رئیس بنیاد معماری انقلاب اسلامی از تاثیر معماری در سبک زندگی ایرانی- اسلامی میگویدوقتی ما از معماری انقلاب اسلامی صحبت میکنیم، به امروزی بودن آن اعتقاد کامل داریم و اینکه این معماری باید ویژگیهای خاص خودش را داشته باشد.
طرحی برای زندگی ایرانیان
درگذشته معماران ما تا چه سطحی متوجه اهمیت تاثیر معماری در سبک زندگی بودند؟
آنچه درمعماری گذشته ما میتواند موردتوجه قرار بگیرد این است که پهنه جغرافیایی کشور ما، مملو از معماریهای زیبا و قابلعرضه است، اما سوال اینجاست که آیا ما به این تعداد معمار مجهز بودیم و این همه معمار داشتهایم که این تعداد معماری مختلف را در پراکندگی جغرافیایی کشورمان ایجاد کردهاند یا اینکه شیوههای دیگری وجود داشته است. واقعیت این است که خیر! ما به تعداد اثرها، معمار سرشناس نداشتهایم و علت وجود این همه معماریهای زیبا این است که ایرانیان دارای نوعی خودآگاهی نسبت به معماری بودهاند و میدانستند که زیبا و زشت و بد و خوب چیست و معماری خوب چه ویژگیهایی دارد. امروز متاسفانه ما این خودآگاهی معمارانه را در سطح مردم نداریم. در گذشته مردم میدانستند که یک خانه خوب چه ویژگیهایی باید داشته باشد و در جزئیات هم نظریات درستی داشتند، این خودآگاهی به آنها کمک میکرد و اگر در کوچه و برزنهای ما قرار بوده خانهای بسازند، میدانستند که این خانه باید چگونه باشد. این معرفت عمومی باعث شد معماری ناپسند مورداستقبال قرار نگیرد.
با همین توضیحاتی که بیان کردید، معماری چه تاثیری روی سبک زندگی انسانها دارد؟
تعریف شخص من از حوزه معماری این است که معماری طراحی زندگی انسانهاست، نه عاملی برای ساخت خانه آنها. عملا یک معمار زندگی یک فرد را طراحی میکند، یعنی به واسطه حضور فضاهای مختلف و چیدمان عناصر مختلفی که در محیط زندگی انسانها قرار میدهد، تاثیر مختلفی در رفتار خانوادهها میگذارد که این تاثیر مستقیم روی سبک زندگی آن انسانها هم موثر است.
بهعنوان مثال منزل مسکونی را در نظر بگیریم که در لبه یک خیابان سه یا چهار متری قرار گرفته و پدر خانواده با یک اضطراب عادی و روزمره و واکنشهای ناراحتکننده، با تلاطم روحی وارد خانه خود میشود و به یکباره از خیابان به فاصله یک راهپله وارد فضایی میشود که خانواده او منتظر حضور او هستند. این فرد مشکلات روحی خود را به یکباره وارد خانه میکند و خانواده هم منتظر این مساله نیستند بلکه منتظر پدری هستند که از راه برسد و لب خندان و دلی آرام داشته باشد. درحالی که پدر تا چند لحظه قبل از دود ماشینها و سروصداهای شهر، دچار ناملایمتهای روحی شده است. بدونشک رفتار پدر خانواده کاملا نامناسب خواهد بود. اما در گذشته به خاطر وجود سلسلهمراتب در معماری، فرد آهستهآهسته وارد محله میشده و آشنایان خود را میدیده و قبل از ورود به خانه با آنها احوالپرسی و آرامآرام که حرکت میکرده، فضای کسلکننده قبلی خود را به خاطر ارتباط با هممحلیها، تقلیل میداده و به نوعی از آرامش روحی میرسیده، به عبارتی وقتی فرد با طی این سلسلهمراتب و با سکون روحی، به خانه وارد میشود، تاثیر بهتری در فضای خانه خود خواهد داشت. نکته مهم دیگر اینکه همیشه خانه، محل استقرار و تعامل بین خانواده است، وقتی نگاه میکنیم به پلان خانههای امروزی ما بهترین نقاط را در ضلع جنوبی قرار میدهیم؛ اتاقهای پذیرایی با ابعاد بزرگ؛ آنچه باقی میماند را با یک فرم نامناسب بهعنوان اتاق نشیمن قرار میدهیم که نور مناسبی هم ندارد، اینجا درحقیقت مرکز تعامل و گفتوگو در خانه است و باید بهترین نقطه طراحی شده باشد که عملا بدترین است؛ در گذشته فضای منازل مسکونی جایی بوده که بهترین نقاط خانه جای تعامل خانواده بوده؛ بنابراین شاهنشینها، فضاهای سهدری، حتی حیاط و سکوهایی که برای غذاخوردن در حیاط وجود داشته، کمک میکردند که فضای زیبا و با آرامشی ایجاد شود. درگذشته، امکان تعامل بیشتر از امروز بود و شاید امروز تعامل افراد در محیط خانه به پایینترین سطح خود رسیده است. معماری امروزی ما سبب جدایی افراد خانواده از هم شده و این یعنی اینکه معماری به صورت مستقیم در سبک زندگی افراد تاثیرگذار است.
آیا در تربیت معماران، ضعف داشتیم؟
چیزی که در معماری ایرانی- اسلامی مهم است؛ بحث حریم، حیا و محرمیت است؛ تنها کسی میتواند ساختمان با حریم و حیا بسازد که خودش از نظر روحی، دارای حریم و حیا باشد و معماری که به مفهوم حریم و حیا و حرمت آشنا نیست، نمیتواند این مفهوم ناب را در کالبد ساختاری و شکل ساختمان خودش بگنجاند. شروع یک معماری خوب از معمار توانمند، با اخلاق و حکیم انجام میشود و آنچه میتواند ما را به یک معماری مطلوب برساند؛ تربیت معماران حکیم است. متاسفانه در دانشگاههای ما به این موضوع توجه نمیشود و بیشتر به سمت آموزش معماری پیش رفتهایم و بحث تربیت معمار حکیم موردتوجه قرار نگرفته و معمارانی که حکیم هستند، به دلیل ریشههای فطری و خانوادگی به این سمت رفتهاند.
در بنیاد معماری انقلاب اسلامی در این راستا چه اقداماتی انجام میشود؟
معماری در همه جای دنیا حاصل تفکر و فرهنگ مردم و از جنس تمدن است؛ در واقع تمدن هم تجلی تفکر و فرهنگ مردم و ملت است. اگر معماری از این تفکر فاصله بگیرد تبدیل به نوعی معماری موضوعی خواهد شد؛ لذا باید خود را با افکار یک جامعه تطبیق دهد و در بستر افکار جامعه حرف خود را بزند. اگر در جامعهای و کشوری یک تحول اجتماعی و فکری ایجاد میشود، معماری هم مثل سایر هنرها باید نسبت به آن تفکر واکنش نشان دهد و خودش را با آن همراه کند وگرنه، نمیتواند خلق تمدنی انجام داد. امروز ما نیاز داریم که درک درستی از تحولات فکری جامعه داشته باشیم و البته معماری ایرانی امروزی را باید مورد توجه قرار دهیم که به قول مقام معظم رهبری وقتی در فضای آن قرار میگیریم، احساس کنیم اینجا ایران است؛ رسالت اصلی بنیاد معماری انقلاب اسلامی توجه به همین نکاتی است که عرض کردم. ما در بنیاد به دنبال ایجاد سبکی از معماری امروز برای ایران هستیم و با همکاری 14هزار نفر از معماران ایرانی، چشمانداز آینده 20ساله معماری ایران را تدوین کردهایم.
برای اصلاح سبک زندگی با کمک معماری چه خواهید کرد؟
وقتی ما از معماری انقلاب اسلامی صحبت میکنیم، به امروزی بودن آن اعتقاد کامل داریم و اینکه این معماری باید ویژگیهای خاص خودش را داشته باشد. این ویژگیها مستقیما مرتبط است با اینکه مردم علاقهمند هستند که بدانند باید در چه شرایطی زندگی کنند و در چه مکانی سکونت داشته باشند. تصور ما این است که فضا و محیط میتواند کمک کند تا مردم یک کشور به ایدهآلهای خود در زندگی برسند، پس اگر ما محیط زندگی افراد را با تفکر آنها هماهنگ نکنیم، سبک مناسبی برای زندگی نخواهند داشت و به نوعی اغتشاش روحی میرسند؛ معتقدیم این سبک از معماری که به سمت آن درحرکت هستیم و برای آن برنامهریزی کردهایم، عملا میتواند به این امر کمک کند که مردم ما مکان مطلوب شهری را برای زندگی خود اختیار کنند و در نتیجه از آرامش بیشتری برخوردار شوند.
* نویسنده : صدرا صدوقی روزنامهنگار
مطالب پیشنهادی










