استقلال با مشاوری که نیامده، برنامه داردمشکل اصلی استقلال، نبود سیدورف نیست؛ اصرار بر ادامه همکاری با کسی است که خود باشگاه میپذیرد «آنچنان که باید» از او استفاده نشده است.
سیدورف همیشهحاضر غایب

فرهیختگان: کلارنس سیدورف، نامی بود که قرار بود وزن «برنامه» را در استقلال بالا ببرد؛ ستارهای جهانی برای اعتبار، ارتباط و مسیرسازی. اما ماهها بعد، استقلال مانده و یک سؤال تکراری: نقشی که دیده نمیشود، چطور قرار است بازتعریف شود؟
استقلال از همان ابتدا، سیدورف را نه سرمربی معرفی کرد و نه مدیر فنی؛ «مشاور» عنوانی بود که همهچیز را همزمان باز و مبهم میگذاشت. نتیجه هم روشن شد؛ حضوری حداقلی، اثرگذاری نامشخص و نقشی که نه در نقلوانتقالات دیده شد، نه در ساختار فنی و نه حتی در تصویر رسانهای باشگاه.
تعارض منافع با باشگاه هلندی، محدودیت سفر و شرایط کشور؛ اینها دلایل غیبتاند، نه توجیه ادامه همکاری. استقلال عملاً پذیرفته که مهمترین نام بینالمللیاش امکان حضور فعال ندارد، اما بهجای تصمیم، به بازنگری فکر میکند. بازنگری در چیزی که هنوز شکل نگرفته، بیشتر شبیه تعلیق تصمیم است تا اصلاح مسیر.
وقتی از یک چهره جهانی انتظار حداقلی، حتی در فضای رسانهای و مجازی، برآورده نمیشود، مسئله فقط «کمکاری» نیست؛ مسئله تعریف غلط از همکاری است. استقلال، سیدورف را آورده تا دیده شود، ارتباط بسازد و اعتبار تزریق کند. وقتی این اتفاق نمیافتد، نام بزرگ به بار اضافی تبدیل میشود. این ادعا که بازیکنان بهخاطر سیدورف جذب استقلال شدهاند، روی کاغذ جذاب است، اما روی زمین سند میخواهد. اگر چنین جاذبهای وجود داشته، اثرش کجا دیده شده؟ در قراردادها؟ در کیفیت خریدها؟ یا فقط در روایتها؟
مشکل اصلی استقلال، نبود سیدورف نیست؛ اصرار بر ادامه همکاری با کسی است که خود باشگاه میپذیرد «آنچنان که باید» از او استفاده نشده. وقتی تعهد محل سؤال است و حضور محدود، برنامهریزی برای فصل آینده بیشتر شبیه حفظ نام است تا حل مسئله. استقلال امروز، نه به اسم نیاز دارد و نه به توضیح؛ به تصمیم نیاز دارد. تصمیمی که مشخص کند ستارهای که نیامده، قرار است بالاخره وارد زمین شود یا همچنان از روی نیمکتِ غیاب، مشاور باقی بماند.













