وقتی رئیس دولت اصلاحات از اثربخشی سیاسی خود ناامید استبه نظر میرسد محمد خاتمی و نزدیکانش در شرایط بغرنجی قرار گرفتهاند و لذا تلاش میکنند حجم اعتراض در افکار عمومی را به مسیری منتج کنند که جریان اصلاحات کمترین آسیب را ببیند.
اعتراف بزرگ
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، هفته گذشته جمعی از نمایندگان فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی با رئیس دولت اصلاحات دیدار کردند، دیداری که حالا خبر تکمیلی آن منتشر شده است. محمد خاتمی در این دیدار، نسبت به وضع موجود کشور گلایه میکند و میگوید در وضع سختی قرار داریم. او نکاتی را درمورد دولت، انتخابات و ماجرای «تکرار میکنم» نیز بیان کرده است. در این نوشته بندهایی از حرفهای رئیس دولت اصلاحات که بیشتر نشاندهنده موقعیت بنبست یک سیاستمدار است را بررسی کردهایم.
1- توصیف بنبست!
سیدمحمد خاتمی همان کسی است که با کنار راندن عارف در سال 92 کمک حال حسن روحانی برای پیروزی در انتخابات شد، در سال 94 با تاکید ویژه از مردم خواست به تمامی اعضای دو لیست انتخاباتی مجلس شورای اسلامی و خبرگان موسوم به لیست امید با همان کلید واژه معروف «تکرار میکنم» رای دهند و در انتخابات سال 96 هم دوباره «تَکرار» را تکرار کرد و بدنه اجتماعی جریان اصلاحات را به حمایت از لیست شورای شهر و حسن روحانی فراخواند. این نکات البته بر کسی پوشیده نیست و تقریبا هر کسی که بهاندازه یک رای دادن در فضای سیاسی کشور حضور داشته باشد از این کنشهای رئیس دولت اصلاحات خبر دارد، از این رو حرف دقیقی است که بگوییم یکی از علل مهم رایآوری حسن روحانی در سال 92 و 96، لیست امید در سال 94 و لیست شورای شهر تهران در سال 96 حمایتهای او بوده است.
قاعده کار سیاسی اما این است اگر کسی حرفی میزند بهاصطلاح تا آخر کار پای حرفش بماند، به این معنا که همانگونه محمد خاتمی خود را در پیروزی افراد و لیستهای ذکر شده شریک میداند در ناکامی آنها نیز شریک بداند و به مردم پاسخگو باشد. تفاوت محمدخاتمی با دیگر فعالان سیاسی اما این است که بهراحتی نمیتواند انکار گذشته کند و از زیر بار مسئولیت آن خارج شود. از این رو او مجبور است در شرایطی که شاید تحملش برای بسیاری از بدنه رای اصلاحطلبان دشوار شده باشد بهنحوی به سخن آمده و حرف بزند تا به قول خودش هم پاسخ سوالهای مردم را داده باشد و هم بهنحوی تلاش کند که بدنه «ناامید»ی که خود از آنها نام میبرد را سامان دهد.
رئیس دولت اصلاحات که مجبور است درمورد وقایع تلخ این روزها صحبت کند، بدون نام بردن از مشکلاتی مانند تحریمهای بازگشته ایالات متحده، پراید 55 میلیون، گوشت 120 هزار تومانی و... صرفا میگوید که «ما در موقعیت فوقالعاده سختی قرار داریم» و البته تلاش میکند این موقعیت فوقالعاده سخت را به اصلاحات درون نظام، قوه قضائیه و این دست مسائل ربط دهد تا از اقتصاد و مشکلات سخت آن حرفی نزند. او البته اعتراف میکند بدنه اجتماعی جریان اصلاحات از او مطالبات جدی دارند و میگویند شما ما را به پای صندوق کشاندید! خب حالا چه شد!
خاتمی البته نمیخواهد دوباره مانند ماجرای تابستان گذشته با دولت درگیر شود و برای اینکه ردی از خود بهجا گذاشته باشد، فقط میگوید «دولت میتوانست تصمیمات بهتری بگیرد!»
2-مرجعیت از دست رفته!
از حدود یک سال پیش یا به عبارت دقیقتر از وقایع دیماه سال گذشته، تاکنون، تحلیلهای فعالان سیاسی اصلاحطلب رنگ بوی جدیدی به خود گرفته، آنها مداوم انقلاب مجدد، خروج از نظام و... را نفی میکنند و میخواهند خود را مرجع اصلاح درون ساختاری عنوان کنند. از دیماه سال 96 اصلاحطلبان با تغییر 180 درجهای در مواضع سیاسی، منتقد دولتی و مجلسی شدهاند که تا خرداد 96، خود حامی جدی و سرسخت آنها بودهاند و به قول بسیاری از کارشناسان تلاش میکنند خود را آلترناتیو دولت حسن روحانی معرفی کنند.
حالا با توجه به این مساله اگر به اظهارات سیدمحمد خاتمی نگاه شود، بهوضوح مشاهده خواهد شد او به چه میزان نگران است که تغییر فاز و دوری از دولت نتیجهبخش نباشد و از ریزش بدنه اجتماعی نزدیک به جریان اصلاحات جلوگیری نکند. خاتمی به اعضای فراکسیون امید میگوید: «خطر این است که مردم از درون هم مایوس شوند» و در ادامه تاکید میکند: «دیگر خیلی سخت است که به مردم بگوییم بیایید رای بدهید. آیا فکر میکنید در دور آینده انتخابات به حرف من و شما مردم پای صندوقها خواهند آمد؟» و نهایتا تایید میکند «اصلاحطلبان ریزش رای داشتهاند» و میگوید: «این ریزش رای امروز به سبد براندازان روانه میشود.»
این سخنان به وضوح نشان میدهد شخص سیدمحمدخاتمی، ناگواری شرایطی که نتیجه اقدامات دولت یازدهم و دوازدهم است را به خوبی فهمیده و علاوهبر این، عمیقا پیبرده که کارنامه حسن روحانی و بهویژه عملکرد اقتصادیاش تمام و کمال به پای او نیز نوشته شده و مردم نیز دیگر به اعتبار او به کسی رای نخواهند داد، اتفاقی که دقیقا نشاندهنده از دست رفته مرجعیت سیاسی و بیاعتباری در میان مردم جامعه است.
3-عبور از دولت هم دیگر جواب نمیدهد!
خاتمی در 15 مردادماه گذشته حرفهایی زد که تعبیر «عبور از دولت» را میان افکار عمومی در پی داشت. او ضمن عذرخواهی از مردم گفت: «باید کارآمدی دولت به ملت ثابت شود. ضعفها و بیبرنامگیها و حتی عدم اجرای برنامههای مصوب را نمیتوان به گردن رقبا انداخت، این چاره کار نیست. باید مسائل حل شود. کنترل سریع نوسانات ارزی، کارآفرینی، بازگرداندن امنیت و سودآوری تولید، مبارزه با رکود و رسیدگی جدی به وضعیت معیشت طبقات محروم باید اولویت دولت باشد. چه کسی یا چهچیزی مانع ترمیم کابینه و روی کارآمدن یک کابینه کارآمد قوی، توانمند، متخصص و دلسوز است؟ حتما نقصهایی وجود داشته که امروز با این وضعیت مواجهیم. مانع ترمیم دولت برای عملکرد قویتر، منسجمتر، کارآمدتر و با برنامهتر برای حل مشکلات مردم چیست؟»
حالا 6 ماه بعد از آن حرفها، خاتمی دیگر عبور از دولت و فاصله گرفتن از حسن روحانی را هم چاره کار نمیبیند و مجبور است دوباره شرایط سخت را تصویر کند، ولی اینبار بهجای دولت از مسائل دیگر سخن بگوید. او میگوید «نظام باید اصلاحپذیر و انعطافپذیر شود تا با اصلاح نظام، یأسها از بین برود» و در تعبیر این حرف هم اصلاحطلبان تحلیل میکنند یکی از این اصلاحات ساختاری حذف شورای نگهبان است، اظهارنظری که حداقل دو نکته مهم و توضیح داده شده قبلی دارد که ظاهرا نه سیدمحمد خاتمی و نه برخی از دوستانش نمیخواهند به آن توجه کنند. اول اینکه اگر مشکل شورای نگهبان است، چرا ناکامی، عملکرد ضعیف و انتظار برآورده نشده مردم که حتی محسن هاشمی هم به آن معترف است، در شورای شهر تهران که هیچ نظارتی از جانب شورای نگهبان بر انتخابات آن وجود نداشته، اینگونه مشهود است و حالا داد همه را درآورده؟ دوم اینکه افرادی مانند غلامحسین کرباسچی، محمد قوچانی و... معتقدند ما هنوز از دولت روحانی حمایت میکنیم و هنوز هم قبول داریم که این دولت بهترین گزینه ممکن بوده و درعین حال معتقدیم دولت باید فعالیت اجرایی بیشتری کند لذا باید گفت از نظر بخش مهمی از جریان اصلاحطلب که البته با اشتراک نظر با دیگر طیفهای این جریان افرادی مانند محمدرضا عارف را شایسته ریاستجمهوری نمیدانند، اساسا حسن روحانی بهترین و شاید تنها گزینه برای حضور در انتخابات بوده و نمیتوان این واقعیت سیاسی را منکر شد.
به نظر میرسد محمد خاتمی و نزدیکانش در شرایط بغرنجی قرار گرفتهاند و لذا تلاش میکنند حجم اعتراض در افکار عمومی را به مسیری منتج کنند که جریان اصلاحات کمترین آسیب را ببیند.
شریک شادیهای دولت
صحبتهای خاتمی در جمع اعضای فراکسیون امید نکات زیادی دربر داشت که میشود درباره آنها سخن گفت؛ اما شاید یکی از مهمترین پیامهای این اظهارات که خواسته یا ناخواسته از آن برمیآید، پذیرفتن پیوند کارنامه دولت با اصلاحات باشد. خاتمی خیلی روشن وضع موجود را نتیجه برخی سیاستها و جهتگیریها میداند که از نظر او لازم است اصلاح شوند؛ جهتگیریهایی که جامعه را دچار ناامیدی کرده و بدنه اجتماعی این جریان را هم بدجور نسبت به رهبران آن و تکرارهای انتخاباتیشان بدبین کرده است.
همین که سید اصلاحات میپذیرد با آن حمایت و این کارنامه، پای کار کشیدن مردم دیگر خیلی سخت شده و این بدنه اجتماعی دیگر به این سادگیها به گفته خاتمی و رفقا تن نخواهند داد، یعنی اذعان به چسبندگی غیرقابل انکار روحانی و نیروهای سیاسیای که با چک سفیدامضا او را روانه پاستور ساختند. این جمعبندی البته حرف جدیدی نیست و بهرغم تلاشهای برخی اصلاحطلبان برای پاک کردن صورتمساله آن، پیشتر هم درباره آن سخن گفته شده بود.
تاجیک که از اساس گرهزدن زلف لطیف اصلاحات را با زلف زمخت قدرت تصمیمی اشتباه میداند، وضع موجود را نتیجه چک سفیدامضایی میداند که سران اصلاحات برای رئیس دولت کشیدهاند و آن را روغن آشی میداند که آنها پختهاند. از همین رو است که او پرستیژهای انتقادی این روزهای نیروهای سیاسی این جریان نسبت به دولت را باورناپذیر دانسته و با بیان اینکه دیگر برای جداکردن حساب اصلاحطلبان از دولت دیر شده تاکید میکند در افکارعمومی خروجی عملکرد این دولت با جریان اصلاحطلبی تفکیک نمیشود و هزینههای آن عملکرد بار این جریان هم میشود. از همین رو است که تاجیک از فترت و احتضار گفتمان اصلاحطلبی سخن میگوید و باعث و بانیاش را اصلاحطلبان سرشناسی میداند که بهواسطه بر باد دادن سرمایه عظیم اصلاحات، بهزودی باید در پیشگاه تاریخ محاکمه شوند.
محمد عطریانفر هم نظری مشابه تاجیک دارد و معتقد است جامعه هرگونه ناکارآمدی از سوی دولت را بهپای نیروهای پشتیبان آن مینویسد و حامیان را هم مورد نقد قرار میدهد. از منظر این عضو شورای مرکزی کارگزاران «چه دولت مقصر باشد و چه ناکارآمدیها با توجه به شرایط بینالمللی معطوف به حوزه پیرامونی و فراتر از دولت باشد، فرقی نخواهد کرد. رویکرد جامعه نسبت به دولت و حامیانش و یکی انگاشتن آنها قطعی است.»
محمد سلامتی هم ضمن تایید این تحلیل در گفتوگو با «فرهیختگان» تاکید میکند عملکرد روحانی بهنام اصلاحطلبان هم نوشته خواهد شد و اصلاحطلبان نمیتوانند از زیربار این امر شانه خالی کنند. او حتی پا را قدری هم فراتر میگذارد و به همقطارانش گوشزد میکند که اصلاحطلبان باید روی حرفی که میزنند بایستند و متعهدانه جوابگو باشند و به بیان دقیقتر باید پیه ضعف عملکرد این دولت را به تن خود بمالند. صادق زیباکلام هم با مهر تایید زدن بر این نگاه میگوید آنهایی مثل حجاریان که میگویند مسئولیت دولت روحانی خیلی با اصلاحطلبان نیست، به قول تهرانیهای قدیم «خر را یکور سوارند» تا هرجا ببینند به مشکل برمیخورند بلافاصله پایین بپرند. لذا اینطور نیست که مسئولیت عملکرد روحانی به اصلاحطلبان ارتباطی نداشته باشد و مردم هم اسباببازی اصلاحطلبان نیستند که یک روز از آنها بخواهند پای صندوق بیایند و بعد هم وقتی مقداری ناملایمات میشود، بگوییم به ما مربوط نیست.
اصلاحات و درد مزمن ناکارآمدی
ساز ناکوک سید اصلاحات و حرفهای در گوشیای که البته بخشهای مهمی از آن ساعاتی بعد از انتشار متن اولیه صحبتها از تارنمای شخصی رئیس دولت اصلاحات حذف شد، حکایت از این واقعیت دارد که ریشه ناخرسندی او از وضع موجود فقط عملکرد دولت نیست که اگرچه آنهم هست، اما این فقط بخشی از ماجراست.
خاتمی عامل ناامیدی موجود در جامعه و بهویژه بدنه اجتماعی اصلاحات را مجموعهای از تصمیمها، سیاستها و عملکردهایی میداند که در این سالها صورت گرفته است. او البته در انتقاد به اصلاح نشدن برخی رویهها و مطالبه مردم بابت آنها آدرس غلط عملکرد قوه قضائیه را داده و ترجیح میدهد این سوال را بیپاسخ بگذارد که مردم اساسا چرا باید بهخاطر عملکرد دستگاه قضا از اصلاحطلبان دلخور باشند و مثلا آیا این بیاعتمادی و گلایهمندی احیانا ارتباطی با آنچه در این سالها از فراکسیون امید، دولتهای یازدهم و دوازدهم و شورای شهر تماما اصلاحطلب پنجم مشاهده شده، ندارد؟
انتخابات مجلس دهم به اولین محمل تکرار مبدل شد و لیستی که قرار بود زمینهساز ایجاد امید باشد و اساسا با همین عنوان هم رای اکثریت را به خود جلب کرد به فاصله کوتاهی عیار خود را مشخص کرد. از ریزش شمار نمایندگان فراکسیون امید در همان آغاز کار و آب رفتن طول و عرض این فراکسیون و شکستهشدن تصور اکثریتبودن در همان روزهای اول که بگذریم، از انفعال و بیعملی آن در مقاطع مختلف که بارها داد بسیاری از اصلاحطلبان را هم درآورده به این سادگیها نمیشود گذشت؛ عملکردی که صرفا یک نمود بارزش میشود ناتوانی از عبور دادن حبیبالله بیطرف بهعنوان اصلاحطلبترین وزیر پیشنهادی کابینه دوازدهم از گردنه رای اعتماد در حساسترین کنش سیاسی این فراکسیون و در عوض بهنظاره نشستن سهم بالای لاریجانی و رفقا نظیر رحمانیفضلی، عباس صالحی و... با آرایی چشمگیر و حتی بالاتر از ظریف، زنگنه و... در دولت.
خیلیها البته ضعفهای این فراکسیون را بهپای رئیس آن مینویسند و این موضوع را تا حد زیادی ناشی از تجربه سیاسی و تشکیلاتی اندک معاون اول دولت اصلاحات میدانند. کمتجربگیای که در بسیاری از موارد در چندگانگی صداهای شنیده شده از این فراکسیون نمایان بوده و انتقادهای زیادی را بر انگیخته است.
ناامیدی مورد اشاره رئیس دولت اصلاحات اما ریشههای دیگری هم دارد؛ در آستانه انتخابات 96 یکبار دیگر لیست امید بعد از هزار و یک حرف و حدیث و در سایه اتهام تبانی و رشوه و... بالاخره بسته شد و اعضای آن راهی ساختمان بهشت شدند. عملکرد شورای شهر پنجم تهران هم مثل فراکسیون امید قوز بالای قوز شد و کار را بهجایی رساند که در نگاه افکارعمومی مهمترین خروجیشان انتخاب شهردار و نامگذاری چند خیابان، اتوبان و... شد؛ موضوعی که این شورا را در عمل به محملی برای کشمکشهای سیاسی و حزبی دنبالهدار میان اعتماد ملی، کارگزاران و اتحاد ملت تبدیل کرد.
با وجود همه اینها آنچه در اولین برداشت از صحبتهای خاتمی به ذهن خطور میکند، سهم بالای دولت در وضع کنونی و ناامیدی متعاقب آن است؛ سهمی که اگرچه تا مدتی تلاشها ناظر به انکار آن بود و ماله توجیه عملکردها، لااقل در ماههای اولیه عمر این دولت، فضای زیادی برای ابراز پشیمانیها بابت حمایت از روحانی باقی نمیگذاشت، اما هرچه زمان گذشت و هرچه واقعیت کارنامه دولت روشنتر شد، کار برای توجیه هم سختتر شد تا جایی که حالا تقریبا روزی نیست که ندای اپوزیسیوننمایی از حامیان پیشین رئیسجمهور به گوش نرسد. حتی در شرایطی که تاریخ، برگ زرینی چون دلار 4200 تومانی را بهعنوان ثمره مدیریت مهمترین نیروی سیاسی این جریان در دولت در خود ثبت کرده و نام آنها را با این کارنامه گره زده است.
مطالب پیشنهادی








