فنلاند برای خودش «رمبو» پیدا کرده

«سیسو» برای مردم فنلاند چیزی فراتر از یک فیلم اکشن است. این اثر، بازتابی از تاریخ پرزخم و غرور ملی آنان است؛ تاریخی که با دشمنان دیرینه‌ای چون نازی‌ها و روس‌های کمونیست گره خورده. موفقیت فیلم در سطح جهانی، برای فنلاندی‌ها حال خوشی به ارمغان آورده، چرا که بار دیگر در پرده سینما شاهد شکست دشمنان تاریخی خود هستند.

  • ۱۴۰۴-۱۰-۲۲ - ۱۶:۲۱
  • 00
فنلاند برای خودش «رمبو» پیدا کرده

مرد گل آلود تبر به دست و تلی از اجساد پشت سرش!

مرد گل آلود تبر به دست و تلی از اجساد پشت سرش!
هومن جعفریهومن جعفریخبرنگار

فنلاند امروز با فیلمی چون «سیسو» نه تنها در عرصه سینما، بلکه در عرصه هویت ملی و فرهنگی جشن می‌گیرد. کشوری که سال‌ها در سایه تاریخ پرزخم خود با دشمنان دیرینه‌اش—نازی‌ها و روس‌های کمونیست—دست‌وپنجه نرم کرده، حالا با یک اکشن خونین و پرهیجان توانسته تصویری تازه از مقاومت و سرسختی مردمش به جهان نشان دهد. «سیسو» برای فنلاندی‌ها فقط یک فیلم سرگرم‌کننده نیست؛ بلکه بازتابی از روحیه‌ای است که در فرهنگشان ریشه دارد: اراده شکست‌ناپذیر، سرسختی در برابر فشار، و ایمان به اینکه حتی یک فرد تنها می‌تواند در برابر ارتش‌های عظیم بایستد. این موفقیت سینمایی، برای مردم فنلاند حال خوشی به ارمغان آورده؛ چرا که در پرده نقره‌ای، بار دیگر شاهد شکست دشمنان تاریخی خود هستند.

نبرد اول: رویارویی با نازی‌ها

نیمه نخست فیلم، تماشاگر را به سال ۱۹۴۴ و جنگ لاپلند می‌برد. آاتامی کورپی، سرباز سابق ارتش فنلاند، پس از کشف ذخیره‌ای بزرگ از طلا، در مسیر بازگشت با یک گردان نازی مواجه می‌شود. نازی‌ها که در حال عقب‌نشینی از شمال فنلاند هستند، طمع طلا دارند و قصد نابودی او را می‌کنند. اما کورپی با همان «سیسو» افسانه‌ای، به تنهایی در برابر ماشین جنگی آلمان می‌ایستد.

این بخش فیلم با خشونتی بی‌وقفه و صحنه‌های اکشن نفس‌گیر ساخته شده است. کورپی با استفاده از مین‌ها، سلاح‌های ابتدایی و حتی دستان خالی، دشمنانش را یکی پس از دیگری نابود می‌کند. او نه تنها برای حفظ طلا، بلکه برای حفظ غرور ملی و انتقام از اشغالگران می‌جنگد. هر صحنه یادآور این است که فنلاندی‌ها در تاریخ واقعی نیز با ارتش نازی مقابله کرده‌اند و حالا در سینما، این مقاومت به شکلی اغراق‌آمیز و تماشایی بازسازی می‌شود.

نبرد دوم: تقابل با روس‌های کمونیست

در قسمت دوم، روایت فیلم از دشمنی با نازی‌ها فراتر می‌رود و به رویارویی با روس‌های کمونیست می‌رسد. این تغییر جهت داستانی ریشه در واقعیت تاریخی دارد؛ زیرا فنلاند در جنگ جهانی دوم نه تنها با آلمان، بلکه با اتحاد جماهیر شوروی نیز درگیر بود. کورپی پس از پشت سر گذاشتن گردان نازی، وارد قلمرویی می‌شود که نیروهای شوروی حضور دارند. این بار دشمن نه صرفاً اشغالگر نظامی، بلکه قدرتی ایدئولوژیک است که می‌خواهد سلطه سیاسی و فرهنگی خود را بر منطقه تحمیل کند.

در این نیمه، فیلم لحن متفاوتی پیدا می‌کند. اگر در بخش نخست خشونت کورپی بیشتر جنبه انتقام شخصی و بقا داشت، در بخش دوم مبارزه او رنگ و بوی سیاسی و ایدئولوژیک می‌گیرد. روس‌ها نماد کمونیسم و سلطه‌طلبی هستند و کورپی با همان سرسختی افسانه‌ای، در برابر آنان می‌ایستد. صحنه‌های نبرد در این بخش بیشتر بر تاکتیک‌های چریکی، استفاده از محیط طبیعی و هوش نظامی کورپی تمرکز دارد. او با کمترین امکانات، ضربات سنگینی به نیروهای شوروی وارد می‌کند و نشان می‌دهد که «سیسو» نه تنها در برابر نازی‌ها، بلکه در برابر هر قدرتی که بخواهد آزادی فنلاند را تهدید کند، معنا پیدا می‌کند.

پیوند دو نیمه: سیسو به عنوان فلسفه بقا

هر دو نیمه فیلم، با وجود تفاوت در دشمنان، یک پیام مشترک دارند: اراده شکست‌ناپذیر انسان در برابر قدرت‌های بزرگ. کورپی در برابر نازی‌ها و روس‌ها، دو نیرویی که در تاریخ معاصر فنلاند نقش پررنگی داشته‌اند، ایستادگی می‌کند و نشان می‌دهد که مفهوم «سیسو» چیزی فراتر از شجاعت فردی است؛ این واژه به فلسفه‌ای ملی تبدیل می‌شود که بقای یک ملت کوچک را در برابر امپراتوری‌های عظیم تضمین می‌کند.

فیلم با ترکیب خشونت سینمایی، تصاویر چشم‌نواز از طبیعت سرد و خشن فنلاند، و شخصیت‌پردازی مینیمال کورپی، موفق می‌شود داستانی دوپاره اما یکپارچه بسازد. نیمه نخست با اکشن بی‌وقفه و خونریزی علیه نازی‌ها، و نیمه دوم با نبردهای تاکتیکی و سیاسی علیه روس‌ها، در نهایت تصویری کامل از مقاومت فنلاندی ارائه می‌دهد.

جمع‌بندی

«سیسو» برای مردم فنلاند چیزی فراتر از یک فیلم اکشن است. این اثر، بازتابی از تاریخ پرزخم و غرور ملی آنان است؛ تاریخی که با دشمنان دیرینه‌ای چون نازی‌ها و روس‌های کمونیست گره خورده. موفقیت فیلم در سطح جهانی، برای فنلاندی‌ها حال خوشی به ارمغان آورده، چرا که بار دیگر در پرده سینما شاهد شکست دشمنان تاریخی خود هستند. «سیسو» با دو نیمه متفاوت، یک پیام واحد دارد: هیچ قدرتی نمی‌تواند اراده ملتی را که به «سیسو» باور دارد، در هم بشکند.

نظرات کاربران
capcha