یک موفقیت بزرگ برای رسانههای روسی در اروپا بود.
اما فعالیت رسانههای روسی در اروپا متکی بر یک استراتژی کلان - برآمده از شناخت تحولات غرب - است. به معنای دقیقتر، روسیه تلاش کرده است یک مدل آلترناتیو را در برابر مدل جهان تک قطبی آمریکایی در اروپا ارائه دهد. این کار را اندیشکدههای روسی برعهده گرفتهاند که در فضای مجازی بسیار فعالند و تلاش کردهاند مخاطبان دانشگاهی و منتقد را در غرب جذب کنند. بهطور مثال فعالیت اندیشکدههای روسی، مثل سایت اندیشکده کاتهون «Katehon»، مبنای نظری را برساخته است که سنگ بنای استراتژی کرملین برای سیاست خارجی روسیه جدید برای مقابله با غرب است. محور اصلی نظریهپردازی روسها در حوزه سیاست خارجی تکیه بر اندیشه جهان چندقطبی در قالب پروژه اوراسیای جدید است که در برابر جهان تکقطبی سرمایهداری غرب یعنی «One Word» قرار دارد. مبنای اصلی نظریه جهان چندقطبی پذیرش اصل چندفرهنگی بودن جهان است که حاکمیت یک نظام ارزشی جهانی را پوچ قلمداد میکند. بر مبنای این نظریه، روسیه و اروپای شرقی حوزه فرهنگ مسیحیت ارتدکس هستند که حلقه واسط میان سرزمین اروپا غربی یعنی تمدن غرب و سرزمین آسیای غربی یعنی تمدن اسلامی است.
در همین قالب، روسها غرب را نه در چارچوب ارزشهای فرامرزی نظام سرمایهداری یعنی لیبرالیسم و حقوق بشر، بلکه در قالب ارزشهای منطقهای از دست رفته آنها و ارزشهای ملی ـ مذهبی یعنی اسطورههای تاریخی و مسیحیت باز تعریف میکنند. به معنای دیگر با تکیه بر اندیشه جهان چندقطبی، روسها به مردم بومی در اروپای غربی پیام احترام را به هویت از دست رفته آنها تحت حاکمیت نظام سرمایهداری فرامرزی میدهند. اهمیت این نکته به بحرانهای مهاجرت، خطر تروریسم در غرب و بحران جنگ شهروندی در اروپا برمیگردد که روسها از این اندیشه جهان چندقطبی بهعنوان اهرمی تبلیغاتی برای نجات اروپای غربی توسط کرملین در راستای منافعشان استفاده میکنند.
از همین رو، فعالیت رسانه روسی در اروپا در وهله اول تکیه بر یک استراتژی فکری – معرفی مشخص است که در قالب رصد دقیق تحولات و چالشهای اروپای امروز با توجه به جنس موضوعات در خبرگزاریهای روسی انعکاس مییابد. هدف خبرسازیهای رسانههای روسی در اروپا، تحریک افکار عمومی در همه سطوح اجتماعی با توجه به خلعها و چالشهای موجود است و این رسانهها در ارتباط تنگاتنگ با اندیشکدههای روسی هستند که استراتژیهای کلانی را برای مقابله با جهان تک قطبی آمریکایی مفهومسازی میکنند.
مطالب پیشنهادی







