۵ گزارۀ مردمی که در وقایع اخیر تثبیت شد

اگر محمدرضا پهلوی تلاش می‌کرد حداقل در ظاهر، مسلمان بودن ملت ایران را به رسمیت بشناسد و خود را شاه یک کشور اسلامی بداند و به مؤلفه‌های اسلامی احترام بگذارد، رضا پهلوی همان اندک سیاست را هم ندارد و در همین آغاز ماجرا دستش را رو کرده است.

  • ۱۴۰۴-۱۰-۲۵ - ۱۰:۱۲
  • 01
۵ گزارۀ مردمی که در وقایع اخیر تثبیت شد

خاندان پهلوی؛ خانوادۀ الفرار

خاندان پهلوی؛ خانوادۀ الفرار
کبری آسوپارکبری آسوپاردبیر گروه سیاست

یک پهلوی را دولت‌های خارجی اخراج کردند و پسرش را پهلوی دوم کردند؛ پهلوی دوم را مردم ایران بیرون کردند و از کشور گریخت؛ بعدی هم هیچ‌وقت پهلوی سوم نشد. شاهزاده‌ای ناکام ماند و چند سالی است که پس از چند دهه خوشگذرانی، یادش افتاده فعالیت سیاسی علیه ایران را پی بگیرد. آن‌ها که ایران بودند و در رأس قدرت، از ایران اخراج شدند. اویی که آخرین حضورش در ایران به تیر 57 برمی‌گردد، چگونه برایش خواب رسیدن به تهران می‌بینند؟
برای اپوزیسیونی که هیچ‌گاه نتوانسته حرکتی جدی علیه جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند، و هیچ‌گاه لیدری نداشته و بین بازیگر و فوتبالیست و خبرنگار و نوبل‌گرفته‌های سفارشی دست‌به‌دست شده، و درنهایت هم شرافت و غیرت ملی را با تمنای کمک خارجی و اتحاد با دشمنان ملت ایران معامله کردند، ایجاد یک تجمع چند صد نفره در داخل ایران، اتفاقی فوق‌العاده محسوب می‌شود و داشتن یک لیدر -هر چند از مؤلفه‌های لیدر بودن هیچ نداشته باشد و همه ادعایش به وجود یک ژن در بدنش برگردد- یک رؤیای برآورده شده است! وقتی ژن پهلوی بیانیه می‌دهد و وقتی این تجمعات را با پروژه کشته‌سازی که از سوی موساد و سیا طرح‌ریزی و اجرا می‌شود، ترکیب می‌کنند، لابد حس پیروزی هم دارند!
در واقعیت اما تصویری که این روز‌ها از رضا پهلوی شکل گرفته، پرتره‌ای نیست که بتواند او را از چهارچوب طنز‌ها و القاب مضحکی که مردم ایران به او داده‌اند، ر‌هایی ببخشد و بتواند برای او وجهه‌ای در میان شهروندان عادی این مملکت دست و پا کند. رضا پهلوی صرفاً در قیاس با سایر خواص اپوزیسیون می‌تواند کمی حس برتری جویی درباری خود را ارضا کند که آن هم با ارتزاق از پس مانده سفره قدرت نتانیاهو و ترامپ است؛ نه آنکه خود توانسته باشد کاری در جهت اهدافش پیش ببرد.
مؤلفه‌هایی که در روز‌های گذشته، تصویر رضا پهلوی را برای افکارعمومی پررنگ‌تر ساخت، در چند مورد قابل بیان است:

1. سرسپردگی
رضا پهلوی در مسیر مبارزه با جمهوری اسلامی ایران، سال 1402 در سفری غیررسمی و دیداری محقر با نتانیاهو نشست تا پیوندش با دشمن خارجی تصویری علنی‌تر بیابد. اپوزیسیون ایرانی بار‌ها از تحریم اقتصادی ایران و حتی تجاوز خارجی به کشور حمایت کرده بود و حالا رضا پهلوی شفافیت بیشتری به این وابستگی و سرسپردگی بخشید.
در جریان وقایع اخیر ایران هم در بیانیه‌های او متعدد از رسیدن کمک ترامپ می‌گفت و روشن می‌کرد که خط سرسپردگی در خاندان پهلوی همچون بسیاری خصلت‌های دیگر موروثی است. او حتی اگر در این کشور به شاهی هم برسد -فرض محال که محال نیست- مهره دست‌نشانده‌ای است که باید از نیویورک و تل‌آویو به او بگویند که چه کند و چه نکند؛ نه آنکه او قدرتی مستقل داشته باشد. چنانچه نسبت پدر و پدربزرگش با آمریکا و شوروی و قدرت‌های دیگر غربی اینگونه بود.
پهلوی اول را خارجی‌ها بر سرکار آوردند؛ پهلوی دوم را هم خارجی حکومت بخشیدند و پهلوی سوم هم دنبال آمریکا و اسرائیل راه افتاده تا شاید به کمک آن‌ها بتواند انتقام ناکامی در رسیدن به تخت شاهی را از ایرانیان بگیرد و بر عقده‌های فروخورده انقلاب اسلامی مرهمی گرچه دیرهنگام بگذارد.

2. ناتوان بودن
رضا پهلوی با همه قدرت خارجی حامی‌اش نتوانست بر توده‌های مردمی ایران مؤثر باشد و تجمعاتی حداکثری یا حتی اقلیتی پرتعداد را به خیابان بکشاند. او در اداره کشور یا کوچک‌ترین امور اجرایی نیز همین‌گونه خواهد بود. رضا پهلوی نه سابقه کار اجرایی و مدیریت، بلکه اساساً سابقه هیچ کاری ندارد. او حتی توان لیدری اپوزیسیون ایرانی به شکل منسجم ندارد و بسیاری از براندازان از اساس او را قبول ندارند و تجمعات براندازان در تورنتو و لس‌آنجلس با بالا گرفتن اختلافات میان سلطنت‌طلبان و سایر اضلاع خسته و شکسته اپوزیسیون، به خشونت‌های درون‌گروهی آنان منجر شد. تا جایی که چند روز پیش در لس‌آنجلس و در میانه تجمع براندازان، یکی از آن‌ها با خودروی سنگین تعمداً به دل جمعیت زد و دیگران را زیر گرفت! در واقع او توان اجماع‌سازی بین گروه‌های مختلف ضدانقلاب را هم ندارد.

3. خشونت و دیگر هیچ
سلطنت‌طلبان ناتوان از جذب توده‌های مردمی، روی به تشکیل هسته‌های خشن با مشی داعشی آوردند تا یا کشته‌سازی و ارعاب مردم و یا مقصر جلوه دادن جمهوری اسلامی در بالا بودن آمار کشته‌ها بتوانند کار خود را پیش ببرند. زنده‌سوزی، کشتار متعدد، سلاخی کردن افراد، سر بریدن، شکنجه وسط خیابان، ویران کردن آنچه در مقابل‌شان قرار دارد و مواردی از این دست که این روز‌ها تصاویر آن از سراسر ایران در صداوسیما پخش شد، عمده کار آن‌ها در کف خیابان است.
همه فعالان مجازی حتی بعضاً مجریان بی‌بی‌سی فارسی تصدیق می‌کنند که سلطنت‌طلبان توحش کلامی کم‌نظیری در فضای مجازی دارند و بیان عقیده سیاسی‌شان کمتر امکان دارد که از الفاظ رکیک خالی باشد. آن‌ها در پنجشنبه و جمعه گذشته این توحش را از کلام به عمل رساندند و بجای مجازی در کف خیابان‌های ایران پیاده کردند. رضا پهلوی هم با بیان اینکه «جنگ است و جنگ هم تلفات دارد»، آن را توجیه کرد.
طبیعی است این سطح بالای خشونت که یادآور جنایات داعش و یا گروهک رجوی است، بیش از گذشته، مردم را متوجه ماهیت پهلوی می‌کند و نشان می‌دهد او در جنایت و آدمکشی هم وارث خوبی برای پدر و پدربزرگش بوده است.

4. ضددین بودن
حمله سازمان‌یافته و هدفمند به مراکز مذهبی مردم ایران، اعم از مساجد، حسینه‌ها، قبور متبرکه و قرآن سوزی نشانه‌های آشکار ضددین بودن پهلوی است. اگر محمدرضا پهلوی تلاش می‌کرد حداقل در ظاهر، مسلمان بودن ملت ایران را به رسمیت بشناسد و خود را شاه یک کشور اسلامی بداند و به مؤلفه‌های اسلامی احترام بگذارد، رضا پهلوی همان اندک سیاست را هم ندارد و در همین آغاز ماجرا دستش را رو کرده است. هم از این رو بیراه نیست که بگوییم او از همین آغاز، شکست خود را نشان داده است، چه آنکه هویت اصلی این مردم را هدف گرفته است.

5. عافیت‌طلبی
عرصه سیاسی که بر محمدرضا پهلوی تنگ می‌شد، سریع از کشور می‌گریخت؛ چه در کودتای 28 مرداد 32 (که البته با سقوط دولت مصدق توسط آمریکا توانست مجدد به ایران بازگردد) و چه در 26 دی 57 (که البته با پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران) نتوانست دیگر به ایران برگردد. روحیه عافیت‌طلبی طبعاً بخشی مهم از هویت درباری پهلوی است. در غیر تنگنا‌های سیاسی، در بسیاری از بزنگاه‌های مشکلات مردم ایران، محمدرضا پهلوی مشغول تفریح در فلان ساحل و بهمان ویلا بوده است. این همه تازه برای اویی است که بر مسند پادشاهی ناگزیر اموری را اداره می‌کرد، رضا پهلوی که همان را هم ندارد و 47 سال است جز خور و خواب و شهوت، هیچ نبوده و چه خبر دارد از جهان آدمیت؟
روشن است که او عافیت خوشگذرانی غرب را با هیچ عوض نخواهد کرد، و خود هم اذعان کرده که مقیم دائمی ایران نخواهد شد. حال میزان رؤیاسازی سلطنت‌طلبان روشن می‌شود که چگونه از چنین شخصی می‌خواهند شاه بسازند، گرچه چاه باشد.
مخلص کلام آنکه مردم ایران یکبار با هزینه بالا و با دادن شریف‌ترین جان‌های خود پهلوی را بیرون کرده‌اند؛ از آفتاب روز روشن، روشن‌تر است که ته‌مانده پهلوی را هم راه نخواهند داد.

نظرات کاربران
capcha