پس از سال‌ها همکاری با تشکل‌های دانشجویی

یک فعال سابق دانشجویی با اشاره به ۲۵ سال تجربه همکاری با تشکل‌های مختلف دانشگاهی، ظهور جریان‌های سلطنت‌طلب در میان دانشجویان را پدیده‌ای بی‌سابقه، باورناپذیر و مایه سرافکندگی خواند و تأکید کرد که این انحراف خطرناک، ریشه در فقدان آگاهی تاریخی و سیاسی حداقلی دارد و می‌تواند به زوال جنبش دانشجویی بینجامد.

  • ۱ ساعت قبل
  • 00
پس از سال‌ها همکاری با تشکل‌های دانشجویی

در سوگ یک زوال؛ دفاع از دیکتاتوری در دانشگاه؟!

در سوگ یک زوال؛ دفاع از دیکتاتوری در دانشگاه؟!

مهدی بلوکات، فعال سابق دانشجویی: قریب به ۲۵ سال است که با جریان‌های مختلف دانشجویی همکاری دارم و به این واسطه در دانشگاه‌های مختلف کشور حضور یافته‌ام و طبیعتاً به فراخور این ارتباط و همکاری، طیف‌ها و سلایق مختلف دانشجویی را از نزدیک تجربه کرده‌ام. در تمام طول این دوران، هیچ‌گاه نه در جنبش دانشجویی ایران و نه در سایر نقاط جهان، با هیچ جریان دانشجویی سلطنت‌طلبی برخورد نکردم! آنچه دیدم و خواندم و آموختم یا جنبش‌های دانشجویی مسلمان بود یا جنبش‌های چپ‌گرا و عدالت‌خواه یا جنبش‌های دانشجویی دموکراسی‌خواه و آزادی‌خواه یا سایر جنبش‌های دانشجویی بود که ریشه در یک آرمان سیاسی و معرفتی داشت. واقعاً برایم باور‌پذیر نبود و نیست که در دل ایران که همواره دانشجویان آرمان‌خواهی داشته است، روزی برسد که عده‌ای به اسم دانشجو خود را برای یک حکومت خانوادگی و موروثی و دیکتاتوری هزینه کنند و خواهان بازگشت نظام سلطنتی شوند!  من اساساً این روز‌ها از اعتراضات دانشجویی ناراحت و متعجب نیستم و طبیعت روحیه دانشجویی را انتقاد و اعتراض می‌دانم، حتی پرخاشگری و خشونت موجود را هم اگرچه شایسته و زیبنده دانشگاه نمی‌دانم؛ اما از وقوعش، تعجب چندانی نمی‌کنم؛ ولی سلطنت‌خواهی و دیکتاتوردوستی برخی دانشجویان، حتی اگر اقلیت و کم هم باشند، به‌هیچ‌وجه برایم قابل‌درک و قابل‌هضم نیست. اینکه عده‌ای، فردی را صرفاً به‌خاطر رابطه ژنتیکی و اینکه فرزند دیکتاتور مخلوع است، برای او شایستگی حکمرانی و حق ریاست قائل شوند، برایم باورپذیر نیست و معتقدم این پدیده عجیب و نادر، بیش از هر چیز ریشه در فقدان دانش و آگاهی حداقلی این دانشجویان در حوزه تاریخ و سیاست دارد و این امر برای جامعه دانشگاهی، غم‌انگیز و مایه سرافکندگی است. متأسفانه امروز در سوگ به ابتذال کشیده‌شدن بخشی از جنبش دانشجویی نشسته‌ایم که ممکن است به زوال آن بینجامد و پیامد‌های جبران‌ناپذیری را برای جریان دانشجویی رقم بزند. بی‌تردید، این وضعیت، تکلیفی را بر عهده فعالان دانشگاهی و خانواده دانشگاهیان می‌گذارد و بیش از هر چیز از استادان و هیئت‌علمی دانشگاه‌ها خصوصاً در حوزه‌های جامعه‌شناسی و تاریخ و علوم سیاسی انتظار می‌رود به سکوت خود پایان دهند و اجازه ندهند این انحراف و بدعت، داروندار جنبش دانشجویی را بر باد بدهد. برای رسانه‌ها و نخبگان سیاسی جامعه، به‌ویژه کسانی که سال‌ها از اهمیت جمهوریت می‌گفتند و می‌نوشتند، امروز آزمون بزرگی است تا ببینیم آیا حاضرند خصومت‌ها و رقابت‌های سیاسی را کنار بگذارند و یکپارچه علیه اقلیت سلطنت‌طلبی که امروز در دانشگاه جولان می‌دهند، حرفی بزنند یا موضع شفافی بگیرند؟!  تاریخ این روز‌ها را به‌خاطر خواهد سپرد.

نظرات کاربران
capcha