پیام دومین سفر جولانی به مسکو

ولانی در مدت کوتاهی که قدرت را در دست گرفته تاکنون دو نوبت دیدار با پوتین و سه نوبت دیدار با «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا، همچنین در سفری به فرانسه با امانوئل مکرون رئیس‌جمهور این کشور دیدار کرده است.

  • ۳ ساعت قبل
  • 00
پیام دومین سفر جولانی به مسکو

سوریه بدون روسیه اداره نمی‌شود

سوریه بدون روسیه اداره نمی‌شود
سید مهدی طالبیسید مهدی طالبیپژوهشگر حوزه بین‌الملل

ابومحمد الجولانی رئیس حکومت سوریه روز گذشته (چهارشنبه 8 بهمن 1404،28 ژانویه 2026)، برای دومین بار طی 5 ماه اخیر با ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه دیدار کرد. او پیش‌ازاین روز 23 مهرماه (15 اکتبر 2025)، دیدار مشابهی با پوتین در کاخ کرملین داشت. 
جولانی در مدت کوتاهی که قدرت را در دست گرفته تاکنون دو نوبت دیدار با پوتین و سه نوبت دیدار با «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا را تجربه کرده است. او همچنین در سفری به فرانسه با امانوئل مکرون رئیس‌جمهور این کشور دیدار کرده است. 
از میان قدرت‌های جهانی، جولانی دیدار با شی جین پینگ، رئیس‌جمهور چین را کم دارد. به نظر می‌رسد اجرایی نشدن چنین دیداری فعلا به دلیل پروتکل‌های خاص شی و سختگیری در سفر‌ها و دیدار‌های وی است؛ زیرا اسعد الشیبانی وزیر خارجه جولانی، در آبان‌ماه به چین سفر کرد که بر اساس رویه‌ای که در خصوص روسیه رخ داد، عده‌ای معتقد بودند احتمال دارد جولانی با اندک فاصله‌ای برای دیدار با رئیس‌جمهور این کشور به پکن برود. 
اگر دیدار‌های جولانی با دولت‌های غربی به دلیل نقش آن‌ها در ضدیت با دولت اسد و سقوط وی انجام شده‌اند، درباره روسیه این کشور حامی سنتی خاندان اسد بود. از این رو گرچه دیدار مهرماه برای نشان دادن تداوم رابطه قابل توجیه بود، اما تکرار آن در مدتی کوتاه، از وجود برنامه‌ها و منافع مشترک حکایت دارد. 

نکات
مهم‌ترین مسائل موجود درباره وضعیت سوریه در ذیل مورد بررسی قرار گرفته‌اند. 
1 -   نخستین سفر جولانی به روسیه 11 ماه پس از رسیدن به قدرت رسیدن انجام شد. این سرعت در احیای روابط ناشی از احتیاط روسیه در نبرد با مخالفان در ماه‌های آخر، برخی توافقات فوری با آن‌ها در حین شورش و رعایت منافع و احترام مسکو توسط حامیان تروریست‌ها بود؛ به گونه‌ای که سفارت روسیه پس از تصرف دمشق امن باقی ماند. 
2-   در چالش و ستیز بین نظام‌های سیاسی فعلی و پیشین، نظام پیشین شامل حزب بعث و خاندان اسد، گزینه‌ای برای بازگشت به قدرتند. حکومت پیشین سوریه دو حامی قدرتمند داشت که شامل روسیه و محور مقاومت به رهبری ایران می‌شدند. گشودن روابط با روسیه به‌عنوان یکی از این دو حامی، از یک‌سو به‌زعم جولانی باعث خروج روسیه از صف آمادگی برای بازگشت نظام سابق می‌شود و از سویی دیگر از نظر نمادین برای افکار عمومی، به معنای استقرار کامل نظام فعلی است. 
3-   روسیه به صورت پیوسته، طی 7 دهه بزرگ‌ترین حامی حکومت سوریه بود، تا جایی که دمشق در هفته‌های منتهی به سقوط همچنان در چهارچوب ذهنی دوران دوقطبی و جنگ سرد فعالیت می‌کرد. روس‌ها با ساختار‌های سوریه درهم تنیده شده و اطلاعات خوبی از آن دارند. کنار گذاشتن مسکو به معنای محروم شدن حکومت کنونی دمشق از یک مشاور و قدرت‌شناس در این کشور است. همچنین اگر روسیه با این میزان از اطلاعات و توجه به سوریه از سوی نظام کنونی نادیده گرفته شود، خود ساختار‌هایی را تقویت می‌کند که دولت کنونی را به چالش می‌کشند. 
4-   با سقوط اسد، روسیه همان وضعیتی را یافته که آمریکا در عراق پیدا کرده است. با شروع شورش نهایی تروریست‌ها علیه اسد، عمده پایگاه‌های کوچک روسیه برچیده شدند و امروز تنها دو پایگاه هوایی حمیمیم در لاذقیه و پایگاه دریایی طرطوس در اختیار آن هاست. برچیده شدن این پایگاه‌ها منافع و حیثیت روسیه را با زیان مواجه می‌کند و حرکت به این سمت می‌تواند واکنش شدید مسکو را در پی داشته باشد. این واکنش لزوماً فوری نیست اما می‌تواند ضربه‌ای مهلک به دولت جولانی وارد کند. 
5-   هر دور حضور جولانی یا مقامات دولت او در مسکو می‌تواند به اضطراب در میان اسد و تیم همراه او دامن بزند؛ زیرا همواره ادعا شده که جولانی درپی استرداد اسد و اطرافیانش است. در چهارچوب رقابت میان این دو تیم، چنین هدفی دور از ذهن نیست. این مسئله هدف اصلی سفر را بیان نمی‌کند، بلکه در هردور سفر، در رسانه‌ها گمانه‌زنی درخواست برای استرداد مطرح می‌شود تا شوکی به تیم اسد وارد شود. 
6-  جولانی در حدی نیست که بتواند مورد توجه آمریکا و روسیه قرار گرفته و بار‌ها با پوتین و ترامپ دیدار کند. این دیدار‌ها با واسطه‌گری دولت‌های عربی حاشیه جنوبی خلیج‌فارس صورت می‌گیرد که در آن عربستان سعودی به همراه محور ترکیه-قطر حضور دارند؛ چه اینکه ریاض در برابر ائتلاف امارات-رژیم صهیونیستی برای موازنه‌سازی به ترکیه نزدیک شده است. 
هدف این کشور‌ها در حمایت از جولانی متفاوت است؛ اما در زمینه‌هایی اشتراک دارد. این دولت‌ها برای ساقط کردن نظام اسد نیاز به قوه‌ی نظامی و اجتماعی تکفیری‌ها داشتند، اما این به معنای مطلوبیت کلی این دیدگاه برای آن‌ها نیست. ازاین‌رو نظام سوریه باید با حمایت‌ها به امکانات و جایگاهی برسد تا به‌جای آنکه ادامه گروه‌های تروریستی باشد، همانند یک دولت جلوه کند. این مسئله خطر تروریست‌ها برای منطقه به‌ویژه ترکیه و شبه‌جزیره عربی را کنترل می‌کند. 
ازسوی‌دیگر، سوریه یک سرپل برای این کشور‌ها برای فعالیت در دیگر نقاط است. به‌زعم آن‌ها، تثبیت در سوریه به معنای تقویت قدرت در لبنان، عراق و تا حدی حتی در سرزمین‌های اشغالی است. 
7-  اگر نیرو‌های مخالف در جریان ساقط‌سازی اسد به سمت پایگاه‌های اصلی روسیه می‌رفتند، سقوط آن‌ها حتمی بود. هدف بانیان این وقایع اما سرشاخ شدن با روسیه نبود زیرا به طور خاص، ترکیه این کشور را یک شریک اقتصادی در حوزه انرژی می‌دید که در زمینه گاز و هسته‌ای به این کشور سود می‌رساند. 
همچنین گردشگران و سرمایه‌گذاران روس، ترکیه را یک مقصد مناسب می‌دانند و آنکارا ازاین‌رو خواهان تعریف خود به‌عنوان بازیگری در مقابل مسکو نیست. 
8-   حضور روسیه در سوریه، وابسته به روابط دیرینه‌اش با خاندان اسد و علوی‌ها و روابطش با کردهاست. آن‌ها اما در روز‌های اخیر همراه با ورود قوای جولانی به شرق سوریه و عقب‌نشینی موضعی کرد‌ها، از پایگاه خود در حسکه عقب‌نشینی کردند. 
خروج روسیه از شرق سوریه، کاهش حمایت آمریکا از کرد‌ها و احتمال خروج نظامیانش از این منطقه، از برطرف‌شدن دلایل و زمینه‌های حضور این دو بازیگر در شرق سوریه خبر می‌دهد. 
9-   روسیه فعلا منافع قابل‌توجهی همانند قبل در سوریه ندارد. منافع کنونی شامل حفظ حیثیت از مسیر باقی ماندن پایگاه‌های نظامی و همچنین برقرار ماندن خط ارتباطی با جبهه داخلی سوریه و برخی متحدان پیشین است. پایگاه روس‌ها از نظر عملیاتی به دلیل حضور گسترده تکفیری‌ها در محیط‌های اطراف قابل اتکا نیست. 
10 -  حضور روسیه در سوریه برای جولانی منافع متعددی دارد. این کشور یک وزنه برای موازنه‌سازی است. اگر جولانی قصد داشت با دادن پایگاه در جنوب سوریه و دمشق به آمریکا مانع حرکت بیشتر رژیم صهیونیستی به داخل این کشور شود، چنین درخواستی را به روسیه نیز مطرح کرده بود. 
همچنین روس‌ها برای باقی‌ماندن پایگاه‌های نظامی‌شان حاضر به حمایت مالی و ارائه تسهیلات اقتصادی به جولانی‌اند که در وضعیت بغرنجی که دارد، غنیمت است. 
ازسوی‌دیگر باید توجه داشت، رژیم صهیونیستی رادار‌های ارتش سوریه را پس از سقوط اسد نابود کرد و از استقرار رادار‌های ترکیه‌ای ممانعت به عمل آورد. ازاین‌رو رادار‌های دوربرد موجود در پایگاه‌های روسی در طرطوس و لاذقیه، تنها دارایی‌های راداری سوریه‌اند که می‌توانند برای اطلاع از تحرکات رژیم صهیونیستی مورد بهره‌برداری قرار گیرند؛ چه اینکه تل‌آویو پیش‌ازاین سابقه حمله به ساختمان ستاد کل ارتش جولانی را داشته است. 

نظرات کاربران
capcha