هشت سال پس از شهادت دکتر مجید شهریاری دانشمند هسته‌ای، صنعت هسته‌ای ایران چه وضعیتی دارد؟

فارغ از برجام، خودِ دستاورد هسته‌ای مساله‌ ویژه‌ای است که بر مبنای دانش تولیدشده در داخل کشور استوار شده است؛ یعنی کسی چیزی به ما نداده است که بخواهد ما را از آن محروم کند، بلکه در واقع مسیر دانشمندان ما مسیری غیرقابل تصور برای دشمنان بود و تلاش و کوشش آنها دانشی را فراهم آورد که ماحصل آن توانست توانمندی هسته‌ای را برای ما ایجاد کند.

  • ۱۳۹۷-۰۹-۰۸ - ۰۳:۱۸
  • 00
هشت سال پس از شهادت دکتر مجید شهریاری دانشمند هسته‌ای، صنعت هسته‌ای ایران چه وضعیتی دارد؟

راه نجات میراث شهریاری

راه نجات میراث شهریاری

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»،  هشت سال از شهادت دکتر مجید شهریاری دانشمند هسته‌ای می‌گذرد، فرهیختگان در گفت وگو با فریدون عباسی رئیس سابق سازمان انرژی اتمی، علیرضا زاکانی، عضو هیات‌علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و دکتر سیدمحمودرضا آقامیری جایگزین شهیدشهریاری در پروژه «سزامی»، وضعیت  صنعت هسته‌ای ایران را مورد بررسی قرار داده است.

 

فریدون عباسی رئیس سابق سازمان انرژی اتمی در گفت وگو  با «فرهیختگان»:

زیرساخت‌های هسته‌ای وجود دارد تنها نیازمند اراده بازگشت هستیم

از سوم آذر 92 که توافق ژنو امضا شد و در سال 94 که بالاخره برجام اجرایی شد، خیلی‌ها می‌گفتند شاید دیگر انرژی هسته‌ای برای ایران نماد بالندگی و ایستادن روی پای خود نباشد. خیلی‌ها برجام و تعهدات بلندمدت آن را عامل مهمی در توقف حرکت علمی ایرانی‌ها می‌دانستند و معتقد بودند با حضور دولت جدید دیگر فرصتی برای مسیر قبلی دانش هسته‌ای در کشور ایجاد نشود. در این میان اما برخی هم هستند که با وجود محدودیت‌های برجام معتقدند می‌توان حرکت روبه جلو و قابل‌توجهی را دوباره شروع کرد و اجازه نداد تلاش‌های دانشمندان جوان کشور و شهدایی که در این مسیر جان خود را از دست دادند، از بین برود.

در آستانه ایام شهادت دکتر مجید شهریاری که در هشتم آذر 1389 ترور شد، این ایده را با دکتر فریدون عباسی، رئیس سابق سازمان انرژی اتمی در میان گذاشتیم. عباسی که از قضا خودش جزء لیست ترور موساد قرار داشت و همزمان با شهادت مجید شهریاری از یک سوءقصد ناکام جان سالم به در برد، با ما به گفت‌وگو نشست و به تشریح جزئیاتی از دستاوردهای شهید مجید شهریاری و بنیان‌های دانش هسته‌ای در ایران پرداخت؛ گفت‌وگویی خواندنی که مشروح آن در ادامه از نظر می‌‌گذرد.

در آستانه شهادت شهید شهریاری به عنوان اولین سوال، از این شهید برای ما بگویید و اینکه آیا بعد از ایشان مسیر پیشرفت علمی کشور در مساله هسته‌ای ادامه یافت و با فقدان ایشان می‌توانیم امیدی برای تحول در صنعت هسته‌ای در شرایط کنونی و با وجود برجام داشته باشم؟

 تخصص دکتر شهریاری در زمینه مهندسی هسته‌ای بود. شهید شهریاری متمرکز بر شبیه‌سازی و محاسبات هسته‌ای بود و این توانایی را داشت که محاسبات هسته‌ای مربوط به رآکتورها را انجام دهد؛ محاسبات مربوط به سیستم‌هایی که در آن فرآیندهای مختلف چرخه سوخت انجام می‌شود. این دانشمند شهید ما می‌توانست شبیه‌سازی‌های لازم را  انجام دهد و از آنجایی که از پایه الکترونیک برخوردار بود، توانایی کار با وسایل اندازه‌گیری تابش‌های هسته‌ای را هم داشت.

این حوزه تخصص آقای دکتر شهریاری بود. ایشان فرد بسته‌ای نبود و بعضی در مسائل علمی نداشت. در دوره حیات خود هم در تدریس دانشگاهی، دانشجویان خوبی تربیت کرده و اطلاعاتی را که یاد گرفته بود و خود توسعه داده بود، به نسل‌های بعد از خود منتقل کرد و غیر از کارهای کلاسیک دانشگاهی هم در کارگاه‌های آموزشی که در طول 10 سال یا بیش از 10 سال تا قبل از شهادت ایشان برگزار می‌شد، به‌عنوان مدرس در انجمن هسته‌ای ایران حضور داشت و توانست تعداد زیادی از افراد علاقه‌مند در جامعه ایران را با کدهای محاسباتی هسته‌ای آشنا کند.

پس رفتن شهریاری یک فقدان برای ما است، ولی اینچنین نبود که ایشان اطلاعات و تجربه را هم با خود ببرد، چراکه اینها را منتقل کرده است. مهم‌تر از آن توسعه دانش و فناوری را به نسل بعد از خود آموخته است. اینچنین نبوده است که فقط دانش و فناوری را بیاموزد، بلکه روش توسعه را یاد داده است.

الان هشت سال از شهادت ایشان می‌گذرد و رشد روزافزونی در این زمینه داشتیم و افراد بیشتری تکثیر شدند که این نیاز را در صنعت هسته‌ای کشور می‌توانند برآورده کنند. هر طور محاسبه و شبیه‌سازی و اندازه‌گیری باشد، در داخل توان آن وجود دارد و می‌توانیم انجام دهیم.

در ادوار گذشته چه اقدامات ویژه‌ای صورت گرفته که اگر آن مسیرها طی شود می‌توان امیدوار بود در بازه زمانی قابل‌قبول به دستاوردهای ویژه‌ای دست یابیم یا به شرایط پیش از برجام برسیم؟

کشور در زمینه ایجاد زیرساخت‌های لازم، تامین تجهیزات لازم برای چرخه سوخت و غنی‌سازی اورانیوم اقداماتی کرده بود که خوشبختانه این زیرساخت‌ها همچنان وجود دارد؛ هم تجهیزات و هم مواد هست و می‌توان کار را انجام داد. مهم‌تر از آن نیروی متخصص و ورزیده در این زمینه وجود دارد و در این دو، سه سال که از عمر توافقنامه برجام می‌گذرد، افرادی که علاقه‌مند به موضوع بودند، کار را در دانشگاه‌ها و سایر مراکز علمی کشور رها نکرده‌اند. ما نه در غنی‌سازی مشکلی داریم و نه در تولید سوخت. اینها را قبل از برجام و اساسا قبل از دولت یازدهم به نتیجه کامل رسانده بودیم و گلوگاهی نداشتیم که از آن عبور نکرده باشیم. در این چند سال هم رشد علم و فناوری داشتیم و جوانان بیشتری هم اضافه شدند و در دانشگاه آموزش دیدند. مشکل اصلی الان بر سر مدیریت است و بحث تجهیزات و بودجه و مواد نیست. مدیریتی که الان در کشور حاضر است، اعتقادی به کار جدی در زمینه صنعت هسته‌ای ندارد. تا زمانی که راس اصلاح نشود، یعنی مدیریت کار را رها نکند، به نظرم اتفاق مهمی رخ نخواهد داد، چون من امیدوار نیستم تفکر اینها تغییر کند. امروز اشکالات زیربنایی در حوزه فکری مدیریت فعلی دستگاه اجرایی کشور وجود دارد؛ هم مدیریتی که در انرژی اتمی است و هم بالاتر از آن مدیریتی که در دولت وجود دارد.

اینها اگر باشند، من امیدوار نیستم بتوانیم تحولی ایجاد کنیم یا برای آن تحول زمان تعیین کنیم. برای تعیین زمان باید بدانید طرفی که می‌خواهد حرکتی بکند، با چه سرعتی می‌رود، لذا امروز و با این شرایط هیچ زمان منطقی را نمی‌توان با این مدیریت مشخص کرد.

توصیه من این است که اگر می‌خواهیم به بحث فناوری هسته‌ای بازگردیم، اول باید مصوبه‌ای در مجلس داشته باشد که هیچ جریان سیاسی نتواند این مسیر را تغییر دهد یا متوقف کند؛ اینکه دستگاه اجرایی این را کنار بگذارد و برود و چیزی مشابه روش‌های قبل در کشور جاری شود تا بتوانیم موضوع را به درستی مدیریت کنیم، والا از نظر سواد، امکانات و تجهیزات مشکلی وجود ندارد و فقط باید ‌انگیزه در نیروها ایجاد شود که با تغییر مدیریت ایجاد خواهد شد.

دو یا سه موضوع مهم در این مباحث وجود دارد؛ یکی از آنها مساله رآکتور اراک است. به نظر می‌رسد امروز چینی‌ها، آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها همه به نوعی بدقولی کرده‌اند و بازطراحی رآکتور به کندی پیش می‌رود. سوال اینجاست که اگر این فرآیند به دست نیروهای داخلی سپرده شود، امکان بازسازی آن به چه مقدار وجود دارد و چقدر ما می‌توانیم آن را به‌روز طراحی کنیم؟

برای ساختن رآکتور باید توان محاسبات و شبیه‌سازی داشته باشیم، به علاوه توان اندازه‌گیری. خوشبختانه توانمندی درخصوص این دو مورد به همت اساتید بزرگوار کشور به وجود آمده و در سازمان انرژی اتمی افرادی که رآکتور اراک را طراحی کرده و در حال ساخت آن بودند، می‌توانند مجددا وارد میدان شده و سازه‌ای به‌روز را طراحی و اجرا کنند. امروز در کشور افرادی هستند که رآکتور پیشرفته‌تر از رآکتور تهران را با توان دو تا چهار برابر با آخرین استانداردهای آژانس طراحی کرده‌اند و البته قرار بود تا قبل از دولت یازدهم فرآیند اجرای آن شروع شود که محقق نشد، پس این توانمندی در کشور برای ساخت رآکتور وجود دارد. اما این چیزی که در اراک با عنوان تغییر ساختار و تغییر شکل رآکتور پیش‌بینی کردند، اقدام درستی نبود و اصلا نیاز نبود پنج تا 6 کشور در آن درگیر شوند. خود جمهوری اسلامی تا حدود زیادی می‌تواند این رآکتور را طراحی کرده و انجام دهد و اجزای مختلف آن را بسازد. لذا بنده هیچ مشکلی در این زمینه نمی‌بینم. البته به نظرم اول باید رآکتور اراک همانی که بود تمام می‌شد و رآکتور استخری مشابه تهران را خارج از تهران می‌ساختیم و رآکتورهای با فلاکس بالاتر یعنی شعاع نوترونی بالاتر را که ما هم توان آن را داشتیم و سوخت آن را هم می‌توانستیم در داخل کشور تولید کنیم، آغاز می‌کردیم.

باید گفت ما در این زمینه‌ها مشکلی نداریم. حتی ما امکان ساخت سوخت مشابه یک نیروگاه پرقدرت مثل بوشهر را هم در کشور داریم. امروز ما انواع و اقسام سوخت‌ها را می‌توانیم تولید کنیم. ولی برجام دست و پای ما را بسته است، چراکه با وجود آن روی سوخت نمی‌توانیم کار کنیم.

درخصوص دسترسی به 190 هزار سو، نظر حضرتعالی چیست؟ مخصوصا اینکه نظرات متفاوتی در مورد نسل‌های اول و دوم سانتریفیوژها در کشور و توان آنها برای رسیدن به نیاز 190 هزار سو وجود دارد.

شبهه‌آفرینی‌های امروز بر سر سانتریفیوژهای نسل یک و دو است؛ یعنی IR1 یا IR2m. به نظرم اینها اظهارات امروز و البته مربوط به مفاد برجام هم هست. بیشتر بازی در زمین دشمن است، چراکه غربی‌ها می‌خواهند غنی‌سازی ما را تعطیل کنند و ما باید به برنامه آنها توجه داشته باشیم. در برجام ذکر شده که ما سانتریفیوژ نسل یک و دو اصلاح‌شده را نداشته باشیم، در صورتی که توانمندی کشور ما دقیقا در این دو مورد است.

یعنی ما نقد را رها کرده و نسیه را چسبیده‌ایم؛ نسیه‌ای که زمان درستی هم برای رسیدن به آن وجود ندارد. یک سوال باید اینجا پاسخ داده شود. در بحث سانتریفیوژهای نسل یک و دو به چه سطح از آن TRL یا سطح آمادگی فناوری رسیده‌ایم؟ می‌توان گفت از بین بازه عدد یک تا 9 ما در سانتریفیوژهای نسل یک به سطح تکنولوژی هشت رسیده‌ایم؛ یعنی طراحی کردیم و ساختیم، راه‌اندازی و بهره‌برداری کردیم، اشکالات را فهمیدیم و البته در این راه همه مواد را در داخل تولید کردیم. همچنین همه قطعات را هم با مواد داخلی تولید و سانتریفیوژها را با قطعات ایرانی راه انداختیم.

ما از سطح آمادگی فناوری بالایی در سانتریفیوژهای نسل یک برخوردار هستیم. در نسل دو ما همانند نسل یک نبودیم. اشکالات نسل یک را برطرف کرده بودیم، فاز تحقیقات را گذرانده بودیم، از مرحله آزمایشگاهی عبور شد، یعنی 164 سانتریفیوژ نسل دو را ساختیم و دو سال کار کردیم و بین چند مورد انتخاب کردیم و سپس 40 دستگاه را از سانتریفیوژهای نسل دو اصلاح‌شده ساختیم و نصب کردیم. این خیلی مهم بود. اینها آماده راه‌اندازی بود؛ یعنی گاز به آنها تزریق شود و راه بیفتد تا قسمت نیمه‌صنعتی تمام شود. پس ممکن است در نسل دو در سطح 6 باشیم و این یعنی هنوز صنعتی نشده‌ایم و خط تولید را طراحی نکرده‌ایم، ولی درخصوص سانتریفیوژهای نسل بالاتر در سطح یک و دو هستیم. حالا در برجام به‌گونه‌ای ذکر شده که دستاوردهای ما در نسل یک و دو کلا باید کنار گذاشته شود و در آینده نباید از آنها استفاده کنیم تا در این هشت سال این سطح نابود شود. برنامه‌ریزی به این شکل است؛ یعنی امروز استفاده از فناوری آماده خودمان ممنوع شده و به صورت نسیه گفته شده می‌توانید بعد از هفت، هشت سال رآکتور بسازید، لذا باید در این زمینه تجدیدنظر شود.

 

علیرضا زاکانی در گفت و گو با «فرهیختگان»:

برجام تنها سرعت ما را کند کرد

https://cdn.isna.ir/d/2016/07/03/3/57313444.jpg?ts=1498045331768

علیرضا زاکانی، عضو هیات‌علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در مرکز پزشکی هسته‌ای امام خمینی(ره) مشغول به کار است. او در مجالس هفتم تا نهم حضور داشته و در آخرین روزهای حضور در پارلمان و در جریان تصویب توافق هسته‌ای ریاست کمیسیون ویژه برجام در مجلس را عهده‌دار بوده است. در آستانه سالگرد شهادت دکتر مجید شهریاری با او نیز به گفت‌وگو نشستیم و آینده تکنولوژی هسته‌ای را به بحث گذاشتیم.

در آستانه سالروز شهادت شهید شهریاری هستیم. با توجه به اینکه در جریان تصویب برجام در مجلس مسئولیت داشتید و قبل از آن هم به مساله هسته‌ای ورود کرده و پیگیر ماجرا بودید، ارزیابی شما از آینده فناوری هسته‌ای در کشور چیست و آیا ظرفیت‌هایی برای بالندگی مجدد و مورد انتظار فعالیت‌های هسته‌ای وجود دارد؟

فارغ از برجام، خودِ دستاورد هسته‌ای مساله‌ ویژه‌ای است که بر مبنای دانش تولیدشده در داخل کشور استوار شده است؛ یعنی کسی چیزی به ما نداده است که بخواهد ما را از آن محروم کند، بلکه در واقع مسیر دانشمندان ما مسیری غیرقابل تصور برای دشمنان بود و تلاش و کوشش آنها دانشی را فراهم آورد که ماحصل آن توانست توانمندی هسته‌ای را برای ما ایجاد کند.

این دانش هم در تولید سوخت هسته‌ای و فرآوری آن و هم در نحوه بهره‌برداری این سوخت است، لذا وقتی کشوری این مسیر را از معدن تا مواد غنی‌شده طی کند و به دانش چرخه آن دست یابد و آن را تبدیل به غنی‌سازی 20 درصد کند، می‌تواند این توانمندی را در هر حوزه‌ای و در هر مجموعه مرتبط با هسته‌ای توسعه دهد؛ کاری که شهید شهریاری با محاسبات خود انجام داد و روی سوخت 20 درصد و ایجاد شرایط به‌کارگیری آن کار کرد تحول بزرگی بود که عملا باعث تثبیت فرآیند چرخه سوخت و بخشی از تولیدات صنعتی در کشور شد، لذا دانش تولید و محاسبات و دانش مصرف آن در داخل کشور وجود دارد و این دانش تولیدشده چیزی نیست که بخواهد با انعقاد یک معاهده از بین برود. بحث برجام هم این است که مفاد آن سرعت این توسعه و بهره‌مندی را برای کشور کند کرده است؛ تلاشی که در برجام صورت گرفت این بود که تا جایی که ممکن است توسعه این دانش و بهره‌مندی از آن در داخل کشور کند و مهار شود تا ایران از قافله تولید و دانش علم و از سوی دیگر از عملیاتی کردن علوم و از به‌کار بردن ظرفیت‌های مختلف برای فرآیندسازی از تولید به مصرف بازبماند.

در برجام ما یک معامله کردیم و قرار بود مابه‌ازای آنچه می‌دهیم، تحریم‌ها برداشته شود که خب چنین نشد و طبیعتا ما بخشی از ظرفیت‌های خود را از دست دادیم، اما باید گفت ظرفیت از دست‌رفته به‌شدت قابل‌توسعه است و می‌توانیم عقب‌افتادگی ایجادشده را دوباره جبران کنیم.

این امری که بیان می‌کنید، چه شرایطی دارد، با توجه به اینکه امروز محدودیت‌هایی وجود دارد؟

اگر قرار باشد طبق برجام عمل کنیم، قطعا رشد ما کند خواهد شد؛ هم در حوزه تولید علم، هم تولید مواد و هم در مصرف با کندی مواجه خواهیم شد و نمی‌توانیم با سرعت لازم به حرکت خود ادامه دهیم.

از این‌رو باید بگوییم رسیدن به شرایط مطلوب در مساله هسته‌ای تنها نیاز به یک اراده ویژه و اتخاذ راهبرد مناسب برای توسعه فناوری هسته‌ای دارد و بنده معتقدم اگر این اراده در مسئولان اجرایی کشور به وجود ‌آید، قطعا ما می‌توانیم به شرایط پیش از برجام برگردیم و سپس به دستاوردهای بیشتری هم برسیم.

این فرآیند البته زمان کمتری نسبت به گذشته از ما خواهد گرفت، اما خب زمان موردنیاز خود را هم خواهد داشت، ولیکن نیاز به اراده دارد. در این زمینه هم مسئول دولت است و اگر قرار است اقدامی صورت بگیرد، باید دولت پیشقدم شود، ولی خب از این طرف هم این آمادگی وجود دارد که در صورت اقدام دولت، کار به صورت جدی و پرشتاب پیش برود.

اما خب متاسفانه اتفاقی که در دولت رخ داده این است که عملا کار محدود به وعده‌هایی شد که از سوی اروپایی‌ها داده می‌شد و در مقابل خلف وعده آنها اقدام جدی‌ ما انجام نمی‌شود و در مقام صحبت باقی می‌ماند. لذا معتقدم دولت باید اراده جدی‌تری را فراتر از حرف داشته باشد و بتواند طرح عملیاتی درست ارائه کند که مبتنی‌بر توانمندی‌های داخلی باشد.

در این زمینه نباید تنها شعار داده شود، بلکه باید اقدامی صورت بگیرد تا طرف مقابل بفهمد که ما چقدر جدی هستیم. دولت باید نقشه راه شفافی را تهیه و اروپا را از اجرای آن در صورت ادامه خلف وعده‌ها مطلع سازد و بگوید که نمی‌تواند اجازه دهد با حرف‌درمانی سرمایه‌ای که ملت ایران کسب کرده، از بین برود.

مساله تحقیقات و کار دانشگاهی در زمینه هسته‌ای مهم است. امروز نشانه‌ای از اینکه مساله تحقیق و توسعه به‌ویژه در دانشگاه بتواند به ما کمک کند، دیده می‌شود؟

به نظرم بعد از شهادت شهدای هسته‌ای، خون تازه‌ای در دانشگاه‌های ما به جریان افتاد و ‌انگیزه بالایی برای این حضور و کسب دانش و توسعه دانش هسته‌ای در کشور آغاز شد و خود این حرکت پیام روشن و شفافی داشت که نه‌تنها با حذف یک دانشمند یا چند دانشمند در کشور این راه محدود نخواهد شد، بلکه سبب‌ انگیزه‌بخشی و سرعت‌بخشی در کسب حوزه‌های دانشی خواهد شد. اما بعد از برجام عملا یک رکود، وقفه و کند رشدی را در دانشگاه‌ها مشاهده کردیم، چراکه عده‌ای از جوانان ما می‌خواستند برای آینده سرمایه‌گذاری کنند، ولی این احساس در آنها ایجاد شد که با محدودیت‌هایی که ایجاد شده، نمی‌توانند جوششی را که از عمر و سرمایه وجودی و دانش خود انتظار دارند به منصه ظهور برسانند، لذا امروز یکی از گزینه‌هایی که نباید معطل برجام شود و ما هیچ محدودیتی در آن نداریم، توسعه دانش و تحقیقات در این زمینه است؛ به‌ویژه در حوزه‌های پایه و اساسی که می‌تواند راه‌های میان‌بری را برای ما فراهم کند. فعالیت در این زمینه نیاز به سرمایه‌گذاری، تبیین و کار برای دانشجویان به‌ویژه مقاطع تحصیلات تکمیلی دارد. علاوه‌بر این باید امکانات کار و تحقیق و پژوهش هم در اختیار دانشجویان قرار بگیرد.

 

جایگزین شهیدشهریاری در پروژه «سزامی» در گفت‌‌وگو با «فرهیختگان»:

تربیت نیروی انسانی متخصص، مهم‌‌ترین گام هسته‌‌ای در 20 سال گذشته بود

https://media.mehrnews.com/d/2015/07/27/4/1777200.jpg?ts=1486462047399

چند سالی هست که یک مناسبت جدید به تقویم تاریخ ایران اضافه شده؛ مناسبتی که مقابل هشتمین روز آذرماه، عبارت سالروز شهادت دکتر مجید شهریاری از دانشمندان هسته‌‌ای کشور را ثبت کرده است. شهریاری را اولین شهید راه تولید علم آن هم از نوع هسته‌‌ای‌‌اش می‌‌دانند؛ کسی که گذشته از نقش بی‌‌بدیلش در مبارزه با ویروس استاکس‌‌نت، طراحی‌‌های او در حوزه ساخت نسل جدید رآکتورهای هسته‌‌ای، بازتاب زیادی در مراکز علمی جهان داشت. به همین مناسبت با دکتر سیدمحمودرضا آقامیری از همرزمان شهیدشهریاری در عرصه جهاد علمی به گفت‌‌وگو نشستیم. عضو هیات‌‌علمی دانشکده مهندسی هسته‌‌ای دانشگاه شهیدبهشتی که چند ماهی است سرپرستی دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران و واحد تهران مرکزی را نیز برعهده گرفته، اعتقاد دارد ترور آخرین مرحله است و وقتی دشمن دید گزینه دیگری برای متوقف‌‌کردن ایران از راهی که انتخاب کرده بود نداشت، اقدام به آن کرد. آقامیری تربیت نیروی انسانی متخصص در حوزه هسته‌‌ای را بزرگ‌‌ترین و مهم‌‌ترین گام 20 سال گذشته ایران در این مسیر می‌‌داند و معتقد است تکمیل چرخه تولید سوخت به‌‌صورت بومی بیش از هر چیز محصول همین فرآیند بود؛ فرآیندی که ثمراتش حتی در شرایط کنونی و قرار داشتن در وضعیت محدودیت‌‌های ناشی از برجام هم در دسترس است و ایران را در موقعیتی قرار داده که بتواند هر لحظه اراده کند به شرایط پیش از توافق هسته‌‌ای بازگردد.

این البته موضوعی است که بارها از سوی مسئولان کشور نیز مورد اشاره قرار گرفته؛ اما صحبت‌‌های این دانشمند هسته‌‌ای رنگ و بوی دیگری دارد و نمی‌‌توان آنها را به فضاسازی‌‌های سیاسی و مواضع تبلیغاتی نسبت داد. او در توضیح گفته‌‌هایش استدلال جالبی مطرح می‌‌کند که نشان می‌‌دهد ادعاهایی چون بازگشت به شرایط پیش از برجام در کوتاه‌‌ترین زمان، اساسا بیراه نیست و ریشه در واقعیاتی دارد که نمی‌‌توان آنها را ندید. متن این گفت‌‌وگو را در ادامه می‌‌خوانید.

 

با توجه به اینکه در سالروز شهادت شهیدشهریاری قرار داریم به‌‌عنوان اولین سوال بفرمایید چرا دشمن در مواجهه با توانمندی‌‌های هسته‌‌ای ایران، گزینه ترور را انتخاب کرد، آن‌‌هم در شرایطی که ابزارهای مختلفی نظیر بی‌‌سابقه‌‌ترین تحریم‌‌های تاریخ، حملات سایبری، عملیات جاسوسی و... در دسترس قرار داشت؟

در عملیات کشورهای مختلف در مقابله با یکدیگر ترور آخرین مرحله است؛ یعنی وقتی می‌‌بینند گزینه دیگری ندارند و هیچ اقدام دیگری برای توقف یک حرکت نمی‌‌توانند انجام دهند، به ترور روی می‌‌آورند. مثلا جست‌‌و‌‌جو می‌‌کنند که چه کسی نقش دارد و سعی می‌‌کنند آن فرد را از نقشی که ایفا می‌‌کند، ساقط کنند. یکی از مهم‌‌ترین اتفاقاتی که در کشور ما در حوزه هسته‌‌ای رخ داد، فارغ از آب سنگین اراک، UCF اصفهان، رآکتور بوشهر و... تربیت نیروی انسانی بود که ثمرات زیادی را با خود به‌‌دنبال داشت.

در سال 1994 بخشنامه‌‌ای در اروپا مطرح شد که اتباع چهار کشور ایران، عراق، کره‌‌شمالی و سوریه حق ندارند در رشته‌‌های هسته‌‌ای تحصیل کنند. این بسیار عجیب بود؛ یعنی بخشنامه کردند این چهار کشور اگر دانشجویی هم در رشته‌‌های مرتبط با حوزه فناوری هسته‌‌ای دارند و دانشگاه متضمن هزینه‌‌هایی از این بابت شده، این هزینه تامین شده و آنها را ترخیص کنند.

در کشور ما شرایط آموزشی قابل‌‌توجهی وجود نداشت که بتوان به اتکای آن نقش‌‌آفرینی و قدرت‌‌نمایی کرد، به همین خاطر یکی از قدم‌‌های بزرگی که در 20 سال اخیر برداشته شد، بحث آموزش نیروی انسانی بود. به‌‌یک‌‌باره در کشور حدود 800-700 جوان وارد گود شدند و فعالیت‌‌های پژوهشی خود را در تکنولوژی هسته‌‌ای آغاز کردند. این فرآیند و نیروی انسانی برآمده از آن، از نوعی جامعیت برخوردار بود و بخش‌‌های مربوط به ساخت رآکتور، ایمنی رآکتور، ساخت سانتریفیوژ، سوخت هسته‌‌ای و... را دربر می‌‌گرفت. به بیان دقیق‌‌تر، با بهره‌‌مندی از این ظرفیت، نیروی انسانی با تخصص‌‌های مختلف تربیت شد و تکمیل چرخه سوخت به دست آنها اتفاق افتاد.

دشمن البته تمام تلاش خود را کرد تا این روند متوقف شود، اما طولی نکشید که متوجه شد به‌‌جای هریک نیرو فرضا 100 نیرو وارد میدان شده‌‌اند. شاید اگر خود آنها این فرآیند را در خارج انجام می‌‌دادند دولت نهایتا هزینه تربیت و آموزش 50 نیرو را متقبل می‌‌شد؛ اما در ایران تصمیم به‌‌گونه دیگری بود و به‌‌یک‌‌باره 800 هزار نیروی متخصص با سنین 25-20 سال تربیت شدند. این اتفاق باعث شد آنها دست به ترور بزنند و افراد را مورد هدف قرار دهند. آدم‌‌ها را از کجا پیدا کردند؟ موقعی که توسط بازرسان گزارشی می‌‌شد، می‌‌گشتند تا ببینند چه کسی موثر است. روش‌‌های مختلفی برای رسیدن به هدف وجود داشت، مثلا حضور در پروژه‌‌ها و نشست‌‌های مرتبط با سازمان، یکی از این موارد بود.

در مقابل، آنها نمایندگان ما را در «سزامی» ترور کردند. دکتر علی‌‌محمدی اولین شهید این راه، نماینده ایران در این پروژه و مشاور آن بود. بعد از ترور ایشان من به نمایندگی از ایران در این پروژه حضور یافتم. البته نمی‌‌توان گفت لزوما سزامی باعث ترور ایشان شد ولی هرچه بود دشمن مصر بود که کل حرکت متوقف شود و این توقف نیز به‌‌واسطه از مدار خارج کردن نیروی انسانی اتفاق بیفتد؛ چراکه از نظر آنها تنها در این صورت می‌‌شد به توقف این رویه امیدوار بود.

در همین راستا با ترور‌‌های صورت‌‌گرفته آنها به‌‌زعم خود ایجاد رعب کردند و نهایت تلاش خود را به کار بستند تا روند حضور افراد در این حوزه را متوقف کنند. البته عکس این ایده محقق شد و مهاجرت علمی به این حوزه جنبه معکوس به خود گرفت و تعداد زیادی از دانشجویان که اساسا در این عرصه نبودند هم وارد این وادی شدند.

این یک اتفاق بود و اتفاق دوم آن بود که همین جوانانی که تربیت شده بودند، شروع به درست کردن تجهیزات کردند. سانتریفیوژ واقعا در ایران درست شد. نسل‌‌های مختلف 1، 2، 4، 8 و... سانتریفیوژ که اینک وجود دارد، داخل ایران طراحی و درست شد. این چیزی بود که اصلا به ذهن آنها خطور نمی‌‌کرد و پیش‌‌بینی نمی‌‌کردند روزی ایران توانایی انجام این کار را داشته باشد.

راه دوم برای متوقف کردن این روند، برجام بود. نمی‌‌توان گفت برجام این فرآیند را متوقف کرد ولی باید گفت حرکتی که شروع شده بود با کندی مواجه شد. ایران تعهداتی داشت و برای نشان دادن پایبندی خود به تعهداتش، تن به راستی‌‌آزمایی داد. این موضوع در کنار اقداماتی بود که ایران پذیرفت به سمت آنها نرود تا غلط‌‌بودن ادعاهای واهی آنها اثبات شود.

همین موضوع فرآیند یادشده را با دست‌‌انداز‌‌هایی جدی مواجه کرد و باعث شد فرآیند پیشرفت‌‌های علمی و روند رو به رشدی که در مسائل هسته‌‌ای داشتیم دچار کندی شود و این موضوع همه حوزه‌‌ها اعم از تحقیق و توسعه، تجهیزات، غنی‌‌سازی، چرخه سوخت و... را شامل می‌‌شد.

با علم به این وضعیت این سوال مطرح است که ماحصل تلاش‌‌های دانشمندان هسته‌‌ای، اساسا ظرفیت‌‌هایی را ایجاد کرده که محدودیت‌‌های ناشی از برجام هم نتواند آنها را متوقف کند یا از بین ببرد؟ در پایان محدودیت‌‌های زمان‌‌مند برجام به‌‌طور مشخص چه بسترهایی وجود دارد که بتوان امیدوار بود به اتکای آنها می‌‌شود به شرایط قبلی بازگردیم؟

مهم‌‌ترین عامل در این ارتباط، نیروی انسانی است. بزرگ‌‌ترین مساله‌‌ای که به‌‌هیچ عنوان نمی‌‌توانند آن را از بین ببرند و نابود کنند، توانایی نیروی انسانی ماست. ایران نشان داده این توانایی را تاکنون داشته است. روند مباحث هسته‌‌ای امروز به‌‌نوعی بلوغ رسیده که نمود این بلوغ هم در نیروی انسانی و هم در تجهیزات پدیدار است. ما آن زمان نیاز داشتیم به‌‌سرعت اقداماتی را انجام دهیم. الان نیاز نیست با آن سرعت کار کنیم، یعنی اگر فردا این اجازه داده شود در کوتاه‌‌ترین مدت می‌‌توان برگشت و فضای قبلی را طراحی و ترسیم کرد.

آقای صالحی نیز طی روزهای اخیر بر همین موضوع تاکید کردند و پیش از این هم سایر مسئولان دولتی دراین‌‌باره سخن گفته بودند. در این رابطه ممکن است این شائبه پدید ‌‌آید که مواضعی از این دست صرفا یک بلوف سیاسی و عملیات روانی است. از نظر شما به‌‌عنوان یک دانشمند هسته‌‌ای چه استدلالی وجود دارد که نشان دهد اظهارات یادشده صرفا یک بلوف سیاسی نیست و قرائن واقعی دارد؟

یک زمانی کسی هواپیما می‌‌خرد و اگر هواپیما را به او ندهند هیچ کاری نمی‌‌‌‌تواند بکند چون دست او بسته است؛ اما یک وقت کسی هواپیما می‌‌سازد. چنین فردی توانایی بازسازی و دوباره‌‌سازی هم دارد. همین قاعده درباره فناوری هسته‌‌ای ایران نیز صادق است. ما در این حوزه توانایی خوبی داشتیم که این توانایی به هر ترتیب متوقف شده است، اما به‌‌خاطر دست یافتن به تکنولوژی لازم هر لحظه که اراده کنیم می‌‌توانیم به شرایط قبل بازگردیم، منتها نه در عرض یک‌‌ماه یا دوماه. زمان نیاز است. شما آب سنگین اراک را دوباره نمی‌‌توانید بسازید. آن را نمی‌‌توانید بازگردانید. شاید بتوان رآکتور ساخت ولی نمی‌‌توان گفت طی یک‌‌هفته آب سنگین اراک را بازمی‌‌گردانیم. این قابل‌‌قبول نیست. در برخی موارد امکان برگشت وجود ندارد همانند آب سنگین، در برخی موارد امکان بازگشت در زمان کوتاه وجود دارد و در برخی موارد زمان بیشتری نیاز است؛ بستگی به پروژه‌‌ای دارد که درباره آن سخن می‌‌گوییم.

مثلا غنی‌‌سازی 20 درصد در چه مدتی قابل بازیافت است؟

این حوزه با مشکل خاصی مواجه نیست؛ ما در زمان کوتاهی می‌‌توانیم به غنی‌‌سازی 20 درصد برسیم.

با چه حجمی؟ این مهم است. مثلا برای راه‌‌اندازی رآکتور تهران چقدر زمان لازم داریم؟

 پیش‌‌فرض این مساله آن است که ابتدا باید حجم غنی‌‌سازی را بالا ببریم؛ یعنی تعداد سانتریفیوژها را اضافه کنیم و بعد سراغ این بخش برویم.

بعد از اینکه برجام محدودیت‌‌هایی را در حوزه مطالعات و تحقیقات هسته‌‌ای ایجاد کرد، گفته شد نوعی سرخوردگی در محافل علمی ایجاد شد و عکس آن اتفاقی که بعد از ماجرای ترورها شاهدش بودیم، رخ داد. این فضا الان به چه صورت است؟

به هر حال وقتی شما به یک گروه می‌‌گویید کار تحقیق و توسعه انجام ندهند و فعالیت نکنند، طبیعی است که باید دنبال کار دیگری باشند و این موضوع ‌‌انگیزه‌‌ها را از بین می‌‌برد. در شهادت‌‌ها، دشمن مقابل ما بود و انسان‌‌ها سعی می‌‌کردند ‌‌انگیزه‌‌ها را بالا ببرند اما در برجام دشمن مقابل ما نبود و ما خود تعهد دادیم و محدودیت‌‌ها را پذیرفتیم. این باعث شد برخی دوستان گلایه‌‌مند شوند.

پروژه پیشران هسته‌‌ای که هم رئیس‌‌جمهور دستور حرکت به سمت آن را صادر کرد و هم رهبر انقلاب نسبت به آن تاکید داشتند، هم‌‌اکنون در چه شرایطی قرار دارد؟

اطلاع ندارم. سازمان مسئول پیگیری این پروژه بوده است و فکر نمی‌‌کنم این پروژه تا امروز به‌‌صورت جدی پیش رفته باشد.

رهبری بعد از خروج آمریکا از برجام خطاب به دولت تصریح کردند مقدمات رسیدن ایران به 190 هزار سو غنی‌‌سازی فراهم شود. اقداماتی که برای تحقق این دستور صورت گرفته چه مواردی را شامل می‌‌شود و مشخصا چه گام‌‌هایی برداشته شده است؟

البته تاکید رهبری حرکت به این سمت با حفظ تعهدات برجام بود. به‌‌لحاظ علمی مشکلی در این مسیر وجود ندارد، یک‌‌سری سانتریفیوژها جمع شده‌‌اند و در انبار قرار گرفته‌‌اند که باید مجددا به‌‌کارگیری شوند. نیروی انسانی هم به میزان کافی وجود دارد. این مهم است که نیروی انسانی و تکنولوژی را داشته باشید. ما هر دو را داریم، منتها ساختن و گسترش تاسیسات زمان می‌‌برد. رهبری تاکید داشتند آمادگی لازم را داشته باشیم و این آمادگی امروز وجود دارد. برای آمادگی باید هم نیروی انسانی تربیت شود، هم توان تکنولوژی بالا برود و هم مواد اولیه تامین باشد.

سانتریفیوژهای IR8 که به تکنولوژی ساخت آنها دست پیدا کردیم و تست شد، در مدار قرار گرفت؟

فعلا مجاز به این اقدام نیستند. فقط در حد محدود آن هم بعد از هشت سال مجاز هستند.

عرض بنده آن است که اگر روزی ما به شرایط پیش از برجام برگردیم، امکان بهره‌‌مندی از IR8 وجود دارد؟

 باید در مدار قرار گیرد و تزریق گاز انجام شود تا ببینیم به چه صورت است.

تزریق گاز انجام نشده است؟

ظاهرا به‌‌صورت مجازی انجام شده است.

مطالب پیشنهادی
نظرات کاربران