نماد اقتدار و مظلومیتمأمور انتظامی که در سرما و گرما برای تأمین امنیت جامعه، خود را در خطیرترین موقعیتها قرار میدهد درآمد ماهیانهاش اگر کمتر از یک کارمند متوسط و پایین یک اداره نباشد، قطعاً بیشتر از آن نیز نیست. همه آحاد جامعه نیز در هر موقعیت خطرناکی با وجود هرگونه اعتراضی فراجا را بهعنوان مأمن و محل رجوع خود میبینند.
نیروهای فراجا جانشان را فدای امنیت کشور کردند

در روزهای گذشته تصاویر دردناکی در رسانههای داخلی منتشر شد؛ تصاویری از صورت مجروح مأمورین انتظامیای که برای تأمین امنیت و مقابله با اشرار تروریست در خیابانها حضور داشتند. این تصاویر نمیتواند حجم قساوت و جنایت تروریستهای خیابانی را روایت کند. آمارها روایتی وحشتناکتر دارند. یکی از این آمارها را رئیس سازمان نظام پزشکی اعلام کرد. محمد رئیسزاده گفت که تنها «در یکی از چند شب گذشته در یک مرکز درمانی 400 مجروح از فرماندهی انتظامی بستری بودند.»
دیدن تصاویر این مأمورین، به طور حتم این سؤال را در ذهن متبادر میکند که چرا پلیس از ابزارهای در دست خود برای مهار تروریستهای مسلح استفاده نمیکند تا نیروهایش که سرمایه این مرزوبوم هستند، اینچنین آسیب نبینند؟ پاسخ این سؤال را میتوان در فشارهای سیاسی و رسانهای دید. متأسفانه هر زمان که بحران و آشوبی در کشور به وجود آمده، نیروهای نظامی و امنیتی در خط مقدم بودهاند، اما بهانهجوها همواره انگشت اتهام را بهسوی آنان نشانه رفتهاند. موضوع به این محدود نمیشود. در کلان دعواهای سیاسی نیز دیدهایم که امنیت به قیمت کسب رأی فروخته شده است. یک کاندیدای ریاستجمهوری برای خارجکردن رقیب خود از میدان انتخابات، سابقه فرماندهی او در نیروی انتظامی را یادآوری کرده و مأموران انتظامی را متهم به برخورد «گازانبری» میکند بدون اینکه توجه کند چنین اتهامزنیهایی چه عاقبتی برای امنیت نیروهای انتظامی و متعاقباً امنیت کشور در پی دارد؟ رگههای این مواجهه که تضعیف نهادهای امنیتی را در پی دارد در اتفاقات 1401 و 1404 نیز مشاهده شد. اینکه نیروی انتظامی مجبور شود در نخستین روزهای اعتراضات اخیر بلندگو به دست روی خودرو فراجا ایستاده و ضمن تبیین مشکلات اقتصادی، مردم را دعوت به آرامش کند به این معنی است که این نیرو، بار بیمسئولیتی برخی نهادهای متولی که قدرت تکلم با مردم و توجیه تصمیماتشان را ندارند به دوش میکشد. نکته قابلتوجهتر این است که فراجا که حتی حاضر شده به اندازه توانش بیعملی برخی مسئولان را نیز جبران کند، مدام از جانب بسیاری از مسئولان مورد مطالبه قرار گرفته که باید نسبت به اقداماتی که در چند شب اخیر در مواجهه با آشوبگران داشته نیز پاسخ دهد! البته این نهاد، مسئولانه در بسیاری از موارد با هدف جلوگیری از سوءاستفاده رسانههای معاند رویکرد پاسخگویی را در پیش گرفته است.
یار فراجا باشید نه بار بیجا
اینکه بهمحض شایعهسازی در مورد حوادث بیمارستان ایلام، برخی مسئولان نیز بهجای اینکه ابتدا از واقعیت ماجرا مطلع شوند و سپس موضعگیری کنند، بیاطلاع و بر اثر فضاسازی رسانهای در جایگاه مطالبهگر نشسته و مدام طلب پاسخ از فراجا داشته باشند، اثبات میکند که بسیاری از مسئولان درک درستی از شأنیت نهادهای حافظ امنیت ندارند. البته فراجا پس از این مطالبات با استناد به تصاویر دوربینهای مداربسته نشان داد که فرماندهان میدانی طبق دستورات عمل کرده و هیچ قصد و انگیزهای برای ورود به بیمارستان نداشتهاند، اما هجوم خرابکاران به بیمارستان، برای تقابل با فراجا و اقدامات خرابکارانه در محوطه بیمارستان، باعث میشود کارکنان بیمارستان از فراجا درخواست کمک کنند، لذا با هماهنگی مأموران حراست بیمارستان، فراجا به کمک پرسنل بیمارستان میرود. باوجود پاسخ مستند فراجا به مسئولان و چهرههای سیاسی که در ابتدا مطالبه پاسخگویی داشتند، آنها نهتنها بابت پاسخگویی فراجا به افکار عمومی از آنها تشکر نمیکنند بلکه بعد از مجروحیت گسترده نیروهای امنیتی نیز کمتر بروزی از خود نشان داده و حاضر میشوند در دفاع از عملکرد آنها صحبت کنند تا مبادا در فضای رسانهای که تصویری منفی از نیروهای امنیتی برساخته میشود، متحمل هزینه سیاسی شوند.
همۀ نهادها اشتباه میکنند
نمیتوان منکر این واقعیت شد که برخی از کارکنان فرماندهی انتظامی نیز همچون کارکنان هر نهاد دیگری بعضاً مرتکب اشتباهات میشوند، اما در چنین موقعیتهایی نهاد فراجا بسیار بیشتر از سایر نهادها که آنها نیز ممکن است مرتکب اشتباهاتی شوند، مورد مطالبه برای پاسخگویی قرار میگیرد. مثلاً اگر یک پزشک در موارد متعددی با اشتباهات فاحش منجر به مرگ تعدادی زیادی از بیماران شود هیچکس سازمان نظام پزشکی را زیر سؤال نبرده و از منظر یک اشتباه فردی به آن مینگرد، اما اگر یک مأمور فراجا مرتکب خطایی شود در فضای رسانهای حجم گستردهای علیه این نهاد حافظ امنیت به راه میافتد. چنین تقابل رسانهای توسط رسانههای خارجنشین و نهادهای امنیتی غربی حامی آنها کاملاً طبیعی است. آنها برای از میدان بهدرکردن مهمترین نهاد مقابل خود در مهارکردن پروژههای آشوب خیابانی چنین رویکردی در پیش گرفته و با انتشار حجم زیادی از شایعات سعی دارند نیروهای فراجا را منفعل کرده و از خلأ شکل گرفته شبهای تلخی همچون 18 دی 1404 را رقم بزنند، اما اینکه در داخل نیز برخی گروهها و چهرههای سیاسی ناخودآگاه در جهت تقویت روایت ضد نیروهای حافظ امنیت گام بردارند رویکردی پرآسیب و غیرقابلدرک محسوب میشود. توقع میرود اگر در مواردی نیز نسبت به عملکرد نیروهای فراجا سؤالی در ذهن هر یک از مسئولان کشور وجود دارد، پاسخگویی به این سؤال ابتدا از کانالهای غیرعلنی پیگیری شود و سپس خود مسئولان نیز به یاری فراجا آمده و واقعیت ماجرا را برای مردم تشریح کنند. نه اینکه چندین مقام رسمی بدون اینکه حاضر شوند پس از بررسی، واقعیت ماجرا را برای اذهان عمومی تشریح کنند، خود نیز ناخودآگاه رویکرد ابهامآفرین فضای مجازی علیه نیروهای فراجا را در پیش گرفته و به طور مکرر پاسخگویی به ابهامات را در فضای علنی از فرماندهی انتظامی مطالبه کنند.
هر کشتهای مظلوم نیست
تصاویر فجیع آتشزدن یکی از مأموران فراجا در آشوبهای 1401 در مشهد در سال 1404 با بسامد بیشتری تولید شد که دو مورد آن در فضای رسانهای هفته گذشته بازتاب پیدا کرد. یکی از این تصاویر مربوط به پرتاب کوکتل مولوتف به سمت یکی از نیروهای فراجا در اراک بود و دیگری مربوط به آشوبگری در شیراز بود که یک کپسول آتشنشانی را مملو از بنزین کرده و با پاشیدن بنزین به سمت نیروهای فراجا آن را مشتعل کرد. رسانههای معاند که این روزها ابایی از پوشش خبری اقدامات عامل جنایتکار خود نیز ندارند بدون اینکه به اقدامات انجام شده در شیراز توجه کنند به دروغ مدعی شدند فرد مذکور در درگیری با پلیس در شیراز کشته شده تا به این طریق برای فردی با این حد از توحش نیز مظلومنمایی کرده باشند. اگرچه پلیس در ادامه ضمن دستگیری فرد مذکور با پخش اعترافات او اثبات کرد که این فرد کشته نشده است، اما بد نیست به این سؤال بیندیشیم که اگر پس از چنین اقدامی نیروهای حافظ امنیت ناچار میشدند در موقعیتی چنین پرآشوب با استفاده از گلوله از خود دفاع کنند و حاصل آن نیز کشته شدن این جنایتکار میبود، آیا آنها اساساً کار خطایی مرتکب شده بودند؟ این سؤال را میتوان در مورد دهها برخورد مشابه دیگر که به ویژه در آخر هفته گذشته در کشور شاهد بودیم نیز پرسید. نیرویی که به دلیل مماشات حداکثری جهت مشخص شدن مرز بین آشوبگران و مردم در یک شب فقط در یک مرکز درمانی 400 مجروح بستری دارد برای تأمین امنیت آیا نباید ابتدا از خودش دفاع کند؟ طبعاً چنین مواجههای تلفاتی را نیز در بین آشوبگران دارد. اما طراحان اقدامات تروریستی از طرفی با کشتار مردم عادی که حتی کودک 3 ساله کرمانشاهی را نیز شامل میشود به دنبال این هستند که مأموران فراجا را متهم به کشتار کنند و از سوی مقابل این خط را دنبال میکنند که هر فرد کشته شده دیگری را حتی اگر تروریست مسلح باشد مظلوم جلوه داده و او را فردی بیگناه عنوان کنند که فراجا بیدلیل به روی او آتش گشوده است. در این پروژه خون کودک 3 ساله هم برای شستن روی جنایتکار به کار گرفته میشود چه برسد به آبروی فراجا.
جان فدای جان
مأمور انتظامی که در سرما و گرما برای تأمین امنیت جامعه، خود را در خطیرترین موقعیتها قرار میدهد درآمد ماهیانهاش اگر کمتر از یک کارمند متوسط و پایین یک اداره نباشد، قطعاً بیشتر از آن نیز نیست. فردی که خود نیز ممکن است معترض به شرایط معیشتیاش باشد به قیمت شهادت و جانبازی، از مسئولیت تأمین امنیت خود کوتاه نمیآید. همه آحاد جامعه نیز در هر موقعیت خطرناکی با وجود هرگونه اعتراضی فراجا را بهعنوان مأمن و محل رجوع خود میبینند، بااینوجود برخی رویکردهای رسانهای باعث میشود تا مأموران فراجا حتی در موقعیتهای خطرناک ناچار شوند محتاطانهترین رویکرد را در استفاده از سلاح خود برای دفاع از کشور در پیش بگیرند. همین رویکرد محتاطانه باعث شده است تا خسارتهای جانی جبرانناپذیری در شبهای گذشته به کشور وارد شود و خانوادههای بسیاری از مأموران انتظامی عزادار فرزند، همسر یا پدری باشند که امنیت خود را قربانی امنیت کشور کرد تا فرزندان کمتری از جامعه، قربانی خشونت کور تروریستهای آموزشدیده خیابانی شوند.
مطالب پیشنهادی










