نتایج پایش ۸ میلیون دانشآموز چه چیزی را نشان می دهد؟دادههای حاصل از اجرای طرح نماد و غربالگریهای روانی - اجتماعی نشان داد، دانشآموزان با ۱۱ آسیب درگیرند و برخی از آنها همزمان درگیر چند آسیبند.
دانشآموزان با ۱۱ آسیب درگیرند
.jpg?v=1769430268)
فاطمه قدیری؛ خبرنگار گروه جامعه: دادههای حاصل از اجرای طرح نماد و غربالگریهای روانی - اجتماعی نشان میدهد طیفی از آسیبها بهطور همزمان در میان دانشآموزان وجود دارد؛ از افت امید و تابآوری گرفته تا رفتارهای پرخطر و گرایش به اعتیاد.
نقش مشاوران آموزشی و تربیتی در این میان تعیینکننده است، اما با وجود قانون احیای معاونت پرورشی که ۱۹ سال پیش به تصویب رسیده است آموزشوپرورش همچنان ۵۸ هزار مربی پرورشی کم دارد. همچنین طبق برنامه پرورشی به ازای هر ۱۲ دانشآموز باید حداقل یک ساعت مشاور در مدرسه تأمین شود، اما واقعیت اجرایی مدارس نشان میدهد که مدارس در این حوزه بسیار ضعیف عمل میکنند. بر اساس آمار رسمی، سال گذشته حدود ۸ میلیون دانشآموز مورد غربالگری قرار گرفتند و هدفگذاری امسال، افزایش این عدد به ۱۴ میلیون نفر است. تأکید بر شناسایی بیش از ۱۱ عنوان آسیب و تفکیک دلایل آنها به سطوح مبنایی و میانی، بیانگر تلاش برای پرهیز از نگاه تکعاملی به مسائل دانشآموزان است. در این چهارچوب، عواملی مانند فقر اقتصادی، فشار فضای مجازی و اختلال در روابط خانوادگی در کنار مؤلفههایی چون کاهش امید و سرمایه معنوی مورد توجه قرار گرفتهاند.
مسئله آسیبهای اجتماعی دانشآموزان را نمیتوان صرفاً در چهارچوب مدرسه یا خانواده توضیح داد. آنچه امروز نوجوان با آن مواجه است، همزمانی فشارهایی است که از چند جهت متضاد بر او وارد میشود. از یکسو، نوجوان با انتظارات سنتی از طرف نسلهای پیش از خود مواجه است. از سوی دیگر، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی الگوهایی از زیست آزاد، مصرفگرایی و هویتسازی با استفاده از معیارهای نادرست را پیش روی او میگذارند که نسبت مستقیمی با واقعیت زندگیاش ندارند. این شکاف میان «آنچه باید باشد» و «آنچه نمایش داده میشود»، فشار روانی مزمنی تولید میکند که در بسیاری موارد به احساس ناتوانی و بیمعنایی منجر میشود. گزارش مشاوران مدارس نشان میدهد بخشی از رفتارهای پرخطر، از جمله تمایل به خودآسیبرسانی، در همین بستر شکل میگیرد.
بخشی از آسیبهای اجتماعی نوپدید در دانشآموزان در سطح مناسبات عاطفی روزمره شکل میگیرد. دادههای موجود نشان میدهد مسئله، بیش از هر چیز، با تغییر الگوی نیاز عاطفی نوجوان گره خورده است؛ نیازی که پاسخ آن، نه در خانواده و مدرسه، بلکه در فضاهای جایگزین جستوجو میشود. یکی از برجستهترین نشانههای این تغییر، میل به دیدهشدن و محبوبیت به هر قیمت است. برای دانشآموز، مطرحشدن به هدفی مستقل تبدیل میشود. هدفی که گاه مرزهای اخلاقی، رفتاری و حتی ایمنی فردی را کنار میزند. این میل، برخلاف تصور رایج، صرفاً محصول فضای مجازی نیست، بلکه نشانه خلأ عاطفیای است که پیشتر در روابط واقعی شکل گرفته است.
در امتداد همین خلأ، پدیده خودزنی قابل فهمتر میشود؛ رفتاری که بیش از آنکه تلاشی برای پایان دادن به زندگی باشد، کوششی است برای دریافت همدردی. در تجربه زیسته برخی دانشآموزان، آسیب جسمی خود خواسته و ایجاد درد جسمانی به ابزاری برای دریافت توجه تبدیل شده است. اعتیاد به اینترنت نیز صورت دیگری از همین مسئله است؛ با این تفاوت که در پوششی کاملاً عادی و حتی پذیرفتهشده بروز میکند. اتصال دائمی و تولید بیوقفه محتوای تصویری، جایگزین رابطه واقعی میشود و حضور در شبکهها، حس تعلقی موقتی میسازد که با قطع اتصال، فرو میریزد. دانشآموز در این وضعیت، همواره در حال ارتباط است، اما کمتر تجربه شنیدهشدن و فهمیدهشدن دارد. همین تناقض، یکی از عمیقترین آسیبهای عاطفی نسل جدید را شکل میدهد. شاید پیچیدهترین و درعینحال پنهانترین آسیب، حفظ ارتباطات متعدد در عین تجربه تنهایی است. دانشآموز امروز ممکن است شبکهای گسترده از ارتباطات داشته باشد، اما فاقد رابطهای باشد که در آن بتواند بدون نقشبازیکردن، خود واقعیاش را بروز دهد.
متن کامل گزارش فاطمه قدیری، خبرنگار فرهیختگان را (اینجا) بخوانید.
مطالب پیشنهادی










