«فرهیختگان» از کابوس آمریکایی‌ها گزارش می‌دهد

در پاسخ به گسیل دو ناو هواپیمابر آمریکایی به منطقه، رهبر معظم انقلاب با اشاره به توانمندی ایران در غرق این ناوها تأکید کردند هرگونه جنگ‌افروزی واشنگتن به معنای وقوع جنگ منطقه‌ای خواهد بود. جمهوری اسلامی با در اختیار داشتن پهپادهای انتحاری شاهد، موشک‌های بالستیک ضدکشتی و تجهیزات اپتیکی پیشرفته، توانایی وارد آوردن ضربات جدی به ناوگان دریایی آمریکا دارد.

  • ۱۳ ساعت قبل
  • 10
«فرهیختگان» از کابوس آمریکایی‌ها گزارش می‌دهد

از سلاح‌های ناوکُش ایرانی چه می‌دانیم

از سلاح‌های ناوکُش ایرانی چه می‌دانیم
سید مهدی طالبیسید مهدی طالبیپژوهشگر حوزه بین‌الملل

امپراتوری‌ها هرچه قدرتمند باشند، تک اشتباهاتی می‌تواند آن‌ها را از اعتبار بیندازد. تاریخ درس‌های بزرگی از افول امپراتوری‌های مسلط مانند اسپانیا و تضعیف ابهت امپراتوری‌هایی مانند روسیه دارد که با اشتباهاتی کوتاه‌مدت موقعیت برتر خود را از دست دادند. 
آمریکا که خود زخم خورده اشتباهاتش در اوایل قرن بیست و یکم است، در نوبتی جدید اما با توانی به مراتب کمتر در حال ماجراجویی و تهدید است. گسیل جنگنده و سوخت‌رسان به پایگاه‌های زمینی و اعزام دو ناو هواپیمابر برای تهدید ایران در وضعیتی انجام شده‌اند که تهران مسلح، دارای نفوذ منطقه‌ای و دارای اراده‌ای محکم است. 
آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب روز گذشته طی دیدار مردم آذربایجان شرقی در برابر تهدیدات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا تهدیدات متقابلی را مطرح کرده و در پاسخ به گسیل ناو‌های هواپیمابر این کشور گفتند: «مدام می‌گویند ما ناو فرستادیم طرف ایران. خیلی خب، ناو البته یک دستگاه خطرناکی است، اما خطرناک‌تر از ناو، آن سلاحی است که می‌تواند این ناو را به قعر دریا فروببرد.» ایشان پیش از تهدید به غرق‌کردن ناو‌های هواپیمابر آمریکا به‌عنوان نماد قدرت این کشور به واشنگتن گوشزد کردند هرگونه جنگ‌افروزی آتی این کشور به معنای وقوع جنگ منطقه‌ای خواهد بود. 
این مواضع نشان داد ایران در هرگونه جنگ محتمل آتی قائل به «جنگ مدیریت شده» نبوده و از همان ابتدا در پی واردکردن ضربات جدی و نهایی برمی‌آید؛ زیرا پیش‌ازاین فرض می‌شد با وقوع جنگ، تهران برای جلوگیری از تشدید، تنها با نبرد و شلیک مداوم در پی فرسوده کردن ناو‌های هواپیمابر برمی‌آید تا آن‌ها همانند جنگ در یمن ناگزیر به عقب‌نشینی گردند. 

سلاح‌های ضد ناو

ایران سلاح‌ها و راهکار‌های متعددی برای ضربه به ناو‌های هواپیمابر آمریکا دارد و بخشی از سناریو‌ها و سلاح‌های آن در نبرد دریایی یمن با آمریکا به کار گرفته شدند که نتیجه آن آسیب، فرسایش و خروج ناو‌ها از نبرد بود. در ادامه به تعدادی از سلاح‌های مناسب برای حمله به ناوگان آمریکا اشاره شده است. 

1- پهپاد شاهد ۱۳۶

پهپاد انتحاری شاهد ۱۳۶، با قابلیت نصب دوربین، هدایت در طول مسیر، دقت در هنگام اصابت و حرکت گروهی در قالب دسته پهپادها یک سلاح ویژه برای گرفتار ساختن ناوگان آمریکا در منطقه است. حداکثر برد این پهپاد در نمونه‌های مختلف، ۹۰۰، ۱۵۰۰ و ۲۵۰۰ کیلومتر است. 
اخیراً بر روی انواع جدید شاهد ۱۳۶، کلاهک سنگین و قوی‌تر و موتور پرسرعت نصب شده‌اند. تغییر کلاهک‌های ۵۰ کیلوگرمی به ۹۰ کیلوگرمی و تعویض موتور ملخی با موتور مینی‌جت، باعث تولید نمونه‌های جدیدی شده‌اند، به‌گونه‌ای که به شاهد با موتور مینی‌جت، شاهد-۲۳۸ گفته می‌شود. در امواج متعدد و در هر موج، پرتاب ۱۰۰ الی ۲۰۰ پهپاد به سمت ناو هواپیمابر، ضمن مشغول سازی و اشباع پدافند، به اتمام ذخایر موشکی و خستگی جنگنده‌ها می‌انجامد. با کلاهک‌های سنگین، هر دسته در مجموع حاوی ۹ تا ۱۸ تن مواد منفجره خواهد بود. 

2- پهپاد شاهد ۱۰۱

پهپاد شاهد ۱۰۱ ابعاد کوچکی داشته و کلاهک سبک‌تری حمل می‌کند اما مهلک بوده و برد یک هزارکیلومتری دارد. روی زمین یکی از اهداف این پهپاد، نفوذ به مناطق به‌شدت محافظت شده و حتی یافتن و انهدام سامانه‌های پدافندی با بهره‌گیری از مقطع راداری کم و پرواز در ارتفاع پایین است. این پهپاد برخلاف شاهد-۱۳۶ که به طور کامل ذخیره شده و در کشیک نظامی قرار می‌گیرد، قابلیت ذخیره‌سازی به‌صورت مجزا یا دمونتاژ شده را دارد. تنها در هنگام استفاده، قطعات این پهپاد مانند بدنه و بال‌ها به‌صورت دستی مونتاژ شده و پرتاب می‌گردد. در ساحل و دریا، این ویژگی می‌تواند به معنای ذخیره‌سازی و پرتاب ایمن در کوتاه‌ترین زمان ممکن باشد. پهپاد‌های شاهد ۱۰۱ برای حملات دسته‌ای، سرکوب شناور‌های مدافع ناو هواپیمابر و ضربه به پدافند مستقر بر آن‌ها کارایی دارند. 

3-  پهپاد شاهد ۱۲۹ و ۱۳۹

خانواده شاهد علاوه بر پهپاد‌های انتحاری شامل پهپاد‌های شناسایی-رزمی می‌شود. این پهپاد‌ها با سامانه‌های شناسایی دوربرد و قیف اپتیکی، تجهیزات جنگ الکترونیک و وسایل ارتباطی پیشرفته‌تر، در قالب حملات ترکیبی همراه با پهپاد‌های انتحاری می‌توانند به ناو‌های هواپیمابر نزدیک شوند‌. پهپاد‌های انتحاری یک‌طرفه بوده و نیازی به بازگشت ندارند اما پهپاد‌های شناسایی-رزمی پس از هر مأموریت به پایگاه باز می‌گردند؛ باتوجه‌به این تفاوت، آن‌ها از قطعات گران‌قیمت‌تری ساخته شده و بزرگتر از پهپاد‌های انتحاری هستند. ازاین‌رو تعدادشان کمتر بوده و نباید از این هواگرد‌ها به‌تنهایی برای حمله استفاده کرد؛ به‌کارگیری ترکیبی در همراهی با پهپاد‌های انتحاری، به این هواگرد‌ها که تجهیزات شناسایی و ارتباطی بهتری دارند، اجازه می‌دهد موقعیت ناوگان آمریکا بهتر کشف شده و ضربات دقیق‌تری به آن‌ها وارد شود. 

4-  موشک‌های خلیج‌فارس و فاتح مبین

برد موشک خلیج‌فارس ۳۰۰ و موشک فاتح مبین ۵۰۰ کیلومتر است. با این دو موشک می‌توان از ساحل، ناو‌های نزدیک به آب‌های کشور را هدف قرار داد. برد ۳۰۰ و ۵۰۰ کیلومتری این موشک‌ها نسبت به برد موشک‌های زمین‌به‌زمین کم بوده، اما برای جنگ‌های دریایی مناسب است. وجود این موشک‌ها می‌تواند باعث احتراز ناوگان دریایی دشمن از سواحل شود که خود بر نوع سلاح‌های به‌کاررفته و دقتشان اثرگذار است. ناو‌های دشمن برای جنگ الکترونیک و کمک به موشک‌ها برای پیمایش در عمق خاک دشمن، مؤثرند و کوتاه‌شدن دستشان از سواحل هدایت موشک‌ها را دشوار می‌کند. ازسوی‌دیگر چنین موشک‌هایی از انواع بالستیک تاکتیکی بوده، با ابعاد کوچک و شیوه شلیکشان که مایل پرتاب است، قابلیت نصب روی شناور‌های نظامی را دارند؛ ازاین‌رو با نصب بر شناور‌ها آن‌ها به‌اصطلاح ویژگی کشویی یافته و اگر شناور حامل در ۵۰۰ کیلومتری ساحل مستقر گردد، ایران با موشک فاتح مبین می‌تواند اهدافی در یک هزارکیلومتری ساحل جنوب را هدف گیرد. خلیج‌فارس و فاتح مبین هر دو در دماغه کلاهک دارای دوربین هستند. دوربین فاتح مبین حرارت‌یاب بوده و در شب و آب‌وهوای نامساعد نیز کارایی دارد. 

5-  موشک کروز ابومهدی

موشک‌های کروز نسل قبل ایران بردی حداکثر تا ۳۰۰ کیلومتر دارند اما موشک ابومهدی که نسخه ضدکشتی موشک زمین‌به‌زمین سومار است، بردی برابر با ۱۳۵۰ کیلومتر دارد؛ هرچند برد آن همانند سومار می‌تواند به تقریباً دوبرابر نرخ فعلی و ۲۵۰۰ کیلومتر برسد. این موشک علاوه بر استقرار ساحلی، به‌راحتی روی ناو‌های جنگی و شناور‌های نظامی نصب می‌گردد. 

6-  موشک قاسم بصیر

ایران سابقه شلیک موشک‌های میان‌برد به سمت دریا را دارد اما پس از آن، اطلاعات دقیقی از اهداف و برد اعلام نشد. ازاین‌رو داده قابل اتکایی وجود ندارد. آنچه در این میان قابل‌پیش‌بینی است، امکان رسیدن ایران به برد بالای هزار کیلومتر در موشک‌های بالستیک ضد کشتی است؛ چنین پیش‌بینی‌ای با در نظر گرفتن تولید موشک جدید قاسم بصیر امکان‌پذیر شده است. این موشک در پیامد درس‌های گرفته شده از عملیات وعده صادق-۲ طراحی شد. 
در وعده صادق-۲ با استفاده از موشک‌های پیشرفته‌تر، حمله موشکی به رادار‌ها، هک و جنگال روی سامانه‌های پدافندی موشک‌های بیشتری اصابت کردند اما دو مشکل وجود داشت؛ گرچه سامانه‌های پدافند موشکی مختل شدند اما سامانه‌های جنگ الکترونیک رژیم صهیونیستی بر سیستم هدایت و هدف‌گیری نهایی کلاهک‌ها اختلال کردند. ازسوی‌دیگر دقت اصابت‌ها مطلوب نبود. برای فائق آمدن بر این دو مشکل، ایران تجهیزات اپتیکی بر کلاهک موشک‌های خود نصب کرد؛ این دوربین باعث می‌شد فریب و اختلال در مرحله شیرجه و در نزدیکی هدف بی‌اثر گردد، زیرا دوربین با تطبیق عکسی که از هدف داشت به سمت آن حرکت می‌کرد و جنگ الکترونیک رژیم باعث اختلال در موقعیت‌یابی نمی‌شد؛ اپتیک مزبور همچنین قابلیت هدف‌یابی بهتری را در اختیار می‌گذاشت تا دقت به میزان مطلوبی برسد. 
در رونمایی از موشک قاسم بصیر مشخص شد بدنه موشک همانند موشک حاج‌قاسم است که خود شباهت‌هایی با پلتفرم خیبرشکن و دزفول دارد. بر اساس تصاویر و نام‌گذاری، قاسم بصیر نمونه ارتقا یافته نسبت به موشک حاج‌قاسم است که ارتقا بر کلاهک و با نصب تجهیزات اپتیکی صورت گرفته است. موشک حاج‌قاسم بردی اعلامی معادل ۱۴۵۰ کیلومتر دارد که نشانگر برد نمادین در نشان دادن فاصله ایران تا تل‌آویو است. گفته می‌شود برد نهایی این موشک می‌تواند به ۱۸۰۰ کیلومتر برسد. یمن با استفاده از پلتفرم مشابه به برد ۲۱۵۰ کیلومتر دست یافته است. بردی که برای بصیر گمانه‌زنی شده ۱۲۰۰ کیلومتر است اما به نظر می‌رسد برد این موشک به‌راحتی به ۱۴۵۰ کیلومتر می‌رسد. 
کماکان اطلاعی از کارایی موشک مزبور در دست نیست. از این موشک چند ماه قبل از جنگ ۱۲ روزه رونمایی شد اما در جنگ مورداستفاده قرار نگرفت؛ یک احتمال عدم تولید انبوه و استقرار عملیاتی بود که قابل رد است زیرا موشک‌ها وقتی رونمایی می‌گردند که تولید انبوه شده‌اند. احتمال پررنگ‌تر وجود این موشک در شهر‌های زیر زمینی پیشرو در غرب کشور است که خط مقدم مقابله با رژیم بودند و بر همین مبنا اغلب موشک‌های بالستیک اصطلاحاً «اسرائیل‌زن» ایران در این پایگاه‌ها مستقر بودند و در پی عملیات هدف‌گیری ورودی‌ها، به طور موقت در پایگاه‌ها محبوس شدند. 
بااین‌وجود وزیر دفاع پس از جنگ ۱۲ روزه در تهدید رژیم بر اساس چهارچوب بازدارندگی، به عدم استفاده از قاسم بصیر در طول جنگ اشاره کرد تا بگوید در جنگ آتی تهران با به‌کارگیری آن تل‌آویو را در محذوریت قرار می‌دهد. این توصیفات حکایت از آن دارد که موشک قاسم بصیر توانمندی‌های بزرگی از لحاظ دقت دارد. این موشک به فاتح مبین شباهت دارد ولی بردی دو تا سه برابر بیشتر دارد. قاسم بصیر در برابر اهداف ثابت زمینی کارآمد است زیرا مختصات هدف پیش از حرکت در اختیارش قرار می‌گیرند اما با روش‌هایی می‌توان آن را در برابر اهداف متحرک دریایی به کار گرفت. ارائه مختصات حدودی ناوگان آمریکایی پیش از حرکت و ارائه موقعیت دقیق به‌وسیله پهپاد‌های شناسایی-رزمی می‌تواند مشکلات هدف‌یابی را کاهش دهد. روش مکمل استفاده از کلاهک‌های بارشی برای تضمین خسارت است. 

نمونه‌های تاریخی شکست امپراتوری‌ها

تاریخ مملو از جنگ‌هایی است که طی آن امپراتوری‌های بزرگ و مسلط، با شکست ستاره اقبالشان افول کرده است؛ آن‌ها ضرورتاً پس از جنگ به‌سرعت دچار فروپاشی نشده‌اند، اما نسبت به موقعیت قبلی تنزل قابل‌توجهی را تجربه کرده‌اند. باتوجه‌به تهدیدات دریایی آمریکا، شاید بهتر باشد دو نمونه از شکست‌های دریایی امپراتوری‌ها مورد بررسی قرار گیرند. 

1- نبرد آرامادای

امپراتوری اسپانیا در قرن پانزدهم با اشغال بخش‌های وسیعی از قاره آمریکا به وسعت، قدرت و ثروت زیادی رسید. در آن دوره حتی پرتغال با این امپراتوری قابل مقایسه نبود. این امپراتوری ورای جغرافیای اسپانیا در دیگر نقاط اروپا دارای سرزمین بود. در اواخر قرن شانزدهم اسپانیا برای حفظ دارایی‌های خود در هلند با انگلیس که در آن دوره قدرت چندانی به حساب نمی‌آمد و دولتی با توانایی محلی بود درگیر شد. در یک نبرد دریایی که به اسم ناوگان دریایی اسپانیا نام‌گذاری شده، عمده ناوگان دریایی این کشور از دست رفت. امپراتوری جهانی اسپانیا پس از این جنگ در اواخر قرن شانزدهم تا اوایل قرن نوزدهم به مدت سه قرن برپا بود اما جایگاه دست‌نیافتنی‌اش پس از نبرد آرامادای در اروپا و سپس مستعمرات از دست رفت و دیگران نیز وارد معادلات شدند. 

2-  جنگ ۱۹۰۵ روسیه و ژاپن

امپراتوری تزاری با بلعیدن خاور دور شامل سرزمین‌های سابق چین و کره، آسیای میانه، قفقاز و شرق اروپا، فنلاند و نیمی از لهستان را هم در اختیار داشت و به همین دلیل وسعتش از دوره شوروی بیشتر بود. روس‌ها در ادامه تصرفات خود در خاور دور قصد تثبیت در منطقه مهم، آباد و پرجمعیت منچوری را داشتند که امروز بخش مهمی از چین به شمار می‌رود. آن‌ها همچنین خواهان نفوذ در شبه‌جزیره کره بودند. این پیشروی‌ها با طلوع ژاپن و خروج این کشور از انزوا هم‌زمان شد و دو قدرت به تقابل رسیدند. ژاپن به منطقه نزدیک‌تر بود اما روس‌ها با وجود ارتش مجهزتر، پرتعداد و کارآزموده‌تر راه دشواری برای اعزام قوای خود به این منطقه جهت رویارویی با ژاپن داشتند. روسیه با محدودیت و شکست ناوگان خاور دور خود تصمیم گرفت ناوگان دریای بالتیک خود را که در شمال اروپا مستقر بود به منطقه اعزام کند. مسیر حرکت این ناوگان طولانی و دشوار بود و بدتر آنکه این ناوگان خسته و فرسوده با ورود به منطقه کمین خورده و از بین رفت. این شکست اثر بدی بر روحیه و توانایی روس‌ها داشت و منچوری از دست رفت. پیامد‌های کلی جنگ زیان‌بار بودند؛ نیروی دریایی روسیه در خاور دور تضعیف شده بود و حالا قلب و بدنه اصلی ناوگان این کشور که در بالتیک مستقر بود از بین رفت. این شکست به ازدست‌رفتن منچوری متصل گشت و آنچه تبعات را عمق می‌بخشید، شکست در برابر کشوری بود که پیش از آن یک قدرت تلقی نمی‌شد. 

نظرات کاربران
capcha