حباب پیرکودک ترکید

ورود پهلوی به اعتراضات مدنی بازاریان، موجب ایجاد آشوب در کشور شد. شکست پروژه‌های پیشین پهلوی، او را به سمت ترغیب رادیکالیسم به نفع آمریکا و اسرائیل راند. نهایتا با همبستگی ملی، استراتژی رادیکال‌سازی وی به ضرر خود او تمام شد.

  • ۱۴۰۴-۱۰-۲۳ - ۱۰:۰۲
  • 00
حباب پیرکودک ترکید

خشونت خیابانی چه بر سر پهلوی آورد

خشونت خیابانی چه بر سر پهلوی آورد

فرهیختگان: بعد از یک شب کاملاً آرام در شهرهای ایران، نهایتاً سیل جمعیت در واکنش به اقدامات آشوبگرانه تروریست‌های مسلح در سرتاسر کشور به خیابان آمدند تا تصویر واقعی‌تری از خیابان‌های ایران به جهان مخابره شود. اینکه اعتراضات به وضعیت نوسانات ارزی به صحنه آشوب تبدیل شده در ادامه با ورود علنی رضا پهلوی به نقطه اوج خشونت تبدیل شده و بلافاصله فروکش کند بیش از هر چیز ریشه در محاسبات غلط و طراحی عوامل پشت‌صحنه‌ای دارد که با تشدید رادیکالیسم ظرفیت اعتراض را سوزانده و آن را به ضد خود تبدیل کردند. رضا پهلوی که تنها عنوان سیاسی‌اش پسر شاه مخلوع ایران است در غائله 1404 نیز مثل بقیه غائله‌های ضدایرانی در سال‌های اخیر نشان داد حداقلی از پختگی سیاسی را نداشته و با دستپاچگی موضع‌گیری می‌کند. او در دومین فراخوان دعوت به آشوب خود که روز جمعه منتشر کرد مدعی شد «درحال آماده شدن برای آمدن به ایران است.» طرح این گزاره که با شکست پروژه 1404 اکنون به مثالی برای تمسخر ایده‌های براندازانه ربع پهلوی تبدیل شده است تصویر کاملی از فقدان توانمندی سیاسی کاراکتری ارائه می‌دهد که در 1403 منشور همبستگی را رونمایی کرد که حتی دوماه هم دوام نیاورد و در دوسال گذشته چندین بار نیز فراخوان جذب نیرو منتشر کرد که مهم‌ترین آن هم‌زمان با تهاجم نظامی به ایران بود. پهلوی که امید داشت در زمان جنگ بتواند خیابان را نیز به نفع نتانیاهو فعال کند پس از شکست پروژه خود اکنون مسیر را معکوس طی کرده و هم زمان با دعوت کردن به رادیکالیسم کور در خیابان دست به دامان ترامپ شده تا پروژه نظامی علیه ایران را مجدداً آغاز کرده و کودتای دیگری در ایران رقم بزند. این کودتا به قدری واضح شده است که مردم مرز خود را با آن جداکرده و راهبردهای ضد زندگی پهلوی را تقبیح می‌کنند.

 خشونت غیرقابل‌انکار

نوسانات ارز منجر به شکل‌گیری اعتراضاتی در کشور شد که آحاد جامعه نسبت به آن معترض بوده و از دولت توقع داشتند اقدامی در راستای مهار آن انجام دهد. تغییر رئیس بانک مرکزی نیز یکی از مهم‌ترین اقداماتی بود که دولت در راستای پاسخ به مطالبات مردمی انجام داد. در عرض چند روز اما آشوبگران مطالبه اصلی مردم را به حاشیه رانده و کشور را به جولانگاه تروریست‌های مسلح تبدیل کردند. زنده‌زنده سوزاندن دادستان اسفراین و 2 مأمور نیروی انتظامی، به شهادت رساندن فرزند شهید شوشتری با تیغ موکت بری، زنده زنده سوزاندن 2 بسیجی در مسجدی در پاکدشت، به گلوله بستن یک دختر 3 ساله در کرمانشاه و کشتن یک کودک 8 ساله در اصفهان، جلوه‌های مهمی از حجم انبوه جنایت‌های چندروز اخیر است که به هیچ وجه قابل انکار نبوده و همه افراد جامعه ناچار هستند برای اینکه به وجدان انسانی خود بدهکار نباشند با آن مرزبندی کنند. این موارد در کنار انبوهی از جنایت‌های ضد انسانی که حتی مردم عادی و خارج از درگیری‌های چندروز اخیر را نیز قربانی کرده است باعث شد تا دیگر کسی حاضر نباشد برای آتشی که اتحاد سلطنت‌طلبان و گروهک‌های تروریستی و تجزیه‌طلب به جان کشور انداخته است، هزینه بدهد. بنابراین افزایش شدت رادیکالیسم به جای آن که به تداوم و تشدید بحران منتهی شود به ضد خود تبدیل شد و آتش را فرونشاند. 

 فکر اینجا را نکرده بودند

در ناآرامی‌های سال 1401، اغتشاشگران برای خسارت زدن به آمبولانس‌ها، یک توجیه تراشیدند. آن‌ها ادعا کردند نیروی نظامی از آمبولانس برای جابه‌جایی استفاده می‌کند. همین دروغ هم بهانه‌ای شد برای حمله به آمبولانس‌ها. امسال اما دیگر به این بهانه هم نیاز نبود و تخریب آمبولانس یک امر بسیار عادی از منظر تروریست‌ها و آشوبگران تلقی می‌شد. خودروهای آتش‌نشانی و درمانگاه‌ها و مراکز بهداشتی نیز از این جنایت جان سالم به در نبردند. این اقدامات با این هدف صورت می‌گیرد تا با جلوگیری از امکان امدادرسانی به مصدومان آمار تلفات بالارفته و سوژه‌های بیشتری برای کشته‌سازی وجود داشته باشد. در کنار این موارد به سایر اموال عمومی نظیر اتوبوس و مترو نیز با این هدف آسیب وارد می‌شود که در ادامه با سلب امکانات خدماتی، نارضایتی عمومی در کشور بوجود آمده و این نارضایتی به نفع آشوب مصادره شود. این آسیب‌ها اما به‌عنوان تیغ دولبه عمل کرده و باعث می‌شود تا آشوبگران مشروعیت زدایی شده و هویت ضد اعتراضی آن‌ها آشکار شود. در کنار مشروعیت‌زدایی از آشوبگران عامل دیگری که باعث شد تا مردم مرز خود را از آشوبگران جدا کنند هشدارهای صریحی بود که مقامات مختلف در مورد برخورد قاطع با عوامل پیوسته به آشوب دادند. 
پس از آشوب‌های سال 1401 تصمیم بر این شد تا با برخی دستگیرشدگان که عامل سرویس‌های غربی نبوده و تحت‌تأثیر هیجانات وارد میدان آشوب شده بودند از در مماشات وارد شده و احکام کیفری علیه‌شان صادر نشود. چنین مواجهه‌ای در روزهای ابتدای آشوب 1404 نیز به کار گرفته شد تا پیام شنیده شدن اعتراضات به گوش جامعه رسیده و مرز آشوب و اعتراض نیز مشخص‌تر شود. رسانه‌های غربی و شخص رضا پهلوی اما این برخورد مصلحانه را ناشی از عدم توان کشور در مقابله با آشوب‌گران برداشت کرده و به خیابان‌کش‌ها این پیام را می‌دادند که آن‌ها با دست بازتری دست به آشوب بزنند. چنین برداشتی؛ اما در اتفاقات روزهای اخیر باطل شد و ارکان مختلف تصمیم‌گیری بارها اعلام کردند که قاطعانه با عوامل آشوب برخورد کرده و دیگر با کسی به‌عنوان فریب خورده از در رأفت برخورد نمی‌شود. این هشدارها در روزهای بعدی در خیابان نمود پیدا کرد تا به این طریق بلافاصله آشوب از کف خیابان جمع شده و یکشنبه شبی کاملاً آرام را در سرتاسر کشور شاهد باشیم. 

 تشدید پروژۀ کشته‌سازی

علاوه بر تأکید بر برخورد قاطعانه، ماجرای کشته‌سازی‌های تشدید شده توسط تروریست‌های مسلح نیز برای افکار عمومی تشریح شد. تشدید این پروژه را به طور واضح می‌توان در ویدئوی منتشر شده از خانواده‌های قربانیان آَشوب در کرمانشاه دید. در این ویدئو خانواده افراد کشته شده روایت می‌کنند که تروریست‌ها برای درگیرکردن بخش‌هایی از جامعه که با آشوب همراه نشده بودند مردم عادی کوچه و خیابان را نیز قربانی کرده بودند تا آن را به برخورد نیروهای حافظ امنیت نسبت داده و خانواده‌ها را علیه حکومت به خیابان بکشند. این موارد اما معکوس عمل کرد و باعث شد تا صحنه روشن شده و مردم خود را از معرکه خارج کرده و مانع از این شوند که فرزندشان طعمه پروژه‌های غربی برای براندازی شود.

مردم می‌خواهند زندگی کنند

درحالی‌که پیام اعتراضات به وضعیت ارز، مطالبه یک زندگی بهتر است کنش‌های رادیکال تروریستی اساساً عامل سلب حیات بوده و ضد زندگی است. بازاری‌هایی که دغدغه بهبود وضعیت کسب‌وکار خود را داشتند این روزها اگر کسب‌وکارشان از گزند آتش خشونت در امان مانده باشد درگیر تعطیلی‌های اجباری است که با هدف جلوگیری از آسیب به آن‌ها تحمیل شده است. اگر حتی حجم زیاد مغازه‌هایی که در شهرهای مختلف به آتش کشیده شده تا زندگی روزمره مردم گروگان آشوبگران باشد را نادیده بگیریم، مغازه‌های سالم نیز از دو جهت از نبود امنیت آسیب می‌بینند. از طرفی به دلیل کاهش ترددهای مردم که گشت‌وگذار در بازار را از اولویت خارج کرده و می‌خواهند از خیابان دور بمانند درآمد آن‌ها کاهش پیدا کرده و ازسوی‌دیگر خود این مغازه‌ها نیز چندین ساعت زودتر تعطیل می‌کردند تا جان و مالشان در امان باشد. یعنی بازاریانی که با هدف بهبود کسب‌وکار خود به وضعیت ارز معترض بودند اکنون اثر انحراف مطالباتشان را به طور ملموس درک کرده و آشوب را در تقابل با معیشت خود می‌دانند. 

پیرکودک ناتوان 

رضا پهلوی که امید داشت با رادیکال کردن فضا از مسیر خشونت، شکست چندین ساله خود در پروژه براندازی را به‌یک‌باره جبران کرده و یک‌شبه پیروزی به دست بیاورد اکنون این صحنه را در مقابل خود می‌بیند که ننگ جنایت نتوانسته اغتشاش خیابانی را تداوم بخشد. این شکست به طور واضح ناپختگی سیاسی رضا پهلوی را نشان می‌دهد که تا پیش از به میدان آورده شدن توسط موساد کاری جز خوش‌گذرانی با پول‌توجیبی‌ای که مادرش به او می‌داد بلد نبود؛ اما براندازی به‌یک‌باره به پروژه مالی برای او تبدیل شد تا بتواند در کنار اموال غارت شده مردم ایران، یک منبع درآمد جدید برای خود پیدا کند. در گفت‌وگویی که چند سال پیش از او منتشر شده زمانی که مجری از پهلوی در مورد شغلش می‌پرسد او می‌گوید: «از زمانی که پدرم فوت شدند و من وارد صحنه سیاسی اپوزیسیون ایران به نظام جمهوری اسلامی شدم تا الان بیش از 30 سال می‌گذره و درواقع شغل من «مبارزه سیاسی برای آزادی ایران» بوده در این سال‌ها!» او در مورد اینکه آیا آنچه به‌عنوان شغل مطرح کرده درآمدی هم برایش داشته یا نه در ابتدا منکر درآمد شده و می‌گوید با کمک خانواده‌اش تابه‌حال توانسته زندگی کند؛ اما در ادامه می‌گوید که هزینه‌های زندگی‌اش از مسیر کمک‌های خانواده و کمک‌های مالی به پروژه براندازی تأمین می‌شود. فرزند شاه مخلوع که در پروژه‌های مختلف ضدایرانی نشان داده حداقلی از درک و توانمندی سیاسی را ندارد با این جملات صراحتاً اعتراف می‌کند که چاه براندازی اگر برای شاه‌پرستان به آب نرسیده برای خاندان پهلوی به نان رسیده است. 

نظرات کاربران
capcha