چرا ترامپ از درخواست مذاکره میگوید؟درخواست مذاکره با ایران، آنهم در شرایط کنونی، فاقد بافتار و ساختار لازم و کافی برای جدیتبخشی است. دروغها و رفتارهای زیگزاگی ترامپ به تنهایی ثابت میکند که تهران نباید این پیامها را جدی بگیرد و نمیگیرد.
صاحب اصلی پروژه به میدان آمد

صاحب اصلی پروژه، شخصاً به میدان آمد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا روز گذشته برای روحیه دادن به باند شکستخورده تروریستی وقایع اخیر، مستقیم با آنها سخن گفت و از آشوبگران خواست تا به «اعتراضات»! ادامه دهند. او که به احتمال قوی از حضور میلیونی روز دوشنبه ایرانیان و بسته شدن پرونده آشوب خیابانی آگاه شده است، ادعا کرده که «کمک در راه است». ترامپ در همین راستا گفت که هرگونه نشست با مسئولان ایرانی را متوقف میکند.
یکروز پیش از این، روز دوشنبه (22 دی 1404) دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا مدعی شد که «ایران خواهان مذاکره» با آمریکاست. او فروردینماه هم بارها از طریق گفتوگو با شبکههای آمریکایی و انتشار پست در پلتفرمهای تروث و ایکس ادعاهایی از این دست را مطرح کرده بود؛ ادعاهایی که هر بار توسط وزارت خارجه ایران تکذیب میشد. این بار هم تهران بلافاصله اعلام کرده که تهران هیچ درخواستی برای مذاکره با آمریکا نداشته است.
این رویکرد به شکلی در گفتوگوی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه با شبکه تلویزیونی الجزیره قطر نیز مشهود است. او با اشاره به جنگ 12 روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اغتشاشات روز پنجشنبه را روز سیزدهم آن جنگ خواند و گفت که «از نظر ما آمریکا آماده مذاکرات منصفانه و متوازن نیست؛ اگر به این نقطه برسد، بررسی خواهیم کرد.» این رویکرد نشان میدهد حداقل در تهران کسی پیشقدم برای مذاکره با طرف آمریکایی نبوده است. با این حال برخی منابع مدعیاند در جریان سفر بدرالبوسعیدی، وزیر خارجه نامآشنای عمان به تهران، او پیامی از واشنگتن را به تهران منتقل کرده است. احتمالاً این پیام، درخواست طرف آمریکایی برای مذاکره با تهران بوده است. از همین رو وزیر امور خارجه در دیدار با سفرای کشورهای جهان نیز تأکید کرد درحالحاضر برخی موضوعات که با واشنگتن مطرح شده «از سوی ایران در دست بررسی قرار دارد.» با وجود این اظهارنظر، عراقچی نسبت به تحرکات غیرخردمندانه آمریکا هشدار داده و درعینحال تأکید کرده تهران هم برای «مذاکره جدی» آمادگی دارد و هم برای «نبرد جدی».
چرا درخواست مذاکره؟
درخواست مذاکره با ایران، آنهم در شرایط کنونی، فاقد بافتار و ساختار لازم و کافی برای جدیتبخشی است. دروغها و رفتارهای زیگزاگی ترامپ به تنهایی ثابت میکند که تهران نباید این پیامها را جدی بگیرد و نمیگیرد؛ اما دو نکته در این باره وجود دارد که بررسی آنها حائز اهمیت است. اول اینکه چه فعل و انفعالاتی باعث شده ترامپ دوباره به خیالبافیهای مذاکراتی بپردازد؟ نکته دوم هم حول متغیرهای تازهای است که به لیست دلایل جدینگرفتن پالس مذاکره از سوی ترامپ اضافه شدهاند. واقعیت این است که ایده مذاکره حداقل در برابر ایران زمانی روی میز دونالد ترامپ در کاخ سفید قرار میگیرد که عملیاتهای اجرا شده در میدان با شکست مواجه شود. ترجیح واشنگتن این است که آنچه را که میخواهد بر طرف مقابل تحمیل کند. اگر این اتفاق با استفاده از «زور» ممکن شد که شد؛ اما اگر چنین امکانی فراهم نشد، آنوقت باب مذاکره باز میشود. از همین رو نیز آمریکاییها از پای میز مذاکره برخاستند چون تصور میکردند بهجای آن، روی زمین کار سادهتری در پیش دارند؛ اما اینگونه نشد تا 6 ماه بعد، آنها مجدداً درخواست مذاکره بدهند. جدای از این، پیشنهاد مذاکره میتواند عملیات فریب آمریکاییها باشد. آنها حداقل یکبار پیش از این نشان دادهاند که مذاکره برایشان ابزار فریب است. در بهار سال جاری، در میان مذاکرات غیرمستقیم طرف آمریکایی با هیئت ایرانی، آمریکاییها در پشت صحنه در حال تجهیز و تسلیح اسرائیل برای حمله به ایران بودند. آنان اولین بمب را روی میز مذاکره انداختند تا نشان دهند که مذاکره، فریبی بیش نبوده است.
مطالب پیشنهادی










