مدیرکل پژوهش دانشگاه امیرکبیر در گفت‌وگو با «فرهیختگان»:

حال و هوای پژوهش در سال ۹۷ باعث شد سراغ محمد محمدی‌اقدم، مدیرکل پژوهشی دانشگاه صنعتی امیرکبیر برویم تا او برایمان درباره چرایی عدم‌ارتباط دانشگاه با صنعت و موانع انجام فعالیت‌های پژوهشی درست در دانشگاه‌ها بگوید.

  • ۱۳۹۷-۱۲-۱۸ - ۰۹:۳۵
  • 00
مدیرکل پژوهش دانشگاه امیرکبیر در گفت‌وگو با «فرهیختگان»:

قوانین بالادستی پژوهش منطقی نیست

قوانین بالادستی پژوهش منطقی نیست
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، پژوهش یکی از حلقه‌های مفقوده این روزهای کشور است، گمشده‌ای که هر از گاهی قوانینی از سوی مسئولان مربوطه به‌ویژه بهارستان‌نشین‌ها برای تزریق خون تازه در آن به تصویب می‌رسد، اما در عمل آب از آب تکان نمی‌خورد و نه‌تنها دستگاه‌های دولتی حاضر به هزینه‌کردن در این حوزه نیستند بلکه درمقابل هم هیچ ‌بازخواستی از آنها نمی‌شود. عدم‌اهمیت به مقوله پژوهش در دانشگاه‌های کشور درحالی است که دانشگاه‌های دنیا همه تلاش خود را می‌کنند که گوی سبقت را از یکدیگر بربایند و بتوانند اسم خودشان را در پروژه‌های تحقیقاتی مطرح کنند. حال و هوای پژوهش در سال 97 باعث شد سراغ محمد محمدی‌اقدم، مدیرکل پژوهشی دانشگاه صنعتی امیرکبیر برویم تا او برایمان درباره چرایی عدم‌ارتباط دانشگاه با صنعت و موانع انجام فعالیت‌های پژوهشی درست در دانشگاه‌ها بگوید که در ادامه می‌خوانید.


  ما هنوز بعد از گذشت 4 دهه از انقلاب اسلامی، نتوانسته‌ایم آن‌طور که باید، بین دانشگاه و صنعت ارتباط برقرار کنیم، به نظر شما مشکل اصلی کار کجاست؟

مساله ارتباط صنعت با دانشگاه با غرور جلو نمی‌رود، یعنی صنعت نمی‌تواند این تصور را داشته باشد که چون پول دارد، پس استاد باید ساعت‌ها پشت در اتاقش بنشیند تا صنعت راضی به دیدار با استاد شود، از سوی دیگر استاد هم نباید تصورش این باشد که چون علم دارد و زندگی روزمره‌اش از طریق درآمد دانشگاهی می‌گذرد، پس باید منتظر بماند صنعت سراغ آن برود و قطعا با وجود چنین نگاه‌هایی نمی‌توان حرکت کرد. در خارج از کشور نیز الگوهای مختلفی برای این بخش در نظر گرفته شده اما به‌طور کلی هم مجموعه‌های دولتی به دانشگاه‌ها بودجه می‌دهند و هم موسساتی وجود دارند که دارای بودجه‌های کلان دولتی بوده و براساس همین بودجه‌ها به دانشگاه‌های مختلف اعلام می‌کنند برای یک مساله مشخص پروپوزال‌های خود را به آن موسسه بفرستند تا موسسه از میان آنها بهترین را برای سرمایه‌گذاری انتخاب کند، اما ما چنین مکانیسمی را در کشور برای انجام امور پژوهشی نداریم.  یکی دیگر از نکات مهم این است که نمی‌توان این مساله را انکار کرد که پژوهش‌ها همیشه هم به نتیجه نمی‌رسند و درمقابل هم صنعت نمی‌تواند منتظر بماند یک پژوهش به نتیجه برسد یا خیر، به همین دلیل در همه دنیا موسساتی برای انجام امور پژوهشی وجود دارد که از بودجه دولتی استفاده می‌کنند؛ چراکه ما نمی‌توانیم از بخش خصوصی انتظار داشته باشیم در حوزه پژوهش هزینه کند و بعد منتظر بماند و ببیند پژوهش نتیجه می‌دهد یا خیر. همچنین در حوزه پژوهش کارها با فرمان به پیش نمی‌رود، درحالی که گاهی می‌بینیم مجلس فرمان‌هایی صادر می‌کند، اما تیمی برای ارزیابی عملکرد دستگاه‌ها در این زمینه نداریم و عملا فرمان‌ها هم به جایی نمی‌رسد.  یکی دیگر از مشکلات پژوهشی ما این است که دستگاه‌ها نمی‌خواهند بودجه خود را صرف این کار کنند و به همین دلیل خود ذیل مجموعه‌شان، مرکز پژوهشی راه‌اندازی می‌کنند، قطعا وقتی دستگاهی مانند وزارت نفت خودش پژوهش انجام دهد، چه نیازی دارد سراغ دانشگاه بیاید؟! یعنی اگر بودجه تصویب‌شده از این حیث که در کدام بخش هزینه‌ شده، مورد ارزیابی قرار نگیرد، نمی‌توان اثربخشی قانون را در آن دید.

  با این حساب، یعنی بخش عمده‌ای از مشکلات امروز پژوهش کشور با انجام سرمایه‌گذاری برطرف می‌شود؟

زمانی قرار است استاد با دانشجوی خود کار علمی انجام دهد و تمام تجهیزات مورد نیازش هم تنها یک کامپیوتر است، قطعا در چنین شرایطی احساس نبود بودجه چندان به چشم نمی‌آید؛ اما به محض اینکه از این وادی خارج شده و به عرصه تبدیل ایده‌ها به محصول قدم بگذاریم، طبیعتا نیازمند بودجه هستیم. از این رو اینکه برخی همکاران ما می‌گویند پول در عرصه پژوهش کم است، اگر قرار تبدیل ایده به محصول باشد، موضوع درستی است و هرچه پول بیشتری هزینه شود، نتیجه هم بهتر می‌شود. نگاه کنید امروز بهترین دانشگاه‌های ما بودجه 150 میلیارد تا 300 میلیارد تومانی از دولت دریافت می‌کنند و اگر این بودجه را با دلار 12 هزارتومانی در نظر بگیریم، یعنی عملا بودجه آنها 20 تا 30 میلیون دلار است؛ درحالی که بودجه دانشگاه‌های دیگر کشورها به‌گونه‌ای است که می‌توان گفت این 30 میلیون دلار بودجه دانشگاه‌های ایرانی، حتی برای تامین حداقل‌ها هم کافی نیست و طبیعتا با این بودجه نمی‌توان کار فوق‌العاده‌ای انجام داد، علاوه‌بر اینکه وقتی یک دانشگاه 14 هزار دانشجو، هزار کارمند و500 استاد دارد و فضای بزرگی نیز در اختیار دارد، همین بودجه تنها برای سرپا نگه‌داشتن یک دانشگاه کافی است و دیگر به انجام کارهای پژوهشی نمی‌رسد.

سوال مهم دیگر این است که اگر پول کافی به دانشگاه‌ها برای امور پژوهشی اختصاص یابد، کل مشکلات این بخش حل می‌شود یا خیر، که از نظر بنده این اتفاق نخواهد افتاد؛ چراکه تا وقتی مکانیسم توزیع و هزینه‌کرد پول در دانشگاه‌ها به‌درستی طراحی نشود، اتفاقات خوبی را در این حوزه شاهد نخواهیم بود.

  عده‌ای معتقدند دانشگاه‌ها خود باید درآمدزایی داشته باشند، چرا در کشور ما چنین مساله‌ای محقق نمی‌شود؟

هرچند این حرف درستی است، اما واقعیت این است که در خارج از کشور نیز درصد بسیار کمی از بودجه‌هایشان از سوی بخش خصوصی تامین می‌شود. شخصا وقتی از مسئولان دانشگاه سنگاپور درباره بودجه‌شان سوال کردم، عنوان کردند 80درصد آن از طریق دولت و 20درصد مابقی از سوی بخش خصوصی تامین می‌شود. همچنین اگر ما در کشورمان بخش خصوصی فعالی داشته باشیم که به‌صورت حرفه‌ای برای حل مشکلش از طریق دانشگاه سرمایه‌گذاری کند، می‌توان گفت دانشگاه‌ها می‌توانند خودشان درآمدزایی داشته باشند، اما این مساله در کشورمان خیلی کم امکان‌پذیر است.

ما به تعداد دانشگاه‌هایمان بخش خصوصی که آماده سرمایه‌گذاری باشد، نداریم. از سوی دیگر ما از دانشگاه توقع داریم در مرزهای علم حرکت کند، درحالی که مشکلات صنعت ما نیز دو، سه پله از مرزهای علم عقب‌تر است و همین موضوع باعث می‌شود دانشگاه‌ها در تناقض قرار بگیرند یا باید خود را عقب کشیده و مشکلات موجود در صنایع را آن‌هم در صورت احساس نیاز صنایع رفع کنند که طبیعتا در این شرایط دانشگاه‌ها جایگاه نسبتا خوبی را که در تولید علم جهانی دارند از دست می‌دهند. از دست دادن این جایگاه اشکالی هم ندارد، اما برای اجرای این مهم نیازمند یک فهم عمومی هستیم که اگر دانشگاه ما از وظایف خود یک پله عقب بنشیند و به جای انجام کارهای علمی و حرکت در مسیر جهانی به رفع مشکلات صنعت بپردازد، هم ایرادی ندارد.

  گاهی این‌گونه تصور می‌شود که به‌رغم وجود دانشگاه‌های برتر دنیا در کشور، اما پژوهش‌های دانشگاهی با توجه به اولویت‌های کشور انجام نمی‌شود، این مساله را قبول دارید؟

دانشگاه امیرکبیر در دوره ریاست جدید پنج موضوع را به‌عنوان موضوع اولویت‌دار دانشگاه تعیین کرده که مساله آب، انرژی، امنیت و سلامت ازجمله آن است که همگی نیز جزء مسائل کاربردی کشور تلقی می‌شود. قرار بر این است که اگر استادی در این دانشگاه در یکی از این حوزه‌ها فعالیت کرد، دانشگاه سرمایه‌گذاری بیشتری را برای طرح استاد در نظر بگیرد ولی باید به این مساله هم توجه داشته باشیم که دانشگاه یک مکان عام است و لزومی ندارد همه افراد در آن کانالیزه شده و در یک موضوع خاص کار کنند. در همه دنیا هم روال این است که اگر برای دولت مساله‌ای مهم شد، آن جزء اولویت قرار می‌گیرد و تسهیلات ویژه‌ای به استادی که در این زمینه کار کند، اعطا می‌شود ولی هیچ‌گاه جلوی فعالیت سایر اساتید گرفته نمی‌شود.  نکته مهم دیگر این است که اگر به علم در 100 سال قبل نگاه کنیم، می‌بینیم در کل دنیا تنها یک فرد مانند انیشتین وجود داشت و علم به گستردگی امروز نبود؛ اما امروز در برخی علوم نه‌تنها به صورت روزانه بلکه ساعتی شاهد پیشرفت هستیم، البته آیتم‌های مختلفی در این مساله نقش دارد که وسایل ارتباط‌جمعی، تبدیل علم از فردی به گروهی، همکاری‌های تیمی و کشوری و... در آن اثرگذار بوده است.

  در ایران به‌رغم پیشرفت‌های فراوان در حوزه‌های مختلف علمی، اما مردم آن‌طور که باید، این مساله را لمس نمی‌کنند، کمی درباره چرایی این مساله صحبت کنید.

این مساله را قبول دارم و بسیاری از دوستان نیز به این مساله اذعان دارند. قطعا وقتی واقعیت‌ها را آن‌طور که وجود دارد، بیان کنیم مخاطب هم متوجه وضعیت موجود می‌شود؛ اما متاسفانه رسانه ملی و خبرنگاران ما همیشه بخش‌های موفقیت‌آمیز در علوم را با ذوق‌زدگی به مخاطب منتقل می‌کنند و همین مساله باعث می‌شود برای مخاطب باورپذیر نباشد، درحالی که وقتی خودمان بحث موفقیت‌آمیز نبودن آزمایش اخیر ماهواره‌ای دانشگاه امیرکبیر را رسانه‌ای کردیم، دیدیم تا چه‌اندازه مخاطبان از این مساله استقبال کردند. طبیعتا اگر چنین کاری در حوزه‌های دیگر نیز انجام ‌شود و مخاطب بداند همه آزمایش‌ها هم به موفقیت نمی‌رسد، اما قطعا به مرور زمان اشکالات موجود برطرف می‌شود، دیگر شاهد وضعیت کنونی نخواهیم بود. به‌عبارت دیگر باید به مردم بگوییم ایران به‌رغم اینکه در حوزه نانوساینس رتبه تک‌رقمی دنیا را دارد، اما در حوزه نانوتکنولوژی چنین جایگاهی را ندارد و این‌گونه مخاطب متوجه اصل ماجرا می‌شود.

  سال 97 روزهای پایانی خود را طی می‌کند، به نظر شما وضعیت پژوهش در این سال چگونه بوده است؟

در پاسخ به این سوال باید بگویم اولا در همه دنیا زمانی که کشوری با مشکلات اقتصادی روبه‌رو می‌شود، اولین بخشی که از این مشکل دچار آسیب می‌شود، پژوهش است و این مساله تنها مختص ایران هم نیست؛ چراکه پژوهش مربوط به آینده است، نه حال. به‌عبارت دیگر هرگاه کشوری دچار بحران مالی می‌شود، به جز پژوهش‌های ویژه، کلیت پژوهش آن آسیب می‌بیند. با این حال در کشورمان اگر حوزه انتشار مقاله را در پژوهش مدنظر قرار دهیم، مشکلی در آن ایجاد نشده، دلیلش هم این است که ماشین انتشار مقاله به حرکت درآمده و به همین دلیل کمبود سرمایه در آن چندان به چشم نمی‌آید. اما اگر پژوهش از منظر ارتباط با صنعت را مدنظر قرار دهیم، باید بگویم نسبت به سال قبل یا دچار افت شده یا آمارها در آن نسبت به سال 96، ثابت باقی مانده است.

همچنین وقتی نرخ دلار دچار تغییر می‌شود، به همان اندازه یک کاسب با مشکل مواجه می‌شود، استاد و صنعتگر نیز برای برقراری ارتباط با یکدیگر دچار مشکل خواهند شد؛ چراکه مشخص نیست برای به سرانجام رساندن یک پروژه چه میزان بودجه مورد نیاز است و به همین دلیل هم استاد و هم صنعت برای بستن قراردادها احتیاط می‌کنند.

  با توجه به شرایط به نظر شما سال 98 برای دانشگاه امیرکبیر در حوزه پژوهش چطور خواهد بود؟

تصور نمی‌کنم در پژوهش ما اتفاق خیلی عجیبی رخ دهد؛ چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی آن. ما فعالیت‌های نسبتا خوبی را شروع کرده‌ایم و در بحث پتنت که دو، سه سالی اساتید ما ورود کرده‌اند توانسته‌ایم به‌خوبی پیش برویم، البته یکی از قفل‌های این حوزه مساله مالی بوده که خوشبختانه تا حدودی رفع شده است.

در بخش صنعت هم تصور نمی‌کنم اتفاق ویژه‌ای رخ دهد و در حد همین سال 97 ادامه می‌دهیم، البته ارتباط با صنعت فاکتورهای مختلفی دارد که یکی از آنها مسائل مالی است. در بخش مقالات و کار علمی هم احساسم این است که نه در جهت مثبت و نه منفی اتفاق خاصی رخ نخواهد داد، البته ما در تولید مقالات علمی در دانشگاه‌های صنعتی کشور بیش از 6 سال است که در جایگاه اول قرار داریم، البته امیدوارم قوانین بالادستی را منطقی بچینیم و اگر لازم باشد الگوی کشورهایی را که در حوزه ارتباط صنعت و دانشگاه عمل کرده‌‌اند، مطالعه ‌کنیم تا آرام‌آرام این فضا را در کشور هم ایجاد کنیم که در این زمینه اتفاقات خوبی رخ دهد.

 

* نویسنده : زهرا رمضانی روزنامه‌نگار

مطالب پیشنهادی
نظرات کاربران
capcha