گسست نسلی یا جنگ تایملاینها؟احساس غریبگی و بیگانگی میان نسلها و حتی همنسلیها، امروز بیش از هر زمان دیگری عمیق شده است؛ گویی هر گروه در «سیاره» رسانهای و «تایملاین» اختصاصی خود اسیر است. این انفصال که حاصل محاصره الگوریتمها و جریانهای اطلاعاتی متعارض است، تصویری چندپاره و گاه کاملاً متضاد از واقعیتهایی مانند اوضاع داخلی ایران یا تحرکات منطقهای ارائه میدهد. گفتوگوی اخیر قالیباف با سیانان، نمونهای از تلاش برای ایجاد یک «پل بینسیارهای» و شکستن این حبابهای اطلاعاتی تلقی میشود.
نارنجک توی تحریریه

«گودزیلا!» این نامی بود که ما روی متولدین دهههای بعد از خودمان میگذاشتیم، ما آنها را طوری میدیدیم که انگار «یوفو» یا همان موجودات فضایی هستند و در یک جهان دیگر زندگی میکنند و یکجور دیگری تربیت شدهاند.
اصطلاحاتی داشتند که برای شناخت آن نیاز به فرهنگ لغات میاندههای بود و حالا میبینیم که دهه هفتادیها هم مثل ما دهه شصتیها حرف نسل بعدی خودشان را متوجه نمیشوند و این اتفاق برای دهه هشتادیها هم افتاده است.
بله! واقعاً آنها توی یک سیاره دیگر، توی یک سرزمین دیگر و توی یک کشور دیگر زندگی میکردند و میکنند، این حرف اصلاً عجیب نیست، آنها، مثل تمام «دیگران»ی که نسبت به خودمان تعریف کردهایم توی «تایملاین»های متفاوت زندگی میکنند و همین باعث میشود مثل ما فکر نکنند، حرف نزنند و لباس نپوشند.
زندگی در محاصره الگوریتمها
زندگی در دنیای مجازی یک اتفاق واقعی است؛ شما اخبار روزانهتان را از فضای مجازی میگیرید، شخصیتهای محبوب خودتان را دنبال میکنید و از آنها اطلاعات و سبک زندگی میگیرید، روانشناسان خودتان را دنبال میکنید و از آنها دستور تربیتی میگیرید، آشپزهای مورد علاقه خودتان برای شما دستور پخت غذا تهیه میکنند و بلاگرهای محبوب خودتان تعیین میکنند که کجا بروید و چه چیزی بخرید و زندگی چیزهایی شبیه به همینهاست. این «تایملاین» ماست که برای ما تعیین میکند چطور زندگی کنیم و سادهترین معنای تایملاین در فضای مجازی آن چیزی است که اینستاگرام یا توییتر یا هر شبکه اجتماعی دیگری به ما نشان میدهد. چیزی که الگوریتمها برای ما انتخاب میکنند و ما خیلی نمیتوانیم از آن تخطی کنیم. تایملاین، سیاره محل سکونت ماست، جایی که الگوریتمها ما را به آنجا کوچ دادهاند. ما خواسته یا ناخواسته در محاصره الگوریتمهای مجازی به سر میبریم و وقتی دوستی، آشنایی یا فامیلی برای ما چیزی تعریف میکند، امکان دارد اصلاً از آن سر در نیاوریم و آنچه او تصور میکند که همه دیدهاند را ما در سیاره خودمان ندیده باشیم. این مشکل بزرگ رسانهایها برای انتقال پیامشان است، آنها نمیتوانند یک پیام را واقعاً به همه برسانند، چون ارتباط این سیارهها تقریباً با هم قطع شده است، ما نمیتوانیم از سیاره خودمان به آنها سیگنال بفرستیم و از یکدیگر خبر نداریم.
به همین دلیل است که آنها تکیه کلام خودشان را دارند، به زبان خودشان صحبت میکنند و از وقایع به نحوهای اطلاع میگیرند که مربوط به ما نیست و همین باعث میشود تصور کنیم ما در دو کشور که نه، در دو جهان متفاوت زندگی میکنیم و خیلی اوقات در مکالمه با دیگرانی که در تایملاین دیگری زندگی میکنند حرف مشترکی نداریم. سفر بین سیارهای در این دوران که الگوریتمها دست ما نیستند خیلی سخت است.
یک ایران دیگر
«در بیش از سی شهر ایران حکومت نظامی برقرار شده است و تانکها ورودیهای شهرهای مختلف را بستهاند، مردم هیچ امکان ارتباطی با هم ندارند و تجمعات اعتراضی در شهرهای مختلف کشور به خونینترین شکل ممکن در حال برگزاری است.» این تصویری است که در تایملاین دیگر ما به نمایش گذاشته شده است و اگر در گروههایی که از این تایملاین تغذیه میشوند دوری بزنید میبینید که همین تصویر جا افتاده است. علاوه بر این ناوهای مقتدر و شکستناپذیر آمریکایی در راه هستند و خودروهای مسئولان در حال حمل چمدان آنها به مقصد فرودگاه به سر میبرند تا در اولین فرصت تهران را به مقصد جدیدی ترک کنند. همان تصویری که سه سال قبل هم در مورد سفر مسئولان به ونزوئلا در اینستاگرام و به کانادا در توییتر به وفور دیده میشد. آدمهایی که اینطور فکر میکنند برای ما عجیب به نظر میرسند؛ اما شک نکنید که تحریریه برخی روزنامهها و رسانههای مهم دنیا هم ساکن همین سیارهها هستند و مثل همین افراد فکر میکنند.
به خاطر بیاوریم که رابرت مورداک، غول رسانههای دنیا میگفت: «ما در رسانه تصمیم میگیریم که مردم دنیا به چه چیزی فکر کنند!»
یک نارنجک صوتی
احتمالاً بخشهایی از مصاحبه محمدباقر قالیباف با خبرنگار سیانان را دیدهاید، فردریک پلیتگن، خبرنگار برجسته این رسانه آمریکایی روبهروی رئیس مجلس ایران نشست و درخصوص وضعیت کشور و منطقه با او گفتوگو کرد.
اینکه پلیتگن چقدر مهم است و یک خبرنگار حتی خیلی خوب چقدر میتواند در دنیا مؤثر باشد مسئله ما نیست، تمام رسانهها در دنیا وابستگیهایی دارند که نمیتوان آن را نادیده گرفت و بدون شک سیانان هم سجادهاش را به سمتی پهن میکند که قبله ما نیست؛ اما همینکه نارنجکی توی تحریریه، توی مغز و توی تایملاین سیانانیها منفجر شده که دیوارهای بین دو سیاره را خراب کرده اتفاق بسیار بزرگی است. حالا آنها چیزی را میدانند که تا امروز ندیده بودند، حالا آنها از چیزهایی صحبت میکنند که تا همین چند روز پیش حتی یک اثر از آن در سیارهشان دیده نمیشد و این یعنی پلی بین دو دنیا! این حرفها گذشته از شکستن تصویر تسلیم ماست، شک نکنید آمریکاییها هم در سانسور خبری به سر میبرند و نمیدانند که ما در مورد جنگ، در مورد مذاکره و درکل در مورد آمریکا چطور فکر میکنیم و حالا پیشفرضهای ذهنی آنها مثل ستونهایی است که لگد محکمی خورده و میلرزد!
یک گفتوگوی بینسیارهای
قالیباف در زمان اعزام ناوهای آمریکایی بهسمت خلیج همیشه فارس، تصویری از اقتدار و شجاعت ایران و ایرانی را به نمایش گذاشت و این درست خلاف تصوری است که دنیا بعد از نمایش ترامپ - مادورو در ذهن خود پرورده بود.
در شرایطی که دنیا بعد از اسنپبک ایران را غیرقابل مذاکره میدانست، این گفتوگو ثابت کرد که ایران میداند آمریکا، مذاکرهکننده ایستاده را در مقابل خود نمیپذیرد و هر کس روبهروی آمریکا بنشیند ترامپ از ارتفاعی به او نگاه میکند که خلبانهای اف-35 از آنجا نگاه میکنند. پس ایران مذاکره میکند؛ اما نه از موضع ضعف!
خود همین کار، شکستن تایملاین است؛ دیواری که بین دو سیاره وجود دارد و تصویری از ما نشان میدهد که درست نیست. تبلت کوچکی که قالیباف مقابل خبرنگار سیانان گرفت یک نمایش تمامعیار رسانهای بود که از هر دیواری عبور میکرد، حالا تعجب پلیتگن مثل یک بمب توی آمریکا و سیانان منفجر میشود.
مطالب پیشنهادی









.jpg?v=)
