ترامپ حداکثر اسم یک برج است نه کریدورسفر معاون ترامپ به قفقاز، نه برای اهداف مذهبی، که برای تحقق «کریدور ترامپ» است؛ طرحی که امنیت ایران و روسیه را نشانه گرفته و قفقاز را به عرصه تازه نفوذ غرب تبدیل میکند. آیا ارمنستان و آذربایجان به بازی خطرناک آمریکا ورود میکنند یا همکاری با شرقیها را انتخاب خواهند کرد؟
درباره سفر ونس به قفقاز و مخاطرات امنیتی محتمل برای منطقه

جیدی ونس، معاون دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا از روز گذشته سفر خود به قفقاز جنوبی را آغاز کرد. او ابتدا به ارمنستان سفر کرده و بعد از آن راهی آذربایجان میشود. هسته اصلی سفر وی، پیگیری طرح موسوم به مسیر ترامپ است که بر مبنای کریدور جعلی زنگهزور تغییر نام یافته است. ونس که خود را یک مسیحی مذهبی میداند در جریان دیدار با نیکول پاشینیان نخستوزیر ارمنستان درباره این کشور گفت: «ارمنستان یکی از قدیمیترین فرهنگهای مسیحی در کل جهان است. من احساس نزدیکی زیادی به مردم آن دارم. ما در واقع میتوانیم ارمنستان را به عنوان یک لنگرگاه مهم برای توسعه اقتصادی در این منطقه از جهان داشته باشیم.» علیرغم تمجید ونس از دین ارمنستان اما مهمترین بخش سخنان او منافع اقتصادی متصور از این سفر است. مقامات آمریکایی بیش از دموکراسی و مذهب، به پول و قدرت اهمیت میدهند؛ همانگونه که مسیحیان فلسطینی را در برابر ارتش رژیم صهیونیستی رها کردهاند.
تحولات
برای فهم آنچه در قفقاز میگذرد باید بهدقت تحولات رخداده را ارزیابی کرد.
1- اهمیت مسیر زمینی ایران-روسیه در قالب ارتباط میان قدرتهای شرقی
علیاکبر ولایتی، مشاور مقام معظم رهبری در امور بینالملل، طی دیدار با گریگور هاکوپیان، سفیر ارمنستان در تهران که در اواخر آذرماه صورت گرفت با بیان اینکه «در زمانی که طرح دالان زنگهزور مطرح شد، ایران حتی در شرایطی که روسیه به دلیل جنگ اوکراین بهشدت درگیر بود، با یا بدون همراهی روسیه، مخالفت قاطع خود را اعلام کرد و مانع اجرای این طرح شد»، دلیل این مخالفت را چنین تشریح کرد: «این دالان میتوانست زمینه حضور ناتو در شمال ایران را فراهم کرده و امنیت شمال ایران و جنوب روسیه را با تهدید جدی مواجه کند.» این مسئله نشان میدهد برای ایران علاوه بر مسائلی که به طور مستقیم با تمامیت ارضی ارتباط دارند، امنیت مناطق جنوب روسیه برای باز ماندن مسیر ارتباطی با دولت این کشور نیز حیاتی است.
2- واکنشهای گرم
حضور ناتو و آمریکا قفقاز را ناگزیر به عرصه فعال زدوخورد تبدیل میکند. اوکراین از سال ۲۰۱۴ شاهد درگیری شد تا در سال ۲۰۲۲ کار به جنگ کشید. غرب آسیا و خلیجفارس نیز مدتهاست عرصه آشوب غربیهاست.
ایران برای مهار آمریکا در مواقعی مجبور شده خاک کشورهای متحد و دوست را هدف بگیرد. حمله به مواضع داعش در سوریه طی دوران اسد و موشکباران پایگاه عینالاسد در دوره نخستوزیری عادل عبدالمهدی از این جملهاند. اوکراین، عراق، سوریه و خلیجفارس مناطق بسیار مهمتری نسبت به قفقاز هستند. آمریکا آنها را عرصه تاختوتاز و تبادل ضربه قرار داده و اگر بتواند بلایی بدتر به سر قفقاز میآورد.
3- بلعیده شدن ارمنستان
ارمنستان شاید بر این عقیده باشد که اگر وارد مناسبات آمریکا و ترامپ شود، به دلیل دین مسیحی آنها، در نهایت شاهد ارتقای موقعیت خود خواهد بود. بلایی که رژیم صهیونیستی بر سر مسیحیان و مسیحیت در فلسطین و لبنان آورده و اقدامات داعش در سوریه ضد مسیحیان تجارب خوبی برای بازمحاسبه هستند. آمریکا اهمیتی برای باقی ماندن ارمنستان قائل نیست زیرا منافع خود را به پیش میبرد و این منافع شاید در تضاد با استقلال و تمامیت ارضی این کشور قرار گیرند.
4- احاطه قدرتهای شرقی بر پیرامون قفقاز
محیط اطراف قفقاز در اختیار قدرتهای شرقی است و آنها زمینههای نفوذ مهمی در درون آن دارند. حرکت منطقه به سمت کریدور ترامپ، اعلام رقابت و جنگ با این قدرتهاست و تبعات خود را دارد.
5- ضدیت ذات کریدور با ارمنستان
کریدور شرقی-غربی که از ارمنستان میگذرد با اتصال دو سوی خزر به یکدیگر عملا یک محور پانترک را تحریک میکند. ارمنستان در جنگ ۲۰۲۰ ضربات آن را دریافت کرد و درصورتیکه داوطلبانه در آن گام نهد، با دست خود ضربهای مجدد به تمامیت ارضی و ظرفیت وجودیاش میزند.
هشدار به آذربایجان
دولت باکو باید با دقت بیشتری وقایع درحال شکلگیری را رصد و محاسبه کند.
1- زندهکردن طمع قدرتها
آذربایجان در سدههای اخیر مورد طمع قدرتهای خارجی از امپراتوری روسیه تا امپراتوریهای عثمانی و انگلیس بوده است.
اگر دولت آذربایجان به سمت ایجاد کریدور حرکت کند، این به معنای طمع قدرتهای بزرگ در نوبتی جدید به این کشور خواهد بود.
اگر قدرتهای بزرگ غربی شامل آمریکا و ناتو و منطقهای از جمله ترکیه فضای بیشتری برای مداخله بیایند، دولت باکو توان مقاومت نداشته و برخی از اختیارات مهم کنونی خود را از دست خواهد داد.
باکو امروز فکر میکند شکلدهی به کریدور باعث کسب درآمد، تثبیت موقعیت اقتصادی و تضمین استقرار حکومتش در دهههای آتی است؛ اما ماجرا روی پررنگتر دیگری هم دارد.
درحال حاضر ترکیه یا آمریکا منافع فوری و حیاتی در منطقه ندارند اما اگر کریدوری شکل گرفته و آنها از کنار چنین مسیری به منافع مهمی برسند، آنگاه نخواهند گذاشت گلوگاه منافع آنها در دست حکومت آذربایجان باقی بماند. از نظر آنها تثبیت این منفعت، به تجزیه و تضعیف آذربایجان نیاز خواهد داشت و یا دولت دیگری مستقر میشود.
2- ادغام در محور پانترکیسم
اگر آذربایجان به محلی برای ایجاد پانترکیسم تبدیل شود، به دلیل ماهیت آن، ناگزیر به سمت ادغام در پیکرهای بزرگتر حرکت میکند که ثمره آن تضعیف دولت مرکزی در باکو است. آنکارا یا واشنگتن و لندن برای اداره زنجیره پانترکها نیازی به شراکت با باکو نخواهند داشت زیرا آذربایجان خود منطقهای خواهد بود که باید میان قدرتها تقسیم شود.
3- عملگرایی جنگی روسیه
اگر قرار بر خودداری روسها از کاربرد قوه قهریه بود، اوکراین اولویت داشت. اوکراین قرابت جمعیتی و جغرافیایی بالاتری با روسیه داشت و از نظر مخاطره، به دلیل وسعت، جمعیت، حساسیت اروپا، ارتش قوی و صنعت بومی تسلیحاتی حمله به آن خطر بالایی داشت. روسها همانگونه که تا سال ۱۹۹۸ در چچن جنگیدند، در سال ۲۰۰۸ به گرجستان حمله کردند و در سال ۲۰۱۴ تحرکات گستردهای در اوکراین انجام داده و در نهایت طی سال ۲۰۲۲ تاکنون آن را محل جنگ قرار دادهاند، در صورت نیاز ابایی از تحرک نظامی در آذربایجان نخواهند داشت. روسیه درحال حضر با ناتو در اوکراین درگیر است و ضرورتی برای گشودن جبهه در قفقاز نمیبیند. آذربایجان وسعت و جمعیت کمتری دارد و روسها برای جنگ با آن میتوانند ارمنستان را به عامل نیابتی خود تبدیل کنند. همچنین برخلاف اوکراین، آذربایجان از سمتهای مختلف در حالت شبهمحاصره قرار میگیرد. دلیل اصلی حمله روسها به اوکراین، تلاش ناتو برای گسترش به شرق بود و این نشان میدهد امکان سکوت مسکو در برابر نفوذ ناتو به قفقاز جنوبی صفر است.
4- مزیت کمک ایران
ایران در چند نوبت به کمک آذربایجان شتافته است؛ دو مقطع مهم، یکی کمک برای جلوگیری از اشغال مناطق بیشتری از خاک این کشور در دهه ۱۹۹۰ بود و دومی، خنثیسازی طرح کودتای رنگی آمریکا در باکو برای سرنگونی دولت این کشور طی دهه ۲۰۰۰. تبدیل شدن آذربایجان به محل توطئه نظامی علیه ایران، مزیتهای فوق را از باکو سلب کرده و دولت آن در برابر توطئههای پیدا و پنهانی که برایش تدارک دیده شده، تنها خواهد ماند.
مطالب پیشنهادی











