واکاوی چالشهای آموزش انگلیسی در ایران در گفتوگو با علیاکبر صفاییصفائی، مدیر مؤسسه زبانستان و تولیدکننده محتوای بومی در حوزه آموزش در گفتوگو با «فرهیختگان» بررسی و تشریح چالشهای فرهنگی در آموزش زبان انگلیسی، آسیبشناسی کتابهای وارداتی و معرفی الگوی استاندارد و بومیسازیشده در این عرصه پرداخت.
چگونه بدون مصرف فرهنگ غرب، زبان یاد بگیریم؟

آموزش زبان انگلیسی در ایران، برخلاف ظاهر پررونق خود، یکی از کمبازدهترین بخشهای نظام آموزشی کشور است. گردش مالی بالا، تعداد بالای آموزشگاهها و حضور گسترده کتابهای خارجی، نتوانسته به ارتقای واقعی مهارت زبانی در جامعه منجر شود؛ مسئلهای که نهتنها از منظر آموزشی، بلکه از زاویه فرهنگی نیز محل مناقشه است. بخش قابلتوجهی از زبانآموزان، پس از سالها حضور در کلاسهای مختلف، نه به تسلط کاربردی میرسند و نه ارتباط مؤثری با زبان برقرار میکنند.
این چالش پیشتر در سطح عالی سیاستگذاری کشور نیز مورد توجه قرار گرفته است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در اردیبهشت ۱۳۹۵، در دیدار با معلمان و نومعلمان سراسر کشور، با انتقاد از وضعیت موجود آموزش زبانهای خارجی تصریح کردند: «در شرایطی که غربیها اجازهی ترویج زبان فارسی را نمیدهند، ما زبان و فرهنگ آنها را ترویج میکنیم، آیا این کار واقعاً عقلانی است؟» این سخن، ناظر به نفی آموزش زبان انگلیسی نیست، بلکه نقدی مستقیم به محتوایی است که آموزش زبان را به کانالی ناخواسته برای انتقال سبک زندگی و الگوهای فرهنگی غربی تبدیل کرده است.
با وجود این تأکید، بازار آموزش زبان همچنان متکی بر کتابهایی است که برای زیست در محیط انگلیسیزبان طراحی شدهاند و با واقعیتهای فرهنگی و آموزشی ایران همخوانی ندارند. فقدان محتوای بومی استاندارد، بیتوجهی به تفاوت میان آموزش زبان بیگانه و زبان دوم، و ضعف در تربیت دبیران متخصص، باعث شده آموزش زبان بیش از آنکه یک مسیر هدفمند باشد، به تجربهای پراکنده و کمثمر تبدیل شود.
در همین راستا صفائی، مدیر مؤسسه زبانستان و تولیدکننده محتوای بومی در حوزه آموزش در گفتوگو با فرهیختگان بررسی و تشریح چالشهای فرهنگی در آموزش زبان انگلیسی، آسیبشناسی کتابهای وارداتی و معرفی الگوی استاندارد و بومیسازیشده در این عرصه پرداخت.
پیوند نادرست فرهنگ و زبان، آموزش را تضعیف میکند
صفائی در خصوص پیوند آموزش زبان با فرهنگ و چالشهای موجود در کتابهای فعلی بازار اظهار داشت: «بهطور کلی، زبانشناسان معتقدند آموزش زبان با فرهنگ همراه است؛ به عبارت دیگر وقتی فردی زبان یاد میگیرد، طبیعتاً فرهنگ حاکم بر آن زبان هم به او منتقل میشود. در کتابهای موجود بازار، فرهنگ غرب (بهویژه بخشهای منفی آن) پررنگتر به نمایش گذاشته شده است. این مسئله از نظر آموزشی، یادگیرنده را دچار اختلال میکند؛ چراکه تمرکز او صددرصد بر یادگیری زبان نیست و بخشی از آن صرف یادگیری همان فرهنگ میشود. نتیجه این است که آموزش زبان در کشور ما به شکل یک هرم درآمده است، ورودی بسیار زیاد، اما خروجی بسیار کم. وقتی با افراد جامعه صحبت میکنید، میبینید بسیاری تجربه کلاس زبان رفتن و رها کردن آن را داشتهاند. بخشی از این مسئله، ریشه فرهنگی دارد.»
«زبانشناسان میگویند اگر آموزش زبان با فرهنگ بومی آن کشور همراه باشد، تمرکز زبانآموز بر یادگیری زبان قرار میگیرد و فرایند یادگیری بسیار تسهیل میشود. نکته دوم این است که بسیاری از کتابهای موجود در بازار، بهاصطلاح ESL (English as a second language)هستند؛ یعنی برای افرادی طراحی شدهاند که خارج از کلاس هم در محیط انگلیسیزبان زندگی میکنند و میتوانند در سوپرمارکت یا نانوایی به انگلیسی صحبت کنند. اما کشور ما EFL (English as a Foreign Language) است؛ یعنی انگلیسی برای ما زبان بیگانه محسوب میشود. بنابراین، محتوایی که برای ما تنظیم میشود باید متفاوت از کتابهایی باشد که در مقدمه آنها نوشته شده برای ESL طراحی شدهاند. برخی از کتابها مانند Evolve ،Headway و Top Notch از همین دست هستند که مفاهیم و موضوعات پیچیده ای دارند که زبان آموز را دچار اختلالات جدی در یادگیری می کند و احساس عدم موفقیت در او ایجاد میکند؛ درحالیکه زبان پدیدهای است که هر کودک در یکسالگی یا دوسالگی، بدون خواندن کتاب، آن را یاد میگیرد. بنابراین، استعداد عجیبوغریبی برای یادگیری زبان لازم نیست؛ بلکه محتوا و شیوه آموزش بسیار مهم است.»
بازآفرینی محتوا و تلفیق استانداردهای بینالمللی با فرهنگ بومی
وی با اشاره به نگاه رسانهای رهبر انقلاب به کتب آموزش زبان و نحوه بازآفرینی محتوای آموزشی افزود: «ما محتوا را حذف نکردیم؛ بلکه تلاش کردیم بهصورت روانشناسانه و در قالب قصه و داستان، برخی موضوعات را که شاید مناسب نباشد، بازآفرینی کنیم. نگاه آقای خامنهای، به کتابهای زبان (مثلاً در سخنرانی سال ۱۳۹۲ خطاب به شورای عالی انقلاب فرهنگی) این است که این کتابها، علاوه بر یاددهی زبان، منتقلکننده سبک زندگی و فرهنگ غرب هستند. از این منظر، نگاه ایشان صرفاً آموزشی نیست، بلکه رسانهای است؛ یعنی معتقدند این کتابها سبک زندگی خاصی را منتقل میکنند. اما کاری که ما انجام دادیم سانسور یا تغییر واژه نبوده؛ مثلاً مانند برخی موارد که کلمه A را به B تبدیل میکنند، بیآنکه به بافت جمله توجه شود. چنین تغییراتی گاهی موجب خطاهای خندهدار میشود. ما این کار را نکردیم؛ زیرا استانداردهای روز آموزش زبان انگلیسی را رعایت کردیم.»
«در چارچوبهای بینالمللی مشخص شده که زبانآموز در سطوح A1، A2، B1، B2، C1 و C2 چه واژگان و چه ساختارهای دستوری را باید بداند. این چارچوبها روشن است و نمیتوان به زبانآموز گفت زبان یاد گرفته، اما برخی واژگان رایج را نمیداند. بنابراین، واژگان آموزش داده شد، اما با تبیین کارکردهای منفی آنها در صورت لزوم. برای مثال، درباره واژه «Wine»، بخشی از یک خبر واقعی نقل شد که در آن به پیامدهای منفی مصرف الکل اشاره شده بود. قضاوت به عهده مخاطب گذاشته شد؛ نه اینکه کتاب به اثری دینی یا اجتماعی تبدیل شود. به این ترتیب، هم واژه آموزش داده شد و هم پیام فرهنگی متناسب با ارزشهای بومی منتقل شد.»
«ضمن آنکه در کتابهای غربی، معمولاً اثری از فرهنگ ایرانی یا اسلامی دیده نمیشود؛ اما ما تلاش کردیم در عین رعایت استانداردهای آموزشی، و نشان دادن فرهنگ سایر کشورهای دنیا، بازتابی از فرهنگ خودمان نیز در محتوا وجود داشته باشد. ما این محتوا را در کنار فرهنگهای دیگر قرار دادیم؛ یعنی اگر مثلاً «هالووین» را آوردهایم، «عید فطر» و «نوروز» را هم آوردهایم. یا اگر بهعنوان مفاخر جهان، از چارلی چاپلین نام بردهایم، در کنار او از پروفسور حسابی نیز یاد کردهایم. هدف این بوده است که فردی که این کتاب را میخواند، توانایی پیدا کند اگر در آینده با یک گردشگر خارجی روبهرو شد، یا خود به خارج از کشور رفت، یا حتی در فضای مجازی با فردی غیرایرانی گفتوگو کرد، بتواند از فرهنگ خود نیز سخن بگوید، نه اینکه صرفاً مصرفکننده فرهنگ دیگران باشد.»
تولید مجموعه «مریت»، تأییدیههای بینالمللی و پلتفرم موقعیتمحور
مدیر زبانستان در خصوص فعالیتهای این مؤسسه و ساختار نظاممند کتابهای تولیدی تصریح کرد: « اهتمام ما توسعه ی شعب آموزشگاهی نبوده. در حوزه آموزش برخط (آنلاین) زبان فعالیت میکنیم و مجموعههایی را نیز خودمان تدریس میکنیم. بهصورت محدود، چند شعبه در تهران داریم؛ اما تمرکز اصلی ما تا امروز بر تولید محتوا بوده است. از امسال، توسعه فعالیتها در حوزه آموزش حضوری را آغاز کردهایم. در حال حاضر، بسیاری از مدارس بنام در تهران و اصفهان ، بوشهر، کرمان ، سمنان ، مازندران و بسیاری شهرهای دیگر کشورو نیز برخی مدارس ایرانیان در خارج از کشور از مجموعه مریت استفاده می کنند.»
«اگر بخواهم درباره خود کتاب توضیح بدهم، باید بگویم برای این اثر از رئیس هیئتمدیره انتشارات Oxford تأییدیه دریافت کردهایم. کتاب برای ایشان ارسال شد، بررسی شد و تأییدیه رسمی صادر شد. همچنین در سال ۱۴۰۳، وزارت آموزشوپرورش رویدادی با عنوان «زبانو» برگزار کرد و از تمامی افرادی که در کشور در حوزه آموزش زبان انگلیسی تولید محتوا داشتند دعوت به عمل آورد. حدود ۲۷۰۰ اثر، در سطوح مختلف (از دانشآموزی تا استادان و مؤسسات) داوری شد و کتاب مریت « MERIT» بهعنوان محتوای برتر کشوری برگزیده شد و مورد تقدیر وزیر آموزشوپرورش، آقای کاظمی، قرار گرفت.»
«از نظر سطحبندی، این مجموعه از سطح مقدماتی آغاز میشود و حتی پیش از آن، جلدی با عنوان «Intro» اضافه کردهایم که آموزش را از حروف الفبا شروع میکند. این مجموعه در مجموع ۹ جلد دارد؛ اگر «اینترو» را جدا کنیم، ۸ جلد باقی میماند. هر جلد شامل ۶ یونیت است و هر یونیت ۴ درس دارد. ساختار کتاب کاملاً نظاممند است؛ از ابتدای هر درس، اهداف آموزشی مشخص شده و در پایان هر درس درقالب عنوان «حالا می توانم» گفته می شود که چه توانایی هایی به او افزوده شده و به زبانآموز نشان داده میشود که از چه نقطهای به چه نقطهای رسیده است. در کتاب راهنمای دبیر نیز توضیح داده شده که این محتوا چگونه باید بهصورت تعاملی تدریس شود. از ابتدا تلاش کردهایم از محتوای اصیل و استاندارد استفاده کنیم؛ محتوایی که بر اساس معیارهای آزمونهایی مانند آیلتس و تافل طراحی شده است. با این مجموعه، زبانآموز میتواند به سطح آیلتس ۶.۵ دست یابد که برای بسیاری از مقاصد بینالمللی قابل قبول است و نیازهای داخلی، از جمله آزمونهای دکتری، را نیز بهطور کامل پوشش میدهد.»
«در حوزه فناوری نیز در حال توسعه یک پلتفرم آموزشی هستیم که آموزش را بهصورت «موقعیتمحور» ارائه میدهد. در این پلتفرم، زبانآموز مستقیماً در یک موقعیت واقعی قرار میگیرد و با یک کاراکتر وارد گفتوگو میشود. یک سامانه هوش مصنوعی در پسزمینه طراحی شده که بر اساس چارچوبهای کتاب «مریت» عمل میکند. برای مثال، اگر موضوع «سفر» باشد، زبانآموز در موقعیت رزرو هتل، خرید بلیت هواپیما، حضور در فرودگاه، تحویل بار و حتی گرفتن تاکسی قرار میگیرد و مرحلهبهمرحله این فرایند را طی میکند. در واقع، کل مجموعه «مریت» بر اساس موقعیتهای زندگی روزمره طراحی شده است؛ یعنی این پرسش مبنا بوده که یک فرد برای رفع نیازهای روزمره خود، به چه دانش زبانی نیاز دارد. سپس همان نیازها بهصورت هدفمند و نظاممند آموزش داده شده است.»
تربیت دبیر، حلقه گمشده آموزش زبان است
صفائی با تأکید بر نقش کلیدی معلمان در انتقال مفاهیم آموزشی اذعان داشت: «یکی از نکات مهم برای ما، مسئله «تربیت دبیر» بوده است. در سالهای اخیر روی این موضوع بهطور جدی کار کردهایم؛ زیرا در حوزه آموزش زبان، دو جریان کاملاً متفاوت و حتی متضاد وجود دارد. یک گروه با دغدغه فرهنگی فعالیت میکنند و معتقدند آموزش زبان باید همراه با صیانت از هویت فرهنگی باشد. در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که وقتی فردی زبان میآموزد، باید فرهنگ غرب را نیز بهطور کامل بیاموزد و حتی آن را در زندگی خود پیاده کند. متأسفانه در برخی آموزشگاههای بزرگ، جذب زبانآموز گاهی با روشهایی صورت میگیرد که بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا آموزشی. برای مثال، برخی مدیران صراحتاً میگویند برای جذب نوجوانان ۱۷ یا ۱۸ساله، از الگوهای خاصی در انتخاب و ظاهر مدرس استفاده میکنند تا ماندگاری هنرجو افزایش یابد. این رویکردها نشان میدهد که گاهی اصل آموزش تحتالشعاع مسائل دیگر قرار میگیرد.»
«درحالیکه از نظر ما، پس از تولید محتوا، مهمترین رکن، «دبیر» است. اگر دبیر نتواند محتوا را درست پیاده کند، حتی با یک رفتار نامناسب میتواند تمام زحمات تیم تولید محتوا را از بین ببرد. به همین دلیل، روی آموزش دبیران سرمایهگذاری جدی انجام دادهایم و با برگزاری مستمر دوره های TTC (دوره های آموزش دبیر) صدها دبیر زبان را آموزش دادهایم تا بتوانند این رویکرد را بهدرستی اجرا کنند.»
«در طراحی کتاب، به جنبههای بصری نیز توجه ویژهای شده است. رنگهایی که استفاده کردهایم، برگرفته از طیفهایی است که در هنر و معماری ایرانی شناختهشدهاند؛ مانند قرمز و آبی ایرانی که در جهان نیز با همین عنوان شناخته میشوند. نمادسازیها و عناصر گرافیکی نیز بهگونهای انتخاب شدهاند که حسوحال فرهنگی ایران را منتقل کنند. همچنین نسخهای از این کتاب برای کشور عراق بومیسازی شده است؛ به این صورت که با افزودن عناصر فرهنگی و معرفی مفاخر عراقی، حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد محتوا تغییر کرده و نسخهای متناسب با فضای فرهنگی عراق تولید شده است که اکنون در برخی مراکز آموزشی آن کشور استفاده میشود.»
عدم وجود اراده جدی برای تحول و الگوگیری از تجربههای موفق
وی با اشاره به قابلیت توسعه این محتوا و لزوم حمایتهای کلان خاطرنشان کرد: «طراحی کتاب بهگونهای است که ساختاری پویا دارد و میتوان آن را برای کشورهای دیگری مانند تاجیکستان، ترکمنستان یا کشورهای عربی نیز متناسبسازی کرد. چنین رویکردی مسبوق به سابقه است. برای مثال، کشور مالزی حدود ۲۵ تا ۳۰ سال پیش، آموزش زبان انگلیسی را بر پایه فرهنگ بومی خود بازطراحی کرد و امروز یکی از موفقترین کشورها در آموزش زبان به شمار میرود. میزان تسلط به زبان انگلیسی در این کشور بسیار بالاست و حتی برخی مراکز آموزشی بینالمللی دورههای فشرده زبان را در آنجا برگزار میکنند. تحقق چنین مدلی در کشور ما نیز نیازمند اراده جدی، حمایت مستمر و نوعی بسیج عمومی ظرفیتهاست. صرف طراحی محتوا کافی نیست؛ اگر این محتوا بهطور گسترده اجرا نشود و به جریان غالب آموزش زبان تبدیل نگردد، اثرگذاری مورد انتظار حاصل نخواهد شد.»
«سه مجموعه همزمان با ما تلاش کردند چنین کاری انجام دهند، اما پروژههایشان نیمهکاره ماند و به نتیجه مطلوب نرسید. به لطف الهی، این طرح به ثمر رسید و به سطح قابل قبولی از کیفیت دست یافت. ما نیز از همان ابتدا نسخههای اولیه را در مراکزی که خودمان داشتیم اجرا کردیم، بازخورد گرفتیم، بهینهسازی کردیم و دوباره ارائه دادیم. حدود ده نسخه از این کتاب بازنگری شد تا در نهایت به شکل فعلی رسید. از نظر کیفی، این محتوا هم در داخل کشور و هم در مراکز علمی ارزیابی شده است. برای مثال، دانشکده زبان های خارجه دانشگاه علامه طباطبایی رویکرد و محتوای کتاب را بررسی و تأیید کرده است. همچنین در دانشگاه آزاد اسلامی واحد گوهردشت، محتوای کتاب توسط رئیس و اعضای گروه زبان انگلیسی بررسی شد و آن را تأیید نمودند و مناسب جهت استفاده در واحد درسی «گفت و شنود1و2» دانستند. این بررسی بهصورت رسمی و از مسیر هیئت امنای دانشگاه انجام شد و پس از طی فرایند ارزیابی، نظر مثبت اعلام گردید. بنابراین، از حیث کیفیت، این محتوا نیازهای یک زبانآموز را بهطور کامل برطرف میکند و چیزی از نمونههای غربی کم ندارد؛ چهبسا بهدلیل افزودن بخشهایی از فرهنگ بومی، از نظر غنا حتی پربارتر نیز باشد.»
«مسئله اصلی، حمایت و اجرای گسترده در مراکز آموزشی است. در برخی کتابهای موجود، مفاهیمی به کودکان کمسن آموزش داده میشود که با فرهنگ بومی ما همخوانی ندارد و طبیعی است که چنین محتوایی آثار فرهنگی خاص خود را بر جای بگذارد. نگرانی ما این است که اگر در نظام آموزشی، به پیوند میان محتوا و هویت فرهنگی توجه نشود، پیامدهای اجتماعی آن در بلندمدت نمایان خواهد شد. به نظر میرسد نظام آموزشی ما همچنان با الگوهای چند دهه گذشته اداره میشود و کمتر به نیازها و ویژگیهای نسل جدید توجه کرده است. بحث صرفاً استفاده از محتوای ما نیست؛ پرسش این است که چرا بهطور جدی به تولید محتوای بومی و جذاب در حوزه زبان توجه نشده است؟ وقتی دغدغه در سطح سیاستگذاری مطرح میشود، انتظار میرود دستگاههای مسئول نیز برای آن برنامهریزی عملیاتی داشته باشند.»
«برای نمونه، آقای خامنهای، در سالهای مختلف چندینبار درباره آموزش زبان انگلیسی و نیز شیوه ارائه زبان فارسی سخن گفتهاند و بر ضرورت بازنگری در محتوا تأکید کردهاند. همچنین چندین نهاد مأموریت ترویج زبان فارسی را بر عهده دارند؛ بااینحال، در میان نسل جدید میبینیم که زبان گفتار بهشدت آمیخته با واژگان انگلیسی شده است. این نشان میدهد که اگر زبان فارسی بهصورت جذاب، کارآمد و متناسب با نیازهای امروز ارائه نشود، طبیعی است که نسل جوان به سمت الگوهای زبانی دیگر گرایش پیدا کند. در نهایت، مسئله اصلی، کیفیت محتوا و میزان حمایت و اجرای آن است. اگر ارادهای جدی برای تحول در آموزش زبان (چه انگلیسی و چه فارسی) وجود داشته باشد و این اراده با برنامهریزی و پشتیبانی همراه شود، میتوان انتظار داشت که نتایج آن نیز در سطح جامعه دیده شود.»
مطالب پیشنهادی










