محسن بدره، جامعهشناس د رگفت و گو با فرهیختگان:در فضای داخلی برای کسانی که با یک تحلیل سادهانگارانه از فروپاشی اجتماعی و تحلیلرفتن سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی صحبت میکنند یا میگویند کار تمام است و از این دست حرفهایی که بیشتر پروپاگانداست، روشن شد که این تعابیر بیشتر خیالات است.
بدره: صحبت از فروپاشی سیاسی خیالات است

آنچه در 22 بهمن اتفاق افتاد و جمعیت بیشماری که در این تجمع حاضر شدند، حاوی پیامهایی روشن در سطوح مختلف بود. در وهله اول نشان داد، برساخت تصویر از مردم به گونهای که رسانههای فارسیزبان خارجی روی آن اصرار دارند، پایی در واقعیت ندارد و تصویر واقعی مردم را باید در خیابانهای ایران در روز 22 بهمن مشاهده کرد. آنچه در تجمع 22 بهمن خود را به شکلی پررنگ نشان میداد، تکثر حاضران در تجمع بود. اما همچنان این گزاره قابل تأمل است که اصل این حضور چه پیامی برای جامعه ایرانی دارد. در گفتوگو با محسن بدره، جامعهشناس به واکاوی اصل این حضور و سرمایه اجتماعی نظام سیاسی ایران پرداختیم که در ادامه مشروح آن را میخوانید.
تعریف درستی از مردم نداریم
محسن بدره، جامعهشناس در تحلیل آنکه جامعه ایرانی را در نسبت تجمعاتی مثل 22 بهمن یا اتفاقات تلخی مثل 18 و 19 بهمن، باید چطور فهم کرد، گفت: «ما یک مردم واقعی داریم، یک مردم برساخته. مردم واقعی همه آحاد ملت هستند، با هررنگ و دیدگاه سیاسی که مجموعاً به مردم تعبیر میشوند. مردم برساخته یا مردمی که بازنمایی میشوند، مردمی هستند که در تحلیل گفتمانهای سیاسی، اینطور تعبیر میشوند که آنهایی هستند که موافق دیدگاههای آنانند یا با آنها کنار میآیند. به همین خاطر پاسخ به این سؤال که برای مثال مردم اصولگرایان چه کسانی هستند، مردم اصلاحطلبان چه کسانی هستند، یا به تعبیری مردمی که مخالف جمهوری اسلامی هستند یا مردم چپها چه کسانی هستند، برساختهایی است که از مردم ارائه میشود و منظور آنها همان مردمی است که در دسترسشان است و آنها را تایید میکنند. اگر بخواهیم واقعی نگاه کنیم، مردم، همه اینها هستند. همه کسانی که در یک ملت حضور دارند. اینکه اکثریت و اقلیت چه کسانی هستند، مسئله دیگری است. تعابیری که گفتمانهای سیاسی از مردم دارند، لزوماً قابل پذیرش نیست و به نوعی مشکوک است، به این جهت که در بسیاری اوقات، افرادی یکدیگر را مستثنی میکنند و گفته میشود که مردم کسانی نیستند که آنها میگویند و افراد دیگری هستند. این موضوع مهم است، اما در برخی رسانههای رسمی، تعاریف درستی از مردم وجود ندارد.»
باید این سرمایه اجتماعی عظیم را بازتولید کرد
بدره به این موضوع اشاره کرد که حضور گسترده مردم نباید اینطور تعبیر شود که اشکالاتی وجود ندارد، بلکه باید زمینه حرکت حکمرانی را فراهم کند و توضیح داد: «من معمولاً در همه راهپیماییهایی که میروم مثل راهپیمایی روز قدس و راهپیمایی 22 بهمن، این قابلانکار نیست که یک بدنه اجتماعی بسیار سنگین مانع از آن میشود که ساختارهای جمهوری اسلامی را ساقط کنند، اما مسئله این است که میخواهیم چه نتیجهای از این موضوع بگیریم. گاهی برخی از این جمعیت استفاده میکنند به این معنی که حجم ندانمکاریهای ما باعث نشده که بدنه مردمی از دست برود. هنوز میتوانیم به راههای گذشته ادامه دهیم و اصلاحات انجام ندهیم. این سوءاستفاده از بدنه مردمی انقلابی تعبیر میشود و باید روی این مضمون تأمل کرد. در اینکه این بدنه اجتماعی وجود دارد، تردیدی نیست. زمانی که این بدنه اجتماعی تحریک میشود، پررنگتر هم ظهور میکند. در بیش از 20 سالی که در راهپیماییها شرکت میکنم، سهمگینترین راهپیمایی و تجمعی که به عمرم دیدم، تجمع بعد از شهادت سردار سلیمانی بود. حتی وقتی از در خانه بیرون میزدیم، در کوچهها هم حجم مردم دیده میشد چه رسد به اینکه به مسیرهای اصلی برسیم. وقتی کنشی علیه اصل انقلاب اسلامی و آرمانهای ملی وجود دارد، قطعاً واکنش مردم هم شدیدتر است. این را باید به همدلی کسانی که لزوماً نیامدند هم اضافه کرد. مسئله این است که دستگاه فرهنگی ما کژکاردیهایی دارد، سوءاستفادههایی دارد و میگوید هنوز کارد به استخوان نرسیده که بخواهیم اصلاح جدی انجام دهیم.»
محسن بدره به این موضوع هم تأکید کرد که باید این سرمایه اجتماعی را بازتولید کرد و گفت: «انقلاب ما شبیه به یک معدن بسیار بزرگ از سرمایه اجتماعی است که از انقلاب مشروطه شروع شد و در سال 42 و قیام 15 خرداد ادامه یافت و در سال 57 به ثمر نشست. این ذخیره بزرگی بود، اما ما بدون بازتولید کردن این ذخیره، از آن استفاده میکنیم و آن را مصرف میکنیم. در همه نظامهای سیاسی، سرمایه اجتماعی که بینهایت نیست؛ هم باید از آن استفاده کنند، هم آن را بازتولید کنند. اما عادتواره سیاسی ما این است که از سرمایه اجتماعی استفاده کنیم. مثل انسان پولداری که مدام ولخرجی میکند.»
22 بهمن نشان داد حرف از فروپاشی اجتماعی سادهانگاری است
بدره در مورد اینکه کلان تصویر تجمع 22 بهمن چه پیامی دارد نیز توضیح داد: «در فضای داخلی برای کسانی که با یک تحلیل سادهانگارانه از فروپاشی اجتماعی و تحلیلرفتن سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی صحبت میکنند یا میگویند کار تمام است و از این دست حرفهایی که بیشتر پروپاگانداست، روشن شد که این تعابیر بیشتر خیالات است. به این معنی که با همه دشواریها و جنگ روانی که رسانهها علیه مردم ایران به راه انداختهاند که به انسجام اجتماعی آسیب میزند، هنوز یک سرمایه اجتماعی عظیم و قوی داریم و به هر صورت جمهوریت، امری است که نمیتوان از آن فاصله گرفت. این که با همه نقدها به حکمرانی، یک سرمایه تاریخی اجتماعی وجود دارد که باید از آن دفاع کرد و باید بازتولید شود، پیامی روشن و مشخص دارد. هرچقدر که این جنگ روانی، شدید باشد، اما همچنان این نحو از آگاهی و وفاداری ملی در بین طبقات اجتماعی وجود دارد که ما یک مسیر تاریخی را شروع کردیم و باید این را ادامه داد. این بیاعتنایی به این حجم از شرارت خارجی که گاهی به شکل چنگ و دندان خود را نشان میدهد و گاهی هم بهصورت وعدههای حمایت و آبادانیهای بعدی خود را نشان میدهد، در این اتفاق قابل مشاهده بود. تحلیل مردمشناختی من این است که شرایط بسیار دشوار میتواند معنای روشنتری داشته باشد. به هرصورت علاج در این وطن است و هر اتفاقی بیفتد، باید در این مملکت رخ دهد و میبایست از رهگذر جمهوریت رقم بخورد.»
مطالب پیشنهادی









