علیرغم هیاهوی بسیار جریان رادیکال، اقلیت محض دانشگاه استدر حالی که تصاویری از درگیریها و شعارهای تند در دانشگاههای تهران این روزها فضای مجازی را پر کرده، واقعیت میدانی از برقراری کلاسها و ادامه روند عادی آموزش حکایت دارد؛ هستههای ساختارشکن معدودی سعی در فضاسازی علیه دانشگاه دارند اما اکثریت دانشجویان در سکوت و صبوری، مسیر علم و گفتوگو را دنبال میکنند.
پرچم دانشگاه بالاست

شمایی که خواندن این مطلب را آغاز کردید، احتمالاً مخاطب رسانه هستید و در روزهای اخیر هم بعید است از تصاویر و فیلمهای مخابره شده از فضای دانشگاههای کشور حداقل چند مورد را ندیده باشید. این روزها حتی آنها که چندان اهل پیگیری خبر هم نیستند احتمالاً به واسطه رفتارهای رادیکال برخی دانشجویان از اتفاقات و تحولات دانشگاهها به ویژه در پایتخت چیزهایی شنیده یا دیدهاند؛ از شعارهای تند و حرفهای رکیک گرفته تا شکستن سر با پرتاب سنگ و درگیریهای فیزیکی و دیروز که کار حتی به تعرض به پرچم کشور نیز رسید. تجمعاتی که ابتدا اغلب با عنوان تحصن سکوت و به بهانه گرامیداشت یاد شهدای وقایع تروریستی دیماه اطلاعرسانی شده بود، اما نه با سکوت پیش رفت و نه در فریادها و شعارها خبری از یاد درگذشتگان دیماه اخیر بود. برخی اتفاقات اخیر فضای دانشگاه ساختارشکنانه و رادیکال بود؛ همین امر هم به دیدنشدن بیشتر و اصطلاحاً وایرال شدنش کمک میکند؛ اما این تصاویر همه آنچه چیزی نیست که این روزها در دانشگاه ایرانی میگذرد. اغلب اوقات بروز چنین فضایی موجب برداشتهای متفاوت و اغلب نادقیقی از فضای مراکز آموزش عالی میشود؛ درحالیکه واقعیت جریان حاکم بر دانشگاه بهگونه دیگری در حال رقم خوردن است که با چنین تصوراتی فاصله زیادی دارد. این موارد را میتوان در چند نکته خلاصه کرد:
1- هیاهو هست اما کلاسها هم برقرار است
از ابتدای این هفته بسیاری از دانشگاهها کلاسهای آموزشیشان در نیمسال دوم تحصیلی را از سر گرفتند. برخی به شکل مجازی ترم را آغاز کردند و برخی دیگر مثل دانشگاههای تهران، شریف و امیرکبیر مهیای حضور دانشجویان شدند. برنامهها و اجتماعات دانشجویی مختلفی هم برای گرامیداشت یاد قربانیان روز سیزدهم جنگ دوازده روزه برنامهریزی شده بود که البته بعضی از آنها به شکل رادیکالی هم پیش رفت و صحنههای عجیبی از دانشگاهها منعکس کرد. با این حال پیگیری خبرنگار «فرهیختگان» حکایت از برپایی کلاسها و پیگیری روند معمول آموزشی دانشگاه در همین روزها دارد. چه در دانشگاههایی که مجازی کار را آغاز کردند و چه حتی در دانشگاههای پر سروصدا و هیاهو مثل تهران در سه روز اخیر کلاسها برقرار بوده، دانشجویان و اساتید هم سر کلاس رفتهاند و خلاصه آموزش دانشگاه -برخلاف تصور خیلیها که فکر میکنند همه امور دانشگاه متوقف بر چند اجتماع دانشجویی شده- در جریان است.
2- فضاسازی اقلیت پرصدای ساختارشکن
همه آنچه از تصاویر و فیلمها در رسانهها دیدید – فارغ از آن تعدادی که با کمک هوش مصنوعی ساخته شده بودند! - در نهایت محصول حضور هستههای چند 10 نفرهای است که در شلوغترین حالتها از حدود 200 تا 300 نفره فراتر نیست. در نظر گرفتن این عدد و قیاس آن با تعداد کل دانشجویان (مثلاً جمعیت حدود 54 هزار نفر دانشجوی دانشگاه تهران یا 11 هزار نفره دانشگاه شریف) به شما کمک میکند تا فهم دقیقتری از اتفاقات این روزها پیدا کنید. حالا بهتر میتوان متوجه شد که چگونه یک اقلیت پرسروصدا با ساختارشکنی و رفتار عصبی در حال فضاسازی رسانهای هستند تا تصویری نادرستی از دانشگاه بسازند؛ در حالی که اکثریت دانشجویان مشغول کار و تحصیل عادی خود هستند.
3- ایراندوستان سنگتمام گذاشتند
مواجهه با جریان پرمدعای هتاک، هزینه دارد! این را پیش از این چند روز، روزهای هجدهم و نوزدهم دیماه هم دیدیم. آنجا که نه پرستار، آتشنشان و امدادرسان، نه نیروی انتظامی و حافظ امنیت و نه حتی مردم عادی، هیچکدام از گزند اغتشاشگران در امان نماندند. در بین شهدای دیماه همه نوع سن و سالی را میتوان پیدا کرد. از قرائن و شواهد برآید که برخی این روزها تلاش دارند همانها را در دانشگاه نمایندگی کنند! این را میتوان از شعارها و رفتارها فهمید. عصبانیت و شعار تند را میتوان با اغماض به جوانی جمعیت دانشگاه بخشید؛ اما هتاکی، توهین به شعائر دینی یا چاقوکشی را با هیچ بند و تبصره و استثنایی نمیتوان پذیرفت. این روزها در برابر جماعت هتاک برخی از دانشجویان سینه سپر کردند و به شکلهای مختلفی تلاش کردند تا بابی برای گفتوگو باز کنند؛ درحالیکه بهجای استدلال با سنگ و بطری پاسخ گرفتند! ایستادگی در برابر چنین جماعت آفرین هم دارد؛ وگرنه بعید نبود آنها که دیروز به شیشههای دانشکده فنی دانشگاه تهران و روز قبلترش به شیشههای دانشگاه خواجه نصیر رحم نکردند پا را فراتر از این هم میگذاشتند یا به جای چند سر مجروح به دنبال تکرار 18 دی دیگری در دانشگاه اقدام میکردند. ایراندوستان دیروز در برابر رفتاری به نظر هماهنگشده در اهانت به پرچم رسمی ایران، تمام قد و صبورانه ایستادند.
4- برنامه دانشگاه برای حفظ آرامش چیست؟
میهندوستان واقعی در دانشگاه که این روزها در شعارهایشان هم تهدیدات اخیر و تجاوزات پیشتر آن توسط عناصر خارجی را محکوم کردند تلاش خود را به کار بستند تا جریان رادیکال مسیر دانشگاه را تغییر ندهد. اما این نافی وظیفه مدیران و مسئولان دانشگاه نیست. دانشگاه ابزارهای کنترلکننده و خاص خود را دارد و برای حفاظت از جریان علم و آموزش باید جلوی خشونت کلامی و فیزیکی معدود دانشجویانی که در قید و بند هیچ چهارچوبی نیستند و نظم عمومی آن را برهم میزنند، واکنش نشان دهد. تداوم چنین شرایطی امکان تحرکات معمول و معقول سیاسی را در دانشگاه سلب و آرامش مورد نیاز محیط علمی را از بین خواهد برد.
5- دانشگاه در خطر است؟
برخی در کشور ما صرفاً در چنین شرایطی یاد دانشگاه میافتند و به اصلاح آن فکر میکنند! واقعیت آن است که اوضاع دانشگاه نه آنقدرها که آنها فکر میکنند سیاه است و نه آنقدر سفید که بخواهیم بیتوجه به آن باشیم. مدرسه و دانشگاه مهم هستند؛ اما نه فقط در چنین برهههای پرهیاهویی! آنچه امروز در دانشگاه رقم خورده اگرچه نمیتواند نمود کاملی از خروجی دستگاه آموزشی باشد، اما نباید نسبت به آن بیتوجه هم بود. برای دانشگاه و آینده آن، برای مدرسه و خروجیاش باید فکر کرد البته با ذهنی سرد و قلبی گرم!












