یادداشت/ محمدرضا اخضریان کاشانی عضو هیاتعلمی دانشگاه تهرانرهبری در بیانیه گام دوم به افق پیش روی کشور توجه داشتند و آنچه ایشان بهعنوان مبانی نظری برای تبیین بیانیه به آن تاکید داشتند، بحث تمدنسازی است. همچنین ایشان پیشرانی این آینده ترسیمشده را برعهده نسل جدید انقلاب یعنی جوانان میگذارند و در عین حال رویکردی که بر این پیشران تعریف میکنند، رویکردی آرمانگرایانه اما واقعبین است.
لزوم تبدیل راهبردهای بیانیه گام دوم به برنامههای عملی
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، یکی از دلایل مهم بودن بیانیه گام دوم این است که طبق قانون اساسی سیاستهای کلی نظام را مقام معظم رهبری تعیین میکنند و این بیانیه نیز بهشدت جهتگیری کلی آینده جمهوری اسلامی ایران را در افقهای بلندمدت به تصویر میکشد. صرفنظر از اینکه گام دوم یک متن بیانیهمانند است و هر سازمانی میتواند یک بیانیه صادر کند، اما گام دوم بهطور خاص میتواند مبنایی برای نگارش یک افق چشمانداز بلندمدت باشد. محور دوم مهم این بیانیه آن است که گام دوم در پایان 40سالگی اول انقلاب اسلامی منتشر شده، در حالی که تلاش جهانی بر آن بود که جمهوری اسلامی هیچگاه به 40سال نرسد، اما این اتفاق افتاد. گام دوم از لحاظ نمادگرایانه نیز بسیار مورد توجه است، بهطوری که میتوان این بیانیه را برای موضوعات جهانی بهخصوص برای کشورهایی که نمیخواستند جمهوری اسلامی به این سن برسد، دارای نمادهای الهام بخشی دانست و علاوهبر آن این بیانیه دهههای آینده کشور را نیز ترسیم میکند و این مساله بسیار مهمی است. همچنین مخاطب این بیانیه یک نسل پرانرژی و پرامید یعنی جوانان هستند، چراکه گام دوم برای کسانی که قرار است سرمایه نسل دوم برای 40 سال دوم انقلاب باشند، نوشته شده است.
در این بیانیه مضامین راهبردی بسیار مهمی هم بیان شده که اگر از دید مدیریتی به آن نگاه شود، خواهیم فهمید که رهبری از منظر مدیریت راهبردی جدول swot را پیش روی ما گذاشتهاند که در آن نقاط قوت، ضعف، تهدیدها و فرصتها را ترسیم کردهاند و مجموعه بیانات ایشان یک منشور آیندهپژوهی برای کشور است. حتی اگر بخواهیم از نگاه غیرسازمانی و مدیریتی نیز به این بیانیه نگاه کنیم، میتوان از آن بهعنوان توصیههای یک پدر برای حفظ داشتهها و میراث ملی کشور نام برد. یکی دیگر از مسائل مهم در بیانیه آن است که رهبری پنج بخش بسیار مهم را در آن بیان کردهاند که بخش اول شامل رویکردهای بنیادین و مبانی نظری است. رهبری در این بخش موضوع هویتسازی و غیرتسازی را در تعریف و بازتعریف انقلاب اسلامی مطرح کرده و ایشان اسلام و استکبار را بهعنوان رکن هویتسازی و غیرتسازی میدانند. نکته دوم بحث تعریف انقلاب و انقلابی آن هم بعد از گذشت 40 سال از انقلاب است. شاید در سال 57 زمانی که انقلاب و انقلابی را تعریف میکردیم، رویکردهای مشخصی در آن وجود داشت، اما امروز باید بازخوانی مجددی از این موضوع داشته باشیم و رهبری در این بیانیه به بازخوانی این موضوع پرداختند و در حقیقت امروز در دهه پنجم انقلاب میتوانیم انقلاب را بازتعریف کنیم.
رهبری در بیانیه گام دوم به افق پیش روی کشور توجه داشتند و آنچه ایشان بهعنوان مبانی نظری برای تبیین بیانیه به آن تاکید داشتند، بحث تمدنسازی است. همچنین ایشان پیشرانی این آینده ترسیمشده را برعهده نسل جدید انقلاب یعنی جوانان میگذارند و در عین حال رویکردی که بر این پیشران تعریف میکنند، رویکردی آرمانگرایانه اما واقعبین است. هویتسازی و غیرتسازی، مفهوم انقلاب و انقلابی در دهه پنجم، افق پیش رو برای تمدنسازی، پیشرانی نسل جدید انقلاب و رویکرد آرمانگرایانه واقعبینانه مهمترین محورهایی است که میتوان در بخش اول بیانیه که رویکردهای بنیادین است، نام برد. در بخش دوم بیانیه مساله نقاط قوت مطرح میشود و رهبری در جدول swot که برای ما ترسیم میکنند، بحث معنویت، عدالت، امنیت، مشارکت سیاسی جامعه، دانش جامعه و علم، بینش سیاسی در جامعه و رویکرد مقاومت در جمهوری اسلامی را نقاط قوت 40 سال گذشته میدانند که میتوان روی آنها تکیه کرده و آن را تقویت و توسعه داد. محور سوم بیانیه نیز بحث فرصتها است؛ در حقیقت فرصتهای نظام مواردی هستند که همه ما میدانیم زمینههای آن در کشور فراهم است، اما به
مطالب پیشنهادی










