بازگشت دو غول با دو مربی تازه نفس

سرمربی منچستر با آرامش و نظم و سرمربی رئال با انرژی و جسارت؛ اما هر دو یک چیز را ثابت کرده‌اند: گاهی مربیانی که با برچسب «موقت» وارد می‌شوند، اگر فرصت و اعتماد پیدا کنند، می‌توانند آیندهٔ یک باشگاه را تغییر دهند.

  • ۱۴۰۴-۱۱-۰۶ - ۱۹:۱۸
  • 00
بازگشت دو غول با دو مربی تازه نفس

کریک، آربلوا و چوب جادویی

کریک، آربلوا و چوب جادویی
هومن جعفریهومن جعفریخبرنگار

در فوتبال امروز، کمتر پیش می‌آید مربیانی که با برچسب «موقت» وارد یک باشگاه می‌شوند، بتوانند در مدت کوتاهی چنان اثری بگذارند که نگاه مدیران و هواداران را تغییر دهند. اما دو نمونهٔ تازه، یعنی مایکل کریک در منچستر و آربلوا در رئال نشان داده‌اند که گاهی یک حضور کوتاه‌مدت می‌تواند آغاز یک مسیر جدی و بلندمدت باشد.

کریک؛ آرامش، نظم و بازگشت هویت

کریک در منچستر با این تصور وارد شد که تنها یک پل موقت میان دو دوره باشد، اما خیلی زود نشانه‌هایی از یک مربی با تفکر روشن و مدیریت انسانی قوی بروز داد.
او تیمی را تحویل گرفت که از نظر ذهنی خسته و از نظر تاکتیکی بی‌هویت بود. اما با چند تغییر ساده و دقیق، از جمله بازگرداندن نظم در خط میانی، کوتاه‌کردن فاصله خطوط و استفاده از مالکیت کنترل‌شده، توانست تیم را به ثبات برساند.
کریک برخلاف بسیاری از مربیان جوان، دنبال نمایش‌های پرزرق‌وبرق نبود؛ او ابتدا ساختار را ترمیم کرد. همین ساختار باعث شد بازیکنان دوباره نقش‌های خود را بفهمند و تیم از آشفتگی خارج شود. مهم‌تر از همه، آرامش و شخصیت درونی کریک به رختکن منتقل شد؛ چیزی که منچستر مدت‌ها از آن محروم بود.
حالا او دیگر یک «گزینهٔ اضطراری» نیست؛ تبدیل شده به مربی‌ای که هواداران می‌توانند آینده را با او تصور کنند.

آربلوا؛ جسارت، انرژی و بازتعریف فوتبال تهاجمی

در مادرید، آربلوا با شرایطی حتی سخت‌تر روبه‌رو شد. او باید تیمی را هدایت می‌کرد که زیر فشار انتظارات همیشگی رئال قرار دارد؛ جایی که حتی یک لغزش کوچک می‌تواند پایان کار باشد. اما آربلوا با جسارت و انرژی وارد شد و خیلی زود نشانه‌های یک پروژهٔ تازه را به نمایش گذاشت.
او فوتبال رئال را دوباره به سمت سرعت، حمله و برتری‌طلبی برد؛ همان چیزی که هواداران سال‌ها با آن زندگی کرده‌اند. استفاده از پرس شدید، جابه‌جایی‌های سریع در خط حمله و اعتماد به بازیکنان جوان، تیم را از رخوت خارج کرد.
آربلوا برخلاف تصور اولیه، تنها یک «مربی موقت» نیست؛ او توانسته روحیهٔ رقابتی رئال را دوباره بیدار کند و نشان دهد که می‌تواند فراتر از یک راه‌حل کوتاه‌مدت باشد.

دو مسیر متفاوت، یک نتیجه مشترک

کریک با آرامش و نظم، آربلوا با انرژی و جسارت؛ اما هر دو یک چیز را ثابت کرده‌اند:
گاهی مربیانی که با برچسب «موقت» وارد می‌شوند، اگر فرصت و اعتماد پیدا کنند، می‌توانند آیندهٔ یک باشگاه را تغییر دهند.
این دو نمونه نشان می‌دهد که فوتبال مدرن بیش از هر زمان دیگری به مربیانی نیاز دارد که هم شخصیت داشته باشند، هم ایده و هم توانایی انتقال این ایده‌ها به تیم. کریک و آربلوا هر دو در آغاز راه‌ هستند، اما شروع‌شان آن‌قدر امیدوارکننده بوده که دیگر کسی آن‌ها را «موقت» نمی‌بیند.

نظرات کاربران
capcha