هویت ملی، عدالت، خانواده، قانون، فرزند و... چگونه در فیلمهای جشنواره بازنمایی شد«ما میخواستیم صدای فلان جامعه باشیم»، «میخواستیم صدای فلان گروه در فیلممان شنیده شود» و یا «فلان فیلم فلان مسئله را بازنمایی کرده است»، اینها جملاتی است که احتمالاً در نشستهای خبری فجر ۴۴ و یا نگاه منتقدان در طی ۱۱ روز جشنواره فجر امسال و سالهای گذشته به گوشتان خورده است.
تحلیل محتوای فجر ۴۴

بخش مهمی از فیلمهای حاضر در فجر 44، بیش از آنکه خودشان را یک دستاورد فرمی در نظر بگیرند، در درجه اول خود را به عنوان پیامی سیاسی-اجتماعی فرض کرده بودند. شاهد مثالش؟ نشستهای خبری جشنواره 44، چه سؤالات منتقدان و خبرنگاران و چه حتی مونولوگهای کارگردانان در فجر 44 نشان از این دارد که مسئله انتقال پیام به مخاطب آن هم به واضحترین شکلش در دست اقدام کارگردان و فیلمنامهنویسان سینمای ایران است. فرمهای روایی ساده و حتی به شکل کلاسیک خود برگشته، قهرمانها و ضدقهرمانهای کلاسیک برخلاف کاراکترهای خاکستری دهه نود روی پرده دیده میشوند و فرم روایت تصویری -تعمداً- به تلویزیون نزدیک شده است. این سیر حرکتی نشان میدهد سینمای ایران در سال 1404 بیش از پیش خود را به فرم نمایش خانگی نزدیک کرده و میخواهد اکران آنلاین و یا اکران تلویزیونی را بیش از پیش جدی بگیرد. از این حیث فجر 44 را حائز دستاورد فنی چندان چشمگیری نمیتوان دانست. تعداد فیلمهایی که بداعت فرمی و یا ویژوال افکت منحصربهفردی داشتهاند به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسند و این پدیده نشان میدهد سینمای ایران در فجر44 از اساس خودش را درگیر محتوا کرده است تا فرم. حالا این محتواها اکنون روی میز بررسی قرار گرفته است. بنا بر آمار منتشرشده 36 درصد از تولیدات سینمای ایران در فجر 44، مربوط به سینمای اجتماعی است و پس از آن تریلر، عاشقانه و البته آثار دفاع مقدسی بیشترین سهم را در آثار داشتهاند. با این حال اگر نگاه دقیقتر محتوایی بخواهیم به این آثار بیندازیم قدری ماجرا پایش را از این عدد و رقمها فراتر میگذارد.
در گزارشی که اکنون شما آن را از نظر میگذرانید، بازنمایی 10 مؤلفه در فجر44 مورد بررسی قرار گرفته است. 10 مؤلفهای که امروز بهعنوان کلانمسائل فرهنگی در ایران امروز مورد بررسی قرار گرفته و میتوانند کفههای ترازوی قابل قبولی برای سنجش محتواهای اکرانشده در جشنواره فیلم فجر باشد، این 10 مؤلفه شامل بازنمایی تصویر خانواده، تصویر قانون (نگاه به قانون و بوروکراسی)، تصویر حکمرانی (مجریان قانون)، هویت ملی، مصرف مواد مخدر، فقر و اختلاف طبقاتی، تصویر اتباع، مسائل منطقه و دفاع مقدس، تصویر مسائل نسل جدید و تصویر عدالت اجتماعی میشود.
مدرن family
خانواده در فجر 44 دچار دو مسئله جدی است؛ اول، بازتعریف خود در ایران امروز و دوم، باز تعریف خود در برابر چالشها. فیلمهایی همچون «آرامبخش»، «خواب» و «حال خوب زن»، سه اثر فجر امسال بودند که یا خانواده را در چهارچوب تعاریف مدرن بازتعریف کردند، یا در برابر چالشهای مدرن قرار دادند. به عنوان مثال فیلم «آرامبخش» مفهوم خانواده تکوالد را تعریف کرد و در آن زن بهتنهایی یک بچه به سرپرستی گرفته و تشکیل خانواده میدهد. این مدل از نگرش نسبت به خانواده با آنکه شاید امکان تحقق – به واسطه دور زدن قانون- را داشته باشد اما در برابر بافت عرفی جامعه قرار میگیرد.
در نگاه دیگر خانواده در نسبت با چالشهای مدرن قرار میگیرد؛ به طور مثال فیلم «حال خوب زن»، درباره پرهیز زوجه از رابطه زناشویی است و دلایل روانشناختی برای آن طرح میکند. یا فیلم «خواب» جدالهای یک خانواده سنتی را با فانتزیهای جنسی مورد طرح و بررسی قرار میدهد. بااینحال، بحران مدرنی که توسط فیلمهای فجر تعریف شده یا بازتعریفی که از مفهوم خانواده کردهاند همه متمرکز بر امر جنسی و عقدهها و تروماهای جنسی است. در فیلمهای «آرامبخش» و «حال خوب زن»، زن دچار ترومای جنسی است و در «خواب» دچار عقده جنسی. این موضوع نشان میدهد کارگردانهای فجر در برابر سوژه مدرن و تغییرات مدرن خانوادهها صرفاً بر امر جنسی متمرکز شدهاند و سایر مؤلفهها را در نظر نگرفتهاند.
بخش دیگری از مسائلی که با موضوع خانواده در فجر طرح شده را میتوان به موضوعاتی همچون فرد در برابر خانواده، شکاف نسلی بین والدین و فرزندان، خانواده در حال فروپاشی و خانواده و مسئله مسکن و فرودستی از دیگر موضوعاتی بودند که در فجر امسال به آنها پرداخته شد. بااینحال هیچکدام از آنها بدل به قصه اصلی فیلم نشدند و در حاشیه روایت اصلی قصه طرح شدند. به طور مثال در فیلم «اردوبهشت»، فرد از اساس در برابر خانوادهاش تعریف میشود و خانواده تلاش میکند در منازعه بین خود و یکی از اعضایش میل خود را بر او مسلط کند. نکته اینجاست که در «اردوبهشت» میل خانواده با مصلحت اجتماعی همراه نیست و این خانواده است که منفور میشود. یا از جهتی دیگر، فیلم «استخر» تلاش میکند تقلای یک پدر را نشان بدهد که خانوادهاش فروپاشیده و دچار بحرانهای روانی است. این مدل از پرداخت نسبت به خانواده پیشازاین هم ترسیم و در آثاری همچون «زیبا صدایم کن» در فجرهای گذشته تکرار شده بود. شاید بتوان گفت تنها فیلمی که روی شکافهای نسلی در فجر امسال پرداخته، همین فیلم «استخر» سروش صحت است؛ اما همین اثر هم روی چالشها و شکافهای میان نسلی متمرکز نشده و تفاوت نگرش میان دو نسل را صرفاً در حوزه زبان و تکرار عادتهای پرخطر (مثل استعمال دخانیات) خلاصه میکند.
فیلمهایی همچون «کافه سلطان»، «سقف»، «زندگی کوچک» و «خیابان جمهوری» دیگر آثار فجر امسالند که در دسته آثار اجتماعی ترسیم میشوند و در طرح بحرانهای خانواده و مسائل اقتصادی چه از نظر فرمی و چه محتوایی فراتر از جریان سینمای اجتماعی دهه نود نمیروند.
در ستایش حکمران خوب
فیلمهای فجر 44 از نظر نگاه نسبت به قانون، بوروکراسی و حکمرانی نگاههای سالهای گذشته را در این حوزه بازتعریف کردهاند. نگاههایی که رد آن را میشود از آثار کاظم دانشی و فیلمهای دفاع مقدسی گرفت و تا فجر امسال دنبالش کرد. جشنواره امسال هم مانند سالهای گذشته دوگانه فرد در برابر سیستم را بازتعریف میکند. قهرمانی که در برابر سیستم فاسد یا ناکارآمد قرار میگیرد، حال، یا آن را دور میزند یا کنش قهرمانانهاش را انجام میدهد و در نهایت توسط سیستم کنار زده میشود البته این در شرایطی است که فرد در برابر سیستم کنشگر ترسیم شود. در بخش قابلتوجهی از آثار انسانها در برابر ساختار و چهارچوبها محکومند و قربانی آن میشوند و این موضوع در فیلمهایی همچون «خیابان جمهوری» و «گیس» بهوضوح قابل مشاهده است و ردهایی از آن را در باقی آثار هم میتوان دید.
البته باید گفت برای این گزاره کلی مطرحشده میتوان مثالهای نقضی همچون «حاشیه» را نیز تعریف کرد که نسبت فرد و حکمرانی را بهجای آنکه در برابر هم قرار دهند، در کنار هم تصویر میکند و لازمه تغییر اجتماعی را همراهی سیستم با گروههای اجتماعی فرض میکند. نگاه دیگری هم که در فجر امسال میتوان از نگاههای خلاف جریان اصلی فرضش کرد، مدل نگرش فیلم «اردوبهشت» به حکمرانی و قانون است؛ در فیلم محمد داودی، سیستم مجبور میشود که به دلیل کنشگری کاراکتر، ساختارهای خود را خم کرده و شخص مفسد را از خود بزداید.
بااینحال، ساختار حکمرانی بهصورت پیشفرض در عمده آثار فجر امسال نهاد ناکارآمد است و این حکمران و مجری قانون است که با دورزدن آن میتواند توفیقاتی را کسب کند (شاهد مثال این موضوع را هم میتوانیم فیلمهای «مارون»، «زندهشور» و «گیس» در نظر بگیریم.)
کدام هویت کدام ملت؟
در فجر امسال مسئله هویت ملی بهعنوان نقطه برجسته فجر در نظر گرفته نمیشود. عمده آثار، تصویری که از وطن ارائه میدهند یا همان تصویر کلیشهای فیلمهای دفاع مقدسی کمفروغ در گیشه است یا در بازتعریف مفهوم وطن برای مخاطب نسل جدید دچار چالشهای جدی است. فیلمهایی همچون «مارون» و «جانشین وطن» را به دیالوگهای کلیشهای و استفاده از چند نماد خلاصه میکنند. به نظر میرسد تنها فیلم فجر 44 که نگاهش به مفهوم وطن قدری با باقی آثار تفاوت میکند «نیمشب» محمدحسین مهدویان است که بنا بر نگاه منتقدان آن هم چندان بیبهره از کلیشهها نیست.
بزهکاری، فقر و البته اتباع
در حدود 32 درصد از فیلمهای فجر 44 مصرف دخانیات و مواد مخدر به تصویر کشیده شده است که البته در عمده آثار مصرف مواد مخدر تقبیح و مصرف دخانیات بهعنوان امر معمول در آثار دیده میشود. همچنان بخش قابلتوجهی از شخصیتهای اصلی فیلمهای اجتماعی سیگار میکشند و این به امری معمول در فیلمها بدل شده است. از طرفی با آنکه مصرف مواد مخدر در فیلمها همچنان تقبیح میشود اما چگونگی مصرف آن به صورت کامل نمایش داده شده و در فیلمهایی همچون «سقف» استعمال دخانیات امر قابل مشاهده است.
از دیگر نکات قابلتوجه فجر امسال که تنها 23 درصد آثار را درگیر خودش کرده، فقر و اختلاف طبقاتی است که در نسبت به سالهای گذشته درصد کمتری از متن قصهها را در برگرفته است. سوای حاشیه به کارگردانی محمد علیزادهفرد که در آن اختلاف طبقاتی و جامعه فقیر تعریف نسبتاً متفاوتی دارد، فقر و فقیر همچنان در عمده آثار تحقیر میشود و این تحقیر شدن حتی در فیلمهایی همچون «سقف» به متن اصلی قصه میآیند. در عمده این آثار نیز فقیر، در شرایطی جبری واقع شده و توان کنشگری از او گرفته میشود.
یکی از مهمترین موضوعات تازهوارد به فجر 44 مسئله اتباع است؛ اتباع در فجر 44 بخشی از جامعه ایرانی و بخشی از فیلمهای جریان سینمای اجتماعی قرار گرفتهاند. با این حال، نگاه فیلمسازها نسبت به آنها در یک تناقض پنهان گیر افتاده که همین تناقض باعث شکلگیری تصویری محافظهکارانه از اتباع میشود. سه فیلم «اردوبهشت»، «زندهشور» و «نیمشب»، افغانها را مقابل دوربینشان میبرند. فیلمهایی که هر سه در ابتدای امر کاراکترهای افغان را شخصیتهای ترسو و البته ذاتاً بزهکار نمایش داده و در ادامه مسیر قصه این تعریف را تلطیف میکنند.
دفاعی که مقدس نیست و نسل زد فراموش شده
شاید یکی از کمبهرهترین ژانرها در فجر 44 دفاع مقدس بود. ژانری که عمده آثارش یا به تولیدات تلویزیونی و باکیفیتی تلهفیلمی خلاصه میشد و یا دفاع مقدس را به فیلم جنگی تقلیل داده و فیلمها صرفاً شایسته نامزدی در بخشهای جلوههای ویژه بودند. در مقابل این آثار فیلمهایی با موضوع تحولات منطقهای و جنگ دوازده روزه را هم باید اضافه کنیم. عمده آثار درباره جنگ دوازدهروزه را نمیتوان دقیقاً مربوط به جنگ دانست و به جز «نیمشب» باقی فیلمها از ساخت قهرمانان جنگ دوازده روزه پرهیز کردهاند. در این مدل از نگاه جنگ دوازده روزه به جای آنکه به عنوان متن قرار بگیرد تنها به یک رویداد تقویمی یا حادثه طبیعی تقلیل پیدا میکند.
اگر به دنبال کمبهرهترین مسئله در فجر (پس از مسئله اتباع) امسال میگردید نباید سراغش را از دفاع مقدس بگیرید بلکه مسائل نسل جدید، این عنوان را از آن خود میکند. در فجر 1404 هیچ فیلم مربوط به نوجوانی وجود ندارد و تنها «کوچ» است که قصه خود نوجوان را میآورد که آن هم دلیلش روایت بیوگرافیک از یک قصه دفاع مقدسی است. سوای «کوچ» دیگر در بخش اصلی فجر فیلم مربوط به نوجوان دیده نمیشود و باقی آثار از اساس میلی به سمت نمایش نسل جدید و بازه سنی 12 تا 18 سال در آثارشان ندارند. بااینحال همچنان 13 درصد از آثار به مسائل نسل جدید اختصاص داده شده است، مسائلی که عمده آنها مربوط به متولدان اواخر دهه هفتاد است و به جز درگیری این نسل با مواد مخدر و مشکلات جنسی موضوع دیگری از دایره مسائل آنها به میدان نیامده است.

عدالت در بند چگونگی است؟
حدود سی درصد از آثار فجر 44 مسئلهشان عدالت بود و تصویری از کنش عدالتخواهانه را به روی پردههای نقرهای بردند، با این حال این تصویر زمانی درست معنا پیدا میکند که در نظر داشته باشیم، بسیاری از آثار مربوط به فقر و اختلاف طبقاتی بدون ترسیم عدالت در نظر گرفته شدهاند. در عمده فیلمهای فجر 44 عدالت در پروندههای قضاییای همچون قصاص مورد بحث قرارگرفتهاند اما عدالت اقتصادی همچنان در پس زمینه است. شاید تنها فیلم فجر 44 که عدالت اقتصادی را به متن میآورد «گیس» باشد که همان هم تصویری که از عدالت ترسیم میکند، اجرای عدالت بهمثابه جزای مجرم است و نه ترسیم زیستی در فضای عادلانه.
مطالب پیشنهادی











