ریختن بنزین روی آتش زیر خاکستر؟!

تغییر اخیر در کادر فنی ذوب‌آهن، نه یک جابه‌جایی سادهٔ مربی، بلکه نشانه‌ای از آشفتگی مدیریتی است که سال‌هاست این باشگاه را درگیر کرده است. سرمربی گذشته گاندوها در مصاحبه‌ای صریح اعلام کرد که مدیریت جدید باشگاه تلاش داشته جلال امیدیان را به‌عنوان دستیار به او تحمیل کند.

  • ۱ ساعت قبل
  • 00
ریختن بنزین روی آتش زیر خاکستر؟!

ذوب‌آهن و یک تغییر بحث‌برانگیز

ذوب‌آهن و یک تغییر بحث‌برانگیز
هومن جعفریهومن جعفریخبرنگار

تغییر اخیر در کادر فنی ذوب‌آهن، نه یک جابه‌جایی سادهٔ مربی، بلکه نشانه‌ای از آشفتگی مدیریتی است که سال‌هاست این باشگاه را درگیر کرده. قاسم حدادی‌فر، چهره‌ای محبوب و متعصب در تاریخ ذوب‌آهن، در مصاحبه‌ای صریح اعلام کرد که مدیریت جدید باشگاه تلاش داشته جلال امیدیان را به‌عنوان دستیار به او تحمیل کند؛ اقدامی که با استقلال حرفه‌ای او هم‌خوانی نداشته و در نهایت به پایان همکاری انجامیده است. این اتفاق در شرایطی رخ می‌دهد که ذوب‌آهن با بودجهٔ محدود، ساختار مدیریتی ناپایدار و مشکلات انباشتهٔ چند فصل اخیر، عملاً باید برای سقوط نکردن بجنگد.

فاصله از مسیر حرفه‌ای

ذوب‌آهن در دهه‌های گذشته یکی از تیم‌های منظم، کم‌حاشیه و قابل‌اعتماد فوتبال ایران بود؛ تیمی که با مدیریت صنعتی، ثبات مالی و برنامه‌ریزی بلندمدت شناخته می‌شد. اما در سال‌های اخیر، تغییرات پی‌درپی مدیریتی، کاهش بودجه، تصمیم‌های عجولانه و نبود ساختار مشخص، این باشگاه را از مسیر اصلی خود دور کرده است. نتیجهٔ این روند، تیمی است که هر فصل با حداقل امکانات وارد لیگ می‌شود و به جای رقابت برای رتبه‌های بالاتر، مجبور است برای بقا بجنگد.

حدادی‌فر؛ یک چهرهٔ بومی که قربانی تصمیم‌های غیرحرفه‌ای شد

قاسم حدادی‌فر نه‌تنها یک مربی، بلکه نماد تعصب و هویت ذوب‌آهن است. او در شرایطی هدایت تیم را پذیرفت که باشگاه در بحران بود و بسیاری از مربیان باتجربه حاضر به قبول این ریسک نمی‌شدند. با این حال، تحمیل دستیار و دخالت مستقیم در کادر فنی، استقلال کاری او را زیر سؤال برد؛ موضوعی که خودش هم در مصاحبه‌اش به‌صراحت بیان کرد. خروج او، در واقع خروج یک سرمایهٔ بومی و یک چهرهٔ محبوب است؛ سرمایه‌ای که به‌سادگی قابل جایگزینی نیست.

جلال امیدیان؛ انتخابی پرریسک برای تیمی در آستانهٔ سقوط

امیدیان سال‌هاست در فوتبال ایران به‌عنوان دستیار فعالیت کرده و تجربهٔ محدودی در نقش سرمربی دارد. انتخاب او برای تیمی که در بحران است، پرسش‌های جدی ایجاد می‌کند. معمولاً تیم‌های در خطر سقوط به سراغ مربیانی می‌روند که تجربهٔ مدیریت بحران، شناخت از لیگ و توانایی ایجاد شوک فوری داشته باشند. اما امیدیان هنوز در این سطح آزمون جدی پس نداده و مشخص نیست بتواند تیم را از این وضعیت خارج کند. اگر ذوب‌آهن با او هم نتیجه نگیرد، باشگاه با دو بحران هم‌زمان روبه‌رو می‌شود: یک مربی محبوب و بومی را از دست داده و مربی جدید نیز نتوانسته تیم را نجات دهد.

آیندهٔ ذوب‌آهن؛ مسیر بازگشت یا سقوط عمیق‌تر؟

اگر روند تصمیم‌گیری‌های غیرحرفه‌ای ادامه پیدا کند، ذوب‌آهن نه‌تنها از بحران خارج نمی‌شود، بلکه ممکن است وارد چرخه‌ای شود که خروج از آن بسیار دشوار است. تیمی با این سابقه و هویت، نیازمند مدیریت حرفه‌ای، ثبات، برنامه‌ریزی و احترام به استقلال کادر فنی است. اگر امیدیان موفق شود، این تصمیم جسورانه توجیه پیدا می‌کند؛ اما اگر نتیجه نگیرد، ذوب‌آهن با سرعت بیشتری به سمت سقوط و بحران عمیق‌تر حرکت خواهد کرد.

نظرات کاربران
capcha