اوج کوتاه پیش از یک سراشیبی آرام

نگاهی به نتایج اخیر خیبر نشان می‌دهد تیم رحمتی در یک چرخه فرسایشی گیر کرده است. بعد از برد مقابل استقلال خوزستان در لیگ و سپاهان در جام حذفی، خیبر در لیگ برابر پیکان و آلومینیوم و فولاد به تساوی رسید و مقابل مس رفسنجان، فجر سپاسی و سپاهان شکست خورد.

  • ۳ ساعت قبل
  • 00
اوج کوتاه پیش از یک سراشیبی آرام

مهدی رحمتی و قدم زدن در دل بحران

مهدی رحمتی و قدم زدن در دل بحران
هومن جعفریهومن جعفریخبرنگار

مهدی رحمتی آخرین بار در جام حذفی مقابل سپاهان و پیش از آن در لیگ برتر مقابل استقلال خوزستان طعم برد را چشید؛ دو برد مهم که می‌توانستند سکوی پرش باشند، اما تبدیل شدند به اوج کوتاهی پیش از یک سراشیبی آرام. بعد از آن بردها، خیبر در لیگ برتر دیگر نتوانست برنده از زمین خارج شود؛ مساوی‌ها و شکست‌ها یکی‌یکی آمدند و فاصله تیم با روزهای خوبش بیشتر شد. حالا هرچه از آن دو برد می‌گذرد، بیشتر شبیه خاطره‌ای دور می‌شوند تا نقطه شروع یک روند.

تیمی که می‌جنگد اما نمی‌بَرد

نگاهی به نتایج اخیر خیبر نشان می‌دهد تیم رحمتی در یک چرخه فرسایشی گیر کرده است. بعد از برد مقابل استقلال خوزستان در لیگ و سپاهان در جام حذفی، خیبر در لیگ برابر پیکان و آلومینیوم و فولاد به تساوی رسید و مقابل مس رفسنجان، فجر سپاسی و سپاهان شکست خورد. این یعنی تیم نه فروپاشیده، نه از هم پاشیده، اما در مهم‌ترین چیز ناتوان بوده: تمام کردن کار. خیبر در بسیاری از این بازی‌ها در جریان مسابقه حضور داشته، اما در لحظه‌های آخر، امتیاز را از دست داده؛ تیمی که می‌جنگد، اما نمی‌بَرد و حالا هم رسیده به بازی های یکی در میان مساوی و باخت!

خیبری که نمی‌داند می‌خواهد چه باشد

یکی از مشکلات اصلی تیم رحمتی، نداشتن یک هویت مشخص است. خیبر در بعضی بازی‌ها سعی می‌کند مالک توپ باشد، در بعضی بازی‌ها مستقیم و سریع بازی می‌کند و در بعضی مسابقه‌ها بیشتر واکنش نشان می‌دهد تا این‌که خودش ابتکار عمل را در دست بگیرد. این نوسان در سبک، باعث شده تیم نه در حمله شکل بگیرد و نه در دفاع ثبات پیدا کند. رحمتی باید تصمیم بگیرد خیبر چه تیمی است؛ تیمی که می‌خواهد بازی را کنترل کند یا تیمی که می‌خواهد از فضاها استفاده کند. این بلاتکلیفی، خودش را در نتایج نشان داده.

ضعف در لحظه‌های تعیین‌کننده

خیبر در چند بازی اخیر تا دقایق پایانی نمایش بدی نداشته، اما در نهایت امتیاز از دست داده است. این یعنی تیم در مدیریت لحظه‌های حساس مشکل دارد. لیگ برتر جایی نیست که اگر ده دقیقه تمرکزت را از دست بدهی، بتوانی به‌راحتی جبران کنی. تیم رحمتی در این لحظه‌ها یا بیش از حد عقب می‌نشیند و ضربه می‌خورد، یا بی‌محابا جلو می‌رود و فضا می‌دهد. این همان نقطه‌ای است که تجربه مربی باید خودش را نشان بدهد؛ جایی که باید بداند چه زمانی بازی را آرام کند، چه زمانی ریسک کند و چه زمانی فقط امتیاز را حفظ کند.

نیمکت کوتاه یا استفاده اشتباه؟

خیبر تیمی پرستاره نیست، اما بازیکنانش کیفیت قابل قبولی دارند. مشکل اینجاست که رحمتی هنوز نتوانسته از تمام ظرفیت تیمش استفاده کند. تعویض‌ها در بعضی بازی‌ها دیر انجام می‌شود، برخی بازیکنان در پست‌های نامناسب به کار گرفته می‌شوند و گاهی تغییرات او نه جریان بازی را بهتر می‌کند و نه انرژی تازه‌ای وارد زمین می‌کند. در لیگ فشرده و سخت، نیمکت فقط برای پر کردن لیست نیست؛ باید ابزار تغییر نتیجه باشد. این‌جا جایی است که می‌توان از رحمتی انتظار بیشتری داشت.

جایی که باید خودش را ثابت کند

رحمتی حالا در نقطه‌ای ایستاده که هر مربی جوان و جاه‌طلب دیر یا زود به آن می‌رسد؛ نقطه‌ای که نتایج، فقط درباره تیم حرف نمی‌زنند، درباره خود مربی هم قضاوت می‌کنند. او در سال‌های اخیر نشان داده شجاعت ساختن دارد، اما این هفته‌ها زمان ساختن نیست؛ زمان واکنش است. مربی‌ای که می‌خواهد در فوتبال ایران ماندگار شود، باید بلد باشد از دل بحران بیرون بیاید. رحمتی اگر می‌خواهد مسیرش را از مربیان معمولی جدا کند، باید همین حالا نشان بدهد که می‌تواند تیمی بی‌اعتمادبه‌نفس را دوباره زنده کند.

در آستانه یک انتخاب بزرگ

خیبر تیمی است که ظرفیت دارد، ساختار دارد و اگر درست هدایت شود، می‌تواند دوباره خطرناک شود. اما برای رسیدن به این نقطه، رحمتی باید چند تصمیم سخت بگیرد: تغییر در ترکیب، تغییر در سیستم، یا تغییر در ذهنیت. هر تصمیمی که بگیرد، این هفته‌ها تبدیل می‌شود به بخشی از هویت مربی‌گری او. اگر از این بحران عبور کند، یک قدم بزرگ به سمت تبدیل شدن به مربی‌ای جدی در فوتبال ایران برمی‌دارد. اما اگر نتواند، این دوره به عنوان یکی از سخت‌ترین و سنگین‌ترین فصل‌های کاری‌اش ثبت خواهد شد؛ فصلی که در آن، نه فقط خیبر، که خود مهدی رحمتی هم زیر سؤال می‌رود.

نظرات کاربران
capcha