در مورد متهمی به نام حسین هدایتیمن قاضی نیستم که برای حسین هدایتی حکم بدهم اما آدمهایی مثل او نه به پرسپولیس کمک کردند نه به تیمملی. وقتی دادستان میگوید آن سکههایی که بعد از بردها به اهالی فوتبال میرسید همان پول کارخانههایی است که کارگرانش حقوق نمیگرفتند، آدم میفهمد که چه خبرها بوده و چه خبرها که هنوز هست.
لباس آبی راهراه بر تن عابربانک سرخ
از آدمهایی صحبت کنیم که حضورشان در فوتبال و پول خرج کردنشان در فوتبال همه به یک سمت رفت؛ دادگاه.
از امیرمنصور آریا که باشگاه داماش را خریداری کرد تا بابک زنجانی و خرید راهآهن و وضعیت فعلیاش تا نفر آخر که همین حسین هدایتی باشد. حسین هدایتی هرچند هنوز رایاش صادر نشده و همچنان متهم است نه گناهکار اما در دادگاه با چنان اتهاماتی مواجه شده که خلاصی از آنها آسان به نظر نمیرسد.
در این میان دیروز در جلسه، گریزی هم زده شد به اهالی فوتبال که از هدایتی پول گرفتهاند و باید بیایند و پس بدهند. طبیعتا قانون و دادگاه به این پرونده رسیدگی میکنند و خودشان به افرادی سر خواهند زد که از پولهای غیرقانونی بهره گرفتهاند اما روی صحبت با آدمهایی است که در این کشور میتوانند اثرگذار باشند و باید به چنین مواردی توجه کنند.
حسین هدایتی و دیگر حسین هدایتیهایی که در سالهای اخیر دور و بر استقلال و پرسپولیس و فدراسیون فوتبال و داماش، ملوان، سپیدرود، ابومسلم، پیام، پدیده و باشگاههای مرده و زنده دیگر چرخیدند و پولهایی را خرج کردند تا آنها را سمت خودشان بیاورند و از شهرت آنها استفاده کنند، حاصل اقتصادی هستند که به فوتبال حق پخش، حق بلیتفروشی و حق اسپانسرینگ را نمیدهد و آنها را وادار میکند که جای کسب درآمد قانونی، شرعی و حقوقی خود دنبال پولهایی با منبع مشکوک باشند. درست همان اتفاقی که در سینمای ایران نیز در حال رخ دادن است.
این پولشوییها که در اقتصاد ایران بسیار شایع و رایج شده و سینما و ورزش و خیلی دیگر از حوزههای مختلف را دربرگرفته، حاصل قوانینی است که حق را میبندد و باطل را رها میکند. اگر کسی میخواهد بداند که چرا آدمهای پولشو وارد حوزه فوتبال میشوند، به دنبال این باشید که ببینید پولهای حوزه فوتبال کجاست و چرا در دست باشگاهها نیست.
من قاضی نیستم که برای حسین هدایتی حکم بدهم اما آدمهایی مثل او نه به پرسپولیس کمک کردند نه به تیمملی. وقتی دادستان میگوید آن سکههایی که بعد از بردها به اهالی فوتبال میرسید همان پول کارخانههایی است که کارگرانش حقوق نمیگرفتند، آدم میفهمد که چه خبرها بوده و چه خبرها که هنوز هست.
* نویسنده : هومن جعفری روزنامهنگار
مطالب پیشنهادی







