هسته اصلی بازدارندگی دریایی ایران

گزارشی از یک اندیشکده آسیایی هشدار می‌دهد که دکترین دفاع دریایی نامتقارن ایران، به ویژه ناوگان زیردریایی‌های بومی آن در تنگه هرمز، می‌تواند هرگونه درگیری با آمریکا را به یک جنگ فرسایشی پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل کند. این تحلیل که بر «سلاح جغرافیا» و تاکتیک‌های جنگ زیرسطحی ایران تأکید دارد، تبیین می‌کند که چرا واشنگتن در آغاز یک تقابل نظامی گسترده علیه تهران تردید دارد.

  • ۳ ساعت قبل
  • 00
هسته اصلی بازدارندگی دریایی ایران

ایران چطور لینکلن را زیر ضرب می‌ گیرد؟

ایران چطور لینکلن را زیر ضرب می‌ گیرد؟
میراحمدرضا مشرفمیراحمدرضا مشرفکارشناس حوزه بین الملل

فراخوان گسترده ناوگان دریایی ایالات متحده به سوی منطقه خاورمیانه و به طور خاص به سوی دریای عمان و خلیج‌فارس و بالارفتن ضریب احتمال یک تقابل همه‌جانبه میان ایالات متحده و ایران، بسیاری از کارشناسان نظامی را بر آن داشته است تا شرایط و نتایج احتمالی این تقابل نظامی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند. بر همین اساس اندیشکده تخصصی «مطالعات دفاعی امنیتی آسیا» در یکی از جدیدترین مقالاتش به موضوع تقابل ایران و ایالات متحده در حوزه دریایی پرداخته و تلاش کرده است تا با ارزیابی دقیق از داده‌های نظامی موجود، چشم‌اندازی از چگونگی این تقابل و پیامد‌ها و نتایج احتمالی آن ارائه دهد. البته صرف‌نظر از جنبه تخصصی این مقاله و اطلاعاتی که در حوزه نظامی ارائه می‌دهد، بازخوانی بخش‌های عمده‌ای از آن می‌تواند پیش و بیش از همه، دلیل تعلل ایالات متحده در آغاز هر گونه اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران، به‌ویژه در حوزه دریایی را آشکار کند. 

مبانی دکترین دفاع دریایی ایران

اندیشکده مطالعات دفاعی امنیتی آسیا تحلیل خود از شرایط تقابل دریایی احتمالی میان ایران و ایالات متحده را با خبری از ایران آغاز می‌کند؛ اعزام زیردریایی‌های فاتح و غدیر از سوی ایران به تنگه هرمز که در واقع واکنشی به تشدید حضور دریایی ایالات متحده در منطقه و خلیج‌فارس بوده است؛ اما اعزام این زیردریایی‌ها به تنگه هرمز و ماهیت واکنش ایران، به لحاظ نظامی چگونه قابل ارزیابی است؟ 
در این راستا تحلیلگران نظامی اندیشکده، این اقدام را در چهارچوب دکترین نظامی دریایی ایران در خلیج فارس مورد ارزیابی قرار می‌دهند. از نظر آن‌ها این دکترین دریایی نامتقارن بر چند رکن مهم استوار شده است؛ اتکا بر جنگ زیر آبی برای ایجاد توازن در برابر حجم نیروی دریایی ایالات متحده، بهره‌گیری از سلاح جغرافیا و به چالش کشیدن یک کریدور باریک و بسیار مهم 21 مایلی که گلوگاهی مهم برای انرژی (عبور‌دهنده حدود 20 تا 21 درصد نفت دریایی جهان) و تجارت جهانی است و در نهایت ایجاد یک فشار راهبردی پایدار [جنگ فرسایشی] در راستای تهدید کشتیرانی، پیچیده کردن عملیات ناوگان ایالات متحده و تحمیل عدم قطعیت راهبردی بر کشور‌های شورای همکاری خلیج‌فارس که اقتصادی به شدت وابسته به صادرات انرژی دارند. 

ارزیابی کارشناسان غربی از توان دریایی ایران

ارزیابی‌های نظامی بی‌سر‌و‌صدایی که در غرب انجام گرفته است، وجود نوعی نگرانی را در میان آن‌ها انعکاس می‌دهد. به طور مثال بیان این که زیر‌دریایی‌های کلاس غدیر ایران، می‌تواند همان کاری را انجام دهد که زیر‌دریایی‌های یو-بوت در جنگ جهانی دوم انجام دادند، می‌تواند مهر تأییدی بر پتانسیل ویرانگر زیردریایی‌های کوچک ایران باشد. کاپیتان تریسی ای. وینسنت از نیروی دریایی ایالات متحده اذعان می‌کند که زیردریایی‌های کلاس غدیر «قابلیت نظارتی بیشتر و یک لایه دفاعی برای ایران فراهم می‌کنند.» فرمانده دانیل دولان هم تأکید دارد که این زیردریایی‌ها «به خوبی برای اهداف جنگ چریکی، کمین و ضد دسترسی/ ایجاد سد راه ناحیه‌ای، طراحی شده‌اند...» از سوی دیگر برخی دیگر از تحلیلگران نظامی نیز هشدار داده‌اند که شناسایی این زیردریایی‌ها به خصوص هنگام توقف در بستر دریا بسیار دشوار است و با توجه به تعدادشان، می‌توانند برتری تکنولوژیکی دشمن را تحت الشعاع قرار دهند. همه این موارد باعث تقویت این تصور می‌شود که قدرت دریایی ایران برای درگیری‌های پایاپای و متقارن طراحی نشده، بلکه برای «فرسایش فزاینده» در یک «فضای دریایی محدود» برنامه‌ریزی شده‌ است. علاوه بر این تحلیلگران دفاعی تأکید دارند که ایران می‌تواند از این زیردریایی‌ها به صورت انبوه برای شلیک موشک‌ها استفاده کند که به نوعی از بهره‌گیری از تاکتیک اشباع- در برابر دقت- به عنوان منطق اصلی موضع بازدارندگی زیر آبی ایران در خلیج‌فارس و دریای عمان، حکایت دارد. 

ایران و راهبرد جنگ نامتقارنِ زیر دریا

تحلیلگران اندیشکده مطالعات دفاعی آسیا در این تحلیل به ناوگان زیردریایی ایران و چگونگی عملکرد آن توجهی ویژه نشان می‌دهند. آن‌ها اذعان دارند که ایران در‌حال‌حاضر یکی از متنوع‌ترین و در‌عین‌حال پرشمارترین ناوگان‌های زیردریایی خاورمیانه را اداره می‌کند. این ناوگان که تعداد آن حدود 28 تا 30 فروند تخمین‌زده می‌شود، زیردریایی‌های کلاس کیلو (kilo-class) ساخت روسیه (طارق)، زیردریایی‌های نیمه‌سنگین کلاس فاتح تولید داخل و تقریباً 20 زیردریایی کوچک کلاس غدیر را شامل می‌شود. این نوع ترکیب نکته‌ای مهم را بازتاب می‌دهد؛ انتخاب آگاهانه ساختار نیروی دریایی که کمیت، بهینه‌سازی جغرافیایی و قابلیت بقا را در اولویت قرار داده است. فقدان زیردریایی‌های هسته‌ای یا سیستم پیشرانه مستقل از هوا (AIP) – به‌رغم رونمایی از نمونه مجهز به AIP کلاس فاتح- تأثیری بر اثربخشی عملیات ایران در خلیج‌فارس بر جای نگذاشته است، چرا‌که عمق کم، شوری بالا، ترافیک تجاری متراکم و نویز صوتی شدید در منطقه، بسیاری از مزایای زیردریایی‌های بزرگ و پیشرفته را خنثی می‌کند. 
در‌حالی‌که زیردریایی‌های کلاس کیلوی ایران همچنان به مناطق عمیق‌تر خلیج و دریای عمان محدود هستند، پلتفرم‌های کلاس فاتح و غدیر در راستای تسلط بر ساحل، جنگ مینی، شناسایی و عملیات کمین در آب‌هایی اغلب با عمق کمتر از 50 متر، بهینه‌سازی شده‌اند. این ترکیب نیرو‌ها، در واقع رد صریح رقابت متقارن با ایالات متحده و جایگزینی آن با یک معماری دفاعی چند لایه را بازتاب می‌دهد که برای بهره‌گیری از شرایط جغرافیا، برتری عددی و عدم قطعیت در راستای تحمیل هزینه‌های عملیاتی و اقتصادی نامتناسب، طراحی شده است. برنامه‌ریزان نیروی دریایی ایران به طور فزاینده‌ای عملیات دریایی را با شناور‌های تندرو، سامانه‌های هوایی بدون سرنشین، سامانه‌های موشکی ساحلی و واحد‌های جنگ الکترونیک ادغام و یک اکوسیستم چند دامنه‌ای را ایجاد کرده‌اند. این ویژگی‌ها دشمنان را در حوزه‌های سطحی، زیر سطحی و الکترومغناطیسی به چالش می‌کشد. در نهایت می‌توان گفت که از نظر راهبردی، نیروی زیردریایی ایران نمایانگر یک سیستم نامتقارن بالغ است که به طور خاص برای منازعه طولانی‌مدت در تنگه هرمز و مسیر‌های دریایی اطراف آن طراحی شده است. 

ویژگی‌های زیردریایی‌های کلاس فاتح و غدیر

این نکته‌ای درخور تأمل است که تحلیلگران نظامی اندیشکده مطالعات دفاعی امنیتی آسیا به توانایی‌ها و ظرفیت‌های دو زیردریایی بومی ایران یعنی فاتح و غدیر نگاه ویژه‌ای نشان می‌دهند. 
الف) زیردریایی کلاس فاتح؛ گامی مهم و تکاملی در زیردریایی‌های بومی ایران به شمار می‌آید. شکاف بین زیردریایی‌های کوچک و قایق‌های تهاجمی بزرگ را پر می‌کند و در‌عین‌حال انعطاف‌پذیری عملیاتی فوق‌العاده‌ای را برای تنگه‌هرمز و خلیج‌عمان ارائه می‌دهد. از ظرفیت جابه‌جایی تقریبی 593 تن در زیر آب، طول 48 متر و مداومت حرکتی 35 روز برخوردار است. سرعتِ 14 گره دریایی در زیر آب و عمق آزمایشی تخمین‌زده شده 200 تا 250 متر از دیگر ویژگی‌های آن است که نشان از بقا‌پذیری خوب آن در برابر تهدیدات ضد زیردریایی در آب‌های کم عمق دارد. به لحاظ تسلیحاتی از 4 و بنابر برخی گزارش‌ها از 6 لوله اژدر 533 میلیمتری که قادر به پرتاب اژدر‌های سنگینی چون والفجر برخوردار است. توانایی در استقرار موشک‌های ضد کروز کشتی با برد 200 تا 300 کیلومتر (پوششی تا عمق خلیج‌عمان) و همچنین قابلت استقرار 8 مین زیر دریایی از دیگر ویژگی‌های تسلیحاتی این زیردریایی به شمار می‌آید. در مجموع و در ارتباط با تنگه هرمز، زیر دریایی‌های کلاس فاتح به ایران امکان می‌دهد تا قدرت پنهان‌کاری، استقامت و حمله از راه دور را در یک پلتفرم واحدِ بهینه شده برای تشدید تنش، ترکیب کند. 
ب) زیردریایی کلاس غدیر؛ ستون فقرات عددی نیرو‌های زیر سطحی ایران را تشکیل می‌دهد. ظرفیت تقریبی 117 تن در سطح آب و 125 تن در زیر آب، طول 29 متر و خدمه 7 نفره؛ همگی ویژگی‌هایی هستند که برای چابکی، پنهان‌کاری و استقرار سریع بهینه شده‌اند. تسلیحات شاملِ دو لوله اژدر افکن 533 میلیمتری و اژدر‌هایی با قدرت تخریب بالا علیه شناور‌های سطحی و زیردریایی، توانایی شلیک موشک‌های کروز زیرآبی مانند جاسک 2 با برد درگیری 200 تا 300 کیلومتر، قابلیت مین‌گذاری، توانایی استقرار نیرو‌های ویژه از جمله غواصان رزمی و تیم‌های خرابکار. اندازه کوچک این زیردریایی باعث می‌شود تا بتواند در بستر دریا مستقر شده، از سطوح بالای نویز محیطی بهره‌برداری کرده و از شناسایی توسط سیستم‌های پیشرفته بهینه شده برای آب‌های کم عمق بگریزد. در مجموع و از نظر عملیاتی، زیردریایی‌های کلاس غدیر از این قابلیت برخوردارند که تنگه هرمز را به یک میدان نبرد پرمناقشه تبدیل کنند که در آن عدم قطعیت در نتیجه، خود می‌تواند به سلاحی کارآمد تبدیل شود. 

دکترین عملیاتی ایران در خلیج‌فارس و تنگه‌هرمز

در اینجا کارشناسان نظامی اندیشکده به دنبال تبیین دکترین عملیاتی ایران در صورت وقوع هرگونه جنگی در دریا هستند. بر اساس دیدگاه آن‌ها، چنین دکترینی بر کمین ساحلی، مین‌گذاری و ناپدید شدن سریع اتکا دارد. این دکترین با شرایط جغرافیایی خلیج‌فارس هماهنگی دارد و درعین‌حال قابلیت بقا را به حداکثر می‌رساند. در چهارچوب این دکترین، زیردریایی‌ها در مخفیگاه‌های ساحلی مستقر شده و حملات غافلگیرانه اژدری یا موشکی علیه اهداف با ارزش بالا انجام می‌دهند. جنگ مین یکی دیگر از ارکان این دکترین است که ترافیک دریایی را مسدود و یا هدایت کرده و عملیات پاکسازی طولانی‌مدت و پرهزینه را بر دشمنان تحمیل می‌کند. از سوی دیگر امکان ورود نیرو‌های ویژه از طریق زیردریایی‌های کلاس غدیر، جنبه جنگ ترکیبی را بر این قابلیت‌ها اضافه کرده و عملیات خرابکارانه را ممکن می‌سازد. چنین تحرکاتی در واقع مرز بین درگیری‌های دریایی و نامنظم را کمرنگ می‌کند. این دکترین بر فرسایش تدریجی تأکید دارد که در آن اقدامات مکرر و با شدت کم، زمینه تحمیل هزینه‌های اقتصادی و سیاسی فزاینده‌ای را بر دشمن مهیا می‌سازد. در نهایت هدف ایران بستن دائمی تنگه‌هرمز نیست، بلکه حفظ توانایی‌های قابل اعتماد برای مختل کردن فعالیت آن به میزان دلخواه است. با این کار ایران خود را به عنوان یک بازیگر تعیین‌کننده در هر سناریویی از تشدید تنش منطقه‌ای، معرفی خواهد کرد. 

 پیامد‌های راهبردی و جهانی قابلیت‌های دریایی ایران

در نهایت تحلیلگران مطالعات دفاعی امنیتی آسیا تمرکز خود را بر پیامد‌های این قابلیت‌های دریایی ایران قرار می‌دهند؛ در جایی که آن‌ها باور دارند که استقرار زیردریایی‌های ایرانی فاتح و غدیر در تنگه‌هرمز، ریسک‌پذیری را در بازار‌های جهانی انرژی به میزان قابل توجهی افزایش می‌دهد که در آن هر گونه حادثه، حتی جزیی، می‌تواند باعث نوسانات قیمت و اختلال در زنجیره تأمین شود. نیروی دریایی ایالات متحده و متحدانش با چالش‌های مداومی در زمینه جنگ زیردریایی در آب‌های کم‌عمق و با پیچیدگی‌های صوتی مواجه خواهند شد و این امر خطر عملیاتی در طول بحران‌ها را دو چندان خواهد کرد. بازیگران منطقه‌ای مانند عربستان سعودی، امارت متحده عربی و اسرائیل مجبور خواهند بود که تهدیدات زیر دریا را در برنامه‌ریزی امنیت دریایی خود قرار دهند. از نظر راهبردی، استقرار زیردریایی‌های ایران، قابلیت این کشور را برای تأثیرگذاری بر محاسبات امنیت انرژی جهان تقویت می‌کند. در این شرایط تنگه‌هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین نقاط حساس در استراتژی دریایی مدرن باقی خواهد ماند. 

نظرات کاربران
capcha