بر اساس گزارشات رسانههای آمریکاییدر حالی که رسانههای راستگرای آمریکا ماههاست با تیترهای جنجالی و اتهامهایی چون «حمله به مأموران» و حتی «ترور» خواستار توجیه استفاده از نقاب توسط مأموران اداره مهاجرت و گمرک (ICE) شدهاند، بررسی آمارهای رسمی و گزارشهای مستقل توسط رسانههای خود آمریکا، حقایق دیگری را روایت میکند.
پلیس مهاجرت آمریکا؛ سرکوبگرانی که نقاب امنیت زدهاند

فرهیختگان آنلاین: پس از سرکوبها و کشتارهای مجدد توسط پلیس مهاجرت آمریکا، رسانههای تندرو و چهرههایی چون جو روگن و مجریان فاکسنیوز ادعا کردند که مأموران این نهاد، برای در امان ماندن از حملات، افشای هویت (داکسینگ) و حتی ترور ناچار به پوشیدن نقاب هستند. این ادعاها با انتشار آمار و گزارشهای جدید توسط چندین سایت خبری آمریکایی فرو میریزد. بر اساس گزارش مؤسسه لیبرترین کاتو مستقر در خود واشنگتن، شانس به قتل رسیدن یک مأمور ICE یا گشت مرزی در حین انجام وظیفه تقریباً یک در ۹۴ هزار و ۵۴۹ نفر در سال است که این رقم، آنها را ۵.۵ برابر کمتر از یک شهروند عادی در معرض خطر قتل قرار میدهد. به بیان روشنتر، یک شهروند عادی آمریکایی بیشتر از یک مأمور مهاجرتی در معرض خطر مرگ خشونتآمیز قرار دارد.
علاوه بر این، بر اساس گزارش جامعی از مدیا مترز آمریکا، آمارهای بزرگنماییشده مثل افزایش ۱۰۰۰ درصدی خشونت علیه مأموران نیز، توسط گزارش انپیآر-وبسایت خبری آمریکایی- تکذیب شده است. بر اساس این گزارش، افزایش خشونتها علیه ماموران تنها حدود ۲۵ درصد بوده که آن هم با افزایش عملیات این نیروها و شکلگیری اعتراضات امری طبیعی به نظر میرسد. جالب اینکه بسیاری از این موارد به گفته لسآنجلستایمز حتی منجر به جراحت نشده و مواردی عجیب مانند ثبت تخلف استفاده از چتر به عنوان سلاح در معترضان دیده میشود.
بر اساس همین گزارش، شاید مهمترین نکته این باشد که پس از یک سال از روی کار آمدن دولت ترامپ، حتی یک مورد مستند از «داکسینگ» (افشای هویت و اطلاعات شخصی) مأموران که منجر به حمله فیزیکی شده باشد، ثبت نشده است. این در حالی است که نفس استفاده از ماسک و ناشناس ماندن مأموران، پیامدهای امنیتی دیگری به دنبال داشته است. گزارشها حاکی از آن است که از زمان رواج استفاده از ماسک در عملیاتها، موارد متعددی از جعل هویت مأموران آیس توسط مجرمان و حتی آدمربایی به بهانه مأموریت مهاجرتی رخ داده است.
فراتر از مناقشات امنیتی
از منظر اجتماعی، آنچه در این میان رخ میدهد، چیزی فراتر از یک مناقشه امنیتی ساده است. اینجا شاهد پروژهای هدفمند برای «قربانینمایی» از نهادی هستیم که خود قدرتمندترین وجهه سرکوبگر دولت را نمایندگی میکند. رسانههای راستگرا با خلق تصویری از مأموران آیس به عنوان قربانیانی بیگناه که در معرض خشم mobs (اغتشاشگران) قرار دارند، تلاش میکنند افکار عمومی را از ماهیت واقعی عملیاتهای این نهاد منحرف کنند. عملیاتی که اغلب منجر به جدایی خانوادهها، بازداشت مهاجران بیگناه و ایجاد فضای رعب و وحشت در جوامع آسیبپذیر لاتینتبار میشود. آنها با این ترفند، خشونت ساختاری دولت علیه مهاجران را به خشونتی خیالی علیه مأموران تبدیل میکنند و همدلی عمومی را نه برای قربانیان واقعی، بلکه برای عاملان این خشونت برمیانگیزند.
از دیدگاه امنیت انتقادی، پدیده نقابدار شدن مأموران فدرال را باید در چارچوب امنیتیزدگی و افزایش قدرت سرکوبگر بدون پاسخگویی تحلیل کرد. وقتی مأموری هویت خود را پنهان میکند، در واقع از پاسخگویی در برابر تخلفات احتمالی در حین عملیات فرار میکند. اشاره گزارشها به نرخ بالای جرم و جنایت در میان خود مأموران گشت مرزی (بیش از نرخ جرم در میان مهاجران غیرقانونی) زنگ خطری جدی است. این آمار نشان میدهد که خطر واقعی نه از سوی مهاجران یا معترضان، بلکه از سوی خود مأمورانی متوجه جامعه است که حالا با چهرهای پوشیده و بدون هراس از شناسایی، میتوانند به اعمال خشونتبار خود ادامه دهند. در این میان، نهادهای امنیتی به جای حفاظت از امنیت عمومی، به ابزاری برای اجرای دستورکارهای سیاسی راست افراطی تبدیل شدهاند و با پنهان کردن چهره مأمورانشان، گام دیگری در مسیر غیرشفافسازی و فرار از نظارت عمومی برمیدارد. آنچه در خطر است، نه جان مأمورانی که در امنیت کامل به سر میبرند، بلکه امنیت و کرامت انسانی مهاجران و جامعهای است که قربانی این بازیهای قدرت میشوند.
مطالب پیشنهادی











