نقطۀ انتخاب؛ امنیت و تمامیت ایران۲۲ بهمن امسال بیش از هر چیز، صحنه یک انتخاب بود؛ انتخاب میان اختلافات داخلی و وحدت در برابر تهدید بیرونی. این همان نقطهای است که مشارکت را از حالت هویتی به حالت راهبردی تبدیل میکند. برای فهم این تفاوت، باید به یک نکته توجه کرد؛ همیشه بخشی از مشارکتها «هویتی» است، یعنی افراد به دلیل تعلق سیاسی، اعتقادی یا تاریخی مشخص در آن حضور پیدا میکنند.
۲۲ بهمن امسال فراتر از یک مراسم

راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال با ویژگی متفاوتی نسبت به سالهای اخیر برگزار شد؛ نه صرفاً از حیث جمعیت، بلکه از منظر ترکیب اجتماعی و پیام سیاسی آن. آنچه در خیابانهای تهران، مشهد و صدها شهر دیگر دیده شد، صرفاً تکرار یک مناسک سالانه نبود، بلکه نشانهای از فعالشدن لایهای جدید از جامعه در یک بزنگاه تاریخی بود.
۱. نقطۀ انتخاب؛ امنیت و تمامیت ایران
تحلیل رفتار اجتماعی در چنین رویدادهایی، بدون توجه به بستر تهدیدهای خارجی و فضای امنیتی منطقه ناقص است. بخشی از جامعه که در سالهای گذشته فاصلهای انتقادی با ساختار رسمی داشته، در شرایطی که موضوع «حفظ ایران» در برابر فشارهای خارجی برجسته میشود، تصمیم متفاوتی میگیرد. وقتی احساس شود پای تمامیت سرزمینی، امنیت ملی یا اقتدار کشور در میان است، اولویتبندیها تغییر میکند.
۲۲ بهمن امسال بیش از هر چیز، صحنه یک انتخاب بود؛ انتخاب میان اختلافات داخلی و وحدت در برابر تهدید بیرونی. این همان نقطهای است که مشارکت را از حالت هویتی به حالت راهبردی تبدیل میکند. برای فهم این تفاوت، باید به یک نکته توجه کرد؛ همیشه بخشی از مشارکتها «هویتی» است، یعنی افراد به دلیل تعلق سیاسی، اعتقادی یا تاریخی مشخص در آن حضور پیدا میکنند. اما امسال نشانههایی از نوع دیگری از مشارکت هم دیده شد؛ مشارکتی که از سر یک ارزیابی شکل گرفته بود. به بیان سادهتر، برخی افراد نه به این دلیل که در همهچیز همنظرند، بلکه به این دلیل که احساس کردند شرایط کشور حساس است، تصمیم گرفتند در صحنه باشند.
۲. شکاف روایتها؛ خیابان در برابر رسانه
یکی از نکات قابلتوجه فاصله میان روایت برخی رسانههای خارجی و معاند و فضای مجازی و آنچه در میدان رخ داد، بود. این نشان میدهد مسئله امروز ایران بیش از هر زمان دیگری «جنگ روایتها» است. مخاطبانی در جهان که در مصرف رسانهای خود سالهاست مدام از «سقوط» یا «پایان» انقلاب اسلامی ایران شنیدهاند، با روایتی مواجه بودهاند که بیش از آنکه بر واقعیت میدانی تکیه داشته باشد، بر جنگ روانی و تصویرسازی استوار بوده است. در چنین فضایی طبیعی است بخشی از افکار عمومی خارج از ایران، تصویری از یک نظام فرسوده و در آستانه فروپاشی در ذهن داشته باشد. در مقابل، آنچه در ۲۲ بهمن امسال دیده شد، نشان داد انقلاب اسلامی - با وجود همه نقدها و مشکلات - هنوز در بخش مهمی از جامعه امتداد عینی دارد و نمیتوان آن را صرفاً یک ساختار نمادین یا تهی از پشتوانه اجتماعی دانست.
اما همین تقابل رسانهای یک نکته مهم را یادآور میشود؛ هر انقلابی برای تداوم خود ناگزیر است با شرایط جدید تطبیق پیدا کند. این تطبیق فقط در حوزه سیاست و اقتصاد معنا ندارد، بلکه در عرصه روایت و رسانه نیز ضروری است.
۳. سرمایۀ اجتماعی؛ ظرفیت استفادهنشده
اگر حضور گسترده را نشانهای از باقیماندن سرمایه اجتماعی انقلاب بدانیم، پرسش مهمتر این است که آیا این سرمایه بهدرستی در مسیر اصلاح حکمرانی و بهبود کیفیت زندگی مردم به کار گرفته شده است؟ بخشی از جامعهای که در صحنه حاضر میشود، الزاماً به معنای رضایت کامل از وضعیت اقتصادی یا مدیریتی نیست. این حضور میتواند ترکیبی از دغدغه ملی، نگرانی امنیتی، هویت تاریخی و امید به اصلاح باشد. به بیان دیگر، سرمایه اجتماعی موجود زنده است؛ اما نحوه استفاده از آن تعیینکننده آینده خواهد بود.
۴. پیام دوگانۀ مردم
حضور گسترده مردم دو پیام همزمان داشت؛ پیام به بیرون: ایران در برابر فشار خارجی فرونمیریزد. پیام به درون: مسئولان باید برای عزت و معیشت ایران تلاش بیشتری کنند. این دو پیام را نمیتوان از هم جدا کرد. اگر پیام اول شنیده شود؛ اما پیام دوم نادیده گرفته شود، سرمایه اجتماعی بهمرور فرسوده خواهد شد.
۲۲ بهمن امسال را میتوان در سه سطح تحلیل کرد:
سطح امنیتی - راهبردی: نمایش انسجام در برابر فشار خارجی
سطح اجتماعی: فعالشدن لایهای فراتر از بدنه سنتی
سطح حکمرانی: فرصتی برای بازتعریف رابطه دولت - ملت
مسئله اصلی نه تعداد جمعیت، بلکه کیفیت پاسخ به این حضور است. اگر این رویداد به نقطهای برای اصلاح، گفتوگو و ارتقای کارآمدی تبدیل شود، میتواند یک «چرخش اجتماعی مثبت» ایجاد کند. اما اگر صرفاً بهعنوان یک موفقیت نمادین ثبت شود، ظرفیت تاریخی آن از دست خواهد رفت. ایران امروز در آستانه یک انتخاب است و شاید ۲۲ بهمن امسال، نشانهای بود از اینکه جامعه نیز این انتخاب را جدی گرفته است.
مطالب پیشنهادی










