سیدعلی میرفتاح در گفتوگو با «فرهیختگان»:سیدعلی میرفتاح در گفتوگو با «فرهیختگان» اظهار کرد:ما نباید در انتقادهایمان اسرائیل و آمریکا را بیتقصیر کنیم. نه، آن موضوعات سر جای خودش. آنها رذلترین هستند و شیطان و همه قدرتش با هم به میدان آمده است.
گلایههای داخلی نباید باعث شود، دشمنیهای آمریکا را فراموش کنیم
نقاش روزهای جنگ یا نویسنده روزهای پس از آن، سیدعلی میرفتاح را با هر دو عبارت میتوان تعریف کرد. کسی که این روزها در اتاق کارش روی کارتنهای حمل بار نقشونگار میکشد و مجموعه جدیدش را تکمیل میکند. روزنامهنگاری که در سالهای نه چندان دور، سطر به سطر جراید مملکت را پر میکرد، به جای آنکه قلمو را روی بوم این طرف و آنطرف کند؛ با انگشت روی کیبورد ضرب میگرفت و با خودکار روی کاغذ میکشید. آخرین باری که سراغ او رفتیم در روزهایی بود که لباس راحتی به تن میکرد و در گوشه و کنار شهر چهره شهید را میکشید. حالا باز هم به سراغ او رفتیم تا راوی این روزهایی باشد که باز هم اسم شهید به گوش میرسد. روزهایی که در میان التهابها هر کسی تحلیلی دارد، اما برخی تحلیلها دست اول هستند. حالا میرفتاح مقابل میکروفون «فرهیختگان» قرار گرفته است تا درباره این روزهای ملتهب بگوید، روزهایی که بنا بر گفته او بزرگترین اشتباه در آن انداختن همه تقصیرها گردن خودیهاست. صحبتهایمان درباره این روزها با میرفتاح درباره واکنشهایی آغاز شد که جامعه هنر درباره اتفاقات اخیر بروز دادهاند.
بدترین کار در این شرایط ملامت خودیهاست!
نقاش روزهای جنگ هشت ساله و 12 روزه میگوید: «من همیشه گفتهام و نوشتهام، در اتفاقات و حوادثی که پیش میآید، بدترین کار ملامت نیروهای خودی است. اینکه در بلایای مختلف مثل جنگ، اغتشاش یا حتی حوادث طبیعی خودمان را ملامت کنیم یا گردن نیروهای خودی بیندازیم یا بگوییم تقصیرها گردن دولت بوده یا گردن فلان رسانه بوده، صحیح نیست. به خصوص که دیدهایم در این موقعیتها عمدتاً رسانههای فارسیزبان خارج از کشور، یکی از کارهایشان این است که به جای حل مسئله، یک مقصر پیدا کنند و تمام دیوارها را روی سر آن مقصر خراب کنند. همیشه هم گفتم و الان هم تکرار میکنم که این رویکرد غلط است. وقتی به حادثهای میرسیم، درست آن است که دنبال حل و مرتفع کردن مسئله باشیم و دلایلش را بررسی کنیم.» میرفتاح ضمن اشاره به این نکات، اعلام کرد نمیشود بسیاری از ناکارآمدیهای داخلی را کنار گذاشت: «کمکاری، بدکاری و خرابکاری عمومی رسانهها را –در دهههای اخیر- نمیتوانم نادیده بگیرم. نمیتوانم بگویم رسانه ملی و مکتوب و نهادهای فرهنگی ما هیچ تقصیری در پیش آمدن این اتفاقات ندارند. بسیاری از نهادهای فرهنگی ما باید کار میکردند و نکردند یا حتی بد کار کردند. حداقل اگر من هم ملامتشان نکنم، آنها باید خودشان عذاب وجدان داشته باشند و خودشان کلاه خودشان را قاضی کنند. در چهلوهفت سال اخیر یکی از وظایف این رسانهها بود که تصویری واقعی و تاریخی از پهلوی نشان دهند تا مردم اینها را بشناسند، اما نکردند. یا یک تصویر واقعی از اسرائیل یا آمریکا نشان دهند تا ما امروز مجبور نباشیم وسط جنگ بیاییم بحث کنیم که اینها بد بودند و آمریکا و پهلوی خواهان استقلال و تمامیت ارضی ما نیستند. ما وقت داشتیم که درباره این موضوعات بحث کنیم، اما نکردیم. ما وقت داشتیم به جای این تصویر کج و معوج، شعاری و ایدئولوژیزده، یک تصویر مبتنی بر واقع از روزگار پهلویها به مردم نشان دهیم.»
تلقیهای پهلوی را رسانههایمان تکرار کردند
میرفتاح در ادامه صحبتهایش از یک تجربه تاریخی صحبت میکند و میگوید: «بعد از انقلاب خیلی جالب است که ما تلقی پهلویها را درباره قاجار تکرار کردیم و همان تصویری که از عصر ناصری ساخته شده بود را در امتداد پهلویها ادامه دادیم و همان تصویر دلخواه آنها را از عصر قاجار و پیش از دوران پهلوی بازتولید کردیم؛ یک کشور ویران، بدبخت و مصیبتزده با شاهان نابخرد ساختیم، فارغ از اینکه این تصویر چقدر درست و چقدر برساخت پهلویهاست. ما دقیقاً همین تصویر را ادامه دادیم و این برای جوان و پیر پذیرفته است که ناصرالدینشاه، بیکفایت بوده و دیگر کسی نمیخواهد بحث کند که اینها چقدر درست و چقدر غلط است. این تبدیل شده به گفتمان عمومی، ولی برعکسش نه. هنوز باید ثابت کنیم که تصویر معمای هویدای عباس میلانی درست است یا سریال آقای ورزی درست است؟! این موضوع خطرناک است دیگر. این موضوع فقط هم مربوط به صداوسیما نیست و در باقی نهادهای فرهنگی هم میتوانم 15، 20 مورد را نام ببرم که به آن بیاعتنا بودند و نه تنها بیاعتنا -که ایکاش بیاعتنا بودند- بلکه یک تصویر معوجی ساختند که برای برطرف کردنش هزار معضل و مشکل داریم.»
چه کسی مردم را پای اینترنشنال انداخت؟
میرفتاح به مسئله دیده نشدن طیفهای مختلف فکری به صورت تدوامیافته در رسانهها اشاره میکند و میگوید: «این همه میگویند کشور برای تمام ایرانیهاست و همه در انتخاباتها آمدند و گفتند کشور متعلق به تمام مردم است، اما همین ایرانیها هیچ سهمی در نهادها و سازمانهای مختلف ندارند. ما این همه شاعر، نویسنده و... داریم و نادیده گرفته میشوند و سهمی در رسانهها ندارند. اسرائیل دارد کار میکند، آمریکا دارد توطئه میکند، کسی در خباثت اینها تردیدی ندارند، اما چه کسی مردم را دستهدسته انداخت پای بیبیسی و اینترنشنال؟ چه کسی رسانههای داخلی را نابود کرد که مردم بروند پای آنها؟ در چنین وقایعی است که میفهمیم مرجعیت رسانه داخلی از بین رفته است. در این چند شب که اوضاع ارتباطات به هم خورده، آدم بیشتر مجبور است که تلویزیون ببیند، اما واقعیت این است که نمیشود دید. آقا این رسانه ملی خوب نیست! نمایندگی نمیکند کل ملت ایران را. طیفهای سیاسی، فرهنگی و عقیدتی را نمایندگی نمیکند.»
در رسانه از دهه شصت عقبتر هستیم!
در صحبت با میرفتاح صحبتهایمان به دهه شصت میرسد و اینکه در آن دوران هم منافقین حضور داشتند، اما اقداماتشان آنچنان ثمربخش نمیشد. میرفتاح وضعیت رسانهها را در این روزها ضعیفتر از دوران آغاز انقلاب میداند و میگوید: «دهه شصت وضعیت ما در رسانه بهتر بود، آن زمان آدمها زحمت میکشیدند و واقعاً اعتقاد پشت کارهایشان دیده میشد. فیلمهایی که در دهه شصت ساخته شده از حیث محتوا یک سر و گردن از تولیدات حالا بالاتر است. قبول دارم که تلقی ما آن زمان از جهان تاحدی تلقی مدرنی نبود و تکنولوژیهای جدید هم وجود نداشت و سخت میشد کار کرد. ما به لحاظ فرمی در دهه شصت ماندیم، اما از نظر محتوایی عقبتر هستیم.» صحبتها به اینجا میرسد که واکنش نسل فعلی به این رسانهها چطور است و چرا میانگین آدمهای درون خیابان تا این حد پایین آمده است. میرفتاح میگوید: «اینها از آمریکا نیامدند که اینها بچههای ما هستند. اگر خوب هستند بیخ ریش صاحبش و اگر بد هستند باز هم بیخ ریش صاحبش. اگر اینها هم بد شدند که ما باید دو دستی بر سرمان بزنیم. این بچهها، بچههای ما هستند دیگر. در هر جامعهای ممکن است این موضوعات پیش بیاید، اما اگر یک بچهای با این همه مراحلی که در این نظام پرورش پیدا کرده باز هم اینطور شده، واقعاً سزاوار نیست که مدیر فرهنگی و اجتماعی ما غصه بخورد و عذاب وجدان بگیرد؟ حضرت امیرالمومنین(ع) میگوید که اگر خلخال از پای زن یهودی بیرون کشیده شود، اینکه مسلمانی دق کند، سزاوار است. این قصه برای ما هم هست. وقتی میبینیم که جوان این مملکت قربانی اسرائیل شده، دوبرابر باید غصه بخوریم و شرمسار باشیم.»
گلایههای داخلی نباید باعث شود نقش اسرائیل و آمریکا را فراموش کنیم
با وجود تمام انتقادهایی که میرفتاح به سیستم رسانهای کشور وارد میداند، اما تأکید میکند: «ما نباید در انتقادهایمان اسرائیل و آمریکا را بیتقصیر کنیم. نه، آن موضوعات سر جای خودش. آنها رذلترین هستند و شیطان و همه قدرتش با هم به میدان آمده است. این خیلی واضح است به نظرم، اما در اینطرف هم ما میتوانستیم بهتر عمل کنیم و نکردیم. حالا هم عیبی ندارد، از این به بعد فکری به حالش کنیم. این مجموعه رسانههای ما و نهادهای فرهنگی، شایسته کشوری که میخواهد با امپریالیسم در بیفتد، پرچم عدالت را در جهان بلند کند و کشوری که مفتخر به انقلاب اسلامی است، نیست و شایستگی نمایندگی آن را ندارد.» میرفتاح در پایان صحبتهایش به این اشاره میکند که برخی نهادهای فرهنگی حاضر در کشور نیاز به تغییرات جدی دارند و میگوید: «من اگر کارهای در این مملکت بودم -چون ماه رجبم هم است- مجموعه نهادهای فرهنگی را جمع میکردم در یک مسجد و میگفتم چله بنشینیم و قرآن به سر بگیریم و توبه کنیم! توبه کنیم که خدا ما را به خاطر همه کمکاریها و بدکاریهایمان ببخشد.»
مطالب پیشنهادی








.jpg?v=)

