ترور و ترول دوگانۀ خشونت تشکیلات پهلوی

کانادا به میدان تسویه حساب خونین براندازان تبدیل شده است؛ تشکیلات پهلوی در کمتر از دو هفته، دو تن از مخالفان داخلی خود را در تورنتو و ونکوور به قتل رساند. دومین قربانی، حسن احمدی‌پور، از نزدیکان سازمان منافقین و همسر یکی از قربانیان هواپیمای اوکراینی بود. او در آستانه پیروزی در پرونده قضایی علیه سلطنت‌طلبان ناپدید و سپس جنازه‌اش پیدا شد.

  • ۵ ساعت قبل
  • 00
ترور و ترول دوگانۀ خشونت تشکیلات پهلوی

تجمع در مونیخ، آدم‌کشی در کانادا

تجمع در مونیخ، آدم‌کشی در کانادا
سید مهدی طالبیسید مهدی طالبیپژوهشگر حوزه بین‌الملل

دستگاه ترور تشکیلات پهلوی بعد از وقایع 18 و 19 دی‌ماه در ایران، تفنگ خود را به سمت کانادا گرفته است. هدف خاموش کردن مخالفت‌های درون‌جناحی است. پهلوی‌ها در داخل تشکیلات خود و دیگر براندازان، شمشیر انداخته‌اند و می‌کشند. نخستین طعمه، «مسعود مسجودی» بود که در کانادا ربوده شد و به قتل رسید. جالب آنکه وی از فعالان نزدیک به پهلوی بوده، اما در ادامه با بخشی از این جریان به مشکل خورد. او زمانی ربوده شد که در آستانه یک پیروزی حقوقی در دادگاه کانادا علیه سلطنت‌طلبان قرار گرفته بود. 
مسجودی پیش از ربوده شدن در جریان یک مصاحبه اینترنتی گفته بود: «این را به‌عنوان کسی که زمانی با اداره‌کنندگان دفتر آقای «رضا پهلوی» ارتباط سازمانی داشته می‌گویم. این‌ها تمام ابراز‌های آزار را استفاده می‌کنند. به شکل آشکار پست تهدید‌آمیز می‌گذارند که «می‌آییم بالای سرتان! حتی درباره خود من، سایز و اندازه «خنجر» و محل فرود آن را هم تعیین کردند! من این‌ها را جلوی مقامات دادگاه عالی بریتیش کلمبیای کانادا گذاشتم. بسیاری از قضات مبهوت بودند. می‌گفتند مگر امکان دارد؟»
حالا در کمتر از دو هفته، تشکیلات پهلوی دومین مخالف خود را در کانادا هدف قرار داده است. «حسن احمدی‌پور» در تورنتو کانادا به قتل رسیده است. احمدی‌پور همسر «روجا آزادیان» یکی از جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی در دی‌ماه 1398 است. پس از آن عده معدودی از خانواده‌های قربانیان این واقعه که گرایش‌هایی براندازانه داشتند، با سوءاستفاده از این اتفاق، انجمنی تأسیس کردند تا در پوشش آن به فعالیت علیه ایران بپردازند. احمدی‌پور یکی از اعضای هیئت‌مدیره این انجمن شد و از نزدیکان «حامد اسماعیلیون» به شمار می‌رفت. اسماعیلیون که خود همسر و فرزندش را در واقعه هواپیمای اوکراینی از دست داد، در فعالیت‌های خود گرایش‌هایی به سمت سازمان منافقین نشان داد و به تبع او، احمدی‌پور نیز در خط این گروه تروریستی فعالیت می‌کرد. 
این دو ترور حکایت از آن دارد که تشکیلات پهلوی برنامه‌ای گسترده برای پاک‌سازی و یکپارچه‌سازی اجباری جریانات برانداز در دست اجرا دارد که شامل فعالان ناسازگار سلطنت‌طلب و گروه‌های دیگر به‌ویژه منافقین می‌شود. 
آنچه دراین‌خصوص اهمیت بالایی دارد، اختیارات، میزان حمایت و آزادی عملی است که تشکیلات پهلوی در جغرافیای غرب یافته است. همان‌گونه که مشهور است رژیم صهیونیستی یک استثنا در نظام بین‌الملل بوده و برای اقدامات خود مصونیت و آزادی عمل دارد، به نظر می‌رسد پهلوی‌ها به تأسی از حامی اصلی خود که در حال حاضر تل‌آویو است، وضعیتی مشابه یافته‌اند. 
تشکیلات پهلوی در جغرافیای غرب که تحت رصد سرویس‌های اطلاعاتی قدرتمندی است، ترور می‌کند بدون آنکه خبری از پیگرد باشد. کانادا از نظر اطلاعاتی قدرت بالایی دارد و هم‌زمان جزء ائتلاف اطلاعاتی موسوم به «پنج چشم» است که بازوی اطلاعاتی محور آنگلوساکسونی به حساب می‌آید. در این ائتلاف علاوه بر کانادا، آمریکا، انگلیس، استرالیا و نیوزیلند هم عضویت دارند. 
اقدام به ترور در کانادا موضوع ساده‌ای نیست. اگر پذیرفته شود موفقیت ترور نخست به دلیل ناگهانی بودن و سرعت در اجرا باعث عقب ماندن و غفلت دستگاه اطلاعاتی کشور میزبان شده است، این استدلال برای ترور دوم قابل‌توجیه نیست. دستگاه اطلاعاتی میزبان باتوجه‌به ترور نخست باید هوشیار می‌شد، اما تشکیلات پهلوی موفق شد دومین شخص موردنظر خود را هم از بین ببرد. 
هم‌زمان با ماشین «ترور فیزیکی»، تشکیلات پهلوی ماشین «ترور شخصیتی» فعالی در شبکه‌های اجتماعی دارد. تشکیلات پهلوی در شبکه‌های اجتماعی که پیش‌ازاین سلبریتی‌های نزدیک به این جریان را با لایک‌های فیک تقویت می‌کرد، حالا از این شبکه‌ها برای حمله و تحت‌فشار قرار دادن کسانی استفاده می‌کند که نظراتی مخالف پهلوی دارند. هدف این تشکیلات تنها کسانی نیستند که از پهلوی انتقاد کرده‌اند، بلکه نظراتی که اندکی با او اختلاف داشته‌اند، طعمه اعمال فشار و تهدید شده‌اند. 
در بسیاری از موارد، اشخاص و کسب‌وکارها برای حفظ دارایی‌های تبلیغی و شبکه فروش خود در شبکه‌های اجتماعی، در هراس از ریپورت کردن، مجبور به همراهی با خواست‌های این جریان تمامیت‌خواه شده‌اند. یکی از آخرین نمونه‌ها، «گلشیفته فراهانی» است. گلشیفته فراهانی بازیگر سینما که مدت‌هاست از کشور خارج شده و در سال 1401، یکی از سلبریتی‌های فعال در شبکه‌های اجتماعی بود، در پس‌زمینه وقایع دی‌ماه، در مصاحبه با شبکه‌ای فرانسوی به ایده حمله خارجی به ایران تاخت و آن را رد کرد؛ ایده‌ای که توسط تشکیلات پهلوی حمایت می‌شود و حتی خود دولت ترامپ به طور کامل در پی آن نیست. فشار‌ها به گلشیفته فراهانی که یکی از فعالان قدیمی چپ افراطی است و با سلطنت مخالفتی بنیادین دارد، به جایی رسید که او مجبور شد سلطنت را یکی از گزینه‌های حکومت بر ایران دانسته و با تکرار ایده تشکیلات پهلوی برای حمله خارجی، ادعا کند چنین حمله‌ای چندان هم بد نیست. 

سمت‌وسوی ماشین کشتار

در دی‌ماه، جغرافیای حرکت ماشین ترور تشکیلات پهلوی، ایران بود و اهداف آن شامل مردم، نیرو‌های حافظ امنیت و معترضان می‌شد. ازاین‌رو اهداف گرچه تعیین شده، اما ترور «توده‌محور» بود. نتیجه مدنظر از این اقدام در وهله اول امتحان شانس برای اجرای کودتا و ساقط‌سازی نظام به شکل ضربتی بود. در وقایع دی‌ماه به 749 پاسگاه نیروی انتظامی حمله شد که این تعداد معادل یک‌پنجم یا 20 درصد از کل پاسگاه‌های این نیرو است. قصد تشکیلات پهلوی از این حرکت کودتاگونه خارج کردن اوضاع امنیتی و انتظامی کشور از دست دولت و فراهم کردن زمینه حمله خارجی بود. هدف B یا جایگزین در صورت ناکامی، برجای گذاشتن زخمی عمیق در جامعه ایران بود. 
بااین‌حال در بهمن‌ماه، جغرافیای فعالیت ماشین ترور، کانادا در آمریکای شمالی و یکی از محل‌های تجمع براندازان و اپوزیسیون در دیاسپورای ایرانی است. هدف از حرکت در کانادا، ضربه به مخالفان درون‌جناحی از میان سلطنت‌طلبان و چنگ‌ودندان نشان دادن به منافقین است؛ چه اینکه منافقین نیز در مواردی با حمله به تجمعات تشکیلات سلطنت‌طلبان، خودی نشان داده بودند. از نظر کسانی که ترور می‌شوند، برخلاف ترور‌های دی‌ماه ایران که «توده‌محور» بودند، ترور‌های بهمن‌ماه کانادا، «شخص‌محور» هستند. 

شواهد حمایت سنگین از تشکیلات پهلوی و خشونت‌طلب‌تر شدن آن 

تشکیلات پهلوی نسبت به گذشته تقویت شده و خشونت بیشتری به کار می‌برد. این موضوع در این بخش مورد بررسی قرار گرفته است. نوع بررسی، شواهدمحور است و برخی از اتفاقات را برای توضیح تحول معرفی می‌کند. 

1-    بزرگ‌ترین فعالیت‌های تروریستی در ایران، اغلب توسط جریانات تجزیه‌طلب و منافقین صورت گرفته‌اند. تشکیلات پهلوی نیز اقداماتی مانند انفجار حسینیه رهپویان وصال شیراز در سال 1387 را در کارنامه خود دارد که منجر به شهادت 14 عزادار شد، اما میزان عملیات‌ها‌ و مجموع کشته‌های آن، با اقدامات منافقین و تجزیه‌طلبان قابل مقایسه نبوده‌اند. 
بااین‌حال وقایع دی‌ماه 1404، نشان داد آن‌ها ظرفیت دیگری برای فعالیت تروریستی یافته‌اند. البته باید توجه داشت بخش مهمی از این ظرفیت، ناشی از وجود اتاق عملیات مشترک بوده است. بسیاری از کسانی که به‌عنوان اغتشاشگر با حضور در خیابان، مردم، نیرو‌های حافظ امنیت و معترضان را طعمه خود کردند، به گروه‌های تجزیه‌طلب، منافقین و برخی اقلیت‌ها تعلق داشتند. محوریت اقدامات اما در دستان تشکیلات پهلوی بود. 

2-   دو ترور در کانادا با وجود دستگاه‌های اطلاعاتی قدرتمند، حکایت از آزادی عمل و شدت خشونت تشکیلات پهلوی است که این نیز یکی از شواهد در خصوص پشتیبانی سنگین از این گروهک است. 

3-  به عقب‌نشینی واداشتن فردی با پیشینه فراهانی که جزء چپ‌های قدیمی است، آن هم در مدت زمانی بسیار کوتاه و به شکل کامل، نشانه‌ای از زورمند شدن تشکیلات پهلوی با تهدید و ترور دارد. 

چرا پهلوی‌ها چنین جایگاهی یافتند؟ 

تشکیلات پهلوی با چند حرکت، خود را در جهتی قرار داده تا میزان بیشتری از پشتیبانی را جلب کند. قاعدتاً این حرکت‌ها، عبور از مرز بوده‌اند و پهلوی به دلیل جاه‌طلبی و رؤیاهایی که در سر دارد، از مرز‌ها گذشته تا به آرزو‌های خود برسد. 

متن کامل این گزارش را در روزنامه فرهیختگان بخوانید.

 

نظرات کاربران
capcha