بیثباتی با امضای رسمیقراردادهای کوتاهمدت از همان روز اول شایعه میسازند؛ جانشین بعدی، قبل از تثبیت نفر فعلی. اما ضربه اصلی در رختکن است. بازیکنی که میداند سرمربیاش احتمالاً فصل بعد نیست، الزام روانی برای تبعیت کامل ندارد و اقتدار فنی شکل نمیگیرد.
استقلال و چرخه قراردادهای موقت

محمد سرشتهداری؛ فرهیختگان: امضای قرارداد رسمی باشگاه استقلال با سهراب بختیاریزاده، اگرچه از نظر شکلی به بلاتکلیفی پایان داد، اما از نظر ماهوی پرسش تازهای نساخت؛ همان سؤال قدیمی. قراردادی ششماهه تا پایان فصل، با شرط تمدید در صورت قهرمانی. مدلی که دیگر استثنا نیست و به الگویی تکرارشونده در استقلال تبدیل شده؛ الگویی که ثبات را نه بهعنوان اصل، بلکه بهعنوان پاداش تعریف میکند.
وقتی در بازهای حدود یک سال، نام ۹ سرمربی روی نیمکت استقلال مینشیند، دیگر نمیتوان همهچیز را به «شرایط خاص» نسبت داد. این عدد، فقط آمار نیست؛ نشانه یک بحران مدیریتی است. باشگاهی که مدام با نسخههای موقت جلو میرود، ناخواسته این پیام را میفرستد که هیچ تصمیمی قطعی نیست؛ حتی مهمترین تصمیم فنی.
در سوی دیگر، پرسپولیس قرار دارد؛ تیمی که با وجود نتایج پرنوسان و باختهای پرحاشیه، قرارداد سرمربیاش را تمدید میکند. این تصمیم لزوماً تأیید فنی نیست، اما از منظر مدیریتی حامل یک پیام مشخص است: باور به استمرار، حتی در بحران.
مسئله استقلال سادهتر از آن است که با تبصره حل شود. یا سهراب بختیاریزاده را قبول دارید یا ندارید. اگر قبولش دارید، قرارداد کوتاهمدت با شرط قهرمانی، تضعیف اوست. اگر قبولش ندارید، اصل انتخاب زیر سؤال میرود. حد وسطی وجود ندارد.
قراردادهای کوتاهمدت از همان روز اول شایعه میسازند؛ جانشین بعدی، قبل از تثبیت نفر فعلی. اما ضربه اصلی در رختکن است. بازیکنی که میداند سرمربیاش احتمالاً فصل بعد نیست، الزام روانی برای تبعیت کامل ندارد و اقتدار فنی شکل نمیگیرد. در نهایت پرسش اصلی باقی میماند: کدام مسیر درست است؟ نمایش ثبات حتی با ریسک اشتباه، یا نهادینه کردن موقتبودن؟ استقلال امروز نه ثبات واقعی دارد و نه حتی تصویرش را؛ و شاید ریشه بسیاری از بحرانها دقیقاً همینجاست.
مطالب پیشنهادی












