تمرین دریایی ایران با پیامی مستقیم برای آمریکا

همزمان با آغاز رزمایش نیروی دریایی سپاه در تنگه هرمز و برگزاری رزمایش مشترک ایران، چین و روسیه، رهبر معظم انقلاب با دو هشدار بی‌سابقه معادلات را تغییر دادند: هرگونه جنگ‌افروزی آمریکا به جنگ منطقه‌ای می‌انجامد و هدف ایران در این سناریو، غرق کردن ناوهای هواپیمابر دشمن است.

  • ۵ ساعت قبل
  • 00
تمرین دریایی ایران با پیامی مستقیم برای آمریکا

تمرین ناوکُشی

تمرین ناوکُشی
سید مهدی طالبیسید مهدی طالبیپژوهشگر حوزه بین‌الملل

از روز دوشنبه هفته جاری رزمایش نیروی دریایی سپاه در تنگه هرمز آغاز شده و طی روز‌های آینده این منطقه شاهد برگزاری هشتمین رزمایش دریایی مشترک با عنوان «کمربند امنیتی» خواهد بود که در آن ایران، چین و روسیه مشارکت دارند. این دو رزمایش در بحبوحه تحرکات دریایی آمریکا و اعزام دومین ناو هواپیمابر این کشور به منطقه صورت می‌گیرند. 
پس از آنکه مقامات ایرانی تأکید کردند هرگونه تحرک آمریکا علیه ایران با هر نامی ولو محدود صورت بگیرد با جنگ فراگیر روبه شده و پایگاه‌های این کشور طی ساعات اولیه آماج حمله قرار می‌گیرند، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب در دو نوبت این تهدید را ارتقا دادند. ایشان در ابتدا گوشزد کردند هرگونه جنگ‌افروزی مجدد آمریکا به معنای وقوع جنگ منطقه‌ای خواهد بود. رهبر معظم انقلاب روز سه‌شنبه (۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ۱۷ فوریه ۲۰۲۶) تلویحاً اعلام کردند در صورت بروز جنگ، ایران درپی غرق‌کردن ناو‌های هواپیمابر آمریکا برآمده و از سلاح‌های لازم برخوردار است. ایشان در این رابطه اعلام کردند: «خطرناک‌تر از ناو، آن سلاحی است که می‌تواند این ناو را به قعر دریا فروببرد.»
این تهدید باعث رد فرضیه‌های پیشین شد که معتقد بودند با فرض وقوع جنگ، ایران همانند یمن به دنبال جنگ فرسایشی علیه ناو‌های هواپیمابر آمریکا برآمده تا آن‌ها را خسته و مجبور به عقب‌نشینی کند. رهبر معظم انقلاب با سخنان دو روز قبل خود، هدف را غرق‌کردن سریع این ناو‌ها تعیین کردند. اگر ایران تحرک آمریکا را با جنگ فراگیر، جنگ منطقه‌ای و غرق‌کردن ناو‌ها پاسخ می‌دهد، پس آنچه هم‌اکنون در آب‌های جنوب جریان دارد، چیزی جز آمادگی برای اجرای چنین اهدافی نیست. ازسوی‌دیگر، اگر چنین اهدافی ترسیم شده‌اند، مسدودشدن تنگه هرمز روی شناور‌های آمریکایی امری قطعی خواهد بود. 

نکات

درباره تحولات در جریان نکات ذیل حائز اهمیت‌اند. 
1-    آمریکا با استفاده ناوگان خود در همه نقاط دنیا کشتی‌ها را توقیف می‌کند. اروپا که نیروی دریایی‌اش گستردگی آمریکا را ندارد، با استفاده از موقعیت ژئوپلیتیکی خود این اقدام را انجام می‌دهد. توقیف یک نفتکش ایرانی توسط انگلیس در تنگه جبل‌الطارق که مورد کنترل این کشور بوده و ورودی غربی دریای مدیترانه است، در تیرماه ۱۳۹۸ (تابستان ۲۰۱۹) مصداقی از این بهره‌گیری به شمار می‌رود. در نمونه‌های اخیر، اروپا با استفاده از تنگنای ژئوپلیتیکی روسیه، برای کشتی‌های این کشور در شمال و جنوب قاره سبز دردسرساز شده که طی آن تعدادی از کشتی‌ها تحت تعقیب قرار گرفته یا توقیف شده‌اند. 
در مقابل این اقدامات، شرق یک گزینه دارد. به غیر از آمریکا، کشوری توانایی تعقیب و توقیف فرامنطقه‌ای کشتی‌های تجاری را ندارد، اما گزینه استفاده از ژئوپلیتیک وجود دارد. چین در تنگه تایوان، ایران در تنگه هرمز و یمن در تنگه باب‌المندب این گزینه را در اختیار دارند. دو مورد از این گزینه‌ها در اختیار محور مقاومت قرار داشته و این محور بار‌ها با موفقیت از این اهرم بهره برده است؛ درحالی‌که چین تاکنون حرکتی در تنگه تایوان صورت نداده است. 
در شرایطی که آمریکا نفتکش و کشتی‌های مرتبط با چین، روسیه و ایران را توقیف می‌کند و اروپا درپی توقیف کشتی‌های روسی است، اقدام متقابل شرق باید در تنگه هرمز یا باب‌المندب صورت بگیرد. این اقدام ضرورتاً ارتباطی با وقوع جنگ ندارد و به کشمکش کنونی در دریا‌ها مربوط است. پاسخ شرقی به غرب الزاماً نباید شامل اجرایی‌کردن توقیف شود، بلکه برگزاری رزمایش که نشان‌دهنده آمادگی و اراده است، اثراتی بر طرف مقابل و بر برداشت افکار عمومی دارد.
2-   آمریکا برای دسترسی عمده به منطقه به مسیر دریایی اتکا دارد؛ عمده قوا، تجهیزات و تدارکات از این مسیر قابل انتقال‌اند. مسیر زمینی طولانی بوده، از نظر عبور تسلیحات عظیم و مواد منفجره در جاده‌ها خطرناک و در گیرودار اجازه کشور‌ها و متأثر از اعتراضات احتمالی ضدجنگ است که می‌توانند جاده‌ها را مسدود کنند. مسیر دوم که هوایی است گران‌قیمت بوده، قادر به حمل وسائل عظیم نیست و در طول جنگ نمی‌توان برای تدارکات گسترده به آن دلخوش کرد. ازاین‌رو راهی جز دریا باقی نمی‌ماند. در مسیر دریایی دو راه مدیترانه و خلیج‌فارس وجود دارد؛ راه مدیترانه به سرزمین‌های اشغالی و راه خلیج‌فارس به کشور‌های جنوبی آن می‌رسند تا آمریکا به این طریق سازوبرگ خود را وارد منطقه کند. 
مسیر مدیترانه محدودیت‌هایی دارد؛ از جمله وسعت کم، تراکم شهر‌ها و تأسیسات رژیم و استقرار قوای صهیونیست‌ها. بهترین راه برای آمریکا ورود به خلیج‌فارس است که در صورت درگیری نمی‌تواند بدون واکنش ایران باشد. مسدودسازی و اختلال در این مسیر دسترسی آمریکا را محدود کرده و واشنگتن را ملزم به اتکا به مسیر‌های هوایی می‌کند. بسته‌شدن تنگه هرمز به این معناست که آمریکا باید با جنگنده‌هایی که تدارکاتشان از مسیر هوایی می‌رسد و ناو‌های هواپیمابر در دریا‌ها بجنگد؛ پس جنگنده‌های مستقر روی زمین و ناو‌های هواپیمابر برای جنگ طولانی‌مدت چندماهه قابل‌استفاده نیستند و برای نبردی چندماهه به کار نمی‌آیند. 
اگر محور مقاومت دست به تحرک زمینی بزند، آمریکا مجبور می‌شود در جغرافیای گسترده‌تری عملیات کند که به معنای فشار تدارکاتی بیشتر است؛ به این مسئله احتمال سقوط برخی پایگاه‌های هوایی آمریکا را باید اضافه کرد. توانمندی دریایی محور مقاومت حتی اگر به تنگه هرمز و اطراف آن، یعنی خلیج‌فارس و دریای عمان محدود گردد، آمریکا به دلیل این توانمندی قادر به ورود پرتعداد به منطقه و تأمین تدارکاتش برای جنگ طولانی‌مدت نیست. 

3-   ایران از دو منظر قادر به حملات زمینی در منطقه است. نخست آنکه برخی سرپل‌های دشمن در نزدیکی آن قرار دارند و دومین موضوع، گروه‌های عضو محور مقاومت هستند. این نیرو‌ها در سراسر منطقه حضور داشته و اساس قابلیت آنها امکان هجوم‌های زمینی موجی و آلوده‌سازی محیط برای دشمن است. نکته اصلی در این میان، تحرکات مقاومت از مسیر دریاست؛ محور مقاومت باید نقاطی را که دشمن از آن آتش می‌ریزد خفه کند و این جز با حمله زمینی امکان‌پذیر نیست؛ بااین‌حال در نقاطی دریا‌ها میان محور مقاومت و دشمن فاصله انداخته‌اند و برای دسترسی زمینی به دشمن باید از آن‌ها عبور کرد. 
ایران باید از تنگه هرمز و خلیج‌فارس عبور کرده و یمنی‌ها دریا و تنگه تیران را پیش روی خود دارند. با توجه به احتمال تهاجم یمن از راه دریا و پیاده‌کردن نیرو در سواحل جنوبی خلیج‌فارس، رژیم صهیونیستی در روز‌های اخیر رزمایش‌هایی را در آب‌های ایلات اجرایی کرده و طی آن نبرد شهری را نیز ارزیابی کرده است. اگر دریای سرخ و سواحل گسترده مقابل آن در دو سوی عربستان و مصر برای یمنی‌ها قابل پیمایش‌اند و تل‌آویو وقوع این سناریو را جدی گرفته است، پس امکان حرکت ایران از خلیج‌فارس و تصرف پایگاه‌های آمریکایی در جنوب تا چه میزان ارزیابی می‌شود؟ باید توجه داشت سناریوی عبور از دریا به ایران اختصاص دارد، اما گروه‌های مقاومت عراقی با دورزدن بال غربی خلیج‌فارس قادر به دسترسی به طوق جنوبی آن هستند. 

4-   قدرت‌های شرقی با رزمایش در آب‌های جنوب در حال نشان دادن اثر نزدیکی جغرافیایی در همگرایی‌های آتی هستند. این اتفاق موازنه فراساحلی آمریکا را با مشکل روبه‌رو می‌کند. یکی از منافذ ورود قدرت‌ها به مناطق، اختلاف میان بازیگران است. در جنگ‌های جهانی اول و دوم اختلاف میان دولت‌های اروپایی به آمریکا اجازه داد با دعوت دولت‌های ضعیف‌تر وارد اروپا شده و دولت قوی‌تر را مهار کند. عدم مهار دولت قوی‌تر باعث می‌شد این دولت با شکست جبهه مقابل خود بر قاره اروپا مسلط شده و به سمت نفوذ در دیگر قاره‌ها حرکت کند. پیشران اختلافاتی که به قدرت فراساحلی اجازه حضور می‌دهد، رقابت و درگیری میان قدرت‌های بزرگ یک منطقه است. در جنگ جهانی اول امپراتوری‌های آلمان، اتریش-مجارستان و عثمانی در یک طرف و انگلیس، فرانسه و روسیه در طرف دیگر قرار داشتند و همه جزء قدرت‌ها به شمار می‌رفتند. 
در شرق، قدرت‌های عمده نظامی شامل چین، روسیه، ایران، هند و ترکیه است؛ دولت‌هایی که درمجموع با نفوذ فراتر از مرز‌های خود امکان به حرکت درآوردن قدرت نظامی خود در فراتر از مرز‌ها را دارند. پاکستان هسته‌ای و عربستان گرچه در فراتر از مرز‌های خود توان تحرک دارند، اما این تحرک به ظرفیت‌های اطلاعاتی و امنیتی محدود می‌شود و ازاین‌رو چنین کشور‌هایی در دسته دولت‌های قدرتمند از نظر نظامی قرار نمی‌گیرند. از میان ۵ کشور قدرتمند شرق، سه کشور چین، روسیه و ایران با یکدیگر تا حدی همگرا شده‌اند. وضعیت هند و ترکیه نیز هرچند متفاوت است، اما آن‌ها تاکنون تمایلی برای مواجهه درون‌منطقه‌ای نشان نداده‌اند. ترکیه با وجود آنکه عضوی از ناتو به حساب آمده و این سازمان در خاک این کشور مستقر است، در جنگ اوکراین وارد تقابل با روسیه نشد. 
رزمایش چین، روسیه و ایران که هرکدام نظام سیاسی متفاوتی دارند، نه بر مبنای ایدئولوژی بلکه بر اساس منافع جغرافیایی جدید شکل گرفته است. به نظر می‌رسد جاماندگی از این ویژگی است که باعث شده متفکران غربی با اتکا به تفاوت نگاه‌های ایدئولوژیک پکن، مسکو و تهران نزدیک‌شدن آن‌ها به یکدیگر را بسیار دشوار ارزیابی کنند. آسیای کنونی، شبیه اروپا و شرق آسیا در دو جنگ جهانی یا جنگ‌های ناپلئونی نیست. 

5-    برگزاری رزمایش سپاه در تنگه هرمز مماس بر استقرار دریایی آمریکا به طور آشکاری در تقابل با این استقرار است. یک سناریو محتمل درباره نیات آمریکا تلاش برای اختلال در کشتیرانی ایران است که مقابله با آن، از راه اعمال کنترل هوشمند در کشتیرانی صورت می‌گیرد که محل اصلی آن تنگه هرمز است. این رزمایش هم‌زمان نشان دادن مسدود بودن مسیر برای انتقال تدارکات آمریکا به منطقه است که سناریو جنگ فراگیر را از میز آمریکا برمی‌دارد. 

6-   رزمایش دریایی مشترک چین، روسیه و ایران امری روتین طی سال‌های گذشته بوده، اما عواملی آن را به قضایای کنونی مرتبط می‌کنند؛ این رزمایش از ابتدای شکل‌گیری نمادی از همگرایی قدرت‌های شرقی بود و روتین بودن آن در سال‌های گذشته، ارتباط آن با استقرار کنونی آمریکا را قطع نمی‌کند. ازسوی‌دیگر، ایران برای چین و روسیه از نظر ژئوپلیتیکی اهمیت داشته و با تحرکات سال‌های اخیر آمریکا این مسئله تشدید شده است. روسیه در جغرافیای خود تحت محاصره غرب است و مرز‌هایش با چین و ایران تنها گریزگاه‌هایی‌اند که تحت کنترل غرب قرار ندارند. دراین‌بین مسیر ایران به دلیل نزدیکی و ارتباط به بدنه اصلی روسیه که در غرب این کشور است، اهمیت مضاعفی دارد. پکن و مسکو درپی جنگ ۱۲ روزه محموله‌های ویژه‌ای را به دست ایران رسانده‌اند و تحرک دریایی اخیر نیز می‌تواند در راستای اقدام حمایتی تلقی گردد. برخی منابع تعویق رزمایش سپاه و رزمایش ترکیبی سه کشور را بر مبنای کاهش تنش در آستانه دور جدید مذاکرات ارزیابی کرده بودند و برگزاری آن پس از آنکه آمریکا تحرکات خود را افزایش داد، می‌تواند مقابله با این تحرکات معنا شود. 

نظرات کاربران
capcha