این حرکت نمادین یک فتاح می‌خواهد

در حرکتی نمادین، هیئت آمریکایی حاضر در مذاکرات مسقط با حضور در ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» قصد ارسال پیام تهدید به ایران را داشت؛ اما تحولات اساسی در میدان نبرد دریایی رخ داده است: تجربه مستقیم درگیری‌های اخیر محور مقاومت با ناوگروه‌های آمریکایی، آسیب‌پذیری این ابزارها را آشکار و راهبرد سنتی محاصره دریایی را با چالش مواجه کرده است. تکرار سناریوهای گذشته، مانند محاصره ونزوئلا، در برابر ایران و متحدانش دیگر کارساز نیست.

  • ۵ ساعت قبل
  • 10
این حرکت نمادین یک فتاح می‌خواهد

درباره عکس یادگاری کوشنر و ویتکاف با ناو تبلیغاتی لینکلن

درباره عکس یادگاری کوشنر و ویتکاف با ناو تبلیغاتی لینکلن
سید مهدی طالبیسید مهدی طالبیپژوهشگر حوزه بین‌الملل

استیون ویتکاف و جرد کوشنر، دو رهبر هیئت آمریکا در مذاکرات هسته‌ای مسقط به همراه برد کوپر فرمانده سنتکام که او نیز در گفت‌و‌گو‌های اخیر گنجانده شده بود، پس از پایان مذاکرات به ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن رفتند. آن‌ها به‌زعم خود با این حرکت و انتشار تصاویرش، خواستند پیام تهدیدآمیزی به ایران مخابره کرده باشند. 
ویتکاف برای افزایش اثرگذاری این پیام، در مصاحبه‌ای گفت در عرشه لینکلن با خلبان جنگنده اف-۳۵ای که پهپاد ایرانی را چندی قبل هدف قرار داد، دیدار و صحبت کرده است. این تهدید‌ها برای ایران آشناست و در طول دو دهه اخیر بار‌ها تکرار شده است. آنچه در این عرصه تحول به حساب می‌آید، نه در طرف آمریکایی ماجرا، بلکه در سمت ایرانی رقم خورده است. 
تجربه زدوخورد‌های دریایی ایران با ناتو و رژیم صهیونیستی و همچنین جنگ دریایی یمن با محور آنگلوساکسونی در سال‌های اخیر، تحول و تغییرات رخ داده در این حوزه به حساب می‌آیند. این تغییرات شامل درگیری مستقیم با ناو‌های هواپیمابر دشمن بود و برای نخستین‌بار از زمان جنگ جهانی دوم این ایده را در ذهن مقامات و کارشناسان آمریکایی مطرح کرد که احتمالاً زمان کارایی بالای این سلاح به پایان رسیده و باید از آن به شیوه‌های متفاوتی بهره برد. 

آیا ناو‌های هواپیمابر آمریکا آسیب‌پذیرند؟ 

ناو هواپیمابر و ناو‌های محافظ و احیاناً زیردریایی‌های همراه آن، درمجموع ناوگانی را تشکیل می‌دهند که دارای قدرت تهاجمی و دفاعی بالایی بوده و قادر به قرارگرفتن در موقعیت مناسبی هستند. این موقعیت برای ناو‌ها باتوجه‌به برد جنگنده و موشک کروز، حضور در صد‌ها کیلومتری ساحل کشور هدف و برای زیردریایی، حفظ فاصله در کنار حضور در زیرسطح است. 
تا پیش از زدوخورد‌های یمن با آمریکا در دولت بایدن و ترامپ، در برابر این سؤال که آیا می‌توان به این ناوگان حمله کرد، پاسخ دقیق و قابل راستی‌آزمایی وجود نداشت. برای چنین حمله‌ای وجود برخی قابلیت و امکانات ضروری بودند که با درگیری‌های مستقیم محور مقاومت با این ناوگان، آشکار شد که این توانمندی در دست رقبای آمریکا وجود دارد. برای شکار ناو‌های هواپیمابر توانمندی‌هایی لازم است که در ادامه مورد اشاره قرار گرفته‌اند. 

1- شناسایی

ناوگروه باید شناسایی شود که این امر باتوجه‌به محدودیت کلی رادار‌ها و دشواری خاص تشخیص در دریا، پیچیده است. در اغلب موارد برد قابل اتکای رادار در دریا به چند ده کیلومتر محدود می‌شود که کمتر از فاصله‌ای است که ناوگروه با کشور هدف حفظ می‌کند، زیرا ناوگروه می‌کوشد صد‌ها کیلومتر با ساحل فاصله داشته باشد. علاوه بر رادار‌های مستقر در خشکی، رادار‌های مستقر بر کشتی‌های نظامی، شناسایی سیگنال‌هایی که از طریق فعالیت‌های عمده الکترونیکی اهداف را شناسایی می‌کند، پهپاد‌های شناسایی و ماهواره‌های نظارتی دیگر تجهیزات و روش‌های شناسایی اهداف دوربرد دریایی‌اند. 

2- سلاح دوربرد

برای ضربه به ناو هواپیمابر، سلاح‌های دوربرد لازم است که در موشک بالستیک، موشک کروز و پهپاد انتحاری منحصر می‌شوند. دولت‌های زیادی فاقد این سلاح‌ها بوده و بعضی دیگر تنها به نمونه‌های کوتاه‌برد آن‌ها دسترسی دارند. ازآنجاکه جنگنده‌ها به دلیل حمل سلاح و لزوم بازگشت، قادر به پیمایش برد بالا نیستند، ناو هواپیمابر نمی‌تواند از حدی دورتر از ساحل مستقر گردد. برای دولتی که در خطر قرار دارد این ویژگی مهم است، زیرا در برد‌های بالا دقت اصابت موشک کم شده و شناسایی دشوار می‌گردد. 

3- هدایت و دقت

سلاح‌های دوربرد بدون دقت کارایی کمی دارند و برای اصابت به شهر‌ها و حمل کلاهک نامتعارف به کار ‌می‌روند. برای استفاده تاکتیکی دقت ضروری است، اما گرچه سلاح‌های دقیق در زدن اهداف ثابت وجود دارند، ولی نقطه‌زنی ناو‌های در حال حرکت و با توان مانور شدید، دشوار است. ناو‌های هواپیمابر گرچه بزرگ‌اند، اما قادر به مانور و تغییر موضع برای فریب موشک‌ها هستند. همچنین کشور شلیک‌کننده باید موقعیت ناو را به‌صورت لحظه‌ای در اختیار داشته باشد، زیرا کشتی‌ای که ده‌ها کیلومتر بر ساعت سرعت دارد، در صورت تحرک می‌تواند موقعیت خود را به طور مؤثری تغییر دهد. در این زمینه هدایت سلاح به سمت ناوگروه دشواری‌هایی دارد؛ محیط اطراف ناو از نظر جنگ الکترونیک آلوده بوده و در مسیر به دلیل بعد فاصله، هدایت باید به‌صورت ماهواره‌ای و یا رله‌ای صورت گیرد که هر دو نسبت به جنگ الکترونیک و شرایط آب‌وهوایی حساس‌اند. 

بررسی تحرکات آمریکا

در خصوص تحرکات و تجمیع قوای آمریکا در منطقه نکات ذیل حائز اهمیت‌اند. 
1-  آمریکا برای عملیات در منطقه بر پایگاه‌های نظامی خود اتکا دارد. این پایگاه‌ها بیش از آنکه شامل نفرات زمینی برای عملیات باشند، مبتنی بر اقدام هوایی و شامل سامانه‌های راداری، پدافندی و جنگ الکترونیک هستند. برای عملیات هوایی، آمریکا به ابزار‌هایی چون جنگنده‌ها، پهپاد‌های شناسایی-رزمی و سوخت‌رسان احتیاج دارد. بدون این پایگاه‌ها و با استفاده از یک یا چند ناو هواپیمابر شاید عملیات هوایی علیه یک شاخه از محور مقاومت امکان‌پذیر باشد، اما برای عملیات علیه ضلع‌های بزرگ و یا همه ضلع‌ها، نیاز به فرودگاه و پایگاه‌های زمینی ضروری است. براین‌اساس اعزام ناو هواپیمابر به منطقه علی‌رغم تجربه دو رویارویی در یمن و اطلاع از وجود ابزار‌ها و سلاح‌های ضددسترسی در محور مقاومت، تلاشی برای شکل‌دهی به زدوخورد دریایی و اعمال محاصره بر خطوط کشتیرانی تلقی شد. 
2-   آمریکا در برابر ونزوئلایی که سلاح اندکی دارد، به‌جای حمله و جنگ، از راه محاصره دریایی اعمال فشار کرد و به نظر نمی‌رسد در محیطی دور، وسیع و پیچیده‌تر با ناشناخته‌های بسیار، ریسک جنگ را بپذیرد‌. بااین‌حال در پی سنجش این مسئله است که آیا محاصره دریایی و یا دست‌کم اختلال نسبی در خطوط تجارت دریایی ایران امکان‌پذیر است یا خیر. هرچند این راهکار در برابر ونزوئلا جواب داد، اما این مسئله چند سال قبل در برابر ایران ناکام ماند. ایران توقیف نفتکش و حمله به کشتی‌های خود را در تنگه جبل‌الطارق- مابین اسپانیا و مراکش- و همچنین دریای سرخ را با توقیف نفتکش‌ها در تنگه هرمز و حمله به کشتی‌های تجاری دشمن در دریای عمان و اقیانوس هند پاسخ داد. در آن دوره این ایران بود که به‌تنهایی پاسخ می‌داد، اما در معادله اتصال میدان‌ها فعال‌شدن جبهه یمن محتمل است. این جبهه به مدت ۳ سال به طور پیوسته عملکرد درخشانی در برابر رژیم صهیونیستی و آمریکا داشت؛ حملات متعدد، مؤثر و دقیق و همچنین توقیف آن‌ها در گستره‌ای از اقیانوس هند، خلیج عدن، تنگه باب‌المندب و دریای سرخ، باعث شد دشمن وسعت، تداوم و قدرت آتش محور در جبهه یمن را بچشد. ازاین‌رو پرونده ایران از نظر وجود تجربه پیروزی ایران و یمن در زدوخورد و جنگ دریایی با مورد ونزوئلا متفاوت است. بر همین اساس است که ناو لینکلن که مدتی است به منطقه رسیده، به جز سرنگونی یک پهپاد شناسایی-رزمی، اقدامی در جهت فعالیت علیه خطوط کشتیرانی تجاری ایران انجام نداده است. 

نظرات کاربران
capcha