چرا جدول اکران فیلم‌ها پیش از جشنوارۀ فجر ناگهان دچار افت مخاطب می‌شود

در ۵ سال اخیر با عبور از ماه آذر و رسیدن به دی، میزان مخاطبان سینما کاهش پیدا می‌کند. سینمای ایران تنها تا بازه آبان ماه هر سال، ظرفیت فیلم‌های با فروش بالای خود را رو می‌کند و از نیمه‌های پاییز، سینما دیگر عمده مخاطبانش را از دست می‌دهد و فیلم‌های باقی‌مانده در جریان اکران را به نمایش درمی‌آورد.

  • ۱۴۰۴-۱۱-۰۱ - ۱۸:۰۱
  • 00
چرا جدول اکران فیلم‌ها پیش از جشنوارۀ فجر ناگهان دچار افت مخاطب می‌شود

کنداکتور خراب است!

کنداکتور خراب است!
محمدحسین سلطانیمحمدحسین سلطانیخبرنگار

سبد مصرف سینمایی خانواده‌های ایرانی از بازه اواسط پاییز به بعد دچار نحسی پیش از جشنواره می‌شود. این موضوع برای امسال و سال قبل هم نیست. در 5 سال اخیر با عبور از ماه آذر و رسیدن به دی، میزان مخاطبان سینما کاهش پیدا می‌کند. این موضوع در طی سال‌های اخیر بدل به یک بحران برای سینما‌ها شده است. این بحران دلیلش چیست؟ منطق پرهیز مردم از سینما رفتن در فصول سرد سال چیست و چرا سالن‌های سینما با سردتر شدن هوا خالی می‌شوند؟ بهتر است داستان را از سال 1400 شروع کنیم. در دی ماه این سال فیلم اول جدول اکران، حضورش روی پرده را از 6 ماه قبل‌تر آغاز کرده است. «دینامیت» به تهیه‌کنندگی ابراهیم عامریان در شش ماهگی اکرانش روی پرده همچنان می‌فروشد و اختلاف قابل توجهی را با باقی فیلم‌های جدول اکران ایجاد می‌کند. سال‌های بعد و در بازه 1401 تا 1404 باز هم آمار‌های افت مخاطب تلویزیون در بازه زمستان ادامه پیدا می‌کند. آن‌طور که آمار‌ها نشان می‌دهند سینمای ایران تنها تا بازه آبان ماه هر سال، ظرفیت فیلم‌های با فروش بالای خود را رو می‌کند و از نیمه‌های پاییز، سینما دیگر عمده مخاطبانش را از دست می‌دهد و فیلم‌های باقی‌مانده در جریان اکران را به نمایش درمی‌آورد. فیلم‌هایی که یا کمدی‌های درجه دو (به نسبت باقی آثار کمدی سال) کم‌ریسک هستند یا در صف‌مانده‌های جدول پخش. نگاهی به فیلم‌های جدول اکران اکنون سینمای ایران قضیه را خیلی خوب شرح می‌دهد. 

جدول پرنمای خالی

«کفایت مذاکرات»، «آقای زالو»، «ماجراجویی در جزیره جیمز باند»، «یوز» و «تهران 57»، پنج فیلم اصلی جدول اکران هستند. 4 کمدی و یک انیمیشن که میزان بلیت‌های فروخته شده این 5 اثر نشان می‌دهد نام‌ها نتوانسته‌اند به میزان فروش کمک قابل توجهی انجام بدهند. ممکن است این‌طور در نظر مخاطبان بیاید که مشکلاتی همچون اتفاقات نیمه‌های دی روی این آمار فروش اثر گذاشته‌اند، اما با دقتی بیشتر، این اعداد و ارقام را می‌توان رد کرد. آمار فروش سینما در ماه آذر امسال هم چندان توفیقی نسبت به سال قبل ندارد و سینما نسبت به مدل مشابه 1403 حدود یک میلیون نفر از مخاطبانش را از دست داده است و از نظر میزان رقمی هم حدود 7 میلیارد تومان کاهش درآمد را تجربه می‌کند. این در حالی است که نه از نظر کیفیت محتوا و نه از نظر حضور چهره‌ها سینمای 1403 و1404 چندان با هم تفاوتی نمی‌کنند و سطح و نوع کمدی‌های حاضر در گیشه یکسان است. این درست در حالی است که در شش ماهه اول سال آنچه توسط مسئولان پخش آثار دائماً تکرار می‌شود، گزاره اهمیت دادن به ترکیب و تفاوت بین ژانر‌ها بود. می‌توان این‌طور قضاوت کرد که صحبت‌های مسئولان مربوطه در ابتدای امر چندان هم بیراه نیست، اما هرچه پیش‌تر می‌رود، حرف‌ها فراموش می‌شوند و کیفیت آثار پایین می‌آیند. شاهد مثال این اتفاق را می‌شود در تفاوت بین اکران نوروز سال 1404 و وضعیت کنونی اکران در دهمین ماه سال دید. در جدول اکران نوروز به جز کمدی‌ها سهمی برای هر ژانر تعیین می‌شود و چینش به صورتی است که مخاطب‌‌ از طیف‌های مختلف فکری و عقیدتی، می‌تواند ژانر محبوبش را در سینما ببیند. هر قدر فیلم‌های در حال اکران بازه زمانی فروردین تا پایان تابستان جدول اکران امیدوار‌کننده بودند، پس از گذشت چند ماه جذابیت آثار تولید شده از دست می‌رود و هم کیفیت فیلم‌ها کاهش پیدا می‌کند و هم تولیدات روی دور تکرار می‌افتند. 

مسئله خلأ خلاقیت یا خلأ فیلم‌نامه؟ 

سینمای ایران پذیرفته است که حیاتش تنها شش ماه دوام دارد و نیمه دوم سال، دوران احتضار آن است. اما سؤال اساسی اینجاست: آیا منطقی است که صنعتی با این هزینه‌های گزاف، نیمی از سال را عملاً تعطیل کند و به امید معجزه جشنواره فجر بنشیند؟ تا زمانی که «تنوع ژانر» و «کیفیت» قربانی «تقویم اکران» شوند، نمودار فروش در زمستان همچنان نزولی خواهد ماند. شاید وقت آن رسیده که بپذیریم مشکل از فصل‌ها نیست، مشکل از بذری است که در زمان نامناسب کاشته‌ایم و حالا انتظار درو کردن محصولی مرغوب را داریم. محصولاتی که مشخصاً ضعف در فیلم‌نامه دارند. 
به موازات آنکه در شش ماه دوم سال، سینما افول پیدا می‌کند، نمایش خانگی شروع به جذب مخاطب می‌کند و مخاطبی که قرار است پای تولیدات سینمایی بنشیند، شش ماه دوم را پای وی‌او‌دی‌ها می‌نشیند. آمار‌ها نیز این موضوع را تأیید می‌کند. میزان قابل توجه مخاطبان سریال‌هایی همچون «وحشی» و «بامداد خمار» و دیگر آثار نمایش خانگی در زمستان امسال و سال گذشته، شاهد این موضوع است. این گزاره را به‌خصوص در نزدیکی نوروز می‌توان احساس کرد. پلتفرم‌ها در چند ماه مانده به نوروز، پخش آثار نوروزی‌شان را آغاز می‌کنند و در شرایطی که سینما در انتظار جشنواره فجر و اکران نوروز می‌ماند، پلتفرم‌ها پخش آثار باکیفیتشان را آغاز کرده و از گلدن‌تایمِ عدم حضور دیگر رسانه‌ها استفاده می‌کنند. در بازه زمستان سبد مصرفی مخاطب با وی‌او‌دی‌ها پر می‌شود و آن‌ها به واسطه فیلم‌نامه‌های باکیفیت‌تر و قصه‌های متمایز، سبد مصرفی سرگرمی مخاطبان را در دست می‌گیرند. حتی در بازه زمانی که اینترنت‌ قطع می‌شود و میزان فروش در سینما کاهش پیدا می‌کند، وی‌او‌دی‌ها پخششان را متوقف نمی‌کنند و تولیداتشان در بستر پلتفرم‌ها منتشر می‌شود. 

جدول سینما در انتظار فجر

طی چند سال اخیر تنوع آثار جدول اکران از آثار فجر بیرون می‌آمد و از آنجایی که جشنواره چندان اثری برای ارائه نداشت، تعداد آثار قابل توجه غیرکمدی به کمتر از 10 فیلم می‌رسید. در چنین نقطه‌ای مسئله توزیع پیش می‌آید و اینکه سینما می‌خواهد این آثار را چطور توزیع کند؟ آیا مسئولان ذی‌ربط می‌خواهند این آثار را در سال 1405 صرفاً به یک نیمه از سال سوق بدهند و نیمه دیگر را در اختیار وی‌اودی‌ها قرار دهند. سکوت و عدم واکنش تهیه‌کنندگان سینمایی به این خاموش شدن کنداکتور، به نوعی شبیه به یک توافق نانوشته بین سازندگان آثار و تولیدکنندگان پلتفرم‌هاست. از آنجایی که صنعت سرگرمی در ایران چندان ظرفیت تولیدی‌ ندارد، این تقسیم کار شکل گرفته تا هم سینما بی‌مخاطب نماند و هم نمایش خانگی در یک سیر منطقی سهم بیشتری را از سبد سرگرمی مخاطبان بگیرد. 
در واقع آنچه سینمای ایران را در نیمه دوم سال به خواب زمستانی می‌برد، نه برودت هوا و نه تغییر ذائقه مخاطب، بلکه «سیاست‌گذاری فصلی» است. سیاستی که تمام تخم‌مرغ‌هایش را در سبد نوروز و تابستان می‌چیند و زمستان را به حیاط خلوتی برای اکران آثار کم‌مایه تبدیل می‌کند. وقتی ویترین سینما در سردترین فصل سال از محصولات گرم و باکیفیت خالی می‌شود، نمی‌توان انتظار داشت مخاطبی که در نیمه اول سال به تنوع عادت کرده، در نیمه دوم به تماشای تکرار بنشیند. تا زمانی که عدالت در توزیع تقویمی آثار باکیفیت رعایت نشود، «نحسی پیش از جشنواره» همچنان بزرگ‌ترین تراژدی اکران در سینمای ایران باقی خواهد ماند.

نظرات کاربران
capcha