از نمایش ائتلاف گروه‌های تروریستی غرب و شرق کشور چه می‌دانیم؟

پنج گروهک تروریستی تجزیه‌طلب کردی شامل پاک، حدکا، پژاک، خبات و کوموله با اعلام ائتلاف مشترک، از قصد خود برای مبارزه با ایران پرده برداشتند؛ اقدامی که چهار ماه پس از اتحاد گروهک‌های بلوچستان، نگرانی‌ها را درباره هماهنگی دشمن برای بی‌ثبات‌سازی مناطق مرزی ایران افزایش داده است.

  • ۵ ساعت قبل
  • 00
از نمایش ائتلاف گروه‌های تروریستی غرب و شرق کشور چه می‌دانیم؟

وقت تسویۀ حساب با تجزیه‌طلب‌ها

وقت تسویۀ حساب با تجزیه‌طلب‌ها
سید مهدی طالبیسید مهدی طالبیپژوهشگر حوزه بین‌الملل

پنج گروهک تروریستی تجزیه‌طلب شامل حزب آزادی کردستان (پاک)‌، حزب دموکرات کردستان ایران (حدکا)، حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، سازمان خبات کردستان ایران و کوموله زحمتکشان کردستان روز یکشنبه هفته جاری (۳ اسفند ۱۴۰۴، ۲۲ فوریه ۲۰۲۶) اعلام کردند برای مبارزه با ایران ائتلاف کرده‌اند. حدود ۴ ماه قبل نیز تعدادی از تجزیه‌طلبان به نام مبارزه برای حقوق مردم بلوچ در ۱۹ آذرماه سال جاری (۱۰ دسامبر ۲۰۲۵) اعلام اتحاد کرده بودند. 
روند مشابهی که برای دو منطقه کردستان و بلوچستان تدارک دیده شده ازآن‌رو اهمیت دارد که مرز چنین مناطقی محل فعالیت و نفوذ گروهک‌هاست. در اغتشاشات سال ۱۴۰۱، دشمن قصد داشت با برهم‌زدن تعادل امنیتی و اجتماعی کشور، از این مناطق به‌وسیله تروریست‌ها به استان‌های مرزی حمله کند. با واکنش نیرو‌های مسلح و حملات مرگباری که صورت گرفت، این مجموعه حملات پیش از اجرا ناکام ماندند. با شدت‌گرفتن مجدد فعالیت گروهک‌ها و به‌ویژه با نقش‌آفرینی آن‌ها در وقایع ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه که باعث شهادت و جان‌باختن بیش از ۳ هزار نفر شد، انتقام از این تجزیه‌طلبان ضرورت یافته است. عوامل نفوذی جریانات تجزیه‌طلب به همراه دیگر تروریست‌ها در وقایع دی‌ماه آسیب‌هایی جدی دیدند. در پیامد جنایت‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه و کسب اطلاعات مردمی، هسته‌های نفوذی و خانه‌های تیمی پرتعداد این گروه‌ها کشف و در تهاجم به این نقاط، عناصر زیادی کشته یا دستگیر شدند. حالا و با رخ‌نمایی ساختاری گروهک‌ها، زمان هدف‌گیری سرپل‌های جغرافیایی و فردی آن‌ها در مناطق پیرامونی کشور فرارسیده است. 

بررسی ابعاد فعالیت گروهک‌ها

ائتلاف پنج گروهک تجزیه‌طلب جدیدترین اقدام این جناح است و باید آن را مورد کنکاش قرار داد اما آن‌ها یک ضلع از فعالیت کلی دشمن هستند. 

1-   گروهک‌های کردی ائتلاف کرده از نظر سیاسی، چپ‌گرا هستند. چپ‌گرایی احزاب کردی طیف‌های متفاوتی دارد اما برخی از آن‌ها در رؤیای گسترش مجدد کمونیسم بوده و دستیابی به کردستان ایران برای آن‌ها پله اول است؛ این گروه‌ها خواهان سلطه بر سراسر ایران و سپس گسترش جهانی‌اند. 
در وهله اول قوم‌گرایی و چپ‌گرایی در تضاد با یکدیگر به نظر نمی‌رسند اما در ادامه تناقضاتی عارض می‌شود؛ مشی قوم‌گرایانه آن‌ها محدود‌کننده است و اگر آن‌ها از نظر سیاسی راست افراطی باشند مشکلی ایجاد نمی‌کند، زیرا این دیدگاه می‌تواند تأیید‌کننده مسائل نژادی و ملی باشد، اما در چپ‌گرایی با نظریات همه‌شمول وضعیت تا حدودی متفاوت است. قوم‌گرایی کردی در تضاد با دیدگاه‌های ادعایی آزادی‌بخشانه چپ‌ها، به تصلب شرایط داخلی گروهک‌ها می‌انجامد. همچنین باید توجه داشت کمونیسم از نظر ایدئولوژی در جهان مرده و مغضوب غرب است و نمی‌توان به کارکرد آن و جلب حمایت دلخوش کرد. دوره این گروه‌ها گذشته است. نمونه‌های فراوانی از این موارد را در نحله‌های فکری دیگر هم می‌توان دید؛ به‌گونه‌ای که جهان عرب در طول دهه ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ شاهد سرنگونی پان‌عرب‌ها بود. ساقط شدن نظام دولت اسد در سوریه، یک پان‌عرب دیگر را از بین برد و البته پایانی بر یک ‌صفحه‌ بازمانده از نظام فروپاشیده دوقطبی بود. چپ‌های رادیکال و کمونیست‌ها پس از فروپاشی شوروی اقبالی ندارند و زمین و زمانه هردو برای ادامه فعالیت آن‌ها مهیا نیست. در دوره ترامپ این مسئله تشدید شده زیرا وی و هم‌فکرانش مدافع راست‌های افراطی‌اند.
2-    این گروه‌ها خواهان همکاری و ارتباط با گروه‌های مخالف در سراسر ایران هستند؛ هدفی که نشان می‌دهد برخی گروه‌های مخالف در داخل که شعار‌های ملی‌گرایانه سر می‌دهند، حاضر شده‌اند در راستای تجزیه ایران فعالیت کنند. آمادگی تشکیلات پهلوی، سازمان منافقین و برخی جریانات دیگر برای همکاری با تجزیه‌طلبان، گرچه احتمال تقویت عملیاتی آن‌ها را اندکی بالا می‌برد، اما ضربه حیثیتی بزرگی به آن‌هاست. شعار‌هایی مرتبط با سلسله هخامنشیان و کوروش کبیر، با فعالیت‌های تشکیلات پهلوی برای تجزیه ایران و یا حمایت از حملات خارجی به کشور جور در نمی‌آیند. نتیجه این شعار‌های متناقض بن‌بست استدلالی است که باعث شده تشکیلات پهلوی از نفوذ اجتماعی بازمانده و به همین دلیل، رادیکال‌تر گردد. اقدامات وحشیانه در جامعه مانند جنایت‌های دی‌ماه، حمله به کسب‌وکارها و هنرمندان و رکیک شدن شعار در تجمعات، این مسئله را نشان می‌دهد. 

3-   محل اصلی فعالیت و دسترسی این گروه‌ها، اقلیم کردستان عراق است. ایران حق خود می‌داند با ابزار‌های مختلف و هرگاه نیاز ببینید، به افراد و مراکز آن‌ها هجوم ببرد. به عبارتی دیگر اتحاد آن‌ها می‌تواند خطر امنیتی مهمی برای ایران نباشد، اما قطعاً خطر بزرگی برای اقلیم کردستان ایجاد می‌کند. 

4-   احزاب مزبور در داخل ایران دارای سمپات بوده اما بدنه اصلی و اکثریت نیرو‌ها در خارج از کشور حضور دارند؛ پس «اطلاعات و عملیات» دقیق یا گسترده‌ای در داخل نداشته و از طریق تحریک و برپایی بلوا می‌کوشند حرکتی ترتیب دهند. 

5-   احتمالاً در ایران افراد و گروه‌های متعادل‌تری برای همکاری با آمریکا آماده بوده‌اند، اما غش‌کردن واشنگتن و غرب به سمت تندترین گروه‌ها -سازمان منافقین، تشکیلات پهلوی و گروهک‌های خشن قومی- و سناریو‌ها -تجزیه و ویرانی ایران- همواره آن‌ها را دلسرد و درنهایت به همکاری با نظام سیاسی ایران واداشته است. آن‌ها گرچه در ابتدا انحرافاتی بروز دادند اما از طریق شناخت دشمن موفق به تصحیح مسیر شدند. 
6-   تفکرات جدایی‌طلبانه از نظر عمومی در مناطق قومی و حاشیه کشور فراگیر نیستند. گروهک‌ها شاید در این نواحی قادر به مصادره اعتراضات باشند و در این امر توفیق یابند اما درنهایت رقابت درون‌گروهی مانع از نیل نهایی به هدف می‌گردد. دشمن و خود گروهک‌ها برای فائق آمدن بر این مشکلات، ائتلاف و اتاق عملیات مشترک تشکیل می‌دهند، اما همچنان گروه‌های مهمی بیرون مانده تا درنهایت «بازی خراب‌کن» وجود داشته باشد. 

7-   گروهک‌های تجزیه‌طلب با آگاهی نسبت به نداشتن امتداد قابل‌اتکا در داخل، اغلب از خارج مرز خود را سازماندهی می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که عناصر آن‌ها شامل افراد خارجی می‌شوند. به‌عنوان نمونه گروهک‌ها در اقلیم کردستان عراق و یا بلوچستان پاکستان عضوگیری می‌کنند. 

8-   گروهک‌ها برای مناطق میزبان مشکل سازند. همچنان که در نمونه‌ای نادر در جهان، میزبانی طالبان از القاعده به بهانه سرنگونی این گروه از قدرت در سال ۲۰۰۱ تبدیل شد. ایران نیز در مواردی به مواضع گروهک‌ها در اقلیم کردستان عراق و پاکستان حمله کرده است. 

9-   گروهک‌ها معتقدند زمانی قادر به تحرک در داخل ایران خواهند بود که ضربه‌ای خارجی طی یک جنگ بزرگ به کشور وارد گردد. هم‌زمان آمریکا نیز موفقیت حمله خود را وابسته به اقدام پیشینی مؤثر آن‌ها می‌داند. تشکیلات پهلوی در دی‌ماه به این سمت حرکت کرد و قصد داشت با حرکتی کودتاگونه و تهاجم به کلانتری‌ها اوضاع امنیتی داخل را برهم زده تا راه تهاجم خارجی هموار شود اما ناکام ماند. سرعت عمل نیرو‌های امنیتی، دولت و مردم که راهپیمایی‌شان در ۲۲ دی‌ماه و سپس ۲۲ بهمن‌ماه سرنوشت‌ساز بود، شورش را در نطفه خفه کرد. 
آمریکا به تداوم بی‌ثباتی دلبسته بود اما قضایا با وجود خسارت‌بار بودن پس از ۲ الی ۳ روز به طور کامل به اتمام رسید. آمریکا بر این ایده است که بدون گروهک‌ها قادر به حمله نیست و گروهک‌ها نیز بر این عقیده‌اند که بدون حمله آمریکا قادر به تحرک نیستند؛ این بن‌بست بزرگ و ناگشودنی دشمن است. 

مشکلات نیرو در براندازان

حرکت دشمن بر بستر فضای مجازی و پلتفرم‌ها برای ایجاد قشری از مخالفان خشمگین در داخل ایران، گرچه ظرفیت بالای آن را نشان می‌دهد اما هم‌زمان هویدا‌کننده دو مشکل است؛ دشمن می‌داند گروه‌های همکار با آن به داخل دسترسی مؤثری نداشته و به‌طورکلی از معضلاتی در جذب نیرو رنج می‌برند. 

1- جذب نیرو
جذب نیرو برای تروریست‌ها مشکلاتی دارد. افرادی که از داخل ایران به تشکیلات می‌پیوندند باید قید زندگی آزادانه را‌ زده و تمام‌وقت در وضعیت نامعلوم و اغلب بحرانی، در خدمت گروه باشند؛ ازاین‌رو با دورنمای تیره‌وتار موجود، افراد بسیار کمی متمایل به پیوستن به تروریست‌ها هستند. عده کمی که زندگی سخت را پذیرفته و قبول می‌کنند سرنوشت خود را در اختیار تروریست‌ها قرار دهند، افرادی هستند که به دلیل مشکلات شخصی به بن‌بست رسیده و پیوستن به گروهک‌ها را امتداد زندگی خود تعریف می‌کنند. این نوع از ورودی نیرو البته خود به عامل کاهش ورودی و یا فرار نیرو‌های جذب شده تبدیل می‌گردد، زیرا زندگی در محیطی مملو از افراد شکست‌خورده و خشمگین کار راحتی نیست. 

2- حفظ نیرو 
حفظ نیرو برای براندازان کار دشواری است؛ چه اینکه سازمان منافقین برای حفظ کادر خود، قوانین سخت‌گیرانه‌ای وضع کرده و از ورود و خروج آزادانه افراد به مقر‌هایش جلوگیری می‌کرد. 

3- واسطه‌گری با اوباش برای عملیات 
گروهک‌ها برای نمایش توانمندی خود و جلب نگاه دولت‌های خارجی، نیاز به عملیات در داخل ایران دارند تا به‌وسیله آن پروژه‌ها را جذب کنند. بااین‌حال عوامل آن‌ها در داخل کشور، سینه‌چاکان ایدئولوژیک حزب نیستند، بلکه دسته‌های اوباشی‌اند که در محلات، شهر‌ها و مناطق از همکاری جانیان محلی تشکیل شده‌اند و در ازای دریافت پول، دست به ماجراجویی می‌زنند‌. 

4- خطرات جانی
فعالان جدایی‌طلب و تروریست می‌دانند اقدامات آن‌ها بدون پاسخ نخواهد ماند؛ حملات ایران به نقاط استقرار در اقلیم کردستان، تعقیب جهانی و حتی انتقام‌جویی گروه‌های رقیب می‌تواند جان و آرامش آن‌ها را به شکلی پیوسته در معرض خطر قرار دهد. 

5- فرسایش عقیدتی و خستگی از شکست
اعضای گروهک‌ها به‌خاطر آرزو و ایدئولوژی وارد اقدامات جدایی‌طلبانه شده‌اند و با نظاره ناکامی و آوارگی چنددهه‌ای، انگیزه و اراده خود برای تداوم مسیر قبلی را از دست می‌دهند. این قضیه به طور ویژه زمانی رقم می‌خورد که آن‌ها پناهگاه و پوششی برای خود در برابر فشار‌های گروهک می‌یابند. جدایی عناصر تروریست از گروهک‌ها در اروپا با استفاده از حقوقی که در غرب به دست می‌آورند، این‌گونه رخ می‌دهد. 

6- سردرگمی ایدئولوژیک و سیاسی
تنوع گاهی مثبت و در مواردی موجب سردرگمی است. افراد معارض برای مبارزه خود به دنبال گروه مطلوبشان می‌گردند اما وجود تعداد زیادی گروه و دیدگاه که بعضاً تفاوتشان صرفاً در نام رهبران است، باعث سردرگمی آن‌ها می‌گردد. 

نظرات کاربران
capcha