صحبتهای روز گذشته سردار سلیمانی ابتکاری بود که باید آن را آغازگر نوعی تاریخنگاری رئال برای جنگ نامیدنفوذ ضریب فضای مجازی کار را به جایی کشاند که فردی در سطح دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، برای شفافسازی پیرامون نوشتهای در فضای یک شبکه اجتماعی فیلترشده، در صدا و سیما بهعنوان رسانه رسمی نظام حاضر شود و بابت آن به افکار عمومی پاسخ بدهد.
پای درس جنگِ سردار
توئیتهای حاشیهساز
گزارههای موجود در گفتههای رضایی در حالی بود که طی سالهای گذشته صحبتهای تعداد زیادی از فرماندهان جنگ و پژوهشگران این حوزه، بارها از لو رفتن این عملیات حکایت داشته و حتی از ادامه آن با علم به لو رفتنش شدیدا انتقاد کرده بودند. با گفتههای رضایی اما زخم کربلای4 بار دیگر سر باز کرد و موجی از واکنشها را در شبکههای اجتماعی پدید آورد و این سوال را بهطور جدی در افکار عمومی ایجاد کرد که اساسا چرا باید تعداد زیادی از رزمندگان به خاطر یک عملیات فریب که از قضا لو هم رفته بود، به شهادت برسند.
حسین دهباشی، مستندساز و فعال رسانهای در اینباره نوشت: «دشمن ضدحمله خود به عملیات کربلای4 را «حصادالاکبر» یعنی «بزرگترین درو» نامید و این یعنی دشمن جوری که خوشههای گندم را درشت درو میکند، رزمندگان ایرانی را از بیخ و بن درو کرد.» او البته پا را قدری فراتر هم گذاشت و نوشت با خواندن حرفهای جدید سردار، خون در رگ آدم خشک میشود! محمود آذری جهرمی، وزیر ارتباطات هم به نقل از مادرش نوشت اگر والفجر8 هم فریب بوده، چیزی نگویند؛ مادران شهدا تاب شنیدن این حرفها را ندارند. حسامالدین آشنا، مشاور رئیسجمهور هم با بیان اینکه بهتر است فرماندهان دفاع مقدس حرمت افکار عمومی را رعایت کنند، در کانال تلگرامی خود خطاب به رضایی این سوال را مطرح کرد که «بچههای توپخانه لشکر ۲۷ هیچگاه از شما نپرسیدند چرا تنها ۴۵دقیقه پس از آغاز عملیات، تقریبا تمام قبضهها مورد اصابت توپهای دشمن قرار گرفت؟»
از آشنا تا قالیباف در برابر رضایی
بازتابها البته خیلی فراتر از اینها بود و فارغ از گلایهمندیهایی از این دست، به فرماندهان جنگ هم کشید. سردار رشید، مدیر پیشین مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ گفت عملیات کربلای۴ فریب نبوده و اتفاقا عملیات اصلی بوده است. محمدباقر قالیباف هم در توئیتی کنایهآمیز در اینباره نوشت: «کاش فرماندهان دیگر هم بفهمند که در برخورد با خانوادههای این شهدا لااقل سنجیده سخن بگویند!» هرچه بود، فضای روانی شکلگرفته، نهایتا سردار را ناچار کرد که برای شفافسازی در اینباره به تلویزیون برود و در یک برنامه زنده به شبهات ایجادشده در افکار عمومی پاسخ گفته و دلگیریهای پدیدآمده را رفع و رجوع کند.
مرهم سردار بر زخم کربلای4
قبل از رضایی اما سردار سلیمانی روی خط برنامه حالا خورشید آمد و توضیحاتی داد که میتوان آن را مرهمی بر زخم تازه سر بازکرده کربلای4 دانست. او هم از دلهای به دردآمده خانوادههای شهدا از بحثهای اخیر گفت و هم گفت که این عملیات، عملیات اصلی ما بود نه فرعی. فرمانده لشکر 41 ثارالله در دوران دفاع مقدس یادآور شد که فقط عملیات کربلای۴ نبود که به موفقیت نرسید و عملیاتهای رمضان و والفجر مقدماتی و بدر هم بهرغم تلاشهای زیادی که برای انجام آنها شده بود، به نتیجه نرسیدند.
در همه عملیاتها درصدی از لورفتگی وجود داشت
حاجقاسم در پاسخ به این شبهه که چرا با علم به لو رفتن، عملیات همچنان به دستور رضایی ادامه پیدا کرد، یادآور شد که این یک تصمیم شخصی نبود، بلکه یک جمع در مساله جنگ تصمیمگیرنده بودند و در ادامه از واقعیتی سخن گفت که تاکنون هیچگاه با این صراحت آن هم در آنتن زنده تلویزیون گفته نشده بود. او تاکید کرد که یک منطق نظامی وجود دارد و آن این است که در همه عملیاتها درصدی از لورفتگی وجود داشت، کمااینکه عملیات بیتالمقدس هم لو رفته بود و اگر ما بر مبنای این میخواستیم تصمیم بگیریم، نباید هیچ عملیاتی را انجام میدادیم.
سردار حتی شاهد مثال هم آورد و به بازخوانی والفجر8 – بهعنوان یکی از غافلگیرکنندهترین عملیاتهای دفاع مقدس- و نیز کربلای5 پرداخت و گفت در هر دوی این عملیاتها دشمن در همان آغاز کار و بدو ورود غواصان به آب، منور زد و کاتیوشا شلیک کرد، اما هیچکدام از اینها نمیتوانست دلیلی باشد برای آنکه عملیات را لغو کنیم، کمااینکه اگر در جنگ چنین تصوراتی را مبنا قرار میدادیم، قادر به اجرای هیچ عملیاتی نبودیم و باید همه عملیاتها را متوقف میکردیم. فرمانده نیروی قدس سپاه صحبتهای رضایی را هم اینطور تصحیح کرد که کربلای4 عملیات فرعی نبود، اما بعد از عملیات کربلای5 و پیروزی بزرگی که در پی آن به دست آمد، با توجه به سرعت اجرای عملیات، این تصور در دشمن به وجود آمد که کربلای4 عملیات فریب ما بوده و عملیات کربلای5، عملیات اصلی بوده است.
آغاز فصلی جدید در تاریخنگاری جنگ
او بار دیگر به پرسشهای موجود در فضای مجازی در رابطه با جنگ اشاره و تاکید کرد که نمیتوان مبنای عملیاتها را فرض بر لو رفتن در مقابل دشمن دانست و اگر بر این مبنا تصمیمگیری میکردیم، هیچ عملیاتی انجام نمیشد.
این صحبتها در عمل تا حد زیادی غبار تردیدها و ابهامات پیرامون کربلای4 و جو بدبینی شکلگرفته نسبت به فرماندهی جنگ را زدود و شاید به جرأت بتوان آن را آغاز رویکردی نو در پژوهش پیرامون دفاع مقدس تلقی کرد. حاجقاسم با گفتههای دیروزش از واقعیاتی پرده برداشت که در گذشته به این شکل در محافل رسمی بازگو نشده بود و با این ابتکار، عملا باب نگاه واقعی به جنگ و تاریخنگاری رئال در این حوزه را گشود؛ بابی که بلافاصله محسن رضایی را هم به تصحیح گفتههایش در همین چارچوب واداشت. او با تایید صحبتهای سردار سلیمانی گفت ما در هیچ عملیاتی، غافلگیری صد درصد نداشتیم، اما همیشه بخشی از عملیات به واسطه همکاری سیستمهای اطلاعاتی بینالمللی با عراق و نیز اطلاعاتی که منافقین در اختیار ارتش رژیم بعث قرار میدادند، لو رفته بود.
برداشتها از حرفم اشتباه بود
رضایی با اشاره به شبهاتی که هرساله در اینباره مطرح شده و شائبه بیتوجهی فرماندهان جنگ به جان فرزندان مردم را پدید میآورد، گفت: «در حقیقت قصد بنده این بود که اگر قرار است درباره این عملیات نقد و کارشناسی صورت گیرد، باید روی این جنبه یعنی تبدیل کردن این عملیات به فریب هم بحث شود، منتها حرف بنده را طور دیگری برداشت کردند.» او توضیح داد: «عملیات کربلای4 برای این انجام شد که از اروند عبور کنیم و اگر راه باز بود، ما دیگر از شلمچه ادامه نمیدادیم و از همان جزیره امالرصاص میرفتیم و از جنوب بصره خارج میشدیم. منتها وقتی دیدیم جزیره امالرصاص بسته است و مصلحت ما نیست، ۹ساعت بعد از عملیات، دستور عقبنشینی دادیم، لذا مشخص است که تا اینجا کربلای4، عملیات اصلی بوده است.»
فرمانده سابق سپاه با اشاره به ناموفق بودن کربلای4 گفت همان موقع به ذهنمان آمد که این را به عملیات فریب تبدیل کنیم، در حالی که از ابتدا اینچنین نبود. او حتی صراحتا بیان کرد که ما بعد از هر عملیاتی میزان تلفات دشمن را اعلام میکردیم و مارش پیروزی مینواختیم، ولی در عملیات کربلای۴ معلوم بود ما به پیروزی خاصی دست نیافتهایم، اما همان مارشی را که در تمام عملیاتهای بزرگ مینواختیم، برای این عملیات نیز از آن بهره بردیم که این یک حرکت تبلیغی عادی است. رضایی درنهایت گفت که اگر به سه روز قبل برمیگشت، مطلب مورداشاره را دقیقتر مینوشت.
معجزه فضای مجازی
در این میان از یک موضوع مهم نمیتوان چشمپوشی کرد؛ این اولین باری نبود که بازخورد یک اتفاق در فضای غیررسمی، به فضای رسمی کشیده میشد و شاید آخرینش هم نباشد. به بیان دقیقتر، نفوذ ضریب فضای مجازی کار را به جایی کشاند که فردی در سطح دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، برای شفافسازی پیرامون نوشتهای در فضای یک شبکه اجتماعی فیلترشده، در صدا و سیما بهعنوان رسانه رسمی نظام حاضر شود و بابت آن به افکار عمومی پاسخ بدهد.
* نویسنده : محمد جعفری روزنامهنگار
مطالب پیشنهادی







