یا راه میافتند یا راه بسته استاستقلالِ امروز، تیمی است که بیش از حد به دو چهره گره خورده؛ تیمی که راه دومش هنوز دیده نمیشود. وقتی نتیجه، اینقدر مستقیم به فرم دو بازیکن وصل است، یعنی بقیه ساختار هنوز به استقلال نرسیده است. اگر الحدادی و آسانی بدرخشند، همهچیز درست به نظر میرسد.
استقلال روی چرخهای مونیر و آسانی

فرهیختگان: استقلال این فصل بیش از هر زمان دیگری، چهرهای قابل پیشبینی پیدا کرده؛ تیمی که کیفیتش نه با ساختار، بلکه با حالوهوای دو بازیکن سنجیده میشود. منیر الحدادی و یاسر آسانی، حالا تبدیل به کلید و قفل همزمان استقلال شدهاند؛ اگر بچرخند، در باز میشود و اگر در تله بیفتند، بازی قفل.
در چنین مدلی، استقلال نه «خوب بازی میکند» و نه «بد بازی میکند»؛ بلکه فقط بازتابی از وضعیت این دو نفر است. خوب باشند، استقلال خوب است. نباشند، تیم فرو میریزد.
طراحی حملات استقلال سادهتر از آن است که پنهان بماند. توپ باید به مونیر یا آسانی برسد؛ یکی با حرکت در نیمفضا و دیگری با حمل توپ از کناره. اگر این دو بتوانند از تلههای آنالیزشده حریف عبور کنند و به محوطه برسند، همهچیز حل میشود. اما اگر فضا بسته شود، اگر دوئلها را ببازند یا تصمیم آخر را دیر بگیرند، استقلال عملاً متوقف میشود. این وابستگی، در بازی رفت مقابل الحسین اردن و چند دیدار اخیر، عریانتر از همیشه دیده شد. جایی که با مهار این دو، کل جریان تهاجمی استقلال از نفس افتاد؛ بدون اینکه مسیر جایگزینی فعال شود.
در هفتههای گذشته، افت آمار موفقیتهای فردی مونیر و آسانی قابل چشمپوشی نیست؛ چه در عبور از مدافع مستقیم، چه در خلق موقعیت مؤثر. این افت لزوماً به معنای افت کیفیت نیست، بلکه نشانهای است از فوتبالِ لورفته. وقتی همه راهها از یک نقطه عبور میکند، طبیعی است که حریف همان نقطه را ببندد. اینجا مسئله فقط «روز بد» یک بازیکن نیست؛ مسئله این است که روز بدِ این دو، روز بدِ کل استقلال میشود.
حالا سؤال اصلی، پیش از دیدار برگشت مقابل الحسین، همینجاست: ساپینتو برای الحدادی و آسانی چه برنامهای دارد؟ آیا قرار است دوباره همان مسیر تکرار شود با امید به اینکه این بار از تلهها عبور کنند؟ یا تغییری در نقش، فضا و نحوه استفاده از آنها دیده خواهد شد؟ ساپینتو پیشتر، بارها به کیفیت پایین زمین تمرین اشاره کرده بود؛ اما حالا استقلال چند روزی را در دبی و روی زمینهای استاندارد تمرین کرده است. شاید همین نکته، به بازگشت این دو به مرز آمادگی کمک کند. شاید هم فقط کیفیت اجرای همان نقشه قدیمی را بهتر کند.
استقلالِ امروز، تیمی است که بیش از حد به دو چهره گره خورده؛ تیمی که راه دومش هنوز دیده نمیشود. وقتی نتیجه، اینقدر مستقیم به فرم دو بازیکن وصل است، یعنی بقیه ساختار هنوز به استقلال نرسیده است. اگر الحدادی و آسانی بدرخشند، همهچیز درست به نظر میرسد. اما فوتبال، همیشه روی «اگر»ها نمیایستد. این همان نقطهای است که استقلال باید از آن عبور کند؛ نقطهای که در آن، تیم بدون درخشش فردی هم بتواند زنده بماند.
مطالب پیشنهادی











